عروسی سیندرلا در مهرگان اجرا می‌شود

نمایش «عروسی سیندرلا» اثر مهدی مهدی آبادی، کارگردانی مرتضی مقدم و تهیه کنندگی مهدی علی‌نژاد از روز چهارشنبه ۱۵ آذرماه، هرشب ساعت ۱۹ در خانه نمایش مهرگان روی صحنه می‌رود.

در خلاصه داستان این نمایش آمده است: سیندرلا از لندن برای پیدا کردن پدرش به تهران می‌آید و به دروازه شمیران می‌رسد، پدرش حاجی میرزا قلمدون بعد از دیدن دخترش متوجه می‌شود که…

محمد جعفرزاده، سیمین علامه دهر، وحید محرابی، احمد خان محمدزاده، هناز دولتی، حنانه چوپانی، عطیه گلچین، زهرا انصاری فرد، روناک ظهرابی، بارانا احمدی، سوگند الله داد، حمید انصاری، محمد امیدبخش و سید رضا میرمعینی در این اثر نمایشی به ایفای نقش پرداخته‌اند.

از دیگر عوامل نمایش «عروسی سیندرلا» می‌توان به مجری طرح: موسسه فرهنگی هنری جوان پویا؛ مدیرتولید: سارا دارا فروش؛ دستیار کارگردان: محمد امیدبخش، سید رضا میرمعینی، امین اسلامی؛ منشی صحنه: روناک ظهرابی؛ سرپرست گروه موسیقی: طهمورث امیری؛ نوازنده تار: نیما فرامند پاد؛ طراح صحنه و لباس: مرتضی مقدم؛ مدیر روابط عمومی و تبلیغات: سید محمدصادق سیادت؛ طراح پوستر و بروشور: محمد سجاد رشیدی؛ عکاس: امین اسلامی و امیر خرازی اشاره کرد.

علاقمندان جهت خرید بلیت این نمایش می‌توانند تا ۱۵ دی ماه به سایت تیوال و یا گیشه خانه نمایش مهرگان به آدرس خیابان طالقانی، خیابان وصال، کوچه فرهنگی مراجعه نمایند.

سعید ذهنی رییس هیات مدیره انجمن موسیقی تئاتر شد

رییس هیات مدیره و نایب رییس انجمن موسیقی تئاتر انتخاب شد.

به گزارش گروه خبر سایت خانه تئاتر، اولین جلسه هیات مدیره انجمن موسیقی ساعت ۱۵ یکشنبه ۱۲ آذر ۱۴۰۲ در ساختمان شماره ۲ برگزار شد.

در این جلسه رای‌گیری به عمل آمد و رییس، نایب رییس و سمت دیگر اعضای هیات مدیره بر اساس آرا مشخص شد.

طبق اکثریت آرا سعید ذهنی به عنوان رییس هیات مدیره،  سحر لطفی نایب رییس، شروین عباسی دبیر، ریچارد عیسی‌پور خزانه‌دار، احسان تارخ مسئول هماهنگی انتخاب شدند.

 

آرش دادگر به نوفل‌لو‌شاتو رفت

نمایش‌های «بازگشت افتخار آمیز مردان جنگ» به کارگردانی آرش دادگر و «اعتراف‌ها و دروغ‌ها» به کارگردانی پیمان محسنی از نیمه آذر در عمارت نوفل لوشاتو روی صحنه خواهند رفت.

به گزارش گروه خبر سایت خانه تئاتر، «بازگشت افتخار آمیز مردان جنگ» به نویسندگی شهرام احمدزاده با کارگردانی آرش دادگر از سه‌شنبه ۱۴ آذر تا ۳ دی ۱۴۰۲ هر شب ساعت ۱۸ به مدت ۶۰ دقیقه در عمارت نوفل لوشاتو روی صحنه می‌رود.

عمار عاشوری، مهران واشقانی، ماه‌منیر صادقیان، مهدی حیدری، سارا بیدخت، کسری عبداللهی، امید صیادی، امیر اردلان زنجانی بازیگران این نمایش هستند.

«بازگشت افتخار آمیز مردان جنگ» اقتباسی آزاد از نمایشنامه «بیرون پشت در» نوشته ولفگانگ بورشرت است و در خلاصه آن آمده است: «سرجوخه بکمان پس از پایان جنگ و سه سال اسارت و کار اجباری در سیبری آزاد شده و به زادگاهش هامبورگ بازمی‌گردد اما تمام درها به روی او بسته است و چیزی جز ناامیدی در انتظار او نیست.»

علاقه‌مندان برای تهیه بلیت می‌توانند به سایت تیوال به نشانی https://www.tiwall.com/p/bazgasht.mardanejang2 مراجعه کنند.

همچنین نمایش «اعتراف‌ها و دروغ‌ها» به نویسندگی مهدی میرباقری، با طراحی و کارگردانی پیمان محسنی، به تهیه‌کنندگی نگین صدرزاده از چهارشنبه ۱۵ آذر تا ۸ دی ۱۴۰۲ هر شب ساعت ۲۱:۱۵ به مدت ۶۵ دقیقه در عمارت نوفل‌لوشاتو روی صحنه می‌رود.

دنیا مستعلمی، شهروز آقایی‌پور، سحر آقاسی و سپهر زمانی در این نمایش ایفای نقش می‌کنند و شهاب شریفی مجری طرح این اثر است.

در خلاصه داستان این نمایش آمده است: «همه ما محکومیم، به مرگ یا به زندگی…»

علاقه مندان می‌توانند برای تهیه بلیت این نمایش به سایت تیوال به نشانی https://www.tiwall.com/p/eterafvadorugh مراجعه کنند.

اجرای نمایشی عاشقانه درباره زندگی یک آهنگساز در تالار محراب

نمایش «پائولا» به نویسندگی و کارگردانی آزاده شمس به تالار محراب می‌رود.

به گزارش گروه خبر سایت خانه تئاتر به نقل از روابط عمومی اثر، نمایش «پائولا» به نویسندگی و کارگردانی آزاده شمس از ۱۴ آذر تا اول دی، ساعت ۲۰ در سالن جعفر والی تالار ‌محراب، روی صحنه می‌رود.

در خلاصه این نمایش آمده است: «پائولا داستانیست عاشقانه از زندگی موزیسین و آهنگساز برجسته یونانی میکیس تئوراکیس، تلفیقی است از موسیقی و حرکت.»

دنیا یکتا ‌اعتمادی، خورشید معلم، امیرعلی ‌زمانیان، فاطمه ‌معینی، ریحانه ‌شاهرخی‌فر، یاسمن ‌رضایی، یسنا ‌افروزه، یاسمن ‌گرکانی، مستانه ‌خسروی، مریم ‌علیزاده، مریم ‌یزدانی، لیدا غفوری، مرتضی ‌فرجی، آزاده شمس، مانیا رستمیان، اسپنا نظرمحمدی، اندیا ‌چلبیانی، دینا ‌افروزه، شادی مطهری، پریا ‌امجدی، مهجبین علی‌آبادی بازیگران این نمایش هستند.

دیگر عوامل «پائولا» عبارتند از: مشاور کارگردان: محمدرضا ‌آزادفرد، گروه بدلکاران: مرتضی افسری، حمیدرضا عبادیان، علی آشامی، مهران تاتلاری، علی اکبر سروگل،دستیار اول کارگردان و برنامه ریز: مرتضی ‌فرجی، مدیرصحنه: میثم تبریزی انزابی، مشاور حرکت: نوشین ‌بدری ‌کوهی، طراح لباس: زهرا پارساتبار، طراح گریم: مهتاب ‌حسنی، طراح نور: اکبر شجاعی، طراح پوستر و بروشور: مستانه ‌خسروی، گروه کارگردانی: وفا ‌ابن ‌علی، ریحانه ‌شاهرخی ‌فر، مدیر بدلکاران: رضا خیری‌پور، طراح اکشن: مرتضی افسری، عکاس: پیام ‌احمدی‌کاشانی، مینا ‌قانع، علیرضا ‌آذری‌راد، فهیمه علی‌بیگی، مجری گریم: مریم ‌یزدانی، نریشن: محمدرضا ‌آزادفرد، فهیمه اصفهانی، آزاده شمس، سرپرست خوانندگان: یکتا ‌اعتمادی، سرپرست گروه موسیقی: خورشید معلم، ساخت تیزر: کامیار کردستانی، دستیار صدا: وفا ‌ابن‌علی، دستیار نور: حدیث ‌خرمی، روابط‌عمومی و رسانه: پیام ‌احمدی‌کاشانی، نوازندگان: خورشید معلم، امیرحسین ‌مشکی، آیلین نوجوان، ثمین باقری.

علاقمندان می‌توانند جهت تهیه بلیت به سایت تیوال یا به نشانی خیابان ولیعصر (عج)، چهارراه امام خمینی (ره)، تالار محراب مراجعه کنند.

بهرام سروری‌نژاد: دوستان ما را فراموش کرده‌اند

بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون با بیان این‌که کارگردان‌های آثار تصویری بازیگران تئاتر را فراموش کرده‌اند، گفت: از سال ۱۳۷۲ وارد عرصه بازیگری تئاتر شده‌ام اما هیچ وقت بازی‌های جانبی کارم را بلد نبودم و وارد این بازی‌ها نشدم.

بهرام سروری‌نژاد که در کنار کار تئاتر از سال ۱۳۷۹ وارد رادیو شده و همزمان در سینما و تلویزیون در کارهایی سینمایی چون وقتی همه خوابیم، کیفر و پرسه در حوالی من ایفای نقش هم داشته اظهار داشت: دوستان ما را فراموش کرده‌اند، برای این‌که سراغی از ما بازیگران تئاتر نمی‌گیرند.

وی افزود: من بلد نیستم وارد یک سری روابط برای حضور در عرصه سینما و تلویزیون شوم. در این دو حوزه دوستان بسیار صمیمی دارم که من را می‌شناسند و کارهای من را بیست و اندی سال است دیده‌اند و می‌بینند و به توانایی‌ام کاملا اشراف دارند اما وقتی که در کستینگ(انتخاب بازیگر) می‌روند یک فراموشی موقت سراغشان می‌آید و البته دوباره این فراموشی برمی‌گردد.

بازیگر سریال‌های تلویزیونی بچه مهندس، آشوب، داستان یک شهر ۲، دولت عشق و رهایم کن که در کنار بازیگری کارگردانی نمایش مردی به نام اوهه را نیز برعهده داشته می‌گوید: بیشترین نقش من در پرسه در حوالی و پس از آن در سد معبر بود. اما در وقتی همه خوابیم یک سکانس بازی داشتم که دلپذیر بود و برای من یک ترم دانشگاهی بلکه بیشتر آموزش داشت.

بازیگر ساعت ۵ عصر و شغل شریف گفت: نمی‌دانم چه شده است که دوستان دیگر ما را فراموش کرده‌اند.

وی درباره پرچالش‌ترین نقش خود در عرصه تئاتر هم به خبرنگار ایرنا گفت: چندین سال پیش در نمایش خان هشتم نوشته مرحوم مسعود سمیعی نقش یک پیرمرد را داشتم که شاید ۸۵ ساله بود و چالش بسیار بزرگی برایم محسوب می‌شد. مهم باور پذیر شدن نقش و سخت‌ترین قسمت کار برای من بود و از عهده این نقش برآمدم.

سروری‌نژاد درباره جایگاه تعزیه در کشور و نمایش‌های تعزیه و آیینی هم اظهار داشت: من کار تعزیه نکردم. تعزیه طبیعتا جزو نمایش‌های قدیمی است.

وی درباره نقش خود در نمایش مجلس آخر که این روزها در تماشاخانه سنگلج روی صحنه است، توضیح داد: کاراکتری که من بازی می‌کنم کسی نیست که تعزیه‌خوان باشد و تعزیه‌خوانی بلد نیست. فقط می‌خواهد این کار را انجام دهد که خود را در دل مهتاب جا کند. خودش هم می‌گوید این کارها را مانند قاسم انجام می‌دهم برای این که دل مهتاب را به دست آورد و در راه تعزیه و به دست آوردن دل مهتاب موفق نیست. چون دلی کار نمی‌کند فقط چیزی صوری است و ظاهرا این کار را انجام می‌دهد که محقق نمی‌شود. از ته دل به تعزیه اعتقاد ندارد و نمی‌تواند کار خوب را ارائه کند.

دروغ از امروز روی صحنه می‌رود

«دروغ» به نویسندگی و کارگردانی محمد ذوالنوریان از امروز روی صحنه تماشاخانه اهورا خواهد رفت.

به گزارش گروه خبر سایت خانه تئاتر، نمایش «دروغ» به نویسندگی محمد ذوالنوریان و نیما ذاکر با تهیه کنندگی و کارگردانی محمد ذوالنوریان از ۱۲ آذر تا ۲ دی در تماشاخانه اهورا روی صحنه می‌رود.

در این نمایش نیما ذاکر، علی سیبی، حسن عبادی‌مهر، بهاره ترابی، محسن نادری، مهدی شریفی، کیمیا ناهیدی، ریحانه شیری و رضا آقاحسینی ایفای نقش می‌کنند.

در خلاصه این نمایش آمده است: «دروغ یه مسئله عادی شده، من نباید همه چیز رو باور کنم.»

محمد ذوالنوریان طراح صحنه، نوشین پزشکی طراح گریم، ریحانه شیری طراح لباس، فرهاد بابایی طراح نور، نیما ذاکرمجری طرح، محمود کسایی زاده برنامه‌ریز، امیرحسین نیازخانی طراح پوستر، محمود کسایی‌زاده برنامه ریز، کورش برزی و سحر رستمی عکاس، میلاد منتظری و فرهاد بابایی دستیار کارگردان، متین مشرقی روابط عمومی و مشاور رسانه، عارف اصغری آهنگساز، عارف اصغری و مرتضی عبدالله‌پور نوازندگان، شایان امیری منشی صحنه، فاطمه صفری و فاطمه مومنی دستیاران لباس، عسل بیتا و محدثه قاسمیان دستیاران لباس، عسل بیتا و محدثه قاسمیان دستیاران گریم و هومن راد دستیار صحنه دیگر عواملی هستند که در این نمایش حضور دارند.

علاقه‌مندان برای تهیه بلیت نمایش «دروغ» که هر شب از ساعت ۱۹ روی صحنه می‌رود، می‌توانند به سایت تیوال مراجعه کنند.

جدال با یاد شهرام عبدلی رونمایی شد

از کتاب «جدال» که شامل ۲ نمایشنامه به قلم احسان ناجی است، رونمایی شد.

مراسم رونمایی از کتاب «جدال» جمعه ۱۰ آذر ماه در عمارت آفرید برگزار شد. این کتاب شامل ۲ نمایشنامه به قلم احسان ناجی است که به تازگی توسط انتشارات طراحان تین منتشر شده است. این نمایشنامه‌ها با عنوان‌های «جدال با خوابی بی انتها» و «جدال در سراشیبی محال» هستند که ناجی نمایشنامه اول را به زنده یاد شهرام عبدلی تقدیم کرده است.

به گزارش مهر، در همین راستا در حاشیه مراسم رونمایی از این کتاب با حضور نویسنده، پوپک فرزانه پور مدیر انتشارات طراحان تین و رامین پرچمی و خانواده زنده‌یاد شهرام عبدلی مراسم گرامیداشتی برای این بازیگر فقید برگزار شد.

در این مراسم هنرمندانی چون مسعود جعفری فیلمبردار، پیمان ناجی نویسنده و کارگردان، بهزاد خاکی نژاد رییس انجمن مدرسان تئاتر حضور داشتند.

همچنین در این مراسم قسمت‌هایی از هر ۲ نمایشنامه خوانده شد و در بخشی دیگر بهاره شیروانی کارشناس ارشد روانشناسی بالینی از منظر روانشناسی و پوریا عبدی کارشناس ارشد ادبیات نمایشی از منظر درام به بررسی مجموعه «جدال» پرداختند.

تهیه این کتاب از انتشارات پارت و سایت انتشارات طراحان تین امکان پذیر است.

استادی که تئاتر را مادر همه هنرها می‌داند

۲ آذر سالروز تولد فرهاد ناظرزاده کرمانی بود،‌ استادی که بسیاری از بزرگان امروز هنرهای نمایشی کشور با شاگردی او به جایگاهشان رسیده‌اند اما شاید امروز برای افراد بسیاری نامش شناخته شده نباشد.

 فرهاد ناظرزاده کرمانی را شاید عموم مردم نشناسند؛ اما بدون شک جامعه هنری به‌خصوص فعالان و دانشجویان هنرهای نمایشی همواره از او به‌عنوان یکی از ستون‌های مهم و مؤثر علمی یاد کرده‌اند، معلم و استادی که حضورش در جامعه دانشگاهی کشور از دهه شصت سرمنشأ خدمات بسیار بزرگی بوده است.

تألیف بیش از بیست عنوان کتاب مرجع با ادبیات و واژگان خاص و منحصربه‌فرد، نگارش بیش از چهل نمایشنامه، ارائه ۷۰ مقاله در کنفرانس‌های علمی داخلی و بین‌المللی و چاپ برخی از آنها در مجلات معتبر و ترجمه بیش از ۸۰ نمایشنامه خارجی از جمله یادگاران ماندگار او در تئاتر و هنر کشور است، استادی که شاگردان بسیاری را با عنوان بازیگر، کارگردان، نمایشنامه‌نویس و حتی مدیر هنری به عرصه فرهنگ و هنر کشور وارد کرده و نام او را به عنوان یکی از افراد مطرح هنر تبدیل کرده است.

در وصف این استاد تئاتر باید گفت که در سه دهه ابتدایی انقلاب و در دانشگاه‌ها بسیاری از دانشجویان در مقاطع مختلف با شوق و اشتیاق فراوان پای درس‌هایش حاضر می‌شدند و کلاس‌های درسی‌اش جزو شلوغ‌ترین کلاس‌های دانشگاه به شمار می‌رفت. وی به‌خاطر تلاش‌های عالمانه و صادقانه در عرصه هنرهای نمایشی در سال ۸۱ جزو چهره‌های ماندگار معرفی شد که با تحریر آثار بی‌شمار، جدیت در تدریس، ژرفای کم‌نظیر مطالب ارائه شده، کشف چهره‌های بااستعداد و تلاش برای رشد و تعالی شاگردانش خواهندگان «هنر» را «باهنر» کرد و از هنرجویان «پرشور»، هنرمندانی «عادل» ساخت.

خود ناظرزاده کرمانی تئاتر را مادر و ساختمان همه هنر‌ها می‌داند و در اهمیت آن گفته است: «هنگامی‌که از تئاتر بهره برده شود، موسیقی به صورت یکی از ساختمایه‌های (عناصر تشکیل‌دهنده) هنر نمایش در می‌آید و  یا آن می‌شود. هر هنگامی که در هم ادغام شوند، صورت‌‌بندی نویی می‌پذیرد، و به فراخور خود، آماج‌ها و آرمان‌های نمایش را می‌آفریند. به این جریان ادغام گفته‌اند، ادغام جزء در کل.»

تئاتر پس از انقلاب اسلامی به‌ویژه تئاتر دانشگاهی و تجربی مدیون اساتید بزرگی است که شاید یکی از آنها ناظرزاده کرمانی باشد. در روزهای غربت و بی‌کسی تئاتر، روزهایی که تئاتر در بند روابط و مناسبات آن‌هم با آدم‌های کوچک و بزرگ‌ترهایی که به کارهای دیگر مشغول بودند با همان فراست ذاتی و به قول خودش به‌عنوان یک خادم، به حراست از تئاتر مظلوم پرداخت.

هر چه زمان گذشت و جلوتر آمدیم عرصه تنگ‌تر شد و شان و جایگاه نه‌تنها ناظرزاده کرمانی بلکه ناظرزاده‌ها در تئاتر دانشگاهی کم‌رنگ و کم‌رونق‌تر شد تا جایی که در ابتدای دهه نود و با تغییرات بدون پشتوانه علمی و عملی در خصوص افزایش‌پذیرش دانشجو در رشته هنر وضعیت دانشگاه‌ها بدتر و وخیم‌تر شد و شد آنچه نباید می‌شد.

پذیرش دانشجو بدون کنکور در دانشگاه‌هایی که روزی با رتبه‌ها دورقمی هم ورود به آنها غیرممکن بود با تغییرات صورت‌گرفته اکنون هر علاقه‌مندی را میزبانی می‌کردند و این چنین بود که سیل جمعیتی که تنها با تماشای یک فیلم و شاید یک تئاتر به این حوزه ابراز علاقه‌مندی می‌کردند به دانشگاه‌ها سرازیر شدند و از آن به بعد شاهد دانشجویانی در کلاس‌های درسی شدیم که قله ذهنی‌شان صرفاً سوپراستار شدن در پرده نقره‌ای و کسب درآمدهای آن‌چنانی بود و به‌تبع علاقه‌ای برای کسب علم و دانش دیگر وجود نداشت و همین سرآغاز چالش‌هایی شد که نه امثال دکتر ناظرزاده ها می‌دانست اینها چه می‌خواهد و نه آنها می‌دانستند او و سایر اساتید بزرگ کیستند و از آنها چه باید بخواهند.

همین باعث شد که استاد مسلم تئاتر و هنر کشور که حضورش در کلاس‌های درس غنیمتی بی‌نظیر و تکرارنشدنی بود روزبه‌روز خودش و تدریس‌اش را محدودتر کند و دانشگاه‌ها یکی پس از دیگری از حضورش محروم شوند. صدالبته که از ابتدای دهه نود وضعیت آموزش هنر چه در دانشگاه و چه در آموزشگاه به مسیری غیراصولی پا گذاشت و دیگر نه شوق و اشتیاقی برای یادگیری وجود داشت و نه اساساً آموزش مسئله اولویت داری به شمار می‌رفت و در نتیجه نسلی جدیدی که امروز در عرصه هنر پا به فعالیت‌های حرفه‌ای گذاشتند نه‌تنها حتی یک برگ از تألیفاتش را ورق زده‌اند؛ بلکه حتی نامی از او را نیز نشنیدند.

 به گزارش فارس اما تأسف‌آورتر اینکه وقتی در سال ۸۸ و به همت مدیرعامل وقت خانه هنرمندان و رئیس تماشاخانه ایرانشهر به‌پاس یک‌عمر فعالیت دکتر ناظرزاده کرمانی نام سالن شماره یک این مجموعه که یکی از مهم‌ترین سالن‌های تئاتری کشور بود را به نام ایشان نام‌گذاری کردند هرگز نه حاضران آن رونمایی و نه هیچ هنرمند تئاتری فکر نمی‌کرد که کمتر از یک دهه دیگر وقتی از یک دانشجوی رشته تئاتر درباره نام صاحب سالن سؤال شود در پاسخ بشنود که شناخت چندانی ندارم؛ اما فکر کنم از شعرای قدیمی کشور باشند که در قید حیات نیز نیستند!

اما چرا و چگونه پس از سه دهه‌ی پرشور و روبه‌رشد در فضای علمی و دانشگاهی امروز چنین چالش و مسئله مهمی گریبان‌گیر نسل فعلی هنر کشور شده است؟ بی‌تردید یکی از عمده دلایل وضعیت موجود عدم درک صحیح از وضعیت آموزشی و عدم دغدغمندی در بین تصمیم‌گیران و متولیان وقت بود که تنها برای گذران روزمرگی به کار گرفته شدند و اساساً تدبیر و تفکری برای نسل آینده و سال‌های پیش رو نداشتند و همین سیاست باعث شد که با افزایش بی‌رویه و خارج از توان دانشگاه‌ها در پذیرش دانشجو بدون درنظرگرفتن خروجی و بستر فعالیت حرفه‌ای در آینده فضای امروز را چه در حوزه آموزش و چه در حوزه فعالیت حرفه‌ای بسیار سخت و محدود شود.

آنچه محرز و مشخص است وضعیت و سیستم آموزشی در حوزه هنر شدیداً دچار معضل شده است و این در حالی است که روزگاری که استاد ناظرزاده کرمانی در شش روز هفته تماماً درگیر درس و بحث و دانشگاه بود اکنون تنها به یک الی دو روز بسنده کرده است و چندان تمایلی برای حضور در کلاس‌های درسی ندارد و این نه موضوع شخص این استاد بزرگ که بسیاری از اساتید سرشناس و مهم نیز چنین شده‌اند.

شاید آغاز ۷۶ سالگی مردی که بدون شک برکاتش برای تئاتر کشور تا نسل‌ها و سال‌های آینده ماندگار خواهد بود فرصت مناسبی باشد تا با نقد فضای آموزشی کشور در حوزه هنر امیدوار شد که مسیر به انحراف رفته روزی به ریل اصلی خودش بازگردد و مجدد شاهد رشد فضای علمی و دانشگاهی در هنرهای نمایشی کشور باشیم.

تنها آرزویمان حضور بیش‌ازپیش اساتیدی چون ناظرزاده کرمانی و ناظرزاده‌ها در کلاس‌های درسی و دانشگاهی است؛ زیرا بر این مهم واقفیم که تا دانشگاه و محل کسب علم و دانش از محتوا غنی نباشد فضای حرفه‌ای و کاری نیز کاملاً سطحی و بدون عمق خواهد ماند و آن وقت است که تئاتر به‌عنوان هنر اصیل و بامحتوا روزبه‌روز نحیف و به ورطه بی‌محتوایی خواهند رسید. جایگاهی که شاید تنها در سال‌های پیش از انقلاب و در راسته لاله‌زار با عنوان تئاترهای لاله زاری شاهد بودیم. نمایش‌هایی بدون محتوا و تنها برای دقایقی سرگرم‌کننده و شاید کمی خنده‌آور ولاغیر.

فرهاد ناظزاده کرمانی در تعریف تئاتر برای خودش می‌گوید: «جنون مقدس؛ از آن دیوانگی‌هایی که مولانا توصیه‌اش می‌کند، یا آراسموس. (آراسموس را که می‌شناسین؛) کتابی دارد در ستایش دیوانگی ! به قول او، تمدن را همین دیوانگان ساختند.»

نمایشنامه رسوس نوشته اوریپید منتشر شد

کتاب نمایشنامه «رسوس» اثری از اوریپید تنها تراژدی برجامانده یونانی ا‌ست که پی‌رنگ آن مستقیما برگرفته از قطعه حماسی است که امروزه به‌عنوان سرود دهم ایلیاد شناخته می‌شود، از انتشارات بیدگل منتشر شد.

به گزارش ایران تئاتر، نمایشنامه «رسوس» اثری از اوریپید پس از ۲۵ قرن برای نخستین بار توسط غلامرضا شهبازی به فارسی ترجمه و به همت نشر بیدگل روانه بازار کتاب شد.

«رسوس» تنها تراژدیِ برجا مانده یونانی ا‌ست که پیرنگ آن مستقیماً برگرفته از قطعه حماسی است که امروزه به عنوان «سرود دهم ایلیاد» شناخته می‌شود.

این نمایشنامه سرشار از جنب‌‌وجوش و زندگی و یکی از ۱۰ نمایشنامه محبوب اوریپید در دوران باستان متأخر به شمار می‌رود که بر چندین نویسنده پس از خود به ویژه ویرژیل در «سرود نهم انه‌اید» تأثیر گذاشته است.
براین‌اساس «رسوس» که کوتاه‌ترین تراژدی قرن پنجم پیش از میلاد و نمایشنامه‌ای مایل به ساتیر است، جایگاه مهم و بی‌همتایی در تاریخ ادبیات جهان دارد.

در بخشی از پی‌گفتارِ کتاب آمده است: «در «رسوس» مقدار معتنابهی از آن حال و هوای عجیب و غریب را می‌بینم، که خیلی خنده‌آور نیست، اما لجام‌گسیخته و نامعقول است و این از دیدگاه یونانیان مناسب گله ساتیر است؛ حال و هوایی که معمولاً غول تک‌چشمِ غارِ اِتنای آتشفشانی یا هراکلسِ مست و تاج‌گل بر سر که با مرگ کشتی می‌گیرد و دنده‌اش در نیمه‌شب میان گورها می‌شکند، در آن نفس می‌کشند…»

اوریپید یکی از سه تراژدی‌نویس مهم عصر زرین درام یونان است که منتقدان قدیم و جدید او را درام‌پردازی سنت‌شکن، نوآور و نامتعارف می‌دانند. او در یکی از سال‌های دهه ۴۸۰ پیش از میلاد در بخش شرقی آتن زاده شد. اطلاعات کمی از زندگی او در دست است. نخستین نمایشنامه او یک سال پس از مرگ آیسخولوس در سال ۴۵۵ پیش از میلاد بر صحنه رفت و او در مسابقات تئاتریِ دیونیزیای شهر آتن به مقام سوم رسید. در سال ۴۴۱ پیش از میلاد به نخستین پیروزی‌اش دست یافت و مقام نخست این رقابت‌ها را کسب کرد. می‌گویند بیش از ۹۰ نمایشنامه نوشته است و امروزه نوزده نمایشنامه او موجود است. آخرین باری که در آتن به رقابت پرداخت در سال ۴۰۸ پیش از میلاد با نمایشنامه «اورستس» بود. سپس به مقدونیه و دربار آرخِلائوس رفت و نمایشنامه‌ای به نام این پادشاه نوشت. اوریپید در سال ۴۰۶ پیش از میلاد، حین نگارش نمایشنامه «کاهنه‌های باکوس» در مقدونیه درگذشت.

غلامرضا شهبازی، مترجم نمایشنامه «رسوس»، متولد ۱۳۵۲ نهاوند و دانش‌آموخته کارشناسی رشته ادبیات نمایشی، کارشناسی‌ارشد سینما و دکتری تاریخ تطبیقی و تحلیلی هنر اسلامی از دانشگاه هنر تهران است. شهبازی تاکنون ده نمایشنامه اوریپید را به فارسی برگردانده که اغلب‌شان آثاری هستند که نخستین بار است که به زبان فارسی ترجمه و منتشر شده‌اند.

دلنوشته شاگرد برای استاد مهین میهن: بانویی که صحنه در تسخیر نگاه خلاقانه اوست

دلنوشته ای به رسم ادب پیشکش هنرمندی پیشکسوت و استادی بزرگ. بانوی فرهیخته فرهنگ و هنر ایران دکترمهین میهن
“ای خطه ایران مهین ای وطن من
ای گشته به مهر تو عجین جان و تن من “ (ملک الشعرا بهار)
با گشایش رادیو وتلویزیون ملی ایران نیاز به گشایش مراکز فرهنگی و هنری و تولید محتوا بیش از پیش آشکار می‌شد و برای سرزمینی با قدمت اساطیری بازگشت به هویت ملی با یاری جُستن از زبان هنر ضرورتی تاریخی بود. ساخت مراکز فرهنگی و هنری درسراسر کشور از آن میان پایتخت ایران انکار ناپذیر می‌نمود ،ازاواخر دهه چهل این مهم شتاب یافت و تهران رنگ و بویی تازه به خود گرفت ، گشایش خانه اُپرای رودکی تهران درآبان ۱۳۴۶ و تئاتر شهر دربهمن ۱۳۵۱ از شاخص‌ترین آنهاست. با تاسیس این مراکز ضرورت حضور نیروهای هنری و زبده نیاز اصلی اداره و سازماندهی این مراکز فرهنگی وهنری بود بسیاری از بزرگان موسیقی و باله پارس ، طراحان لباس و رقصندگان فولکلور و کلاسیک ،هنرپیشه‌گان تئاتر و هنرمندان شاخه‌های گوناگون به این مراکز پیوستند  و بسیاری ازجوانان علاقمند و عاشق هنر ایران برای آموختن به دانشگاه‌ها و مراکز هنری معتبر دنیا رفتند و با کوله باری از دانش برای خدمت به کشور به سرزمین مادری خود بازگشتند .پس از پایان آموزش مقدماتی برای آموزش‌های تکمیلی به فرانسه می‌رود و به شکل تخصصی در زمینه گریم تحصیل می‌کند و درمدت هشت سالی که در فرانسه است با گروه های هنری و تلویزیون ملی این کشور همکاری دارد ، حدود سی و پنج ساله است که به دعوت رسمی سازمان باله ایران به ایران آمده و در این مجموعه کوشش‌های هنری خود را دنبال کرده و چه خاطرات با شکوه و جاودانه‌ای که رقم می‌خورد. لوسترهای کریستالی خانه اُپرای رودکی تهران، صدای برش پارچه‌ها روی میز کارگاه دوخت لباس، ساخت دکورها در کارگاه دکور، تولید و ساخت سر بنده‌ها و پاپوش‌ها، تمرین بازیگران و رقصندهای جوانی که با شور و امید ، سپیده دم درخشش خود را بر تارک هنر ایران درمقابل آینه‌های قدی سالن تمرین، آرزوهاشان را بر توسن خیال خود به جولانگه صحنه می‌برند. . نمایش باله بیژن و منیژه ( اثر جاودانه منظوم از فردوسی بزرگ ) با موتیوهایی از استاد حسین دهلوی قرار است زینت بخش تالار رودکی باشد.
در گوشه‌ای دنج و در آرامشی اساطیری بانوی هنرمندی در حال آفرینش طرحی است تا شعر زیبایی‌شناسی خلاقانه‌اش را در نقشی خوش رنگ و لعاب بر چهره بازیگران به زبان سحرآمیز قلم بسراید .آری صحنه در تسخیر نگاه خلاقانه و دستان هنرآفرین توست یگانه مهین بانوی میهن . زمان می‌گذرد فصل اجرای باله “زیبای خفته” در خزان ۵۷ به پایان میرسد. بسیاری از هنرمندان آن دوران از آن میان استاد لوریس چکناواریان آهنگساز ، هلن انشاء طراح لباس ، فرزانه کابلی بالرین و هنرپیشه و بسیاری از بزرگان فرهنگ وهنراین کشور با احترام از آرامش، هنر و متانت شما شکوهمندانه یاد می‌کننئ . اما چشمه جوشان مهین بانوی صحنه، شاعرانگی آفرینش هنری را به صحنه‌های تئاتر پیش کش مینماید تا نقش‌آفرینی هنر پیشه‌گانش را روحی تازه بخشد، نصرت کریمی از جادوی قلمت بارها در محافل هنری سخن گفته و از شوق آموختنت به شاگردانت ، دانشکده هنر دانشگاه تهران مست است از شمیم دم مسیحایی و اندیشه رسایت چه با وقار نغمه چنگ هنر گریم این سرزمین را می‌نواختی.
چه بسیار که به نیکی از قلم روانت در نوشتار کتاب گریم برای تئاتر می‌گویند و فراوانند آموزش پذیرانی که در دور افتاده‌ترین نقاط ایران شما را ندیده ولی خود را شاگرد مکتب میهن می‌دانند .هوش سرشارت نویدتان داد تا راه آمده را به نسلی نوین که دانش آموخته دستان هنرمندت بودند بسپاری ، اکنون آن نسل پرچم دار هنری والاست از کدامیک از دوست دارانت بگویم ای فرمانروای گریم صحنه تئاتر ایران ، به‌راستی که شاگردانت عاشقانه دوست‌تان می‌دارند و خاطرات‌تان را هر روز از پس اندیشه مرور می‌کنند.
فریبای گرانقد راز بزرگ منشی و خلوص نیت والگو بودنتان به نیکی به یاد می‌ماند. ماریای عزیز زندگی هنری خود را از چشمه زلال معرفت مادرانه شما سیراب می‌داند ، شهریار از بزرگی و شکوه اندیشه‌ات فراوان گفت ، یوحنا از شورو شوق نخستین روز دیدارتان می‌گوید و بهمن از کوله‌بار آموخته‌هایش و شوق آموختن دوباره ازشما ، شیرینی خاطرات همکاری با شما هنوز در کام کامبیز جان است ، افسانه به دستیاری سالیان دور در دانشکده هنر به خود می‌بالد و هر آنچه آموخته را از برکت حضور بانو می‌داند ، سارای نازنین بزرگی، وقار ،اقیانوس دانایی و دانش‌تان را ارج می‌گذارد و نوید به رسم شاگردی و ادب بوسه بر دستان هنرمندتان می‌نشاند ، علی امضای شما بر جواز آموزشگاهش را هنوز به فال نیک می‌گیرد . همه بی‌دریغ به شما مهر ورزیده و دوستدارتان هستند حمید ، آیلار ، بهاره ، حسین ، فرناز ، لیلا ، بتسابه ، امیر ، مهدی، سهیلا ، مریم ، لعیا ، ثمین و … همه با فروتنی و احترام از شما یاد می‌کنند و متین با متانت قلمش از شما و روزهای طلایی هنر این سامان می‌نویسد تا جاودان بماند این رنگین کمان خاطرات خوش آب و رنگ از نیک نامی‌تان ای شهبانوی گریم باله و اُپرای ایران و مادر مهربان گریم ایران اهورایی. آغاز هشتاد و سومین بهار زندگیتان همایون باد.
متین قادریتهران – تیر روز آذرماه ۳۷۶۱۸آذر ۱۴۰۲خورشیدی
منوی دسته بندی خود را در مسیر: "سربرگ ساز > چیدما موبایل > عنصر منوی موبایل > نمایش و مخفی کردن > انتخاب منو " تنظیم کنید
سبد خرید
ورود

هنوز حساب کاربری ندارید؟

Twitter Instagram WhatsApp WhatsApp Telegram
برای دیدن نوشته هایی که دنبال آن هستید تایپ کنید.
خانه
حساب کاربری من