شهادت آیت الله العظمی سیدعلی خامنهای رهبر جمهوری اسلامی ایران را در پی حمله خصمانه ائتلاف آمریکایی اسرائیلی تسلیت میگوییم.
شهادت رهبر انقلاب را تسلیت میگوییم
شهادت آیت الله العظمی سیدعلی خامنهای رهبر جمهوری اسلامی ایران را در پی حمله خصمانه ائتلاف آمریکایی اسرائیلی تسلیت میگوییم.
مراسم یادبود شهدای مدرسه میناب با عنوان «حضور غیاب» با همکاری خانه سینما، خانه تئاتر و خانه موسیقی از شب گذشته دوشنبه چهارم خرداد کار خود را آغاز کرد.
به گزارش روابط عمومی خانه تئاتر از خانه سینما، پرویز پرستویی در این مراسم که با مشارکت خانه سینما، تئاتر و موسیقی برپا شد ، گفت: آدم هایی که در فیلم ها کشته میشوند ادای کشته شدن را درمیآورند اما در واقعیت همه چیز متفاوت است.
وی با اشاره به از دست رفتن جان هموطنان در جنگ تحمیلی اخیر و اعتراضات گفت: همه این عزیزان متعلق به آب و خاک همین سرزمین هستند.
پرستویی با بیان اینکه مردم در جنگ همانند بچههای میناب کشته میشوند ، گفت: هرکدام از این بچه ها یک انسان بودند که قرار بود ظهر با ذوق و شوق پیش پدر و مادرهایشان برگردند.
پرستویی در ادامه از تک تک دانش آموزان شهید نام برد و مردم حاضر به جای این شهدا، همانند کلاس درس اعلام حاضری کردند.
پرستویی با بغض با نام بردن از ماکان نصیری یادآور شد که پیکر او پیدا نشد.
مرضیه برومند با یک اجرای تئاتری نقش یکی از مادران چشم انتظار میناب را در میان مردم به صحنه برد.
مدیر هنری این برنامه امیر اثباتی است.
اجرای قطعات موسیقی، پرفورمنس ، نمایش خیابانی توسط هنرمندان شناخته شده و شروه خوانی توسط مالک حدپور از جمله برنامههای است که هر شب در محوطه باز خانه هنرمندان اجرا خواهد شد.
مراسم یادبود شهدای مدرسه میناب از شب گذشته ۴ خرداد آغاز شد و تا روز دوشنبه ۱۱ خرداد ادامه خواهد داشت.
این برنامه با همکاری شهرداری منطقه ۶ و با حمایت اتاق بازرگانی صنایع، معادن و کشاورزی ایران به اجرا در میآید.
همایون اسعدیان مدیرعامل خانه سینما، علیرضا گیلوری مدیرعامل خانه تئاتر، محمدمهدی عسگرپور مدیرعامل خانه هنرمندان، محمدرضا کارچی شهردار منطقه ۶، آیدین ظریف سخنگوی خانه سینما، محیط طباطبایی مدیر ایکوم، رضا درستکار، آناهید آباد، مریم هژیروند، علی جناب، حمیدرضا عاطفی معاون اجرایی خانه موسیقی ایران، بابک رضایی مدیرکل دفتر موسیقی ، اسحاق شکری مدیرعامل انجمن موسیقی ایران در این برنامه حضور داشتند.
همچنین علیرضا تاجیک طراح حرکت و
محمد مبین تاجیک، جاوید رضوی، امیرحسین فتحی، یگانه خالقی، محدثه رضازاده و شقایق فکور گروه حرمت را تشکیل میدادند.
گروه بازیگران میناب نیز عبارتند از:
محمد باقر صفا نور، علیرضا تاجیک، زینب عادل فر، زهرا غلامی، مریم حجتی، آریو رئیسی.
یسنا لطفعلی زاده ( دختر بچه)، محمد رضا مدبری( پسر بچه ) و الهام زمانی ( معلم) بازیگران مدرسه بودند.
جلسه هیاتمدیره کانون کارگردانان خانه تئاتر برگزار و در این جلسه علاوه بر مصوب شدن برخی موارد، کمیته آسیب شناسی این کانون تشکیل شد.
به گزارش روابطعمومی خانه تئاتر از کانون کارگردانان، جلسه هیاتمدیره کانون کارگردانان خانه تئاتر با حضور اعضای هیاتمدیره روز شنبه دوم خردادماه 1405 در عمارت خانه تئاتر برگزار و در خصوص مسائل مختلف کانون تصمیماتی اتخاذ شد.
در این جلسه اسماعیل خلج، مجید کریمی، غلامرضا عربی، حسین پرستار، مازیار لرستانی اعضای هیاتمدیره و احسان فکاء بازرس کانون کارگردانان حضور داشتند.
در ابتدای جلسه و در ادامه جلسات قبل، به اصلاح شیوهنامه عضوگیری و امتیازدهی به متقاضیان جدید عضویت در کانون کارگردان پرداخته و موارد زیادی از شیوهنامه عضوگیری اصلاح شد.
در بخش دوم جلسه و با حضور ناصح کامگاری از اعضای هیات موسس و کانون کارگردانان، مسائل مهم انتقادی مطرح شد و هیاتمدیره در خصوص این مسائل گفتوگو کردند.
در ادامه و با تصویب هیاتمدیره مقرر شد کمیته آسیبشناسی به دبیری ناصح کامگاری تشکیل و دبیر کمیته، پیگیر موضوعات مختلف کیفیتشناسی و دلایل کمکاری و بیکاری برخی کارگردانان حرفه ای تئاتر شود.
کارگردان نمایش «ویلا» گفت: مردم همچنان تئاتر را دوست دارند و به رغم نبود اینترنت و نبود فضای مناسب، این هنر همچنان در سبد فرهنگی آنان حفظ شده است.
به گزارش روابط عمومی خانه تئاتر، سیروس همتی نویسنده و کارگردان نمایش «ویلا»، در یادداشتی با اشاره به تجربه دشوار اجرای این اثر، از مسیر پرچالش آن در ماههای گذشته گفت؛ مسیری که به گفته او با وجود همه فشارها، با همراهی مخاطبان ادامه پیدا کرده است.
آن چیزی که برای من همیشه اهمیت داشته، استقبال تماشاگر است؛ در شرایطی که نبود اینترنت، نبود فضای مناسب و نامشخص بودن بسیاری از وضعیتها کار را سختتر میکرد، همین حضور مخاطب نشان داد که مردم همچنان تئاتر را دوست دارند و آن را در سبد فرهنگی خود حفظ کردهاند.
«ویلا» برای من سختترین تجربه تئاتریام بود. نمایشی که در دو دوره اجرا شد؛ یک دوره در هیاهوی هجده و نوزده دی و پیش از جنگ، و دوره دوم پس از جنگ. همین فاصله و تغییر شرایط باعث شد اثر دچار دوپارگی شود؛ بازیگران تغییر کردند، برخی به اجرا نرسیدند و گروه با دشواریهای تازهای روبهرو شد.
در همین مسیر، اتفاقات تلخی هم رقم خورد؛ از آسیب دیدن خانه یکی از بازیگران در جریان جنگ گرفته تا از دست دادن یکی از نزدیکان یکی دیگر از اعضای گروه در همان روزهای پرالتهاب. این تجربهها، در کنار فشار اقتصادی و فرسودگی روحی، اجرای کار را به شدت سنگین کرد.
با این حال، چراغ «ویلا» خاموش نشد. به باور من، تئاتر در دل بحرانها نه تنها متوقف نمیشود، بلکه شکل تازهای از زیستن پیدا میکند. بسیاری از آثار مهم نمایشی جهان نیز در دل جنگها و پساجنگها متولد شدهاند؛ از برشت و سارتر تا کامو و دیگران.
به زعم من، تئاتر امروز ما نیز بیتأثیر از همین زیست جمعی و بحرانها نیست؛ آثاری که روی صحنه میروند، حامل ردپای تجربههای روحی و اجتماعی ما هستند؛ تجربههایی که هم در بدن بازیگران و هم در ذهن تماشاگران رسوب کردهاند.
در پایان نیز لازم میدانم از همراهی خانه تئاتر و همه کسانی که در این مسیر در کنار گروه بودند قدردانی کنم؛ همراهیای که باعث شد این اجرا در سختترین شرایط هم ادامه پیدا کند.
دو کتاب «بداههپردازی در نمایش خلاق» به نویسندگی بتی سی کلر و مترجمی حسین فداییحسین و «اقتباس در تئاتر معاصر» نوشته فرانسیس ببیج و با ترجمه مجید کیانیان مورد بررسی قرار گرفت.
به گزارش روابط عمومی خانه تئاتر از تئاتر شهر، این نشست با اجرای منوچهر اکبرلو و با حضور مهمانانی چون سعید اسدی (مدیرعامل انجمن هنرهای نمایشی ایران و پژوهشگر تئاتر)، رحمت امینی، سیدحسین فداییحسین، سیدجواد روشن، بهرام جلالیپور، مجید کیانیان، توحید معصومی، وحید لک، کوروش سلیمانی، میثم یوسفی و جمعی دیگر از هنرمندان و علاقهمندان برگزار شد.
ضرورت نقد کتابهای تئاتری
منوچهر اکبرلو، مجری نشست «عصری با کتاب»، با تأکید بر لزوم تداوم فعالیتهای پژوهشی در عرصه تئاتر گفت: «هدف از برگزاری این نشست، صرفاً رونمایی نیست؛ بلکه تلاش برای ایجاد بستری جهت نقد و گفتوگوی علمی پیرامون تازههای نشر است. خوشبختانه امروز شاهد هستیم که کتابهای تخصصی از مرحله تألیف و ترجمه عبور کرده و در دسترس علاقهمندان قرار گرفتهاند و اکنون نوبت آن است که با نقدی روشمند، کیفیت این آثار را به چالش بکشیم.»
اکبرلو در بخش دیگری از صحبتهای خود، ضمن اشاره به ضرورت تنوع در فرمهای انتشاراتی افزود: «اهمیت انتشار کتابهای فیزیکی همچنان پابرجاست، اما در کنار آن، باید به ضرورت انتشار تصویری و صوتی نیز توجه کرد. ما به دنبال پر کردن خلأهای آموزشی در حوزه نشر تئاتر هستیم و این نشستها باید فضایی برای نقد صریح و سازنده باشد تا به ارتقای دانش حرفهای جامعه تئاتر منجر شود.»
او در معرفی آثار و نویسندگان حاضر در جلسه، از تلاشهای مستمر فعالان این حوزه تقدیر کرد و در خصوص مباحث تخصصی گفت: «در مواجهه با متون آموزشی، باید به تفکیکهای مفهومی دقت کرد. به عنوان مثال، تفاوت تئاتر کاربردی که یک حوزه فرایندمحور است با نمایش خلاق که بر لحظه حال تمرکز دارد، بسیار حائز اهمیت است. امیدواریم با بررسی دقیق این تفاوتها در نشستهای تخصصی، مسیر روشنتری برای هنرجویان و دانشجویان تئاتر ترسیم کنیم.»
بنیان نظری، پشتوانه اجرای صحنهای
در ادامه این نشست، سعید اسدی در آغاز سخنان خود با نگاهی کلان به شرایط اجتماعی و فرهنگی کشور گفت: «تاریخ ما نشان داده است که ایرانیان همواره در مواجهه با بحرانها و شرایط دشوار، به شکلی خلاقانه تابآور بودهاند. این میراث تاریخی، یک پایگاه مستحکم برای فرهنگ و هنر ایجاد کرده است که هیچ تلاطم و تهدیدی نمیتواند آن را متزلزل کند. تئاتر ما در سالهای اخیر به خوبی نشان داد که مخاطب همچنان تشنه بهرهمندی از هنر است و این میل به زیبایی و اندیشه، ریشه در عمق فرهنگ ما دارد.»
او با اشاره به چالشهای اقتصادی حوزه نشر افزود: «تولید کتاب در شرایط فعلی، با توجه به هزینههای چاپ و کاغذ، فشارهای بسیاری بر ناشران وارد میکند. در این میان، انتشارات نمایش به عنوان یک ناشر پایدار و متخصص، با وجود تمام محدودیتها توانسته است مراجع علمی ارزشمندی را تولید کند. اگرچه فشارهای اقتصادی ممکن است بر کمیت کتابها اثر بگذارد، اما کیفیت بالای کتابهای منتشر شده توسط اساتید و پژوهشگران حاضر در این جلسه، به خوبی این خلأ را جبران کرده است.»
اسدی در خصوص ضرورت تحول در ساختار نشر و نقد کتاب تأکید کرد: «ما نباید تنها به نسخه چاپی محدود شویم. برنامههای گستردهای برای توسعه نشر الکترونیک و تولیدات دیجیتال (اعم از نسخههای صوتی و تصویری) در دستور کار است که به همت مدیریت انتشارات در آینده نزدیک محقق خواهد شد. نکته کلیدی دیگر، ضرورت تقویت حوزه نقد است. نقد جدی و روشمند، چه در کتاب و چه در اجرا، عامل اصلی ارتقای کیفیت است. امیدوارم جلسات «عصری با کتاب» به بستری برای نقد صریح و حتی بیرحمانه تبدیل شود؛ چرا که تعریف و تمجید به تنهایی کمکی به رشد هنر نمیکند. این نشستها باید آغوش خود را به روی سایر ناشران نیز باز کنند تا جریان نقد در تئاتر همگانی شود.»
سعید اسدی در پایان سخنانش گفت: «انتشار آثاری که بر مبانی پدیدارشناسی و مفاهیم بنیادین (مانند اقتباس و بداههپردازی) تمرکز دارند، خوراک اصلی جریان اجرایی ما را تأمین میکنند. هرچه بنیه نظری هنرمندان ما قویتر باشد، خروجی تئاتر کشور در صحنه، حرفهایتر و ماندگارتر خواهد بود.»
جایگاه «بداههپردازی» در نمایش خلاق
سیدحسین فداییحسین، مترجم کتاب «بداههپردازی در نمایش خلاق»، در نشست «عصری با کتاب» با اشاره به اهمیت ثبت و انتشار آثار مکتوب در حوزه تئاتر کودک و نوجوان گفت: «مکتوبات، مهمترین دستاورد و میراث ماندگار رویدادهای تئاتری هستند؛ چراکه جشنوارهها و برنامههای اجرایی در مقاطع زمانی مشخص برگزار میشوند و به پایان میرسند، اما آنچه از این رویدادها باقی میماند، آثاری است که به شکل کتاب و سند مکتوب در اختیار پژوهشگران، هنرمندان و علاقهمندان قرار میگیرد.»
او با اشاره به روند انتشار آثار تخصصی در این حوزه افزود: «از سال ۱۳۸۵ و همزمان با فعال شدن دوباره دفتر تئاتر کودک و نوجوان، توجه جدیتری به انتشار منابع مکتوب شکل گرفت و جشنوارهها به بستری برای تولید و انتشار کتاب تبدیل شدند. به گفته او، از آن سال تاکنون در مجموع ۶۳ اثر در حوزه تئاتر کودک و نوجوان منتشر شده که این آمار، نشاندهنده یک جریان قابل توجه در حوزه نشر تخصصی تئاتر است.»
فداییحسین در ادامه با اشاره به کتاب «بداههپردازی در نمایش خلاق» اظهار کرد: «این اثر را میتوان از جمله کتابهایی دانست که میتواند آغازگر یک جریان نو در این حوزه باشد. او توضیح داد که انتخاب عنوان کتاب نیز بر همین اساس صورت گرفته و واژه «بداههپردازی» در آن، به دلیل جایگاه بنیادین این مفهوم در نمایش خلاق مورد تأکید قرار گرفته است.»
او با بیان اینکه بداههپردازی یکی از مهارتهای اساسی در آموزش و اجرای نمایش است، گفت: «بازیگر برای آنکه نقش خود را طبیعی، زنده و باورپذیر ارائه کند، ناگزیر به تسلط بر بداههپردازی است و این توانایی، یکی از پایههای شکلگیری بازی خلاق به شمار میرود.»
فداییحسین همچنین با اشاره به پیشینه نظری این حوزه افزود: «مبانی این کتاب بر اساس متدها و تجربههایی شکل گرفته که در آموزش نمایش خلاق و بازیهای نمایشی مورد توجه قرار دارند و از همین رو، میتواند هم برای فعالان تئاتر کودک و نوجوان و هم برای علاقهمندان به آموزشهای پایهای تئاتر، اثری کاربردی و قابل اتکا باشد.»
اجرای آثار ترجمه بر بستر فرهنگی ایران
رحمت امینی، مدرس دانشگاه و پژوهشگر تئاتر، در نشست «عصری با کتاب» با تأکید بر ضرورت ارتقای کیفی منابع آموزشی تئاتر در ایران، گفت: «آقای فداییحسین با استمرار در ترجمه و تألیف، دانش فنی و تئوریک حوزه تئاتر کودک و نوجوان را به شکل قابل توجهی گسترش داده است. در کتاب جدید ایشان، مفهوم «بداههپردازی» در پیوند با «نمایش خلاق» قرار گرفته که موضوعی کلیدی و نیازمند تحلیل عمیقتر است.»
او با تبیین تفاوتهای بنیادین در رویکردهای آموزشی افزود: «تئاتر کاربردی، محصولمحور نیست؛ بلکه فرایندمحور است. متأسفانه در نگاه غالب، تئاتر کودک و نوجوان سادهانگاری میشود، در حالی که فعالیت در این حوزه نیازمند شناخت دقیق و عمیق از روانشناسی کودک و اصول تخصصی کارگردانی است.»
امینی با انتقاد از استفاده مستقیم از متون ترجمهشده بدون در نظر گرفتن بستر فرهنگی، تأکید کرد: «نکته بسیار مهم در ترجمه و ارائه چنین آثاری، ضرورت بومیسازی تمرینات آموزشی متناسب با زیستبوم فرهنگی و شرایط اجتماعی جامعه ایران است. نباید انتظار داشت که صرفِ انتقال دانش ترجمهشده، خروجیِ مؤثری در کلاسهای آموزشی ایران داشته باشد.»
او در پایان پیشنهاد داد: «برای افزایش بهرهوری آموزشی و کاربردیسازی این متون، ضروری است در چاپهای بعدی، تجربیات عملی مترجم و مؤلف در فضای آموزشی ایران به این متون افزوده شود. این پیوند میان نظریه و تجربه میدانی، کمک میکند تا هنرجویان و فعالان این حوزه بتوانند به شکلی ملموس از این آموختهها در کارگاههای آموزشی استفاده کنند.»
تسهیل فرآیند پژوهش برای دانشجویان و هنرمندان
در بخش بعدی نشست، مجید کیانیان، مترجم کتاب «اقتباس در تئاتر معاصر» با اشاره به خلأهای موجود در حوزه منابع تئوریک تئاتر گفت: «پروژهای که امروز شاهد رونمایی از نتایج آن هستیم، تلاشی برای ارائه یک مسیر پالایششده در جهت تبیین مبانی پدیدارشناسی و نظریه اقتباس است. ما معتقدیم که هرگونه پیشرفت در جریان اجرایی و روی صحنه، نیازمند تغذیه مستمر از مباحث نظری و پژوهشی است.»
کیانیان در خصوص ویژگیهای فنی و نحوه تدوین آثار خود توضیح داد: «در نگارش و ترجمه این آثار، تمام تلاش ما بر این بوده است که از اصطلاحات متداول و کلیدواژههایی استفاده شود که علاوه بر غنای علمی، برای مخاطب امروزی در فضای دیجیتال نیز قابل جستوجو و پیگیری باشد. در واقع، هدف ما تسهیل فرآیند پژوهش برای دانشجویان و هنرمندان است.»
درک درست از اقتباس
در ادامه نشست «عصری با کتاب»، بهرام جلالیپور، پژوهشگر و منتقد، با نگاهی تخصصی به مقوله اقتباس و کیفیت نشر آثار پرداخت و گفت: «اقتباس در دنیای هنر، امری ناگزیر و همیشگی است، اما آنچه اهمیت دارد درک درست از لایههای آن است. ما باید بتوانیم میان سه سطح اقتباس وفادارانه، انطباق یا همان آداپتاسیون و در نهایت دراماتولوژی تفکیک قائل شویم تا به درک درستی از متن برسیم.»
او با تمجید از رویکرد تخصصی کتاب مورد بحث، افزود: «یکی از ویژگیهای ارزشمند این اثر، تمرکز اختصاصی آن بر حوزه تئاتر است. متأسفانه اکثر منابعی که در دسترس ماست، عمدتاً با نگاه سینمایی به مقوله اقتباس پرداختهاند، اما این کتاب بر ویژگیهای دراماتیک و صحنهای تأکید دارد که برای جامعه تئاتری بسیار کاربردیتر است.»
جلالیپور در بخش دیگری از صحبتهای خود به نقد فنی ساختاری کتاب «اقتباس در تئاتر معاصر» پرداخت و با صراحت گفت: «نشر تخصصی تئاتر نباید از استانداردهای ویرایشی غافل شود. در حال حاضر، برخی عبارات کتاب ثقیل هستند و نیاز به بازبینی جدی در ویرایش دارند. همچنین برای اینکه کتاب به یک منبع مرجع تبدیل شود، حتماً باید برای اصطلاحات تخصصی، زیرنویسهای دقیق و معادلهای لاتین در نظر گرفته شود. علاوه بر این، اصلاح علائم نگارشی و رفع غلطهای تایپی از بدیهیاتِ چاپهای بعدی است که باید برای ارتقای کیفیت اثر به آنها توجه ویژه داشت.»
تعامل و همکاری انتشارات نمایش با نویسندگان و مترجمان
سیدجواد روشن، مدیر انتشارات نمایش، در پایان نشست «عصری با کتاب» ضمن قدردانی از حضور و مشارکت فعال اساتید و پژوهشگران، از رویکرد انتقادی مطرح شده استقبال کرد و گفت: «نکات فنی و تخصصی که امروز توسط اساتید گرانقدر مطرح شد، برای ما بسیار ارزشمند است. ما در انتشارات نمایش همواره تلاش کردهایم تا بالاترین استانداردهای حرفهای را رعایت کنیم، اما اذعان داریم که کامل مطلق وجود ندارد و همواره جای بهبود و ارتقا هست.»
او در پایان، ضمن تأکید بر اهمیت تعامل میان مولفان، مترجمان، تیم فنی انتشارات و مخاطبان، ابراز امیدواری کرد که این رویکرد همکاری مشترک، منجر به تولید کتابهایی در شأن و تراز جامعه علمی و حرفهای تئاتر ایران شود.
گرامیداشت یکی از وفادارترین تماشاگران تئاتر دومین رویداد «جمعه های تئاترشهر» با عنوان «حالا نوبت شماست…» با محوریت طرح دغدغه ها و مسائل مرتبط با حوزه مخاطبان و تماشاگران در مواجهه با تئاترهای روی صحنه و گرامیداشت یکی از وفادارترین تماشاگران تئاتر، برگزار می شود.
به گزارش روابط عمومی خانه تئاتر از مجموعه تئاتر شهر، دومین ویژه برنامه از رویداد «جمعه های تئاترشهر» روز جمعه یکم خرداد ماه با عنوان «حالا نوبت شماست…» مشتمل بر طرح دغدغه ها و مسایل مورد نظر تماشاگران در مواجهه با تئاترهای روی صحنه و تماشاخانه ها، به میزبانی تالارمشاهیر مجموعه تئاتر شهر برگزار می شود.
در این ویژه برنامه که با حضورجمعی از تماشاگران و مخاطبان فعال حوزه تئاتر برگزار می شود، آسیب شناسی مسائل مرتبط با نحوه میزبانی تالارهای نمایشی و تماشاخانه های مختلف در حوزه های دولتی و بخش خصوصی و موارد مشابه به بحث و تبادل نظر گذاشته خواهد شد.
این درحالی است که در بخش دیگری از برنامه یاد و خاطره زنده یاد شیرین یزدان بخش بازیگرفقید سینما که طی سال های متمادی به عنوان یکی از وفادارترین تماشاگران حوزه تئاترمعروف بود نیز گرامی داشته می شود.
مجموعه تئاترشهر در این برنامه علاوه بر میزبانی تماشاگران حرفه ای تئاتراز کارگردان ها و مدیران تماشاخانه ها برای آگاهی بیشتر از نقطه نظرات تماشاگران تئاترنیز دعوت می کند. ویژه برنامه «جمعه های تئاترشهر» از جمله رویدادهای جدید مجموعه تئاترشهر در این دوره است که طی آن برنامه هایی چون «اکران فیلم تئاترهای موفق به صحنه رفته در تئاترشهر»، «رونمایی از کتاب های تخصصی حوزه تئاتر»، «نشست های پژوهشی و تخصصی حوزه هنرهای نمایشی»، «مراسم نکوداشت چهره های شاخص عرصه تئاتر در ادوار مختلف»، «کارگاه های آموزشی» ، «جلسات نمایشنامه خوانی» و برنامه های متنوع دیگر پیش روی مخاطبان قرار خواهد گرفت. اولین ویژه برنامه «جمعه های تئاترشهر» روز جمعه بیست و پنجم اردیبهشت ماه با نمایش مستند پرتره ای از زنده یاد بهرام بیضایی با نام «چریکه بهرام» به کارگردانی فرشید قلی پور در تالار مشاهیر این مجموعه برگزار شد. دومین ویژه برنامه «جمعه های تئاترشهر» هم ساعت 17 روز جمعه یکم خرداد ماه در تالار مشاهیر این مجموعه برگزارو ورود برای مخاطبان و علاقه مندان رایگان است.
هیاتمدیره انجمن مدرسان خانه تئاتر در سومین نشست خود، پیگیری مسائل رفاهی اعضا، حمایت از فعالیتهای علمی و بررسی برنامههای آتی انجمن را در دستور کار قرار داد.
به گزارش روابطعمومی خانه تئاتر از انجمن مدرسان، سومین جلسه انجمن مدرسان خانه تئاتر با حضور اعضای هیاتمدیره در محل خانه تئاتر برگزار شد.
در ابتدای این نشست، اعضای هیاتمدیره درباره پیگیری امور رفاهی اعضای انجمن با حضور حمیدرضا منجر به گفتوگو پرداختند و مقرر شد برای جمعآوری و ارسال اطلاعات فردی و معیشتی اعضا، از جمله وضعیت بیماران خاص و نیازهای دارویی آنان، تعامل و هماهنگی بیشتری با بخش رفاهی خانه تئاتر صورت گیرد.
همچنین حمایت از چاپ کتابها و مقالات اعضای انجمن و انعقاد قرارداد با یکی از مراکز دندانپزشکی تهران از دیگر موضوعات مطرحشده در این جلسه بود که پس از انجام هماهنگیهای لازم، وارد مرحله اجرایی خواهد شد.
در ادامه، پروندههای عضویت ارسالی بررسی شد و با عضویت پیوسته سارا اللهیاری و همچنین عضویت وابسته حمیدرضا بهروزی و آرزو گلشاهی بهعنوان اعضای جدید انجمن موافقت شد.
برگزاری نشستهای هماندیشی با استادان، مدیران گروه و اعضای هیئت علمی دانشگاهها، تدوین فرم قرارداد و تعیین دستمزد آموزشی هماهنگ برای استفاده آموزشگاههای هنری کشور نیز از دیگر محورهای این نشست بود که بررسی و نهایی شدن آن به جلسات آینده موکول شد.
بر اساس اعلام انجمن، جلسه بعدی مدرسان خانه تئاتر در خردادماه سال جاری برگزار خواهد شد.
شهرام کرمی، نمایشنامهنویس و کارگردان تئاتر و عضو گروه تئاتر «شایا» که چندین همکاری با بهناز نازی داشته است، با نگارش یادداشتی از او به عنوان بازیگری امیدبخش یاد کرد و نوشت: «بازی بزرگ او آرامش واقعی است که نیک نقش خود را به پایان برد.»
به گزارش روابط عمومی خانه تئاتر، او در یادداشت خود با عنوان «به یاد یک بازیگر امیدبخش» که آن را در اختیار ایسنا قرار داده، آورده است:
«در روزشمار زندگی هر انسان یک جایی درنگ اتفاق میافتد تا جهان او عوض شود. زندگی جاودان یعنی اینکه بودن پایان ندارد و باور این امر وجودی به ما آرامش میدهد ولی حسرت ما این است که به قول «سهراب سپهری» مرگ گاهی ریحان میچیند!
«بهناز نازی» بازیگر و طراح صحنه تئاتر و سینما و تلویزیون تا همین حالا که درباره رفتن او مینویسم، برای من هنرمندی محترم و انسان با وجودی شناخته میشود که تجربه حضورش در «گروه تئاتر شایا» بسیار شایسته و ارزشمند بود. در آغاز کار هنری، جمع ما که همه دانشجویان هنر بودیم و با جوانی و شوق تجربه و آموختن را دنبال میکردیم، «بهناز نازی» چند گام از ما جلوتر بود. اخلاق و فعالیت گروهی و حمایت از آنها که تجربه کمتری دارند، خصلت شخصی و فردی او بود که در بیش از سی سال کار و همکاری از او آموختم.
برای هنرمند شدن فقط تجربه کفایت نمیکند و نقش موثر هر فردی وقتی شکل میگیرد که به کار و تلاش و هنر دیگران توجه کند. «بهناز نازی» با حضورش نقش بزرگتر را به خوبی بلد بود و برای همین فقدان این هنرمند برای آنها که با او تجربه مشترک هنری داشتهاند سخت و دردناک است. در سالهای اخیر، بخش مهم زیست فردی و هنری «بهناز نازی» شوق عجیب، برای کار هنری بود که با وجود بیماری و کسالت جسمی همواره فعالیت میکرد. خاصیت بزرگ هنر نمود شوق و امید زندگی است و این ویژگی در این سالها چنان بود که بیشتر ما فراموش کرده بودیم که او بیمار است!
هنر، یک فعالیت روحبخش و پدیدهای موثر است که هنرمندان آن انسانهای خوشبختی هستند که به قول «نیل ویستلر» ثروت خلق میکنند. وقتی به کارنامه کاری «بهناز نازی» فکر کنیم آثاری درخشان با حضورش خلق شده که مهمترین آنها بازی شخصیت واقعی خودش در کنار دیگران بود که در این چند ساله شور و شوق برای کارش به تمثیل امید تبدیل شد. حالا که در فراق او مینویسم، ترجیح میدهم از اثری صحبت کنم که بیشتر از هر کار و خصلت فردی او برای من ارزشمند بود. نقش بزرگ او زندگی امیدبخش و عاشقانه بود که تا آن وقت که نفس میکشید در وجودش جاری بود.
«لئوناردو داوینچی» اعتقاد داشت که هنر هرگز به پایان نمیرسد بلکه رها میشود. «بهناز نازی» آفرینشگر و خالق هنر که شغل بازیگری را پیشه اصلی خود کرده بود در کارهایش به شخصیتهایی جان داد که آئینه مردمان زندگی بود. استعداد ذاتی و خلاقیت او ارزش هنری دارد اما هنر بزرگ او رفتار موثر فردی و گروهی بود که با احترام همیشگی از او یاد خواهد شد. آنچه این هنرمند خلق کرد پایان ندارد و اینک در جهان دیگر روحی آرام و آسوده دارد. حالا دیگر نقش او خیالی نیست که بخواهد آن را جانبخشی کرده و بازی کند. بازی بزرگ او آرامش واقعی است که پس از چند دهه زندگی، نیک نقش خود را به پایان رساند تا یاد او شیرین و امیدبخش باشد.»
گفتنی است بهناز نازی، بازیگر و طراح صحنه و لباس تئاتر که زاده سال ۱۳۴۶ بود، عصر روز شنبه، ۲۶ اردیبهشت ماه بعد از یک دوره مبارزه با بیماری از دنیا رفت.
بازرس کانون روابط عمومی و تبلیغات خانه تئاتر در یادداشتی از روابط عمومی به عنوان هنری از جنس شنیدن یاد کرد.
به گزارش روابط عمومی خانه تئاتر، پیام احمدی کاشانی بازرس کانون روابط عمومی و تبلیغات خانه تئاتر در یادداشتی به مناسبت روز جهانی روابط عمومی نوشت:
در هیاهوی واژهها و میان رفتوآمد خبرها،
روابط عمومی هنری است از جنس شنیدن، فهمیدن و پیوند زدن دلها.
اینجا جاییست که گفتوگو جان میگیرد و اعتماد ساخته میشود.
روز روابط عمومی، روز پاسداشت کسانی است که بیهیاهو پل میسازند؛
میان سازمان و مردم، میان اندیشه و عمل، میان خبر و حقیقت.
این روز را به همه همکاران صبور و خلاق عرصه روابط عمومی تبریک میگویم؛
آنهایی که با قلم، تدبیر و لبخند، تصویر روشنتری از ارتباط و همدلی میآفرینند.
روز روابط عمومی گرامی باد.
کارگردان تئاتر مرگ یزدگرد در یادداشتی نوشت: چنانچه نمایشی حتی بدون یک صندلی خالی دوره اجرای عموم را سپری کند، باز هم زور گیشه به تنهایی از پس هزینهها و دستمزدها بر نخواهد آمد. هیچ کس منتفع نیست. به تعبیری دخل و خرج در تئاتر جور نیست.
به گزارش روابط عمومی خانه تئاتر، علیرضا چاووش کارگردان مرگ یزدگرد در یادداشتی درباره آنچه در زمان اجرای این تئاتر گذرانده و شرایط کنونی این تئاتر نوشت:
در جامعهی امروز که با هر پدیدهی سیاسی و اجتماعی، هنر نیز دست خوش تغییر و پوست اندازی میشود، انگیزهی تولید آثار نمایشی بر اساس انتظار تماشاگر نوعی هنر کیچ و سفارشی محسوب و سبب عقب ماندگی و درجا زدن میگردد. در شکل ایدهآل و پویا، جامعه باید برای تغییرِ بهتر، از هنر تاثیر پذیر باشد اما در این زمانه شاهد روند معکوس آن هستیم. منظورم دوران پسا کرونای پیش از جنگ است با کلی خرده پدیدههای جورواجور که هر کدام میتواند سر آغاز یک جنبش نو ظهور باشد.
در والاترین مرتبهی هنر نمایش، انسان با خودش مواجه میشود. با آن خودِ مرموز، هنگامی که مقابل آینه قرار میگیرد به جای خودش، جیوهی روی شیشه را میبیند. یک غریبه. یک خودِ نقاب زده، آشنازدایی شده و رمزآلود، انگار با دی کد کردن این کدهای قراردادی در جستجوی خویشتن است.
در این دوره نمایش با روشنایی صحنه و تاریکی سمت تماشاگر شروع نمیشود، گویی برای تماشاگر از کوچه پس کوچههای رسیدن به لابی سالن آغاز میگردد. شاید هم از قبلتر، خوانش نقدها و نظر به مزدها، از دیدن صندلیهای سیاه شدهی مشکوک سه اجرای اول، از مشاهدهی پوستر و تیزر نمایش (که اغلب هم نا مرتبط) برای ایجاد ارتباط و انتخاب. خلاصه تحت تاثیر نظرات، تحقیرات، تعریفات، تشریفات، تحریفات و غیره سرانجام روی صندلی مینشیند و گوشی موبایل را سایلنت میکند.
تاریک_روشن
حال گروه نمایش باید از گروه تماشاگر ممنون باشد یا گروه تماشاگر از گروه نمایش!؟ در انتها برای اینکه سوتفاهمی پیش نیاد هر دو گروه در مقابل، هم زمان همدیگر را با صدای محکم برخورد دستها تشویق میکنند.
با پایانی همچون مسیر آغاز سالن را ترک و گوشی موبایل به حالت عادی باز میگردد.
اما نمایش مرگ یزدگرد… به استناد ایران تئاتر سه هفته متوالی پر فروشترین نمایش بودیم. به همراه گروه با هزار موانع جنگیدیم تا نمایشمون به ثمر برسد در اوج سرخوشی، ناگهان با اصابت یکی از موشکها به آسیاب نیمه ویرانِ «مرگ یزدگرد» ناگزیر در آخرین رورانس در برابر همین غولِ مقولهی جنگ سر تعظیم و تسلیم فرود آوردیم. یادآور شدیم سرب گلوله بر سرب کلمات میچربد.
در ادامه با یک انحراف مسیر محتوایی در فرم این مطلب باید عرض کنم:
چنانچه نمایشی حتی بدون یک صندلی خالی دوره اجرای عموم را سپری کند، باز هم زور گیشه به تنهایی از پس هزینهها و دستمزدها بر نخواهد آمد. هیچ کس منتفع نیست. به تعبیری دخل و خرج در تئاتر جور نیست.
راهکار برای برون رفت چیست؟ افزایش نرخ بلیط؟ کمک هزینهی معقول؟ کاهش درصد سالن؟ اختصاص بخشی از عوارض تنگهی هرمز؟…
تلاش کردم این مطلب را بی سر و ته با وسطی پوچ بنویسم و در نهایت از قول نیما فریاد بزنم: آن زمان که مست هستید از خیال دست یابیدن به دشمن، آن زمان که پیش خود بیهوده پندارید که گرفتستید دست ناتوانی را تا توانایی بهتر را پدید آرید. آن زمان که تنگ میبندید بر کمرهاتان کمربند، در چه هنگامی بگویم من؟ یک نفر در آب دارد میکند بیهوده جان قربان. آی آدمها…
ارادتمند، علیرضا چاوش
مرگ یزدگرد نمایشنامه مهم بهرام بیضایی به کارگردانی علیرضا چاوش از ۱۶ بهمن تا ۹ اسفند در تماشاخانه سنگلج اجرا شد.
اعضای انجمن مدرسان خانه تئاتر و انجمن صنفی مدرسان تهران در دیداری مشترک، بر همکاریهای دوجانبه تاکید کردند.
به گزارش روابط عمومی خانه تئاتر از انجمن مدرسان، نشست تخصصی انجمن مدرسان خانه تئاتر و انجمن صنفی مدرسان تهران، روز جمعه، ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵، در محل “تماشاخانهی سیمرغ” بنیاد بیدل دهلوی، برگزار شد.
در این نشست، طرفین بر ضرورت تدوین «تفاهمنامه همکاری مشترک» در آینده نزدیک؛ به بحث و تبادل نظر پرداختند و مقرر شد در جلسات آتی، جزییات اجرایی شدن آن، بررسی شود.
همچنین؛ در ادامه ایدههای نوآورانه مشترک جهت برقراری کلاسهای آموزشیِ تخصصی و مستمر؛ به منظور ایجاد بستری علمی و حرفهای برای انتقال دانش و تجربه به هنرمندان و پیوند زدنِ تخصصِ آکادمیک، به نیازهای اجرای صحنه ای، مورد بررسی قرار گرفت و تصمیم بر آن شد تا پس از انجام هماهنگی های اولیه؛ این امور اجرایی شود.
حمید ابراهیمی رئیس هیات مدیره انجمن مدرسان خانه تئاتر، در پایان؛ با اشاره به ظرفیت های اجرایی دو انجمن برای ایجاد تعاملی مشترک؛ این نشست را گامی بلند در مسیرِ ساماندهی به حیاتِ آموزشی تئاتر دانست و افزود: امیدواریم این همافزایی، شعلهای از آگاهی و تخصص را در تار و پودِ آموزشِ هنری کشور، روشن سازد.
در این نشست تخصصی؛ حمید ابراهیمی، عرفان پهلوانی، زکیه سیف، آیدا فرهمند و پریشاد مستوفی فرد، حامد شفیع خواه و بهروز مهرعلیان از سوی انجمن مدرسان خانه تئاتر و علی گودینی، عسل عصری ملکی، حمیدرضا صفار، حسین تهرانی، حسن پورگل محمدی، ندا قربانیان، امیر زریوند و لاله سیر از انجمن مدرسان تئاتر تهران در این جلسه حضور داشتند.
حمیدرضا نعیمی ضمن اشاره به همکاری ۳۲ ساله با بهناز نازی در گروه هنری «شایعات»، از به خواب مصنوعی رفتن این بازیگر و پیشرفت بیماری وی خبر داد.
به گزارش روابطعمومی خانه تئاتر به نقل از خبرگزاری مهر، حمیدرضا نعیمی، بازیگر و کارگردان تئاتر و سینما گفت: بهناز نازی در چند سال اخیر با بیماری میجنگید و هر چند وقت یک بار آن را شکست میداد و شرایط بهتری پیدا میکرد.
وی افزود: حتی در یکی از دورههای شیمیدرمانی، با وجود بیماری، ما یک نمایش بسیار دشوار را در سالن اصلی تئاتر شهر اجرا کردیم. وی در آن نمایش نقش مهمی را بازی میکرد؛ بین بازیها پشت صحنه میآمد، روی تخت دراز میکشید، کمی به مداوای پاهایش میرسید و دوباره برای صحنه بعد آماده میشد. نازی آن نقش را بسیار با شکوه و زیبا بازی کرد.
نعیمی با اشاره به روند درمانی این بازیگر عنوان کرد: بعد از آن دوران سختتری شروع شد و چندین بار دیگر شیمیدرمانی ادامه پیدا کرد. در چند ماه اخیر متأسفانه سرطان او پیشرفت زیادی کرده است. همسر ایشان، آقای بهرام بدخشانی از بزرگان فیلمبرداری سینمای ایران، در تمام این سالها شبانهروز در کنار خانم نازی بود و این روزها هم ایشان در بیمارستان شریعتی، بخش آیسییو جنرال بستری هستند، اما متأسفانه در بیهوشی و خواب مصنوعی قرار گرفتهاند. به نوعی میشود گفت در کما هستند.
وی تاکید کرد: ما و تمام دوستان و دوستدارانشان هر روز که روز ملاقات باشد میرویم و سر میزنیم. خود من تمام تلاشم را میکنم که سریع به بیمارستان برسم و جویای احوالشان باشم. به هر حال خانم نازی روزهای بسیار سخت و دشواری را سپری کرد. در تمام این سالها و ماهها و روزها سلحشوارانه با بیماری جنگید. هیچوقت واقعاً شکایتی نکرد، هیچوقت شکوه نکرد. تمام مدت بدون مصاحبه و بحث و گفتگو فقط سعی کرد که این دوران را سپری کند.
نعیمی در ادامه بیان کرد: خدا را شکر میکنم که تا به امروز، دوست بزرگ، انسان بزرگ و هنرمندی والا را در گروه تئاتر «شایا» در کنار خودمان داشتیم. عمری نزدیک به ۳۲ سال. و هنوز هم امیدواریم که بهناز نازی با شکست دادن بیماری و برخاستن از آن تخت بیمارستان، یک حرکت اساطیری از خودش نشان بدهد و مرگ را شکست بدهد. امیدوارم یک بار دیگر بتوانیم خانم نازی را در کنار خودمان ببینیم.
وی در پاسخ به این پرسش که از چه زمانی فرایند بستری شدن آغاز شده، مطرح کرد: تقریباً این اتفاق به سه ماه پیش برمیگردد. زمانی که از سفر خارج از کشور برگشتند، حدود یک هفته تا ده روز بعد دوباره دوره شیمیدرمانی شروع شد. یک مدت طولانی، ۴۵ روز در بیمارستان نیکان بستری بودند و بعد به بیمارستان شریعتی انتقال پیدا کردند. خوشبختانه پرسنل بیمارستان با نهایت دقت، احترام و سختکوشی از وی مراقبت میکنند. واقعاً باید از عزیزان بیمارستان شریعتی تشکر کنیم. الان تقریباً میشود گفت سه ماه است که در این شرایط به سر میبرند.
نعیمی در پاسخ به اینکه نازی چند وقت است که وارد کما شدهاست، توضیح داد: حدود یک هفته است که در این شرایط هستند و همه ما را نگران کردهاند. امیدوارم هرچه زودتر بهبود پیدا کنند.
وی در پایان با احساسی عمیق تاکید کرد: قسم میخورم، تنها آرزوی من این است که یک بار دیگر با خانم نازی تئاتری را روی صحنه ببرم.
نشست هماندیشی و همافزایی هنرمندان تئاتر استانها، اعضای هیاتمدیره خانه تئاتر و جمعی از هنرمندان و مدیران تئاتر با اتابک نادری، مدیرکل هنرهای نمایشی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در تالار مشاهیر مجموعه تئاتر شهر برگزار شد.
هنوز حساب کاربری ندارید؟
ایجاد حساب کاربری