اخبار انجمن ها, اخبار خانه تئاتر, موسسه فرهنگی هنری خانه تئاتر, ویژه اعضاء خانه تئاتر

پیام تسلیت انجمن های خانه تئاتر در سوگ بهرام بیضایی

پیام تسلیت کانون کارگردانان خانه تئاتر

اکنون

در آستانه‌ی سکوت،

آن‌که اسطوره را به یاد آورد

و تاریخ را از خواب بیدار کرد،

از صحنه‌ی زمان فرو رفت.

اما روایت،

هنوز ادامه دارد…

 

درگذشت استاد تئاتر و سینما، «بهرام بیضایی»، اندیشمند بزرگ، نمایشنامه‌نویس، پژوهشگر فرهنگ، اسطوره و آیین، و یکی از ارکان بنیادین تئاتر، سینما و هنر معاصر ایران، اندوهی سترگ و ضایعه‌ای جبران‌ناپذیر برای فرهنگ ایران و جامعه‌ی جهانی هنر است.

بهرام بیضایی از شمار اندک هنرمندانی بود که تئاتر را نه صرفاً به‌عنوان اجرا، بلکه به‌منزله‌ی کنش اندیشه، بازخوانی تاریخ و احضار حافظه‌ی جمعی می‌فهمید. آثار او نه‌تنها درام، بلکه میدان رویارویی اسطوره و اکنون، آیین و پرسش، و هنر و مسئولیت فرهنگی بودند؛ آثاری که در برابر فراموشی، تحریف و سکوت ایستادگی می‌کردند. او با زبان، روایت و صحنه، افق‌هایی تازه در درک هویت و روایت ایرانی گشود و راهی ماندگار برای نسل‌های پس از خود ترسیم کرد.

کانون کارگردانان خانه تئاتر، با اندوهی عمیق، درگذشت این استاد بزرگ را به خانواده‌ی محترم ایشان، شاگردان، همکاران، و تمامی هنرمندان و دوستداران فرهنگ و هنر ایران تسلیت می‌گوید. بی‌تردید نام و میراث فکری و هنری بهرام بیضایی، فراتر از زمان و جغرافیا، در حافظه‌ی فرهنگی ایران زنده خواهد ماند و همچنان الهام‌بخش و راهگشا خواهد بود.

 

یادش گرامی،

نامش ماندگار،

و راهش روشن باد.

 

پیام تسلیت انجمن بازیگران خانه تئاتر

در سوگ استاد بهرام بیضایی

( از نگاه بازیگران )

مرگ،

آنگاه که به نام بهرام بیضایی خوانده می‌شود،

دیگر ایستگاه نیست؛

مکثی است در میانه اجرا،

سکوتی سنگین پیش از آن‌که بازیگر

نفس عمیق‌تری بکشد

و دوباره به صحنه بازگردد.

استاد بهرام بیضایی نرفت؛

او از ما عبور کرد

و در تنِ ما ماند.

در حافظه عضلانی بازیگر،

در لرزش پیش از گفتنِ یک جمله،

در مکثی که معنا را فریاد می‌زند

و در ترسی که به آگاهی بدل می‌شود.

ما، بازیگران این سرزمین،

با آثار او آموختیم

که صحنه جای تظاهر نیست؛

میدان مواجهه است.

بیضایی ما را از بازیِ نقش

به زیستنِ موقعیت رساند؛

از ادای احساس

به تحمل حقیقت.

او به ما یاد داد

بدن، حامل تاریخ است؛

صدا، حافظه جمعی دارد؛

و سکوت،

گاه از هر دیالوگی راست‌گوتر است.

در جهان او،

بازیگر تنها اجراگر متن نبود؛

شاهد بود،

قاضی نبود،

اما مسئول بود.

مسئولِ روایتِ زخم،

مسئولِ حملِ اسطوره

در زمانه‌ای بی‌حوصله،

و مسئولِ ایستادن

میان سرنوشت و انتخاب.

بیضایی،

ما را به دیدنِ تاریکی عادت داد

بی‌آنکه مجوز فرار بدهد.

قهرمانانش نجات‌دهنده نبودند،

و ضدقهرمانانش محکوم مطلق.

همه، انسان بودند

با حقِ فهمیده‌شدن.

ما بازیگران،

در کار با او آموختیم

که تراژدی

تمرینِ سقوط نیست،

تمرینِ آگاهی است؛

و انسان،

حتی در شکستن،

حرمت دارد.

امروز که نام تو

همچون «مرگ یزدگرد»

بر زبان زمان می‌لغزد،

می‌دانیم

که صدایت خاموش نشده؛

فقط به لایه‌ای عمیق‌تر

از گوشِ تاریخ رفته است.

انجمن بازیگران خانه تئاتر،

با اندوهی اندیشمندانه،

فقدان استادی را سوگوار است

که ما را

از بازیگریِ بی‌خطر

به بازیگریِ مسئول رساند.

ما بر صحنه‌هایی

که تو به تفکر،

به تردید،

و به حقیقت آغشته کردی،

سوگند می‌خوریم

پرسش را زنده نگه داریم،

سکوت را بفهمیم،

و تئاتر را

نه پناه فراموشی،

که میدان بیداری بدانیم.

یادت،

در ما بازیگران،

نه یک خاطره،

که یک شیوه زیستن است.

 

پیام تسلیت کانون تئاتر کودک و نوجوان

با نهایت تأسف و اندوه، درگذشت استاد فرزانه، عالیجناب بهرام بیضایی، یکی از برجسته‌ترین چهره‌های تئاتر، سینما و ادبیات ایران را تسلیت می‌گوییم.

استاد بیضایی، با آثار ماندگار و نوآورانه خود در حوزه نمایش و تئاتر، نه تنها نسل‌های متعددی از هنرمندان را پرورش داد، بلکه میراثی گران‌بها از فرهنگ و اسطوره‌شناسی ایرانی را برای کودکان و نوجوانان به یادگار گذاشت. تعهد ایشان به پرورش ذهن‌های جوان از طریق هنر تئاتر، الهام‌بخش بسیاری از فعالیت‌های کانون تئاتر کودک و نوجوان بوده و خواهد بود.

فقدان این بزرگ‌مرد، ضایعه‌ای جبران‌ناپذیر برای جامعه هنری ایران است. روحش شاد و یادش گرامی باد.

از خداوند متعال برای بازماندگان، به ویژه خانواده محترم و همسر گرامی‌شان، و تمامی دوستداران ایشان، صبر و شکیبایی مسألت داریم.

 

پیام تسلیت انجمن موسیقی

انجمن موسیقی خانه تئاتر درگذشت استاد بهرام بیضایی، بزرگمرد تئاتر و سینمای ایران را به مردمان ایران زمین، جامعه ی هنری و خانواده ی محترم ایشان تسلیت عرض می نماید.

 

پیام تسلیت انجمن گریم و ماسک

« فقط ایرانی بودن کافی نیست ، ایرانی بودن مهمه ولی بار بزرگی ست بر دوش ما ،وقتی ما راجب ِ (در مورد) هزاران سال تاریخ حرف میزنیم این فقط این نیست این یک‌مسئولیتی هم برگردم ما میگذاره و اینکه ما چطوری اون را بازسازی کنیم و چگونه اون رو پیش ببریم ما با آنچه می‌سازیم ایرانی هستیم نه با آنچه فقط از دست می‌دهیم ، یعنی زبان، خاطره ، فرهنگ ، هویت » استادبهرام بیضایی

 

از مُلک ادب حکم گزاران همه رفتند

شو بار سفر بند که یاران همه رفتند

 

خون بار بهار از مژه در فرقت احباب

کز پیش تو چون ابر بهاران همه رفتند .

( بهار )

 

این هجرت تلخ را به پارسی زبانان سراسر جهان و سـَروِ سرنگونِ هُـنر سرزمین آزادگان ، ایرانِ جاوید تسلیت میگوییم .

او هیچگاه تن به نداد

و تسلیم روایت هـُنرکُشی نشد سرافرازانه زیست و گردن فرازانه پرچم هـُنر مستقلِ ایران را برافراشته نگاه داشت.

غروب و جاودانگی خورشید هـُنر ایران آغاز طلوع یاران اوست .

باشد که این رفتن ها ما را به اندیشه وا دارد .

 

پیام تسلیت انجمن عکاسان خانه تئاتر

با قلبی آکنده از ناباوری و اندوه ، فقدان اندیشه‌ورز بزرگ ، نمایشنامه‌نویس سترگ ، سینماگر یگانه ، پژوهشگر بی‌همتا و استاد باشکوه هنرهای نمایشی ایران ، استاد بهرام بیضایی را به جامعه هنری و فرهنگی تسلیت می‌گوییم.

نام بهرام بیضایی، نه تنها بر تارک تئاتر و سینمای ایران، که بر تاریخ تفکر ، هویت ، اسطوره‌شناسی این سرزمین ماندگار است . او، معمار اندیشه‌های نو و بازآفریننده روایت‌های کهن بود؛ هنرمندی که قلمش آینه‌ای از حقیقت پنهان در ژرفای تاریخ و جانِ انسان است.

بیضایی فقط یک هنرمند نبود؛ یک دانشگاه بود؛ او به ما آموخت که تئاتر تنها صحنه و نور نیست؛ درک ریشه‌ها و جست‌وجوی اصالت است ، ایستادن در برابر فرسایش حافظه جمعی است. سینمایش تنها قاب و میزانسن نبود ؛ بازآفرینی اسطوره ، نجابت روایت و انسانیت در اوج غربت فرهنگ بود.

 

امروز ما تنها یک استاد را بدرقه نمی‌کنیم؛

خیمه‌گاه خرد و خیال ایرانی را به سوگ نشسته‌ایم.

 

عکاسان تئاتر، سال‌ها در کنار نمایش‌های استاد بیضایی ، قاب‌هایی ثبت کردند که هر یک نه فقط تصویری از یک اجرا، که یادگار لحظاتی سترگ از تاریخ تئاتر ایران است . اکنون این قاب‌ها ، بی‌صدا و ماتم‌زده ، فقدان صاحب اندیشه‌شان را نظاره می‌کنند.

 

استاد بیضایی رفت؛

اما اندیشه‌اش همچون پرچمی افراشته بر قله هنر ایران خواهد ماند و نسل‌های آینده از او خواهند آموخت چگونه ایرانی بمانند، چگونه روایت کنند .

انجمن عکاسان خانه تئاتر ، درگذشت استاد بهرام بیضایی را به خانواده محترم ایشان ، شاگردان، همکاران، همراهان فرهنگ ایران و تمامی عاشقان تئاتر و سینمای این دیار تسلیت می گوید و در برابر جایگاه رفیع این هنرمند بی‌همتا سر تعظیم فرود می آورد.

 

در بلندای نور و فرهنگ ایرانی جاودانه باد.

 

پیام تسلیت انجمن منتقدان، نویسندگان و پژوهشگران تئاتر

در پی درگذشت استاد بهرام بیضائی انجمن منتقدان، نویسندگان و پژوهشگران تئاتر، با انتشار پیامی، این فقدان بزرگ را تسلیت گفت.

در متن این پیام آمده است:

وقتی همه خوابیم، درگذشت استاد بهرام بیضائی در غربت، نمادی تلخ از زخم‌های فرهنگ این روزگار است. او که عمرش را به زبان، اسطوره و تئاتر ایران‌ بخشید، ناگزیر دور از وطن خاموش شد و ما در فقدانش، آیینه‌ای از رنج فرهنگ مهجور و غربت‌زده‌ خود را می‌بینیم.

۲۴ مرداد سال ۱۳۹۸ خورشیدی بود که انجمن منتقدان، نویسندگان و پژوهشگران تئاتر، با افتخار در جشن سالیانه خود نشان ویژه کمیسیون ملی یونسکو را به استاد تقدیم کرد. ایشان در پیام تصویری اختصاصی خود که در آن مراسم پخش شد، چنین فرموده بودند که:«این جهان را چاره‌ای جز فرهنگ نیست»؛ پیامی که امروز  بیش از هر زمان دیگری، پژواک سوگوار قلب‌های ماست؛ که این سوگ، تنها سوگِ درگذشتِ یک استاد نیست؛ سوگِ فرهنگی است که فرزندانش را در دوری و خاموشی بدرقه می‌کند.

اکنون دو نکته پیشِ روست: نخست ضرورت پاسداشت به‌هنگامِ بزرگانِ، و دیگر مسئولیت ما در نگاهبانی از فرهنگ؛ و پرسشِ تلخ این است : تا کی باید مرگ در غربت، شرطِ دیدنِ قدرِ آنان باشد؟

انجمن منتقدان، نویسندگان و پژوهشگران تئاتر، با اندوهی عمیق، درگذشت استاد بهرام بیضائی را به جامعه فرهنگی و هنریِ سوگوار ایران زمین تسلیت می‌گوید.

 

پیام تسلیت کانون روابط عمومی و تبلیغات تئاتر

استاد بهرام بیضایی بزرگ مرد تئاتر و هنر ایران درگذشت.

این ضایعه جبران‌ناپذیر و غم بزرگ بر خانواده هنرهای نمایشی و تئاتر و سینما تسلیت باد.

 

پیام تسلیت کانون نمایشگران خیابانی

دیدمش

دیدم

اکنون او را می‌بینم که می‌برند در ارابه ای خر کش تا روئینه دژ ، و شش نیزه ور گشن گرد او شش سو . از او پرسیدم: استاد چنین باز توانی ساخت.

پاسخ داد : نه شایسته تر از این….

آهی جانسوز نشست بر جان خانواده ای که بزرگش در غربت و تنهایی این دنیا ، راه و خانه تغییر داد.

( باشد که دنیایش بی غربت ، نور راهش )

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *