انگشتر اسرارآمیز تمدید شد

اجرای نمایش «انگشتر اسرارآمیز» نوشته آتسا شاملو به کارگردانی میثم یوسفی یک هفته دیگر تمدید شد.

به گزارش گروه خبر سایت خانه تئاتر به نقل از روابط عمومی تالار هنر، نمایش «انگشتر اسرارآمیز» که با استقبال تماشاگران همراه شده، یک هفته دیگر تمدید شده و تا ۲۵ خرداد میزبان خانواده ها خواهد بود.

ساعت اجرای این نمایش نیز در هفته پایانی تغییر کرده و ساعت ۱۸ خواهد بود.

این نمایش به کارگردانی میثم یوسفی و تهیه کنندگی امیرحسین شفیعی با استقبال تماشاگران و مخاطبان تئاتر کودک و نوجوان در تالار هنر روی صحنه است.

ناصر احمدی فر، عاطفه بحرالعلوم طباطبایی، مریم خاکسار تهرانی، محسن قصری، مینا مقامی زاده و شراره یوسفی بازیگران این نمایش هستند.

 بلیت های این نمایش در سایت گیشه تئاتر به نشانی https://gishehtheater.ir/Theater/The-mysterious-ring  در دسترس مخاطبان قرار دارد.

آرمین رحیمیان: بازیگر پرسشگر و جست‌و‌جو‌گر برای کوشک‌جلالی جذاب‌تر است

آرمین رحیمیان، بازیگر نمایش «آرت» تجربه همکاری با کوشک‌جلالی را پر از آموزه‌های نو دانسته و می‌گوید بازیگر پرسشگر و جست‌و‌جو‌گر برای کوشک‌جلالی جذاب‌تر است تا برعکس.

به گزارش گروه خبر سایت خانه تئاتر این روزها نمایش «آرت» نوشته یاسمینا رضا با ترجمه و کارگردانی علیرضا کوشک‌جلالی و بازی سام کبودوند، آرمین رحیمیان و مهدی صدیقی‌مهر در سالن استاد ناظرزاده کرمانی تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه است.

آرمین رحیمیان از هنرمندانی است که بازیگری را با تئاتر آغاز کرد اما حضور موفق  او در فیلم سینمایی «شبی که ماه کامل شد» به کارگردانی نرگس آبیار باعث شد تا به‌واسطه ایفای این نقش بیش از پیش شناخته شود.

«گتو»، «مری پاپینز»، «عشق روزهای کرونا» و «روزهای رادیو» ازجمله آثار او در تئاتر به شمار می‌آید.

حضور آرمین رحیمیان در نمایش «آرت» بهانه‌ای شد برای گفت‌وگو ایران تئاتر با این بازیگر که در ادامه می‌خوانید.

ابتدا از حضورتان در نمایش «آرت» بگویید؛ به نظرتان تجربه بازیگری در سینما، دلیل انتخاب شما برای بازی در این نمایش بوده است؟

اینکه کارگردان به نامی مثل علیرضا کوشک جلالی از شما برای یک نمایش دعوت کند، احتمالا هیجان‌انگیزترین اتفاق زندگی‌ تئاتری‌تان خواهد بود. همین دلیل برای حضورم کافی ا‌ست اما اینکه چرا از من دعوت شد، سوالی ا‌ست که جوابش پیش خود استاد کوشک‌جلالی‌ است.

برداشت شخصی‌تان از نمایشنامه و نقش «سرج» که این شب‌ها با آن روی صحنه زندگی می‌کنید، چیست؟

«سرج» آدمی است که روزگاری علاقه‌مند به هنر شده و آنقدر در این عالم غرق شده است که حالا دیگر نگاهش به دوستان قدیمی‌اش از بالا به پایین است. البته این روند در طول نمایش تغییر می‌کند. امّا ویژگی اصلی نمایشنامه و اساساً نمایشنامه‌های یاسمینا رضا این است که گنداب و مشکلات روحی‌ای را که افراد جامعه در قالب رفاقت، دوستی، عشق، خانواده و … دارند؛ با بروز کوچک‌ترین مشکل‌ها نمایان می‌کند و آن زمان تازه دیگر مشکلات آن‌ها با هم مشخص می‌شود. مثلا در نمایشنامه «خدای کشتار»، دعوای دو پسر بچه از دو خانواده مختلف و در این نمایشنامه خرید یک تابلو سفید.

در تمرین‌های این نمایش، شیوه کارگردانی کوشک‌جلالی برای شما تازگی داشت؟ و آیا در هماهنگی با سبک این کارگردان، چالش داشتید؟

شیوه کارگردانی استاد کوشک‌جلالی برای من قطعا تازگی داشت و به شدت لذت‌بخش بود. طبیعتاً چالش‌هایی به وجود می‌آمد امّا در نهایت لذت‌بخش و پر از آموزه‌های نو‌.

به عنوان بازیگر برای ایفای نقش «سرج»، چه خلاقیت‌ها و ایده‌هایی داشتید و کارگردان چقدر دست شما را برای اجرای ایده‌های خودتان باز می‌گذاشت؟

اصولاً استاد کوشک‌جلالی دست بازیگر را برای ایده و طرح‌های نو باز می‌گذارد. تو به عنوان بازیگر می‌توانی مدام اتود‌های جدید بزنی اگر در راستای خلق کاراکتر گام برداشته باشی حتما از طرف ایشان پذیرفته خواهد شد. حتی می‌توانم ادعا کنم که ایشان بیشتر ترجیح می‌دهند این اتفاق بیفتد تا اینکه بازیگر طوطی‌وار هر آنچه کارگردان بخواهد را بگوید و انجام دهد. نهایتاً اینکه بازیگر پرسشگر و جست‌و‌جو‌گر برای کوشک‌جلالی جذاب‌تر است تا برعکس. در طول تمرینات این ماجرا را برای من به شدت هیجان‌انگیز می‌کرد و لذت‌بخش‌ترین قسمتِ کار بود.

اجرای تعاملی جهانگرد و جزیره قصه‌ها برای کودکان و نوجوانان

نمایش «جهانگرد و جزیره قصه‌ها» به نویسندگی و کارگردانی سینا نورائی با بهره‌گیری از شیوه‌های مختلف تئاتر کودک و به صورت تعاملی روی صحنه خواهذ رفت.

به گزارش گروه خبر سایت خانه تئاتر، نمایش «جهانگرد و جزیره قصه‌ها» به نویسندگی و کارگردانی سینا نورائی از 31 خرداد در خانه هنر دیوار برای کودکان، نوجوانان و خانواده‌ها روی صحنه خواهد رفت.

این نمایش که با بهره‌گیری از شیوه‌های مختلف تئاتر کودک و به صورت تعاملی اجرا می‌شود و با ادغام قصه‌های مختلف در یک جزیره اسرار آمیز (جزیره قصه‌ها) دقایقی شاد را برای مخاطبان خود فراهم خواهد ساخت.

نسیم ولیخانی، هستی حق پرست، عطالله نجفی و سینا نورائی بازیگران این اثر نمایشی هستند.

علاقه‌مندان جهت کسب اطلاعات بیشتر و یا تهیه بلیت، می توانند به سایت تیوال مراجعه کنند

داماهی در روسیه روی صحنه می‌رود

نمایش «داماهی» به کارگردانی مشترک احمد ندافی و الهه خیام‌فرد، با حمایت اداره‌کل هنرهای نمایشی ایران، در هفتمین دوره جشنواره بین‌المللی تئاتر کشورهای عضو بریکس اجرا می‌شود.

به گزارش گروه خبر سایت خانه تئاتر، نمایش «داماهی» به کارگردانی مشترک احمد ندافی و الهه خیام‌فرد، به عنوان نماینده ایران، در هفتمین دوره جشنواره بین‌المللی تئاتر کشورهای عضو بریکس حضور دارد.

مهسا دهقانی، حمیدرضا شاهمتی، هدیه کیانفرد، مجتبی لاله‌زاری در این نمایش به ایفای نقش می‌پردازند.

هفتمین دوره جشنواره بین‌المللی تئاتر کشورهای عضو بریکس از یکم تا هشتم ژوئن برابر با دوازدهم تا نوزدهم خرداد در پارک شهر «نمایشگاه دستاوردهای اقتصاد ملی» در کشور روسیه برگزار می‌شود.

دانشگاه هنرهای نمایشی مسکو هرساله مسئول برگزاری جشنواره‌های کشورهای BRICS و مدارس نمایشی از سال 2017 است.

این جشنواره به عنوان شکلی از دیپلماسی عمومی با هدف توسعه روابط دوستانه میان جوانان دانشجو در کشورهای  BRICS از سوی صندوق کمک‌های مالی ریاست جمهوری، وزارت امور خارجه روسیه و شخصاً از وزیر، سرجی لاوروف مورد حمایت قرار می‌گیرد.

این جشنواره سالانه هنرمندان را از کشورهای مختلف در یک اجرای متقابل با استفاده از قالب «اجرا و بازی با هم» گرد هم می‌آورد و هنرمندان نمایشی بدون مترجم، در یک صحنه به زبان مادری خود اجرا می‌کنند.

جشنواره کشورهای VII BRICS و مدارس هنرهای نمایشی در پارک شهر «نمایشگاه دستاوردهای اقتصاد ملی» میزبان مخاطبان خواهد بود و دانش‌آموزان اجراهای خود را مبنی بر اثر الکساندر پوشکین، داستان «ماهیگیر و ماهی» به نمایش می‌گذارند و محصول نهایی در «قالب‌بازی با هم» نمایشی که از فرهنگ‌ها، مکاتب، تکنیک‌ها و ویژگی‌های ملی مختلف ترکیب شده است، شگفت‌انگیز خواهد بود.

تئاتر امروز ایران بیش از هر زمانی نیاز به مضامین جهانشمول ایرانی دارد

سیدمصطفی مختاباد

نمایش «شاید» را که در سالن چهارسوی تئاتر شهر روی صحنه رفته است، باید اتفاق صحنه‌ای مبارکی دانست که نسل تئاتر آگاه دانشگاهی بارقه‌های خلاقه و استعلایی خود را در کشف آنومی‌های انسان ایرانی از متن تا اجرا به جدیت در صحنه امروز تئاتر ایران بر می‌تاباند.

«شاید»، نگاه و‌ خوانش هستمندانه و یا دازاینی به نسل دیاسپورای ایرانی است؛ اجرایی در سبک رئالیسم نو، بازتابی از انسان ایرانی سرگردان در جهان و مشتاق زیست در ایران، با زبانی دراماتیزه قابل فهم صحنه‌ای که به‌خوبی تئاتریکالی می‌‌شود.

کاوه، قهرمان نمایش در اثر از دست دادن پدر و مادرش در تصادف رانندگی به ایران باز می‌گردد تا بار اندوه قومی را بکاهد ولی دیگر شهامت مهاجرت ندارد، قصد اقامت ناموزنی در وطن می‌کند ولی تردید یاس آمیز فلسفی عبث گرایانه به زندگی، عاقبتی تراژدیک و ناکام برای او رقم می‌زند.

انتخاب جانمایه هجران و غربت و تجلی آن در صحنه تئاتر، مضمونی جهانشمول است که خوشایند مخاطب امروزین است. کارگردان، هم‌زمان نویسنده اثر هم است. او برای جانبخشی صحنه‌ای این جهان دیاسپوریک با تکیه بر سبک رئالیسم نو، و با بهره جستن از سنت صحنه آرایی پیسکاتوریک و اپیکی، سعی می‌‌کند حقایق چند لایه زندگی قهرمان را پدیدار نماید.

زبان نمایش با دیالوگی قابل لمس، فضای صحنه‌ای مجلسی آندره آنتوانی، بازی قابل قبول بازیگران و طراحی صحنه سنجیده، شاکله یک تجربه بسیار تئاتری دلچسب را شکل می‌دهد تا نمایشنامه «شاید» را به‌عنوان یک تجربه متفاوت زیباشناسانه تئاتری از سوی دکتر اسماعیل نجار نقادی کرد. تجربه‌ای که بایسته است نسل نوجوی تئاتر از دیدن آن دور نماند، به‌ویژه دانشجویان تئاتر و مخاطبان تجربیات صحنه‌ای آلترناتیو.

تئاتر امروز ایران بیش از هر زمانی نیاز به مضامین جهانشمول ایرانی دارد، مضامینی که انسان ایرانی را در یک موقعیت دراماتیک صحنه‌ای پرابلماتیک قرار دهد تا در این دایره و پرگار و فضای دیالکتیکی، هستی او بازشکافت شود. تجربه ‌و نگاهی که قادر است زبان نمایش ایرانی را در جهان دهکده گونه و متمایل به قبیله‌ای شدن، شمایلی نو، جاندار و جهانی ببخشد، چشم انداز و تجربه‌ای که نباید آن را نادیده گرفت و در جستجو و خلق چنین مضامینی باید سعی بلیغ به‌خرج داد تا ادبیات و خلاقیت تئاتری ایرانی همانند سینمای هنری و شعر ایرانی و سایر هنرهای فاخر، راهی به اذهان مخاطب جهانی بیابد. مطمئنا تجربیات متنی و صحنه‌ای همانند «شاید»، در صورت تداوم، نوید بخش چنین دورنمایی خواهند بود.

**عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس، منتقد و کارگردان تئاتر

دروغِ زلر در ارغوان روی صحنه می‌رود

نمایش «دروغ» از یکشنبه ۱۳ خرداد در عمارت نمایشی ارغوان روی صحنه می‌رود.

به گزارش گروه خبر سایت خانه تئاتر، نمایش «دروغ» به کارگردانی محمد آصفی اجراهای خود را از امروز یکشنبه ۱۳ خرداد در عمارت نمایشی ارغوان آغاز خواهد کرد. این اثر نمایشی که یکی از آثار معروف فلوریان زلر است، داستان زوجی را روایت می‌کند که در پی یک مهمانی و وقایعی که در آن رخ می‌دهد، با مسائلی مربوط به صداقت و فریبکاری مواجه می‌شوند.

شخصیت‌های اصلی نمایش، با دروغ‌های کوچک و بزرگ خود، دنیایی از تناقضات را می‌سازند که هر لحظه ممکن است فرو بریزد. این نمایش با طنز تلخ و دیالوگ‌های تیز خود، مخاطب را به فکر فرو می‌برد که آیا همیشه باید حقیقت را گفت و یا گاهی دروغ لازم و اجتناب‌ناپذیر است.

نمایش «دروغ» که با حضور فرهاد ناظرزاده کرمانی افتتاح می‌شود هر شب ساعت ۱۹ در عمارت ارغوان به صحنه می رود.

حنانه نظری، امیر خالقی فر، محمد آصفی، آیدا مرادی بازیگران این نمایش هستند.

دیگر عوامل این نمایش عبارتند از دستیار کارگردان: لعیا صالح خانی، منشی صحنه: آیناز پورگلزاری، عکاس و طراح پوستر: امیر جباری، طراح صحنه و لباس: امیر جباری، ساخت تیزر و تدوین: علی عظیمی، گریمور: مهناز اسفندانی، مسئول اتاق فرمان: ملیکا مقیمی.

شهرام کرمی: سرگرمی و اندیشه وجوه مهم تئاتر را شکل می‌دهند

شهرام کرمی، نویسنده و کارگردان نمایش «گنجشک مفرغی» با بیان اینکه تئاتر اندیشه‌محور همچنان برای تماشاگر آگاه ارزش دارد گفت حتی نمایش‌های عامه‌پسند هم یک ضرورت است اما من در هر شکل اصالت و اهمیت تئاتر را در جنبه اندیشه و درون‌مایه می‌دانم.

به گزارش گروه خبر سایت خانه تئاتر، «گنجشک مفرغی»، عنوان جدیدترین تجربه شهرام کرمی، نویسنده، کارگردان و مدرس دانشگاه به شمار می‌آید که پس از حدود 6 سال دوری از صحنه، این شب‌ها در سالن استاد سمندریان تماشاخانه ایرانشهر میزبان تماشاگران است.

این اجرا بهانه‌ای شد برای گفت‌وگوی ایران تئاتر با این هنرمند که در ادامه می‌خوانید.

بعد از حدود شش سال نمایش جدیدی به کارگردانی شما اجرا می‌شود. پیش‌تر خیلی پرکار و فعال بودید. دلیل این فاصله و تأخیر برای اجرای یک نمایش جدید چه بود؟

سال 1396، آخرین نمایش من با عنوان «چه کسی سهراب را کشت؟» در مجموعه تئاتر شهر اجرا شد. بعد از آن مدتی درگیر کار اجرایی بودم و بعد شرایط کرونا پیش آمد و در عمل دو سال فعالیت هنری تعطیل شد. بعد از پاندمی کرونا به دنبال فراهم شدن شرایط اجرای نمایش جدید بودم. فراهم شدن شرایط نوبت اجرا و هماهنگی گروه یک روند خاص و دشواری دارد. البته در این شش سال هم فعال بوده و چند کار جدید نوشتم و منتشر شد. همچنین بیشتر از هر زمان دیگر فرصت داشتم که به کار پژوهش و نوشتن بپردازم.

نمایش «گنجشک مفرغی»، اثری درباره سرگشتگی انسان و معنا باختگی زندگی است؛ موضوعی اندیشه‌محور که کار را از صرف سرگرمی به یک اثر تفکر برانگیز و دغدغه‌مند تبدیل می‌کند. به نظر می‌رسد در زبان و پرداخت خیلی بر درون‌مایه تأکید دارید؟

اعتقاد دارم جهان نمایش یک بستر گسترده و متنوع است. برای همین این همه تنوع ژانر و سبک در هنر و به‌ویژه انواع تئاتر داریم. برای هر گروه و قشر و سلیقه مخاطب، تئاتر و سبک و شیوه اجرا شکل گرفته تا بستر نمایش را متنوع و وسیع کند. هنر و به‌ویژه تئاتر دو کارکرد مهم دارد. سرگرمی و اندیشه که هر دو آن‌ها وجوه مهم تئاتر را شکل می‌دهند؛ هیچ اشکالی ندارد که با هر رویکرد و یا ترکیب این دو اثری خلق شود. حتی نمایش‌های عامه‌پسند هم یک ضرورت است. اما من در هر شکل اصالت و اهمیت تئاتر را در جنبه اندیشه و درون‌مایه می‌دانم. باز هم تأکید می‌کنم منکر ارزش جنبه‌های اجرایی، حسی، برداشت‌های ذهنی و دریافت متغیر مخاطبان به‌خصوص در هنر مدرن نیستم اما اعتقاد دارم یک نمایش خوب باید مسئله و موضوع داشته باشد. بهترین نمایشنامه‌های دنیا از آغاز تا به امروز با همین رمز و راز ماندگار شده‌اند. نمایشنامه «آنتیگونه» نوشته سوفوکل و «هملت» اثر ویلیام شکسپیر و «در انتظار گودو» کار ساموئل بکت به یک دوره خاص تاریخی تعلق دارند ولی همه آن‌ها برای همیشه در هنر و ادبیات ماندگار هستند، چون مسئله و موضوع دارند. درون‌مایه آن‌ها درباره مسئله انسان و موضوعات دخیل در زندگی است. نگاه من به درام به اصالت موضوع بوده است و هر وقت کاری را می‌خواهم بنویسم به این فکر می‌کنم که آنچه در ذهن من شکل گرفته چقدر اهمیت دارد و آیا سال‌های بعد هم موضوعی که می‌خواهم درباره آن بنویسم دغدغه انسان خواهد بود؟ نمایشنامه و اجرا باید ذهن مخاطب را درگیر کند. حس همذات‌پنداری و یا چالش فکری برآیند یک اثر است که با پرداخت زبان مناسب و شکل‌دهی داستان و شخصیت بر محور یک درون‌مایه شکل می‌گیرد که به اثر جنبه خردورزی و ماهیت اندیشه محور می‌دهد. در این شکل مخاطب آگاه درگیر موضوع می‌شود. به قول جیمز تامس، در یک اثر هدف برتر مفهومی است که درون‌مایه را در برگرفته و نمایشنامه را شکل می‌دهد.

نمایشنامه «گنجشک مفرغی» یک خط داستانی ساده دارد. چه چیزی منبع الهام شما در نگارش و کارگردانی این اثر بود؟

این سؤال متداول را بارها شنیده‌ام که معمولاً از خالق و آفرینش‌گر یک اثر هنری سؤال می‌شود که اثرش از کجا الهام گرفته است. به نظرم هیچ‌وقت نمی‌توان به این سؤال کلیشه‌ای پاسخ روشن و قاطع داد. تعارف و رفع تکلیف است اگر من بخواهم نقطه و یا جایی را برای نوشتن کارم فرض کرده و بیان کنم. اثر هنری در وجود و فکر یک خالق از گذشته تا زمان نگارش شکل می‌گیرد. اثر هنری در یک‌زمان غیرقابل پیش‌بینی ظهور می‌یابد. خاطرم نیست کی و در کجا به موضوع و داستان و شخصیت و حتی درون‌مایه نمایش «گنجشک مفرغی» فکر کردم. وقتی نوشتن کار را شروع کردم یک خط ذهنی داشتم و بعد در پرداخت‌ نمایشنامه عناصر مختلف متولد شدند. این پاسخ صریح من درباره چگونگی شکل‌گیری همه آثارم است. تجربه و زندگی شخصی، الهام و برداشت از آثار هنری و یا وقایع و رویدادهای روزمره و تاریخی سه منبع مهم و غنی برای خلق هر اثری است که همه این عوامل برای خلق «گنجشک مفرغی» با من همراه بوده است.

دلیل انتخاب اسم «گنجشک مفرغی» برای نمایش چیست؟

همه مکان و اسم‌ها و عنوان نمایش با منطق و استدلال و نشانه‌شناسی انتخاب شده و با هم پیوند دارند. عنوان یک اثر در ارتباط با درون‌مایه و یا اسم شخصیت شکل می‌گیرد. «گنجشک مفرغی» یک عنوان دو وجهی برای این اثر است. در ارتباط با موضوع و پرنده‌ای که به‌عنوان یک محور و شخصیت همه اشخاص به دنبال آن هستند. گنجشک پرنده کوچکی است که همیشه با انسان زندگی سازگار دارد. این پرنده‌های کوچولو چنانچه یکی از شخصیت‌های نمایشنامه می‌گوید گویی برای بیشتر آدم‌ها فاقد ارزش و توجه است. جایی می‌شنویم که یکی از شخصیت‌های نمایش یعنی ثریا می‌گوید: «خیال نمی‌کردم یه گنجشک این همه ارزش داشته باشه!» و بعد شخصیت نریمان جواب می‌دهد: «چیزهای زیادی تو این زندگی هست که ما ارزش اونا رو نمی‌دونیم.» انتخاب این اسم که در طول نمایش به اشکال مختلف تکرار می‌شود بار معنایی و نمادین دارد. به جهت تاریخی اشیاء و یا مجسمه‌هایی به شکل حیوانات چون شیر و بز و یا پرنده‌هایی مثل عقاب وجود داشته ولی کسی «گنجشک مفرغی» را به یاد ندارد!… این اسم و عنوان نماد و نشانه‌ای از آرزوهای دور و گم‌شده است.

شاعرانگی زبان و سورئالیسم دو مشخصه خاص نمایش است که در آثار دیگر شما به‌خصوص «خروس می‌خواند» و «چه کسی سهراب را کشت» نمود دارد. این دو ویژگی را چقدر در بیان موضوع نمایش جدید خود مؤثر می‌دانید؟

نمایش «گنجشک مفرغی» در فضایی بین واقعیت و خیال شکل می‌گیرد. در این فضا به شکل طبیعی زبان و پرداخت و کنش اثر جنبه غیرواقعی پیدا می‌کند. نمایشنامه بستری فکری و فلسفی دارد و بر همین اساس ساختار و زبان کار شکل گرفته است. در این حالت هر کلمه و دیالوگ و یا کنش نمایش ما را به یک جهان پیچیده ارجاع می‌دهد که می‌توانیم آن را واقعی و یا غیرواقعی فرض کنیم. نمایش «گنجشک مفرغی» در فضایی امپرسیونیستی پرداخت شده است. به قول ارسطو «کمدی انسان را بدتر از آنچه که هست و تراژدی او را بهتر از آنچه که هست نشان می‌دهد.» در پرداخت نمایشنامه «گنجشک مفرغی» به شیوه امپرسیونیستی جریان سیال ذهن برای انتقال و برداشت از رویداد و کنش اثر شکل گرفته که نمادگرایی و تأثیرات ذهنی در آن خیلی مهم است.

در شیوه اجرایی از تصاویر بین صحنه‌ها برای تأکید بیشتر روی برخی جزئیات اتفاق صحنه استفاده کرده‌اید. این نکته در نمایشنامه وجود داشت یا در تمرین و اجرا به آن رسیدید؟

من به‌عنوان نویسنده و کارگردان نمایشنامه دو جهان متفاوت دارم. زمانی نزدیک دو سال را صرف نوشتن نمایشنامه کردم. کلمه به کلمه اثر را در این مدت و زمان مرور کرده و بارها نمایشنامه را نوشتم. شاید بیش از ده بار نمایشنامه را بازنویسی کرده‌ام. هنوز هم فکر می‌کنم باید دوباره این کار و بازنویسی را تکرار کنم!… بخشی از این کار به وسواس کاری من برمی‌گردد. نمایشنامه‌نویسی واقعاً کار سخت و دشواری است. من فیلم‌نامه و رمان و داستان کوتاه هم نوشته‌ام ولی هیچ کاری سخت‌تر از درام‌نویسی برای من نیست. وقتی گروه شکل گرفت و من تمرین کارم را شروع کردم هویت درام‌نویسی خود را فراموش کردم. به‌عنوان کارگردان با نمایشنامه خودم کنکاش زیادی داشتم. از تجربه عملی و فکری گروه و تحلیل آن‌ها بهره زیاد بردم. خیلی از آنچه می‌بینید چون تصاویر بین صحنه‌ها در کارگردانی و اجرا شکل گرفت. یک بخش اصلی کار همین تصاویر است که در واقع اسم و هویت هر صحنه است که ما به شکل تصویری می‌بینیم. در نمایشنامه مکتوب هر صحنه یک عنوان دارد. عناوینی چون «النگو برای ثریا» و «رقص گنجشک‌ها» و «مردن یا خفتن» و «خدا با کسی قهر نیست» و…. در نمایشنامه برای هر صحنه انتخاب کرده‌ام که در اجرا تصویر جایگزین این عناوین شد. تصاویری چون، النگو و پرنده‌ و کلنگ و زمین و غیره جای این عنوان را گرفته است. کارکرد این تصاویر این است که نکته هر صحنه را برجسته می‌کند و نوعی تأکید بر کنش صحنه است.

در خیلی از بخش‌ها ریتم و حرکت نمایش کند و آرام است و به نظر می‌رسد به شکل تعمدی خواسته‌اید در اجرا این ساکن بودن را داشته باشید. سؤال من این است که در عمده آثار فلسفی و اندیشه محور با چنین ریتمی در نمایشنامه و اجرا مواجه هستیم و آیا این ویژگی را می‌توان به‌عنوان یک شاخصه در القا مفهوم فلسفی تلقی کرد؟

ریتم یک اثر به کنش اثر بستگی دارد. قاعده خاصی برای تعیین یک ریتم در اثر هنری وجود ندارد. در یک اثر با ساختار ایستا شاید ریتم و تمپو ثابت باشد ولی این معیار ثابتی نیست. ریتم نمایش «گنجشک مفرغی» به اقتضای کنش هر صحنه متغیر است.  نمایش یک روایت خطی دارد و به شکل طبیعی در جاهایی ریتم کند و در جاهایی تند می‌شود. هر صحنه شرایط خود را دارد. مفاهیم ذهنی و شخصی و آنچه در درون شخصیت‌ها می‌گذرد برجسته‌تر از روایت و داستان است برای همین این تلقی برای شما ایجاد شده که ریتم نمایش کند است. ولی من بیشتر ترجیح می دهم از سکون و ایستایی به جای ریتم کند نام ببرم. جایی که اشخاص دریافت خود را از موضوعات بروز می‌‌دهند و پیچیدگی در روایت وجود ندارد. در این نمایش دریافت و تکه چین نویسی و تجربیات حسی مهم‌تر از روایت است.

برای همین شخصیت‌ها در اجرا این همه با هم فاصله دارند؟

فاصله و دوری اشخاص در نمایش علاوه بر خلق یک دنیای ذهنی نوعی تأکید بر جهان فرض شده و دور اشخاص نمایش است. اشخاص با هم فاصله دارند. گویی وجود ندارند. در نشانه شناختی اجرای نمایش «گنجشک مفرغی» همه چیز دلالت بر واقعیت دارد تا بیان آن. برای همین شخصیت‌ها با هم فاصله دارند. جایی شخصیت پدر می‌گوید: «شاید من نیستم و خیال می‌کنم که هستم.» این‌ها همه نشانه‌های یک فضا و روایت سورئال است. درون‌مایه نمایش «گنجشک مفرغی» درباره عشق و امید و مرگ است. زمین و آسمان دنیای اشخاص هستند که چیزی به نام زندگی و مرگ را در آن تجسم می‌کنند. شاید از نمایش بتوان هر برداشتی داشت ولی آنچه برای من مهم بود معنی عشق و امید و آرزو در برابر مرگ و نیستی است که به نوعی با نگاه شرقی و فرهنگ ما پیوند دارد.

به نظرم شما سعی کرده‌اید ضد روایت کار کنید؟

کنش من مبتنی بر جستجو و کنکاش اشخاص درباره هویت خود و جهان است. این خود یک روایت است. من سعی کرده‌ام درباره چیستی و هستی حرف بزنم و البته اصلاً نمی‌خواهم قضاوت و تحلیل کرده یا درباره چیزی حکم بدهم.

اجرای شما به شکل مینیمال و استلیزه با دکور و نور و صحنه تصاویر خوبی را شکل داده است که در برخی جاها چون استفاده از درهای کوچک و بزرگ تصاویر خوبی می‌سازد. در مقابل تئاترهای پرزرق و برقی که این روزها روی صحنه است، این سادگی چقدر توانسته تماشاگر را راضی نگه دارد؟  

وقتی بازخورد نسل‌های مختلف را در برابر نمایش می‌بینم احساس می‌کنم تئاتر اندیشه‌محور همچنان برای تماشاگر آگاه ارزش دارد. من در اجرا از عناصر پرزرق و برق برای جذب مخاطب استفاده نکرده‌ام سعی کردم نمایشی را اجرا کنم که به تماشاگر فرصت تفکر بدهم. وقتی می‌خواستم این نمایش را کار کنم نگران این بودم که با وجود هزینه‌های گزاف تئاتر برای جذب تماشاگر باید چکار کنم. حتی وسوسه شدم که متن ترجمه و یا اثری کمدی را کار کنم. ولی من فقط همین گونه تئاتر را بلد هستم و کار کردم. حالا هم خوشحال هستم که در اجرای نمایش بازخورد شوق‌انگیزی را دریافت می‌کنم.

به‌عنوان نکته پایانی اگر موضوع و یا نکته خاصی را مدنظر دارید طرح کنید؟

من خوشبخت هستم که یک گروه تئاتری حرفه‌ای را در اختیار داشتم. جمعی از بهترین‌های تئاتر کنار من بودند و نمایش به‌عنوان یک هنر جمعی متکی به مشارکت همه عوامل است. در طراحی صحنه و نور و گریم و موسیقی و با وجود بازیگران با تجربه من این فرصت را داشتم که جهان ذهنی خود و نوشته مکتوب را زنده کنم و حالا جا دارد از همه اعضای گروه تشکر کنم.

اجرای بچه گرگ استثنایی در تالار هنر

نمایش «بچه گرگ استثنایی» عنوان نمایشی نوشته حمیدرضا پاسوار است که با کارگردانی متین حسنی‌پور برای اجرا در تالار هنر آماده می‌شود.

به گزارش گروه خبر سایت خانه تئاتر به نقل از روابط عمومی تالار هنر، «بچه گرگ استثنایی» داستان بچه گرگی به نام برفی است که قرار است بعد از پدرش، رییس گله‌گرگ‌های جنگل توسکا شود. این نمایش به نویسندگی حمیدرضا پاسوار به کارگردانی متین حسنی‌پور از شانزدهم خرداد ساعت 19:30 در تالار هنر روی صحنه خواهد رفت.

مهبد فیضی، علیرضا زرگوشیان، سپیده کرمی، رضا نعمتیان و حامد نظامی‌اصل بازیگران این نمایش هستند.

طراحی صحنه و لباس این نمایش را آرش شریف‌زاده بر عهده دارد. در گروه حرکت و فرم این نمایش نیز آیدا نیستانی، فرناز شمس‌زاده، نسیم نوری، صدیقه نارکی و نسترن رضایی حضور دارند.

موسیقی این نمایش را شهاب امرایی ساخته است و مژده مسکونی همراه با مهبد فیضی طراحی حرکت آن را بر عهده دارند.

طراحی و ساخت عروسک را نسیم یاقوتی انجام داده است و نیلوفر خادم خصال و عاتکه زاهدی عروسک‌گردانی می‌کنند.

نیلوفر خادم خصال و عاتکه زاهدی (دستیاران کارگردان)، نیلوفر خادم خصال (مدیر صحنه)، دانیال عرب‌زاده (طراح پوستر) و گروه تئاتر کودک‌بین (روابط عمومی) این نمایش هستند.

بلیت‌های این نمایش از طریق سایت‌های گیشه تئاتر و تیوال در دسترس علاقه‌مندان نمایش‌های کودک و نوجوان قرار دارد.

الهام شعبانی: امیدوارم اهالی تئاتر بدون دغدغه معاش به تئاتر بپردازند

الهام شعبانی، بازیگر نمایش «خارشتر» با بیان اینکه در تئاتر امروز ایران، جوانان بسیار خوش می‌درخشند، ولی جای بزرگان و قدیمی‌های این عرصه را هم روی صحنه خالی دانست.

به گزارش گروه خبر سایت خانه تئاتر، الهام شعبانی، یکی از بازیگران نمایش «خارشتر» به نویسندگی هدی آهنگر و کارگردانی سیدعلی موسویان است که از 25 اردیبهشت تا 8 تیر، ساعت 20:45 در سالن استاد سمندریان تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه می‌رود.

شعبانی، بازیگر نقش گل‌اندام درباره حضورش در این اثر نمایشی به خبرنگار ایران تئاتر گفت: «سال‌ها پیش با علی موسویان هم در بازیگری و هم در طراحی لباس تئاتر تجربه همکاری داشته‌ام و با شیوه کارگردانی‌ و قلمش آشنا بودم. وقتی موسویان با من تماس گرفت و برای بازی در این اثر نمایشی از من دعوت کرد، فهمیدم نقش یک زن قاجاری است که این مسئله خیلی برایم جذاب شد و به پروژه پیوستم.»

او ادامه داد: «برای رسیدن به این نقش سعی کردم در حد توانم لهجه ترکی را به درستی ادا کنم که البته باید بگویم اتابک نادری خیلی به من کمک کرد تا به آن مسلط شوم.»

شعبانی افزود: «گل‌اندام را می‌توانیم بگوییم هم تیپ است و هم تیپ نیست؛ یک خط وسط دارد و حدومرزی که این شخصیت را برای مخاطبان باورپذیر می‌کند و صرفاً تبدیل به یک تیپ نمایشی نمی‌شود.»

این بازیگر تئاتر گفت: «گل‌اندام با اینکه زن بسیار شیرینی است، اما بسیار زجرکشیده و در دورانی از تاریخ زندگی می‌کند که مریضی، قحطی و گرسنگی در ایران وجود دارد. در کنار همه این مسائل، او باردار است و چالش‌ گرسنگی و روبه‌رو شدن با بچه‌ا‌ش، زنی احساسی را به تصویر می‌کشد.»

او در ادامه صحبت‌هایش درباره همکاری با اتابک نادری گفت: «تاکنون با اتابک نادری همبازی نبودم ولی این تجربه بسیار برای من شیرین است. اصولا می‌گویند وقتی‌که پارتنر روبرویی‌ات در تئاتر خوب باشد قطعاً روی صحنه آن چیزی که به نمایش درمی‌آید درست است و این همبازی بودن با اتابک برای من باعث افتخار است.»

شعبانی ادامه داد: «از اتابک نادری بسیار یاد گرفتم و هر روز یاد می‌گیرم. بعضی وقت‌ها ایده‌هایی به من در مورد نقش‌ام می‌داد که خیلی به من کمک کرد و این برای من خوشحال‌کننده است که یک آدم با این تجربه روبه‌رویم بازی می‌کند.»

این هنرمند درباره تعاملش با کارگردان توضیح داد: «سیدعلی موسویان در این نمایش اجازه داد خودمان نیز در تغییرها و جابه‌جایی‌هایی که در متن یا میزانسن بود، ورود کنیم تا با هم‌فکری جلو برویم و تعامل بین بازیگران و کارگردان صورت بگیرد که به‌نظرم روند کار و نهایتا خروجی از دید مخاطب بسیار درست و دقیق است.»

شعبانی که سالیان سال است به‌صورت تخصصی در حوزه طراحی لباس نیز فعالیت می‌کند، گفت: «اصولا وقتی در کاری بازی می‌کنم و طراح لباس آن اجرا نیستم، همه تمرکزم روی نقش و کار خودم است تا طراح لباس نمایش با دیدگاهی که دارد لباس‌های مارا باسلیقه خود طراحی کند. در نمایش ما نیز چون طبق تاریخ جلو آمده‌ایم طراحی لباس‌هایی که هدی آهنگر انجام داده، معقول است و به مخاطب برهه تاریخی را نشان می‌دهد.»

او ادامه داد: «معتقدم یک بازیگر با لباس، گریم، نور، آکسسوار و… روی صحنه بازی‌اش کامل می‌شود. لباس و گریم من در «خارشتر» به‌نظرم درست طراحی‌ شده و کمک کرده است تا نقش به خوبی شکل بگیرد.»

شعبانی همچنین از دل‌تنگی‌اش نسبت به حضور بزرگان تئاتر افزود: «تا حدودی رونق به تئاتر ایران برگشته است و جوانان ما روی صحنه می‌درخشند اما جای استادان و بزرگان تئاتر که درروند تاریخ تئاتر تأثیرگذار بوده‌اند بسیار خالی است؛ چرا بزرگان و هنرمندانی مانند علی رفیعی، حسین کیانی، کوروش نریمانی، رضا ثروتی، نادر برهانی مرند و… خیلی‌ها که برای این تئاتر زحمت‌کشیده‌اند نیستند؟»

او در پایان گفت: «امیدوارم اهالی تئاتر بدون دغدغه معاش به تئاتر بپردازند و تئاتر کار کنند که با پیام، ایدئولوژی و شگفتی مخاطبان را درگیر هنر خود کنند.»

هدی آهنگر، لیلا بلوکات، هامون سیدی، الهام شعبانی، یزدان فتوحی، وحید کریمی، اتابک نادری بازیگران نمایش «خارشتر» هستند.

در خلاصه داستان این نمایش آمده است: «از ۱۵۰ سال پیش تاکنون نام تمام عناصر ذکور خاندان خان باباخانی، نادر است. همه آن‌ها به بیماری تکرر ادرار مبتلا هستند و سر بزنگاه باید بروند خلا…!»

گالیله نزدیک به سه میلیارد فروش کرد

آمار فروش نمایش‌های‌ مجموعه تئاتر شهر، تالار هنر و تماشاخانه سنگلج تا پایان روز جمعه ۱۱ خرداد‌ ۱۴۰۳ اعلام شد. طبق اعلام روابط عمومی اداره کل هنرهای نمایشی، نمایش «گالیله» به کارگردانی شهاب‌الدین حسین‌پور نزدیک به ۳ میلیارد تومان فروش داشته است.

به گزارش گروه خبر سایت خانه تئاتر به نقل از روابط عمومی اداره کل هنرهای نمایشی، آمار فروش و تعداد تماشاگران نمایش‌های مجموعه تئاتر شهر، تالار هنر و همچنین تماشاخانه سنگلج تا پایان روز جمعه 11 خرداد‌ 1403 اعلام شد.

نمایش «گالیله» به کارگردانی شهاب‌الدین حسین‌پور که از 29 فروردین در تالار اصلی با ظرفیت ۵۷۹ مخاطب و قیمت بلیت 300 هزار تومان اجرای خود را آغاز کرده است، با مجموع 31 اجرا و میزبانی از 12 هزار و 168 مخاطب (با احتساب بلیت تمام‌بها، نیم‌بها، تخفیف‌دار و مهمان) توانست به فروشی معادل 2 میلیارد و 879 میلیون و 145 هزار تومان دست پیدا کند.

نمایش «توو» به کارگردانی محمدمتین اوجانی که اجرای خود را از 7 خرداد در تالار چهارسو، با ظرفیت ۱۳۲ نفر و قیمت بلیت 170 هزار تومان آغاز کرده است، با مجموع 5 اجرا و میزبانی از 281 مخاطب توانسته به فروشی معادل 38 میلیون و 760 هزار تومان برسد.

نمایش «شاید» به کارگردانی اسماعیل نجار که اجرای خود را از 7 خرداد در تالار چهارسو با ظرفیت ۱۳۲ نفر و قیمت بلیت 170 هزار تومان آغاز کرده است، با مجموع 5 اجرا و میزبانی از 197 مخاطب، توانست به فروشی معادل 19 میلیون و 261 هزار تومان دست پیدا کند.

نمایش «بیرون پشت در» به کارگردانی پرهام خاکزاد نیز که اجرای خود را از 24 اردیبهشت‌ در تالار قشقایی با ظرفیت ۹۶ نفر و قیمت بلیت 170 هزار تومان آغاز کرده است، با 16 اجرا و میزبانی از 1 هزار و 449 مخاطب، فروشی معادل 221 میلیون 340 هزار تومان داشته است.

نمایش «دوازده سی‌وشش» به کارگردانی امید دانشوران که از 25 اردیبهشت‌ در تالار سایه با ظرفیت ۷۲ نفر و قیمت بلیت 160 هزار تومان اجرای خود را آغاز کرده است،‌ توانست با مجموع 9 اجرا و میزبانی از 312 مخاطب به فروشی معادل 30 میلیون و 896 هزار تومان دست پیدا کند.

نمایش «گربه جان» به کارگردانی حسن علیکرمی که از 26 اردیبهشت‌ در تالار سایه با ظرفیت صندلی 72 نفر و قیمت بلیت 140 هزارتومان روی صحنه رفته است، با 9 اجرا، 408 مخاطب جذب کرده و به فروشی معادل 36 میلیون و 120 هزار تومان دست‌ یافته است.

نمایش «اتاق ورونیکا» به کارگردانی النا امیدی که از 26 اردیبهشت‌ در کارگاه نمایش با ظرفیت صندلی 26 نفر و قیمت بلیت 110 هزارتومان به صحنه رفته است، با 9 اجرا میزبان 220 مخاطب بوده و به فروش 20 میلیون و 680 هزار تومانی دست پیدا کرده است.

در تماشاخانه سنگلج، نمایش «غرمپشا و کشتن چراغ» به کارگردانی محمد سلامتی هرمزی که از 7 خرداد‌ 1403 به صحنه رفته است، هفتمین اجرای خود را پشت سر گذاشت و در مجموع، میزبان 341 تماشاگر بوده است. این نمایش با احتساب بلیت‌های تمام‌بها، نیم‌بها، میهمان و تخفیف‌دار با بلیت 90 هزار تومانی و ظرفیت سالن 236 نفری، مبلغ23 میلیون و 400 هزار تومان فروخته است.

همچنین نمایش «جادوی شهرزاد» به کارگردانی احمد دهقان نیز که اجرای خود را از 9 اردیبهشت‌1403 آغاز کرده است؛ با 22 اجرا توانسته است یک هزار و 514 تماشاگر را به تماشاخانه سنگلج جلب کند. این نمایش با احتساب بلیت‌های تمام‌بها، نیم‌بها، میهمان و تخفیف‌دار با بلیت 80 هزار تومانی و ظرفیت سالن 236 نفری، توانسته با فروش 69 میلیون و 304 هزار تومانی به اجرای خود پایان دهد.

در تالار هنر، نمایش «انگشتر اسرارآمیز» به کارگردانی میثم یوسفی که از 2 اردیبهشت‌ 1403 در سالنی با ظرفیت 244 نفری به صحنه رفته است؛ با 29 اجرا و قیمت بلیت 100 هزار تومان، توانست 3 هزار و 675 تماشاگر را جلب کند و به فروش 217 میلیون و 959 هزار تومان دست پیدا کند.