زمین زیر پایم سست است وقتی او بر آن راه نمی رود هوا برایم تنگ است وقتی او در کنارم نفس نمی کشد آسمانم رنگی ندارد وقتی چشمان آسمانی اش به آن نمی نگرد کوه ها مظهر هیچ اند وقتی ایستادگی اش جایی ندارد جهانم خالیست وقتی صدایم نمی کند عشق تنها واژه ای است وقتی نیست که نثارش کنم وطنم نامیست وقتی او از آن نمی نویسد راه ها به بیراهه می روند وقتی به او نمی رسند زندگی ام باریست بر دوش وقتی با او نمی گذرد .
غم نامه مژده شمسایی در سوگ بهرام بیضایی
07
دی