کتاب عکاسی تئاتر منتشر شد

نخستین کتاب در رابطه با عکاسی تئاتر که در اوایل سال شصت توسط مرکز هنرهای نمایشی چاپ و تکثیر شد.

به گزارش گروه خبر سایت خانه تئاتر فتانه داده‌خواه را می‌توان از نخستین بانوان عکاس تئاتر قلمداد کرد، که در دهه شصت و هفتاد در این زمینه فعالیت جدی و مثمر داشت و آثار او از نمایش های آن دوران گنجینه ایی بسیار ارزشمند محسوب می‌شود.


ابراهیم حسینی درباره این کتاب نوشته است، آثار رنگی و سیاه و سفید کتاب، بسیار هوشمندانه انتخاب شده است، چرا که از عکس های خبری و تبلیغاتی‌نمایش‌ها و پرتره‌نگاری صرف بازیگران خبری نیست و عکس‌هایی به کتاب راه یافته‌اند که از لحاظ ترکیب‌بندی، نور و سایر پارامترهای عکاسی تئاتر قابل اعتنا بوده، و عکاس در انتخاب آثار کتاب مرعوب بازیگران مطرح آن دوران نبوده، و صرفا مانند فرم در طراحی صحنه از آنها در جهت ترکیب‌بندی مناسب، بهره برده است.

 


بعضی عکس‌ها از لحاظ انتخاب ثبت زمان عکس نسبت به نورپردازی نمایش و فرم بازیگران نمایش در همان لحظه، به یک همخوانی زبیا از لحاظ بصری رسیده که مخاطب در مواجهه با اثر، یک لحظه دیداری و حظ بصری را تجربه می‌کند.
در انتها، چاپ چنین کتابی با عکس‌های استاندارد هنوز قابل دیدن و گفتگو است، در آن دوران که عکاسی تئاتر مانند این دوران جدی نبود و بیشتر به عنوان عکس یادگاری از نمایش، بسنده می‌شد، بسیار ارزشمند و قابل تقدیر است.

 

پ ن: عکس های مطالب از پیچ انجمن عکاسان خانه تیاتر

احیای گنجینه لباس‌های تئاتر بنیاد رودکی در برج آزادی

آرشیو لباس‌های تئاتر و نمایش تالار وحدت در برج آزادی احیاء شد.

به گزارش گروه خبر سایت خانه تئاتر به نقل از  روابط عمومی برج آزادی، آرشیو لباس و انبار دکور در گروه‌های نمایشی بسیار کاربردی است و باید حفظ شود تا در اختیار گروه‌ها قرار گیرد.

برج آزادی به منظور دست یافتن به یک جریان هنری تاثیرگذار، پس از مرتب‌سازی و تجهیز آرشیو لباس‌های تئاتر، مکانی مناسب و درخور اهالی تئاتر را مهیا کرده تا از این پس، اهالی هنرمند مکانی مناسب برای نگهداری و استفاده از لباس‌های نمایش خود واستفاده گروه‌های حرفه‌ای، دانشجویی و دانش‌آموزی یا گروه‌های شرکت کننده‌ در جشنواره‌های مختلف داشته باشند.

این آرشیو در حال حاضر محلی است برای نگهداری از لباس‌هایی که بیشتر مورد استفاده  مخاطبان تئاتر است.

گروه‌های نمایشی که قصد استفاده از این فرصت را دارند می توانند به بخش رزرو در سایت برج آزادی به نشانی www.azadi-tower.ir مراجعه و یا با شماره تلفن ۶۶۰۶۴۱۲۱ روابط عمومی مجموعه تماس حاصل کنند.

نشست انتشارات؛ فرصت دیده شدن برگزار می‌شود

انجمن مدرسان خانه تئاتر با همکاری مرکز آموزش، چهارمین نشست از سلسله نشست های تخصصی اکوسیستم تئاتر را با موضوع « انتشارات ؛ فرصت دیده شدن » برگزار می کند.

به  گزارش گروه خبر سایت خانه تئاتر به نقل از روابط عمومی انجمن مدرسان خانه‌ تئاتر، چهارمین نشست از سلسله نشست‌های تخصصی اکوسیستم تئاتر به دبیری آرمان طیران ؛ نمایشنامه نویس، کارگردان و مدرس دانشگاه و هادی سالارورزی ؛ مترجم و نویسنده، با حضور علاقمندان، مدرسان و دیگر کارشناسان و محققان هنرهای نمایشی عصر روز دوشنبه ۲۲ آبان ماه در سالن اسکویی خانه تئاتر برگزار خواهد شد.

این نشست در چهارمین دوره پنل تخصصی خود، به بررسی تاثیر فرایند اقتصادی انتشار نمایشنامه های تالیفی و ترجمه در چرخه اکوسیستم تئاتر می‌پردازد.

انجمن مدرسان خانه تئاتر در این نشست میزبان ” اصغر نوری” ؛ مترجم، نمایشنامه نویس، کارگردان و دبیر ترجمه انتشارات کتاب دیدآور، همچنین ” شکوفه آروین” ؛ دکترای پژوهش هنر، نمایشنامه‌نویس، مدرّس تئاتر ، موسس وبسایت فامون – پلتفرم ارتباطی نویسندگان و کارگردانان – و ” محمد نباتی ” ؛ نمایشنامه‌نویس و مدیر انتشارات عنوان خواهد بود.

چهارمین نشست از سلسله نشست‌های تخصصی اکوسیستم تئاتر با موضوع « انتشارات ؛ فرصت دیده شدن » روز دوشنبه ۲۲ آبان ماه ۱۴۰۲ از ساعت ۱۵ تا ۱۷ در سالن اسکویی خانه تئاتر برگزار خواهد شد و ورود علاقمندان، دانشجویان و فعالین حوزه نمایش در این جلسه آزاد می‌باشد.

اجرای در انتظار گود در مرکز شکسپیر

اجرای نمایشنامه مشهور ساموئل بکت، «در انتظار گودو» با بازی مایکل شانون و پل اسپارکس در مرکز پولونسکی شکسپیر از روز چهارم نوامبر (دوازدهم آبان) آغاز شد.

به گزارش ایران تئاتر، پس از سه سال انتظار، بالاخره یکی از بنام‌ترین و پراجراترین نمایشنامه‌های جهان، با بازی دو بازیگر کارا و مشهور روی صحنه رفت.

قرار بود «در انتظار گودو» ماه مارس (فروردین-اردیبهشت) سال ۲۰۲۰ اجرا شود اما به دلیل پاندمی اجرای این اثر به تاخیر افتاد تا این‌که سرانجام و پس از سه سال انتظار از روز چهارم نوامبر (۱۳ آبان) اجرای نمایش در مرکز پولونسکی شکسپیر بروکلین آغاز شد و تا سوم دسامبر (دوازدهم آذر) در این مرکز روی صحنه است.

آرین آربوس کارگردان «در انتظار گودو» است که داستان استراگون و ولادیمیر را روایت می‌کند؛ دو مرد به ظاهر فقیر که چشم به راه شخصی به نام گودو هستند، شخصی که قول داده بیاید اما هرگز آفتابی نمی‌شود.

مایکل شانون نقش استراگون و پل اسپارکس نقش ولادیمیر را روی صحنه اجرا می‌کنند.آجای نیدو نقش پوزو و جف بیهل نقش لاکی را بازی می‌کنند. توسن فرانسوا باتیست در نقش پسربچه ظاهر می‌شود. دراماتورژی «در انتظار گودو» را جاناتان کلب بر عهده دارد.

مایکل شانون بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون است و در کارنامه بازیگری او حضور در فیلم‌هایی مانند «جاده انقلابی»، «پرل هاربر»، «۹۹ خانه»، «شکل آب»، «آمستردام»، «فلش» و سریال‌هایی مانند «نه غریبه کامل» به چشم می‌خورد.

پل اسپارکس هم بیشتر با حضور در سریال‌هایی مانند «امپراتوری بوردواک»، «آن شب» و «خانه پوشالی» شناخته می‌شود.

شدت دیابت رضا آشفته او را نیازمند دیالیز کرد

رضا آشفته منتقد تئاتر و سینما دو روز پیش به دلیل از کار افتادن کلیه‌هایش برای شروع دیالیز به بیمارستان مراجعه کرد.

به گزارش گروه خبر سایت خانه تئاتر، این منتقد سال گذشته به دلیل وخامت حالش در بیمارستان بستری شده بود و حالا دوباره به دلیل آسیب دیدن کلیه‌هایش به خاطر بیماری دیابت، نیازمند دیالیز است که از چند روز آینده این مرحله درمان هم آغاز خواهد شد.

آشفته سال‌هاست که به عنوان منتقد در عرصه تئاتر و سینما در نشریات و روزنامه‌های مختلف فعالیت می‌کند. او عضو خانه تئاتر است و سال گذشته رویا تیموریان به عنوان مدیر سفیر مهربانی به عیادت او در بیمارستان رفت.

خانه تئاتر برای این منتقد باسابقه آرزوی سلامتی می‌کند.

اجرای دوره‌گردها تمدید شد

با استقبال خانواده‌ها، اجرای نمایش «دوره‌گردها» به کارگردانی علی فروتن تا ۲۶ آبان در تالار هنر تمدید شد.

به گزارش گروه خبر سایت خانه تئاتر به نقل از روابط عمومی تالار هنر، اجرای نمایش «دوره‌گردها» به کارگردانی علی فروتن به مدت یک هفته تمدید شد.

نمایش «دوره‌گردها» که با استقبال خانواده‌ها و کودکان و نوجوانان همراه شده است، تا ۲۶ آبان به اجرای خود در ساعت ۱۷.۳۰ ادامه می‌دهد.

این اثر نمایشی موزیکال نوشته زیبا برجی فلاح و گروه چهره آزاد است و هنرمندانی همچون علی فروتن، حمید گلی، مجید نصیری، زیبا برجی فلاح، امید اسکندر، محمد ملاولی و محمد حاجی بابایی در آن به ایفای نقش می‌پردازند.

سعیده دادگر (دستیار کارگردان)، امید اسکندر و محمد ملاولی (موسیقی و اجرا)، مهدی نیک روش (طراح صحنه)، سعیده دادگر (طراح لباس)، حسین تبریزی و لیلا پریشان (طراح گریم)، (طراح پوستر و بروشور) شیوا بابابیگی، محمد سالارگلی (عکاس و ساخت تیزر)، امیر یزدان صفت (ساخت دکور)، مژگان برنده (دوخت لباس)، علیرضا باقری (روابط عمومی)، درسا نصیری (دستیار گریم) و فوژان فروتن (دستیار لباس و صحنه)، از دیگر هنرمندان و عوامل این نمایش هستند.

این نمایش صبح‌ها نیز برای مهدهای کودک و مدارس اجرای ویژه دارد. شماره تلفن ۸۸۸۴۷۲۷۲ برای هماهنگی اجرای صبح اعلام شده است.

علاقه‌مندان می‌توانند از طریق سایت تیوال نسبت به خرید بلیت این نمایش اقدام کنند.

بازیگری که بعد از هر اجرا چشمانش تار می‌شود

«درست نیست که من از سختی‌های این نقش بگویم ولی واقعیت این است که در زندگی روزمره چشمانم تار می‌شود و حالت آن تغییر کرده است.»

این جملات را ریحانه رضی می‌گوید؛ بازیگر جوانی که مدتی است با نمایش «هیدن» روی صحنه است و در این اثر نمایشی، نقش یک زن نابینا را بازی می‌کند.

او بیش از ۱۰۰ شب، با این نمایش روی صحنه رفته و هر روز در دو اجرای  ۸۰ دقیقه‌ای به ایفای نقش می‌پردازد.

نمایش «هیدن» کار کورش شاهونه ابتدا در تالار قشقایی مجموعه تئاتر شهر روی صحنه رفت و حالا هم در تئاتر «هامون» در حال اجراست.

ریحانه رضی و کورش شاهونه زوجی هنرمند هستند که با مشارکت یکدیگر نمایش «هیدن» را اجرا می‌کنند.

اجرای دوباره این نمایش و موفقیت آن سبب شد تا با ریحانه رضی، بازیگر نقش «ژان» که در نگارش متن هم مشارکت داشته و کورش شاهونه، کارگردان و دیگر نویسنده کار گفتگویی داشته باشیم.

رضی که در ساخت این نمایش با همسرش کورش شاهونه، همکاری دارد، درباره مراحل شکل‌گیری این نمایش توضیح می‌دهد: «کورش ایده کار را مطرح کرد و مدت یک سال بر ایده و بعد بر نگارش متن کار کردیم و یک سال هم برای تمرین زمان گذاشتیم و در تمرینات به این جمع‌بندی رسیدیم.»

در شرایطی که بسیاری از کارهای نمایشی در مدت زمان کوتاهی به اجرا می‌رسند ، اینکه گروهی برای اجرای یک نمایش دو سال زمان بگذارد، اتفاقی است جالب توجه که رضی درباره آن می‌گوید: ««هیدن» محصول دو سال کار و تفکر، تمرین و تحلیل است و دلیل عمده آن، احترام به خود و مخاطب است. ارزشمندترین اتفاق ممکن برای اینکه هنرمندی بتواند رسالتی داشته باشد، این است که در وهله اول به خودش احترام بگذارد و بعد به مخاطب. برای ما مخاطب اهمیت بسیاری دارد. بخصوص بعد از نمایش قبلی‌مان«مانستر» که اجرایی موفق بود، کار ما خیلی سخت‌تر شد چون می‌خواستیم کار بعدی، برای خودمان یک قدم رو به جلو باشد.»

او درباره بازی خودش در نقش «ژان» توضیح می‌دهد: «من و کورش متن نمایش‌هایمان را با هم می‌نویسیم. اما هنگام نوشتن متن، در جایگاه نویسنده بودم و به این فکر نمی‌کردم قرار است «ژان» را بازی کنم و برای او می‌نویسم. اتفاقا به دیگر کاراکترها هم توجه زیادی داشتم. در شروع تمرین‌ها، خواسته کورش بود که «ژان» را تمرین کنم و اگر مورد قبول‌مان بود، به مخاطب ارایه کنیم. برایم خیلی مهم است نقشی که بازی می‌کنم، لایه‌های مختلفی داشته باشد و به عمق کارکتر برسم.»

اما نقش «ژان» با همه جذابیت‌هایش نقشی است بسیار دشوار.

رضی البته دوست ندارد خودش درباره سختی این نقش صحبت کند ولی در پاسخ به خبرنگار ایسنا توضیح می‌دهد: «این اجرا بسیار بسیار سخت است. حتی مخاطب هم این سختی را حس می‌کند و این اجرا برای او هم سنگین و انرژی‌گیر است. البته خیلی احساس خوشایندی نیست که خودم بخواهم درباره وضعیت چشمم در این نمایش صحبت کنم چون شاید جنبه تعریف از خود بگیرد ولی اگر بخواهم صادقانه پاسخ بدهم، کار بسیار سختی است. برخی دوستان فکر کرده‌اند چشم من لنز بوده یا گریم داشته‌ام. آنچه می‌بینید، ماحصل ۱۲ سال کار و تمرین و زحمت است و به تمرین چند ماهه برنمی‌گردد ولی عشقی که به این نقش و نمایشنامه دارم، مرا سرپا نگه می‌دارد که بتوانم این سختی‌ها را به جان بخرم. در این ۱۰۰ شب اجرا حالت طبیعی چشمان من در زندگی عادی و روزمره‌ام تغییر کرده و کاملا تار می‌بینم و منتظرم بعد از اجرا برای درمان اقدام کنم.»

اما مشکل فقط به چشمان او برنمی‌گردد و اتفاقاتی دیگر هم در خلال اجرای این نمایش برای او رخ داده که یادآوری آن را خالی از لطف نمی‌داند: «در یکی از اجراهایی که در تالار قشقایی داشتیم، در صحنه درگیری زن و شوهر، در اکت نمایش، دستم را روی گوش راستم گذاشتم و ناگهان گوش سمت راستم سِر شد و اصلا نمی‌شنید و بسیار مضطرب شدم. شب خیلی عجیبی بود و با همان شرایط اجرا را ادامه دادم که اجرای بسیار هول انگیزی شد. بعد از اجرا که با پزشک تماس گرفتم، احتمال دادند دچار سکته گوش شده باشم و گفتند خوب است که به چشم‌تان نزده!»

رضی ادامه می‌دهد: «برخی کارکترها ویژگی‌هایی بسیار خطرناک دارند که تو یا نباید سمت آنها بروی چون ممکن است نتوانی حق مطلب را ادا کنی یا باید آنچنان آگاهانه و دقیق و درست باشد که حرفی برای گفتن نماند. سعی من بر این بود که شق دوم اتفاق بیفتد و اگر قرار است نقش یک نابینا را بازی کنم، چیزی کم و کسر نباشد. به همین دلیل پارسال حدود ۷ ماه با این عزیزان معاشرت داشتم و در موقعیت بازی و مکالمه با آنان قرار می‌گرفتم و خیلی از جزییات نقش را در برخورد با آنان و به صورت حقیقی دریافت کردم چون برایم بسیار مهم است که وقتی نقشی را بازی می‌کنم که در جامعه حضوری واقعی دارد، شاید خودم رنگ و بویی به آن بدهم و آن را از فیلتر بازیگری‌ام بگذرانم، ولی دوست دارم بخش عمده‌ای از آنچه را که مخاطب می‌بیند، بر مبنای کارکتر حقیقی باشد که اینها منوط به تمرین و تحلیل و دیدن‌های سالیان است که سبب می‌شود کارکتری مورد لطف تماشاگر قرار بگیرد.»

رضی در پاسخ به اینکه چقدر موفقیت این نمایش را پیش‌بینی می‌کردید، توضیح می‌دهد: «طبیعتا و وقتی نسبت به موضوعی آگاهی داری و پیشنیه آن را می‌دانی، می‌توانی تا حدودی نتیجه‌اش را پیش‌بینی کنی. وقتی بعد از «مانستر»، یکی دو سال زمان می‌گذاریم که به ایده‌ای برسیم و چندین ایده را کنار گذاشتیم تا به ایده بهتری برسیم، برای هر یک از مراحل نگارش متن و تمرین، یک سال دیگر وقتی می‌گذاریم و به جز آن کورش، پیش از تمرین در پلاتو، طراحی صحنه، نور، دکور و لباس‌هایمان را می‌داند. همه چیز آماده اجراست و فقط بازیگران در موقعیت نقش قرار می‌گیرند و اتود می‌زنند. وقتی نسبت به آنچه خلق می‌کنی، آگاهی داری، موفقیت آن هم قابل پیش‌بینی است. هدف ما این بود که یک کار خوب خلق کنیم تا مخاطب دوستش داشته باشد و احترام به خود و مخاطب در آن رعایت شود.»

ریجانه رضی در پایان یادآوری می‌کند: «دو سال پیش وقتی هنوز تمرین «هیدن» را آغاز نکرده بودیم، به کورش گفتم اگر کار ما از میان هر تعداد تماشاگر فقط بر یک نفر تاثیر مثبت بگذارد، کار خود را انجام داده‌ایم و رسالت هنر در این است که حرفی برای گفتن داشته باشد و رد پایی بگذارد که کسانی از آن عبور کنند و نکته‌ای دریابند. تلاش ما این بوده و میزان موفقیت آن به مخاطبان برمی‌گردد.»

اما کورش شاهونه، کارگردان و دیگر نویسنده «هیدن» که در نمایش قبلی‌اش «مانستر» به افرادی توجه داشته که دچار معلولیت هستند، درباره پرداختن به این اقشار یا کسانی که دچار نابینایی هستند، می‌گوید: «برای من تمثیل، استعاره و فلسفه سوژه، جدای از قصه اولیه‌ای که تماشاگر با آن مواجه می‌شود، بسیار مهم است. نگاه من به «هیدن» این است که نابینایان اصلی کسانی‌اند که در ظاهر بینا هستند ولی حقیقتِ اطراف خود را کتمان می‌کنند. همه ما در طول روز هزار و یک موضوع را در زندگی شخصی و روابط‌مان اعم از دوستانه، زناشویی و … داریم که بخش عمده‌ای از آنها را کتمان می‌کنیم و چشم‌مان را بر آن می‌بندیم. این وضعیت ، جهانی را در «هیدن» ایجاد می‌کند که نشان می‌دهد نسبت به خیلی از مسایلی که سرسری از کنارشان می‌گذریم یا عامدانه چشم‌مان را بر آن می‌بندیم، در اصل نابینا هستیم. این خود یک استعاره و تمثیل است.»

او ادمه می‌دهد: «برایم مهم است که در نمایش‌هایم استعاره و جهان تمثیلی وجود داشته باشد و بتوانیم آن را بسط دهیم. نه اینکه الزاما بخواهم در کارم به یک جغرافیا یا موضوعی بپردازم که جهانشمول نباشد. مثلا همیشه به کارهایی که در رابطه با مواد مخدر اجرا می‌شود و عموما در محلات پایین شهر می‌گذرد، این نقد را دارم که این کارها در عین جذابیتی که برای مخاطب دارند، تاریخ انقضا دارند و تا جایی کار می‌کنند. مثلا مخدر «شیشه» ممکن است تا ۲۰ سال دیگر وجود نداشته باشد ولی هویت انسان، دغدغه‌ای همیشگی است و می‌تواند ترسناک باشد چراکه شناخت بیشتر یک انسان می‌تواند از هر چیزی هولناک‌تر باشد چون نزدیکترین کسان آدم، بسته به موقعیتی که در آن قرار می‌گیرند، ممکن است وجوهی ناشناخته از خود را بروز دهند. »

او اضافه می‌کند: «برای ما هر روز این دغدغه وجود دارد که کاش نمایش برای تماشاگران تلنگری باشد و سبب شود در زندگی شخصی خود به سمت خیانت نروند. اگر این اتفاق درست بیفتد، رسالت تئاتر به خوبی انجام شده.»

شاهونه با ارایه توضیحاتی درباره شیوه کارگردانی این نمایش و استفاده از مانیتورهای نمایشی در آن اضافه می‌کند: «آن دو مانتیور استعاره چشمان نابینای زن است که با شکستن دیوار چهارم، تمام آن لحظات را برای تماشاگر از نقطه‌های پنهان درمی‌آورد و او را در موقعیت تصمیم‌گیری قرار می‌دهد و می‌کوشد آن کارتاسیس و همذات‌پنداری را برای او ایجاد کند و  این بزرگترین چالش نمایش ماست که تماشاگر به جای یکی از کارکترها، خود را در مقام تصمیم‌گیری بداند.»

این کارگردان ادامه می‌دهد: «حرف من این است که وقتی شب‌ها به خانه بازمی‌گردیم، آیا دوربین‌های مداربسته خود را چک می‌کنیم، به رفتارمان در طول روز و اشتباه‌های‌مان فکر می‌کنیم، اگر آن دوربین‌ها را چک کردیم، کجا را سانسور می‌کنیم، کجا را دوست داریم پاک کنیم یا نگه داریم. این کاربرد دوربین مداربسته هم در جامعه و هم در هویت هر فرد در تمام لحظات به سراغ‌مان می‌آید.»

بخش بعدی گفتگوی ما درباره استقبال تماشاگران از «هیدن» است که سبب شد اجرای آن چند بار تمدید شود.آن هم نمایشی که بدون چهره شناخته شده، اجرا می‌شود.

شاهونه در پاسخ به اینکه این استقبال چقدر در این گروه انگیزه ایجاد می‌کند تا همین سبک و سیاق را ادامه بدهند، می‌گوید: «بازیگری که به درصدی از شناخته شدن می‌رسد، آن هیجان و آدرنالین و شوق و ولع را از دست می‌دهد و کار بازیگری برایش به یک حرفه و بیزنس تبدیل می‌شود. معتقدم در کشور ما اغلب بازیگرانی که به میزانی از شهرت می‌رسند، پول ، بیزنس، جهان تبلیغات، جهان مولتی مدیا و سوشال مدیا آنان را می‌بلعد و جز اسمی که در برهه‌ای درخشان بوده، چیزی از آنان نمی‌گذارد. ممکن است این اتفاق برای همه ما رخ بدهد. برای همه ما سئوال است که چرا بازیگری که در برهه‌ای جریان‌ساز بوده و بعد از مدتی درگیر پروپاگاندا می‌شود و همین موضوع، تمام هویتش را از او می‌گیرد. دلیلش این است که او خود را از طبقه متوسط و پایین جامعه جدا می‌کند. وقتی آرتیست خود را از جامعه جدا می‌کند، چگونه متوجه می‌شود کسی که در مترو و اتوبوس یا در حال بالا رفتن از یک پل هوایی است، چه دغدغه‌ای دارد. او دیگر در صف نانوایی نیست که حرف مردم را بشنود بلکه در طبقه‌ای زندگی می‌کند که از درد، رنج و مشکل بی‌خبر است. بعد ما انتظار داریم که چنین بازیگری برای مردم یا کاری دغدغه‌مند بسازد. به احتمال بسیار قوی شاید خود من هم درگیر این وضعیت بشوم. این سیستم در تمام دنیا جریان دارد ولی در دیگر کشورها، بازیگران خودشان را نجات می‌دهند و مدام بر خودشان کار می‌کنند تا به منیت نرسند و خود را صاحب سبک نمی‌دانند و عطش یادگیری همچنان در آنان وجود دارد. این ویژگی باید درون همه باشد. الان برای کار بعدی‌ام وحشت دارم که چه کنم تا گامی رو به جلو باشد. باید با نسل جدید دمخور باشیم تا بتوانیم خود را به روز کنیم. به همین دلیل تماشاگران نوجوان را دعوت می‌کنم تا نظرات‌شان را درباره کارم بشنوم.»

آخرین صحبت‌های کورش شاهونه در تقدیر از گروه بازیگران نمایشش و به ویژه ریحانه رضی است: «علاقه‌ای به حرف‌های کلیشه‌ای ندارم اما دینی بر گردن خود حس می‌کنم و باید بگویم من و ریحانه هنگام کار تئاتر، به شدت نسبت به یکدیگر بی‌رحم هستیم و اگر ریحانه روزی در کاری نتواند کیفیت مد نظرمان را در بازیگری ارایه بدهد، اولین منتقد سرسختش خودش است و بعد من. اما در این نمایش کاری می‌کند و در مرزی بین رئالیزم و اکسپرسیونیستم در حرکت است که دستانش را می‌بوسم برای دو سانس ۸۰ دقیقه روی صحنه با آن چشمان و شکل و شمایل. و اطمینان دارم ریحانه معیارها و ساز و کارهای جدیدی در بازیگری تئاتر ایجاد می‌کند و از او و تمام گروه بازیگرانم سپاسگزارم.»

نمایش «هیدن» هر شب در دو نوبت ۱۸ و ۲۰ در تئاتر «هامون» به نشانی: خیابان انقلاب، خیابان فلسطین جنوبی، نرسیده به خیابان شهدای ژاندارمری روی صحنه است.

مدیرعامل خانه تئاتر ماندنی شد

مدیر عامل خانه تئاتر ماندنی است.با پذیرفته نشدن استعفای مدیر عامل خانه تئاتر توسط هیأت مدیره مقصود نعیمی ذاکر در جایگاه خود باقی ماند.

به گزارش روابط عمومی خانه تئاتر به نقل از هیأت مدیره این موسسه فرهنگی هنری، مقصود نعیمی ذاکر که به خاطر برخی مشکلات پیش آمده از سِمّت خود بعنوان مدیر عامل خانه تئاتر اعلام استعفا کرده بود در پی عدم پذیرش این کناره گیری از طرف هیأت مدیره متبوع در جایگاه خود باقی ماند.

طی این گزارش هما جدیکار دبیر هیأت مدیره مرکزی خانه تئاتر اعلام کرد پیرو مذاکراتی که توسط اکثر اعضای هیات مدیره خانه تئاتر با مقصود نعیمی ذاکر انجام شده است توافق شد که ایشان تا زمان مورد توافق ،در جایگاه مدیر عامل به کار خود ادامه دهند و طبق نظر مساعد خودشان استعفای مذکور ملغی اعلام شد. لذا این رد استعفا مورد تایید هیأت مدیره و مورد قبول ان از طرف مدیرعامل خانه تئاتر میباشد.

مقصود نعیمی ذاکر، مدیر عامل خانه تئاتر که هفته گذشته از این سمت کناره‌گیری کرده بود، اعلام کرد که در این جایگاه باقی می‌ماند.

او در گفتگویی کوتاه با ایسنا درباره نتایج استعفای خود به ایسنا گفت: در جلسه‌ای که به تازگی با بعضی از اعضای هیات مدیره خانه تئاتر داشتیم و بعد از شنیدن نکات و نگرانی‌هایی که این دوستان از باب اهداف و امور خانه تئاتر داشتند، به این نتیجه رسیدیم که در حال حاضر به نفع ساختار خانه تئاتر است که در این سمت بمانم.

نعیمی ذاکر ادامه داد: از اول هم هدف همه ما پیگیری اهداف خانه تئاتر بود و من هم که قصد خودزنی ندارم. به همین دلیل به دوستان گفتم مشکلی برای ماندن ندارم و امیدوارم شرایط را به گونه‌ای پیش ببریم که به نفع اعضای خانه تئاتر باشد و بتوان برای پیگیری امور انجمن‌ها تصمیم‌گیری کرد.

سیطره ساختاری چند گانه بر محتوا           

نگاهی به نمایش ” اتاق” اثر ” هارولد پینتر”  به کارگردانی ” ماهور تهرانی”

حسن پارسائی

یک اجرا موقعی موفق است که درآن ساختار برآیند محتوا و بالعکس محتوا برآیند ساختار باشد؛ در چنین حالتی می توان گفت که اجرای مورد نظر بهترین  و زیباترین شکل اجرایی یک نمایشنامه است. هرگونه ضعفی در تناسب بین ساختار و محتوا سبب  کژ روی  و کم فهمی  خواهد شد، زیرا  ضایعه فوق معمولأ  گمانه زاست و سبب برون رفت چرخه ذهن از حیطه درک کامل متن خواهد بود.

اجرای نمایش”اتاق” اثر “هارولد پینتر” به کارگردانی”ماهور  تهرانی” که هم اکنون در تالار مولوی از سالن های  وابسته به دانشگاه تهران اجرا می شود، از یک طراحی صحنه ساده ، قراردادی و شخصی برخوردار است که حاوی هیچ  تأویل خاصی نیست ، اما زمینه و فضای مناسبی را برای ورود و خروج  بازیگران  و  قرار گرفتن  آن ها  در میزانسن های پیشنهادی  کارگردان  فراهم نموده است.

دراین اجرا  در رابطه با مقوله بازیگری، عملأ از شیوه های  ترکیبی متفاوت و متناقضی استفاده شده است: بازیگران اکثرا سیاهپوش‌اند  و بخشی از چهره هایشان(عمدتا  دور و زیر چشم ها) با خطوط هاشوری سیاه، چهره پردازی شده و بازی آن ها شبیه بازی بازیگران ” نمایش های آئینی و آداب محور  چینی” است، با این تفاوت ضمنی که اینجا  بازی این  بازیگر ها تا حدی مکانیکی تر وعروسکی تر است؛ ضمنا اساسا این نوع بازیگری به علت حرکات  توجیهی اندازه گیری شده اش درموقعیت ها وحالات گوناگون،تا حد قابل توجهی شبیه بازی  بازیگران نمایش های”پانتومیم” هم است که به آن مثلأ با در نظرگرفتن  یک سلیقه  شخصی غلط عنصر کلام  هم  اضافه شده باشد؛ اگراین تناقضات را به شیوه اجرای نمایش  که در آن بازیگران  اغلب از پشت  پرده  توری  سفید  و نازک در قسمت وسط  و انتهای صحنه  وارد  صحنه می شوند، اضافه  کنیم و نیز بازیگرانی را هم  که در پشت  همان  پرده  توری  نازک در حال  حرکاتی همسان هستند  در نظر بگیریم ، دقیقا  شباهت شیوه  اجرا به نمایش های “آئینی و آداب محورچینی”  آشکارتر می شود؛ ضمنا یکی از بازیگران سیاهپوش  با مو های سیاه آویخته بلندش و حالت خمیده وهمزمان  حرکات تند و غیرقابل پیش بینی دست و بدنش همانند شبحی وارد صحنه می شود: او با ریخت و حرکات ترسناکش دقیقا  یک  موجود خوفناک نمایش ها و فیلم‌های سینمایی سبک گوتیک را تداعی می کند:اینجا ثابت می شود کارگردان آنچه را از هر مدیومی آموخته یکجا  بر اجرای نمایش‌اش  تحمیل کرده است. او به طورهمزمان از یک بازیگر زن سفید پوش هم که بازی بدون کلامی دارد ، استفاده  کرده که با حضور نمادینش  در حاشیه صحنه، قرینه‌ای ناظر برای  موجودیت  باطنی  و  معصوم پرسوناژ  زن  محوری نمایش  محسوب می‌شود : این  ترفند هوشمندانه و زیبا نشان می دهد که  کارگردان  در ُکل نگرش نسبتأ خوبی به مدیوم تئاتردارد،اما او در بخش‌های دیگر اغلب   دررابطه با استفاده از دانسته‌ها و استنباط‌هایش عملأ  افراط می ورزد: مثلأ در مورد رنگ صحنه و لباس، که رنگ‌های  ُکل صحنه را تشکیل  می‌دهند، عملأ  بر کُنتراست  دو رنگ سیاه و سفید تأکید می ورزد؛ این در شرایطی انجام شده که تماشاگر در نمایش بجز دو مورد، آن هم به طور نسبی، با آدم های بد رو به رو نیست.

تأکید  بیش از اندازه  بر حرکات ماشینی که بخشی از آن ها اساسا اضافی  و ابهام آمیز است، سبب  فاصله‌گذاری  ذهنی شده: تماشاگر همه  توجهش به حرکات مکانیکی و عروسکی بازیگرها معطوف می‌شود تا  بلکه از آن‌ها سر در بیاورد: همین عارضه، به طور همزمان  ذهن  تماشاگر را از بیان و موقعیت  خود پرسوناژهای روی صحنه  و حتا  از موضوع  و تم نمایش دور می‌کند. در چهره‌پردازی پرسوناژها هم به اندازه  کافی دقت  نشده است؛ در صحنه ای  از اجرا، وقتی  یکی از بازیگران  مرد  حرکت  تندی  انجام  می‌دهد، سبیل مصنوعی‌اش کنده می‌شود و بر کف صحنه می‌افتد(!؟)

همه این‌ها نشان می‌دهد که  فرم گرائی بیش از حد  و بدون تأویل‌های دراماتیک( بجز ترفند زیبائی که در مورد بازیگر زن سفید پوش بدون کلام انجام شده) عملأ  باری می‌شود بر دوش خود نمایش.

آوازی هم با سبک و سیاق آوازهای  کلیسائی  اجرا می‌گردد  که به خودی خود زیباست ، اما اصلأ  با محتوا و اجرای این نمایش سنخیت ندارد.

کاربری نور مناسب است و بازی بازیگران هم در چارچوب همین سبکی که ” ماهور تهرانی” برای اجرا در نظر گرفته ، خوب است؛ اما این، شیوه بازیگری در نمایشنامه  ” هارولد پینتر” نیست.

کارگردان دراصل بخش‌هائی از نمایشنامه “اتاق” اثر “پینتر” را به بهانه آدابته کردن تغییر داده و در بروشور به آن اشاره نکرده است: این اقدام هم همانند سایر ترفندهای سلیقه‌ای او در اجرا، تمهید چندان مناسبی نیست.

درپایان باید گفت به رغم ضعف‌هایی که به آن‌ها اشاره شد، نمایش “اتاق” اثر دستکاری شده “هارولد پینتر” به دلیل برخی داشته‌ها  و  بازی خوب بازیگرانش  و نیز کارگردانی  نسبتأ خوب  کارگردان  در رابطه  با هماهنگ کردن  بازیگران  و ارائه برخی ذهنیت‌ها و کارکردهای ذوقی، به یک بار دیدن می ارزد.

داستان سرباز فراری که به خوک‌دانی پناه می‌برد

نمایش «یک مرد، یک خوک» اثر آثول فوگارد، ترجمه هوشنگ حسامی و کارگردانی امیرسینا جوادی از روز چهارشنبه ۱۷ آبان در پردیس تئاتر شهرزاد روی صحنه می‌رود.

به گزارش گروه خبر سایت خانه تئاتر به نقل از روابط عمومی اثر، نمایش «یک مرد، یک خوک» اثر آثول فوگارد، ترجمه هوشنگ حسامی، کارگردانی امیرسینا جوادی و تهیه‌کنندگی حمید پایدار و اسماعیل رسولی‌وند از روز چهارشنبه ۱۷ آبان، ساعت ۲۰ روی صحنه می‌رود.

سمیرا حسینی، امیرسینا جوادی، محسن قاسمی و با صدای سایه کبیری در این اثر به ایفای نقش می‌پردازند.

در خلاصه داستان نمایش «یک مرد، یک خوک» آمده است: «سربازی از جنگ جهانی دوم فرار کرده و از ترس اعدام به دلیل خیانت به کشورش به خوک‌دانی خانه خودشان در روستا پناه می‌برد؛ در دهمین سال حضور خود در خوک‌دانی در حالی که در روستا جشن یادبود از شهدای روستا در جنگ جهانی برگزار می‌شود، اتفاقی می‌افتد که … .»

از دیگر عوامل این اثر نمایشی می‌توان به طراح: ایمان اسدی، جانشین تهیه‌کننده و تبلیغات: ساشار بابائی، نوازنده و موسیقی: ماکان جمشیدی، دستیار کارگردان: فاطمه ظهیری، منشی صحنه: ساشار بابائی، مدیر صحنه: محسن قاسمی، طراح صحنه: پیمان گودرزی، دستیار صحنه: حامد سام خانیانی، محمد واحدپرست، طراح لباس: هلیا شکری، دستیار لباس: سورنا مقصودی، طراح گریم: ندا میرزائی، مدیر روابط عمومی و مشاور رسانه‌ای: سیدمحمدصادق سیادت، عکس و تیزر: حسین صمیمی، طراح گرافیک: استدیو رد اشاره کرد.

علاقه‌مندان جهت خرید بلیت این نمایش می‌توانند تا ۲۳ آذر به سایت تیوال و یا گیشه پردیس تئاتر شهرزاد به آدرس خیابان نوفل لوشاتو، بعد از سفارت ایتالیا مراجعه کنند.