ستاره اسکندری: رفیعی یکی از ارکان مهم تئاتر ایران است

حمید پور آذری ، عباس غفاری و ستاره اسکندری در نشستی از دکتر علی رفیعی و تجربه همکاری با این کارگردان سرشناس تئاتر گفتند.

به گزارش گروه خبر سایت خانه تئاتر به نقل از روابط عمومی خانه هنرمندان، نخستین برنامه نمایش فیلم‌تئاترهای شاخص با همکاری مشترک انجمن صنفی منتقدان، نویسندگان و پژوهشگران خانه تئاتر و سینماتک خانه هنرمندان ایران به نمایش فیلم‌تئاتر «خانه برناردا آلبا» اختصاص یافت.

روابط عمومی خانه هنرمندان ایران اعلام کرد نمایش «خانه برناردا آلبا» نوشته فدریکو گارسیالورکا، با ترجمه احمد شاملو، به طراحی و کارگردانی دکتر علی رفیعی و تهیه‌کنندگی ستاره اسکندری، سال ۱۳۹۷ روی صحنه رفت و به مناسبت زادروز این کارگردان نامدار ایرانی، فیلم‌تئاتر آن چهارشنبه ۲۰ دی ۱۴۰۲ ساعت ۱۷ در سالن استاد فریدون ناصری نمایش داده شد. پس از نمایش این فیلم‌تئاتر، نشست تحلیل و بررسی آن با حضور عباس غفاری (مجری و منتقد)، ستاره اسکندری (بازیگر و تهیه‌کننده نمایش خانه برناردا آلبا) و حمید پورآذری (کارگردان و دستیار دکتر علی رفیعی) برگزار شد.

ستاره اسکندری در ادامه این برنامه درباره فرایند تولید نمایش «خانه برناردا آلبا» گفت: از حضور زمان وفاجویی و اشکان شهروزی به عنوان دو همکاری که حضوری پررنگ در تولید نمایش «خانه برناردا آلبا» داشتند، تشکر می‌کنم. همچنین تولد دکتر علی رفیعی که ۲۲ دی ماه است را زودتر از موعد آن به تئاتر این سرزمین تبریک می‌گویم. زیرا ایشان یکی از ارکان مهم تئاتر ایران هستند. اگر به تاریخ تئاتر دکتر رفیعی نگاه کنیم، انگار یک پیش‌آگاهی در کارهای ایشان نسبت به جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کند، وجود دارد. نمایش «خانه برناردا آلبا» نیز از این قاعده مستثنا نیست. این چیزی است که همه ما در مقام شاگردان آقای دکتر رفیعی، سعی کردیم از او بیاموزیم تا نسبت به آن چیزی که در جامعه رخ می‌دهد حساس باشیم.

او افزود: فکر می‌کنم بعد از دو یا سه متنی که آقای دکتر رفیعی انتخاب و تمرین‌هایی را برای آن آغاز کرده بود، به دعوت حمید پورآذری نازنین، من به عنوان شاگرد قدیمی آقای رفیعی به کار فراخوانده شدم. همیشه در مقام بازیگر یا منشی صحنه حضور داشتم، ولی این بار در قامت تهیه‌کننده به کار پیوستم. علت این بود که شاید کس دیگری از بیرون، چرایی اجرای این جنس کارها بر صحنه را متوجه نبود. آقای دکتر رفیعی به ذات و آنچه وظیفه تئاتر به عنوان تعهد اجتماعی است، می‌اندیشد. البته شاید این مسئله در روزگار اقتصاد محور، سرمایه مدارِ ابتذال دوست، خیلی خوشامد آدم‌های بیگانه نباشد. مگر اهالی تئاتر. بنابراین من برای اولین بار در مقام تهیه‌کننده در کنار آقای رفیعی ایستادم.

تهیه‌کننده نمایش «خانه برناردا آلبا» در ادامه این برنامه اظهار کرد: در واقع صبوری ۵ ماه تمرینی که تعدادی زیادی بازیگر و عوامل پشت صحنه در آن حضور داشتند، برای این بود که مطمئن بودیم، اثری درخشان از آن به جا خواهد ماند. شخصا فکر می‌کنم آثار دکتر رفیعی، هرکدام ورقی است که از دفتر تاریخ این مملکت خورده می‌شود. اگر به خاطر داشته باشید، تیزری از این نمایش ساخته شد، که شخصیت‌های دختر هر کدام می‌آمدند و می‌گفتند عادت می‌کنیم ولی یکی از شخصیت‌ها به عنوان معترض می‌آمد و می‌گفت عادت نمی‌کنم. این آن چیزی است که در سال ۹۷ توسط آقای دکتر رفیعی روی صحنه رفت و ما بعدها شاهد اتفاقات اجتماعی بودیم و من دوباره به این فکر کردم که مانند همه کارهای دکتر رفیعی، این یک پیش‌آگاهی است که یک هنرمند متعهد دارد.

حمید پورآذری نیز در بخش دیگری از این نشست درباره پروسه انتخاب بازیگر برای نمایش‌های دکتر علی رفیعی توضیح داد: کارگاهی در سال ۹۰ برای نمایش «یرما» تشکیل شد که اکثر بازیگران محصول همان کارگاه هستند.

ما در حال انجام دو سه کار بودیم که زمان آن نبود. یک روزی با زمان وفاجویی، منوچهر شجاع نشسته بودیم که گفتم فکر می‌کنم ما باید سه‌گانه لورکا را تمام کنیم. زیرا پیش از این، آقای دکتر رفیعی، نمایش‌های «عروسی خون» و «یرما» را از لورکا کار کرده بود.

به این ترتیب به «خانه برناردا آلبا» فکر کردیم و گفتیم خانم تیموریان می‌تواند آلبا باشد. همین طور گفتیم چه کسی بهتر از ستاره اسکندری که بیاید و این کار را تهیه کند؟ همانجا تماس گرفتیم و ستاره آمد.

او در ادامه بیان کرد: کارهای آقای دکتر و کار کردن با ایشان غبطه‌برانگیز است. نکته‌ای که ستاره گفت، نکته عجیبی است. زیرا می‌توان مثال‌های دیگری از کارهای دکتر زد. به عنوان مثال، نمایش «شکار روباه»، اسفند ۸۷ اجرا شد و ما خرداد ۸۸ با داستان‌های آن سال‌ها مواجه شدیم. همچنین چند ماه بعد از نمایش «خانه برناردا آلبا»، ما با قتل‌های ناموسی مواجه بودیم. ما در ۱۴۰۱ نیز شاهد اتفاقات آن بودیم. آن نگاه جامعه‌شناسانه‌ای که در کارهای دکتر وجود دارد، خیلی عجیب و غبطه‌برانگیز است. امیدوارم دوباره فرصت و شرایطی فراهم شود تا دکتر بتواند کار کند.

این کارگردان تئاتر در ادامه گفت: مسئله حائز اهمیت، تداومی است که در بودن در کنار دکتر وجود دارد. او چیزی را به شما تحمیل نمی‌کند، بلکه آدم‌ها کم‌کم متوجه می‌شوند و انجام می‌دهند. وقتی الان، چیزی که نزدیک به ۳۰ سال پیش از ایشان می‌شنیدم، را برای یک‌سری از آدم‌ها می‌گویم، برایشان تازه است.

ستاره اسکندری در ادامه این نشست درباره تجربه بازیگری در گروه دکتر رفیعی توضیح داد: همکاری من در گروه تئاتر دی از سال ۷۹ و با بازی در نقش ژولیت در نمایش رومئو و ژولیت آغاز شد. چیزی که مهم است، این بوده که شما در هر مقامی، وقتی در کنار دکتر هستید، فراتر از یک تخصص می‌توانید از او آموزش بپذیرید. او اساسا به شما در زندگی بُعد می‌دهد. این بزرگترین نکته‌ای است که آموختم. برای همین اگر به گروه آقای دکتر رفیعی نگاه کنید، آنها قالبا فقط یک تخصص ندارند. به صورتی که اگر بازیگر بودند، نویسندگی و کارگردانی هم انجام داد.

او افزود: مسئله این است که شیوه آموزش آقای رفیعی، علاوه بر اینکه به شما نسبت به کل زندگی، هستی و جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنید، دیدگاه می‌دهد، برایتان به عنوان یک هنرمند، بستری را فراهم می‌کند تا همه استعدادهایتان شکوفا شود. هرگز از خاطرم نمی‌رود؛ تئاتر دومی که با آقای دکتر رفیعی کار می‌کردم، تئاتر «شازده احتجاب» بود؛ با اینکه متن درخشان زنده‌یاد هوشنگ گلشیری بود اما وقتی برای صحنه آماده شد، صحنه‌ای را من نوشتم.

این بازیگر تئاتر و سینما ادامه داد: در نمایش «شکار روباه» نیز من یک مونولوگ برای سیامک صفری نوشتم. در واقع ما کنار آقای چرمشیر که در مقام دراماتورژ در کنار آقای رفیعی حضور داشت، این اجازه یا بهتر است بگویم این تکلیف را داشتیم که هر کدام کارگردان و نویسنده خودمان هم باشیم. برای همین فکر می‌کنم تمام کسانی که با آقای دکتر رفیعی کار کردند، انگار لنز چشمانشان بازتر است. در واقع انگار در پروسه کار کردن با ایشان، آگاهی محیطی شما بالاتر می‌رود. به همین دلیل است که وقتی به شاگردان آقای رفیعی نگاه می‌کنیم، اکثرا دستی به قلم داشته و مسئولیت اجتماعی بالاتری را عهده‌دار شده‌اند. همیشه گفته‌ام اگر آقای دکتر رفیعی، یک بوم سفید رنگ را به عنوان روح و روان یک کاراکتر تحویل می‌گیرند، حتما یک نقاشی بزرگ تحویل می‌دهند. آقای رفیعی، انسان یا ذهن را تبدیل به اتفاق لایه‌دار می‌کند.

پورآذری در ادامه این برنامه گفت: آقای دکتر رفیعی همیشه روی بحث گروه، کار گروهی، بداهه پردازی، کار خلاقانه و مولف بودن تمام گروه تاکید دارد. بحث مولف بودن، در نمایش‌های مختلف ایشان وجود دارد. حتی در همین نمایش چند صحنه داریم که در متن نبوده و بر اساس بداهه‌پردازی و پیشنهادات گروه اضافه شده است. در واقع درِ گفت‌وگو همیشه باز است.

ستاره اسکندری نیز در ادامه این برنامه بیان کرد: هرچه به عقب بر می‌گردم و کارهای آقای دکتر رفیعی را مرور می‌کنم، می‌بینم عمیق‌ترین مفاهیمی که باید هشدار آنها داده می‌شد؛ از خشونت، آزادی‌خواهی، مطالبه‌گری، سهم‌خواهی، عشق، رویای گمشده، سکوت و هرچیزی که فکر کنید نیاز امروز جامعه است، اتفاقا بهترین و زیباترین تصاویر در کارهای آقای دکتر وجود دارد. اما به خاطر دارم که وقتی برای نمایش «خانه برناردا آلبا» در وصف ایشان، نوشته شده بود، نقاش صحنه‌ها، ایشان از این نسبت، خیلی رضایت نداشت. چون او به معنا معتقد بود.

این بازیگر در پایان بیان کرد: باتوجه به اینکه بسیاری بدون اینکه معانی را در نظر بگیرند، متاثر از ایشان در طراحی صحنه بودند، این نکته خیلی مهمی است که باید درباره آقای دکتر رفیعی بدانیم که چقدر در طراحی صحنه به معنا اهمیت می‌دهند. در صورتی که کارهای متاثرین از ایشان، صحنه‌های زیبایی دارد اما خالی از معناست؛ در حالی که تابلو به تابلو آن چه از آثار دکتر علی رفیعی روی صحنه می‌بینید، در عین زیبایی، معنا دارد. به همین دلیل حس آن به مخاطب منتقل می‌شود. در واقع سوای از زیبایی، آن چیزی که در آثار دکتر علی رفیعی، چه در صحنه و چه در کلام، روی آن تاکید می‌شود، این بوده که معناها مهمتر از ظاهر یک اتفاق است.

هنرمندی که ذاتا زیبایی‌شناس است

نامش یادآور صحنه‌های پرشکوه است و تصاویر زیبا؛ اما این به معنا بی‌توجهی او به محتوا و اندیشه نیست. او نگاه و تفکرش را اما در قالبی زیبا ارایه می‌دهد. علی رفیعی چنین هنرمندی است.

 ۲۲ دی ماه زادروز علی رفیعی است؛ هنرمندی که اهل تئاتر او را به تصاویر زیبا و رنگارنگش می‌شناسند و بسیاری از آنان باور دارند که رفیعی ذاتا آرتیست و زیبایی‌شناس است اما این همه، به معنای بی‌توجهی او به اتفاق‌های پیرامونش نیست. او هم به دوره خود می‌نگرد و هم به تاریخ اما با شیوه خودش. نگاهش بیش از آنکه سیاسی باشد، اجتماعی و فرهنگی است. اهل حزب و فرقه و چپ و راست هم نیست. با این حال و با وجود پرهیزش از بازی‌های سیاسی، طعم بازجویی و ساواک و کنار گذاشته شدن از مدیریت و … را هم چشیده است.

به بهانه سالروز تولدش بخش‌هایی از خاطرات او را که بیش از ۲۰ سال پیش در گفتگو با امید روحانی و در مجله صحنه به انتشار رسیده، مرور می‌کنیم.

یکی از نمایش های درخشان رفیعی، «خاطرات و کابوس های جامه دار از زندگی و قتل میرزا تقی خان فراهانی». اثری که رفیعی یک بار پیش از انقلاب آن را به صحنه اورد و دیگر بار در نیمه اول دهه ۹۰ آن را به صحنه برد.

او در این گفتگو درباره نگاهش به شخصیت و عملکرد امیرکبیر و دوری اش از وفاداری صرف به تاریخ و سیاست چنین گفته است: «چپ طرفدار «شوروی» نبودم. مطلقا. چپ «چین» هم نبودم. بیشتر آدمی ملی و رادیکال بودم. به همین دلیل هم در نوشتن «خاطرات و کابوس‌ها…» نگاهی به مصدق و شخصیت و مبارزات و سرنوشت او داشتم. داستان رفرمیسم در نظام‌های فاسد مساله ذهنی و سیاسی پس ذهن من بود. تحلیلی که آن زمان می‌کردم و در نسخه اولیه، این تحلیل را در زبان جامه‌دار فرموله کرده بودم؛ در جایی از زبان جامه‌دار می‌آید که امیرکبیر می‌گوید: «زندگی تو تضادی دارد که مرا یاد کرم و سیب می‌اندازد. کرم وقتی وارد سیب می‌شود دو راه‌حل بیشتر ندارد، یا سیب را سالم نگه دارد که باید خودش فنا شود، یا خودش سالم بماند که سیب را باید بخورد، نمی‌شود هم خود کرم و هم سیب سالم بماند. تو می‌خواهی هم دستگاه پوسیده ناصری را حفظ کنی و هم خودت فنا می‌شوی. این تضاد درون توست.» روی این نگاه کار کردم.

منبع الهام او در اجرای این نمایش جمله‌ای فریدون آدمیت بوده که رفیعی، خود این گونه توضیح داده است: «یک جمله در کتاب فریدون آدمیت ، «امیرکبیر و ایران» بود. وقتی که قاتلین وارد حمام می‌شوند، می‌گوید «خاصه تراش را خواست تا رگش را بزند.» این جمله اساس نمایشنامه من شد. خاصه تراش همان دلاک است. حالا فکر کردم که داستان را از دید دلاک ببینم. شاید به طور غیرمستقیم با این که چندان ارادتی به پیتر وایس ندارم، تحت تاثیر کار بزرگ او «ماراساد» باشم که زمانی سخت ستایش‌اش می‌کردم. او هم به انقلاب کبیر فرانسه از دید آدمی نگاه می‌کند که در دارالمجانین است، یعنی مارکی دوساد. او دارد انقلاب را می‌بیند و شرح می‌دهد. به طور غیرمستقیم تحت تاثیر او بودم که قصه را دارد از نگاه کسی باز می‌گوید که به طور مستقیم در واقعه حاضر و ناظر بوده است. ولی دغدغه‌های زیبایی شناسی و فرم و احتراز از تاریخی نوشتن و وقایع نگاری صرف در پس ذهن من بود.»

این نمایش جزو اولین اثاری است که در مجموعه تئاتر شهر روی صحنه رفته است. رفیعی ماجرای اجرای آن را در این مجموعه که آن زمان تنها تالار اصلی را داشته، این گونه توضیح داده است: «من تصمیم داشتم نمایش را بعد از «آنتیگون» در همان تالار مولوی به صحنه ببرم تا این‌که یک روز صبح به من اطلاع دادند که از دفتر قطبی، رئیس سازمان رادیو تلویزیون تلفن کرده‌اند. طبعا توجهی نمی‌کنم و فردا و پس فردا و …؛ سرانجام منشی قطبی مرا گیر می‌آورد و اطلاع می‌دهد که «آقای قطبی می‌خواهند تو را ببینند.» همان قطبی که حکم اخراج مرا از جشن هنر شیراز صادر کرده بود. این دیدار سرانجام دست داد، با همان لباس و جین و اورکت و کسوت دانشجویی و قطبی در همان لحظه دیدار و قبل از هر چیز گفت هیچ صحبتی از گذشته نکن. بعد گفت که ریاست تئاترشهر را قبول کنم. به چه دلیل؟ گفت که «تالار تئاترشهر، یک sale vagram  است، و این در زبان فرانسه یعنی تالاری که در آن شعبده‌بازی، آکروبات، آتراکسیون و از این قبیل اجرا می‌شود و به طور خلاصه یعنی یک گاراژ. تئاترشهر یک گاراژ است و می‌خواهیم فضایی برای اجرای نمایش‌های ملی و با کیفیت داشته باشیم. بعد از تحقیقاتم فکر می‌کنم تنها کسی که می‌تواند این کار را بکند، شما هستید.»

به گزارش ایسنا، من پانزده روز وقت خواستم تا شرایطم را اعلام کنم و برنامه‌ای بنویسم. قطبی با همه آنها موافقت می‌کند، امضا می‌کند و من وارد تئاترشهر می‌شوم. حالا امکانات صحنه‌ای بهتری در اختیار من است که «خاطرات و کابوس‌ها…» را اجرا کنم.

رفیعی اولین مدیر تئاترشهر است. روحانی در همان گفتگو از او می پرسد که بعد از ورودش به این مکان چه کرده و رفیعی پاسخ داده است: «اول از همه گروه بازیگران تئاترشهر را تاسیس کردم. برایم این مهم بود که تئاتر باید یک مدیریت هنری داشته باشد و یک گروه ثابت و یک مدیریت اداری. یادم هست که به قطبی پیشنهاد کردم که مدیر اداری را او انتخاب کند، اما او گفت که همه چیز به عهده خود من است و بهتر است خود من انتخاب کنم. همه چیز را از ابتدا آغاز می‌کنم. یکی از مهم‌ترین اقدام‌ها تاسیس کتابخانه‌ تئاترشهر بود، تاسیس کارگاه دکور که تا آن زمان وجود نداشت، تاسیس کارگاه خیاطی و همه‌ی اینها … که البته در این دوران خودت بودی و دیده‌ای. بعد تئاتر چهارسو را درست کردم و مرمت‌های آکوستیک و غیره…»

او حالا در این سالن نمایش «خاطرات و کابوس ها…» را روی صحنه می برد که برغم درخشان بودنش، دردسرهایی درست می کند:

«همان تجربه‌ی اول، یعنی «خاطرات و کابوس‌ها…» موجب دردسر بزرگی برای من شد، در حالی که قطبی ورقه‌ای داده بود که همه مسئولیت‌ها به عهده من است و قول داده بود که سانسوری هم در کار نیست، اما آمدن فرح پهلوی به تئاترشهر در شب بیست‌وهفتم اجرا و گفت‌وگویی که جلوی در ورودی تالار با من کرد (در حالی که همه امرا و درباریان حضور داشتند) کار دستم داد. در حدود یک ساعت و ربعی بحث کنار در ورودی، جدا از تجمیدها و تعریف‌ها، جمله‌ای گفت که این نمایشنامه کمتر وضع امیرکبیر را نشان می‌دهد تا وضع معاصرتری را . همین جمله باعث شد که فردای آن روز به ساواک احضار شدم. بالاخره چوب لای چرخ گذاشتن‌ها و آزارها باعث شد که استعفا دادم. استعفا دادم در حالی که «جنایت و مکافات» روی صحنه است. شب بیست‌ونهم اسفند ۱۳۵۶ تئاترشهر را به قصد خروج از ایران و و رفتن به اروپا ترک می‌کنم. »

او که تحصیل کرده فرنگ بود، بار دیگر عزم دیار غربت می کند که این بار پیشنهادی تازه از راه می رسد. پهلبد، وزیر وقت فرهنگ و هنر و جلال ستاری مشاورش می‌فرستند دنبال او تا پیشنهاد تاسیس یک دانشکده هنری را به او بدهند.

رفیعی در توضیح این پیشنهاد گفته :«آنها پیشنهاد ریاست دانشکده هنرهای دراماتیک را می‌کنند، ولی من می‌خواهم بروم. برای این‌که از این مخمصه فرار کنم و برای این‌که اصلا فکر نمی‌کردم دانشکده‌ای وجود داشته باشد. طرحی می‌نویسم و شرط می‌گذارم که در صورت تصویب طرح، ریاست را می‌پذیرم. طرح را آن چنان سنگین و پرملاط می‌گیرم که آنها رد کنند. طرح عبارت است از تاسیس یک تئاتر بزرگ حرفه‌ای به صورت محور که اقمار اطرافش کارگاه‌هایی‌اند و کلاس‌های درس در اصل این کارگاه‌ها هستند هم کلاس و هم کارگاه و دانشجو از بدو ورود در کارگاه‌های مختلف کارگردانی، نمایشنامه‌نویسی، طراحی و غیره… است یا در کارگاه‌های نظری در ارتباط با صحنه‌ی حرفه‌ای. طرح تصویب می‌شود. زمینی خریداری می‌شود و دانشگاهی هم در اختیار من است. سال جدید را آغاز می‌کنم. کنکور دانشکده درست روز ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ برگزار می‌شود و درست در صدمتری میدان ژاله.»

اما او مدتی بعد از این دانشکده اخراج می شود: «در حکومت ازهاری اخراج می‌شوم، به این اتهام که غرفه فروش کتاب و فیلم و غیره در اختیار دانشجویان گذاشته شده. علت اخراج هم این بود که دستور می‌رسد که کلیه دانشکده‌ها و دانشگاه‌ها باید بسته شوند و همه هم بسته می‌شوند جز همین دانشکده. من از کار بر کنار می‌شوم. همان زمان است که دعوتی از دولت لهستان و تئاتر ملی لهستان می‌رسد. برای اجرای «آنتیگون» در ورشو، با همان صحنه‌آرایی و طراحی و میزانسن‌ها. من عازم لهستان می‌شوم.»

اینها بخش هایی بسیار کوتاه از زندگی پرفراز و نشیب این هنرمند است که امسال بر کیک تولدش شمع ۸۵ سالگی را خاموش می‌کند.

جلسه هیات مدیره انجمن موسیقی برگزار شد

چهارمین جلسه هیات مدیره انجمن موسیقی تئاتر یکشنبه ۱۷ دی ۱۴۰۲ ساعت ۱۵ در سالن کنفرانس عمارت تئاتر برگزار شد.

به گزارش گروه خبر سایت خانه تئاتر به نقل از روابط عمومی انجمن، این جلسه با حضور خانم‌ها رزماری عیسی‌پور، یکتا اعتمادی و روجا عزیززاده به عنوان میهمان با دعوت هیات مدیره حضور و با بیان پیشنهادات خود به بحث و تبادل نظر در مورد فعالیت‌های صنفی پرداختند.

هیات مدیره در ادامه جلسه به بررسی مسائل صنفی از جمله ارسال نامه مجدد به وزارت کار به جهت اعزام نماینده برای حضور در مجمع عمومی و انتخابات هیات مدیره صنفی جدید، بررسی درخواست‌های عضویت جدید، تعیین تاریخ ۱۴ بهمن به جهت برگزاری مجمع و انتخابات پرداخته و سپس سعید ذهنی رئیس انجمن، گزارشی از برگزاری اولین کنسرت موسیقی تئاتر کودک در تالار هنر که با استقبال بی‌نظیر مخاطبان همراه بود ارائه کرد. این جلسه ساعت ١٨:٣٠ دقیقه خاتمه یافت.

هنرمند پیشکسوت مهابادی تشییع شد

پیکر صلاح‌الدین شیخ‌محمدی که روز جمعه ۱۵ دی، در حال کار در یک پروژه سینمایی در زاهدان سکته مغزی کرد و درگذشت، به مهاباد انتقال یافت و روز دوشنبه ۱۸ دی، با حضور جمع بزرگی از هنرمندان و مسئولان، در باغ فردوس این شهر، به خاک سپرده شد.

به گزارش گروه خبر سایت خانه تئاتر به نقل از ایران تئاتر پیکر صلاح‌‌الدین شیخ‌محمدی، بازیگر پیشکسوت استان، روز گذشته (دوشنبه 18 دی)، در قطعه هنرمندان باغ فردوس شهرستان مهاباد به خاک سپرده شد.

شیخ‌محمدی، روز جمعه 15 دی، در حال هنرنمایی در یک پروژه سینمایی در استان سیستان ‌و بلوچستان، دچار سکته‌ی مغزی شد که علیرغم جراحی و تلاش پزشکان بیمارستان زاهدان، چشم از جهان فروبست،

در مراسم خاکسپاری این بازیگر، جمعی بزرگ از هنرمندان، علیرضا نوروزی (مدیرکل فرهنگ و ارشاد آذربایجان غربی) و دیگر مسئولان استانی و شهرستانی، حضور داشتند.

صلاح‌الدین شیخ‌محمدی، در سال ۱۳۲۶ در شهر مهاباد به دنیا آمد و فعالیت هنری خود را از سال ۱۳۴۶ آغاز کرد. او در عرصه‌های بازیگری (تئاتر، سینما و تلویزیون)، طراحی گریم و طراحی صحنه فعالیت داشت. این هنرمند، همچنین یکی از بنیان‌گذاران انجمن نمایش در شهرستان مهاباد بود.

نمایش‌های «سه‌یده‌وان»، «تلنگر سلیم»، «آخرین سمفونی عشق»، «لعبتک‌ها» و «یاغی‌ها» از آثار صحنه‌ای این هنرمند بودند. شیخ‌محمدی در آثار تصویری چون «ماندو»، «ساکار»، «شکارچیان عقرب»، «بازم سیب داری»، «میراث» و…. حضور داشت.

دریافت دیپلم افتخار بهترین بازیگر مرد از جشنواره ملی تولیدات مراکز صدا و سیما، از جمله افتخارات او به شمار می‌آید.

اجراهای آموزشی تئاتر پنجمک با هشت نمایش برگزار می‌شود

سومین دوره اجراهای آموزشی تئاتر پنجمک به کارگردانی و تدریس مریم کاظمی با حضور هشت نمایش برای برگزاری آماده می‌شود.

به گزارش گروه خبر سایت خانه تئاتر، مریم کاظمی، کارگردان، مدرس و سرپرست گروه تئاتر مستقل که سال 96، اولین دوره نمایش‌های پنجمک را با 3 نمایش و سال 1400، دومین دوره را با 7 نمایش برگزار کرد، به‌زودی سومین دوره این رویداد را با هشت نمایش اجرا خواهد کرد.

کاظمی، هدف‌گذاری سومین دوره این رویداد آموزشی تئاتر را اجرای عمومی آثار عنوان کرد.

هشت نمایش به کارگردانی مریم کاظمی، توسط هنرجویان آموزشگاه گروه تئاتر مستقل در فرهنگسراهای ابن سینا، عطار نیشابوری، ارسباران (هنر)، پردیس تئاتر تهران و آموزشگاه خورمهر در این دوره برای اجرا آماده می‌شوند.

نمایش‌های «گرگ میاد میبرتت» نوشته شهرام کرمی، «سفید برفی و هفت کوتوله» و «موطلایی و سه خرس» بازنویسی و تنظیم مریم کاظمی، «سیندرلای چینی» نوشته لاول سوارتزل و ترجمه حسین فدایی‌حسین، «سه بچه گربه» نوشته جان بار، ترجمه حسین فدایی‌حسین، «چه کسی آخرین بار خندید» نوشته نلی مک کاسلین، ترجمه حسین فدایی‌حسین، «غول‌ها» نوشته سید هوف، ترجمه حسین فدایی‌حسین، «اولین‌نامه چطور نوشته شد»، نوشته اوراند هریس، ترجمه حسین فدایی‌حسین و «غاز طلایی» نوشته پائول سیلز، ترجمه حسین فدایی‌حسین از جمله آثاری هستند که این روزها مراحل تمرین و ساخت‌وسازهای اجرایی را سپری می‌کنند.

برنامه اجراهای سومین دوره اجراهای آموزشی تئاتر پنجمک به‌زودی اطلاع‌رسانی خواهد شد.

رسول کاهانی محیط زیست را روی صحنه می‌برد

نمایش «محیط زیست» به نویسندگی وکارگردانی رسول کاهانی از ۲۰ دی در تماشاخانه ملک به صحنه می‌رود.

به گزارش گروه خبر سایت خانه تئاتر به نقل از روابط‌عمومی نمایش، همزمان با آغاز پیش فروش بلیت نمایش «محیط زیست» به نویسندگی و کارگردانی رسول کاهانی و تهیه‌کنندگی محمود یاوری عوامل اجرایی این اثر معرفی شدند.

رسول کاهانی کارگردان، طراح و نویسنده سینما و تئاتر بعد از حدود ۵ سال دوری از صحنه، با نمایش «محیط زیست» به تماشاخانه ملک می‌آید.

«زبان اصلی»، «اسکورسیزی»، «فرق.اَ.وسط» و «تحت تاثیر» از جمله آثاری هستند که کاهانی طی سال‌های گذشته در ژانر رئالیسم اجتماعی روی صحنه برده است.

مجید ‌یوسفی، اشکان ‌دلاوری، داریوش ‌رشادت، و سرور ‌پیروانی بازیگران این اثر نمایشی هستند و مریم رودبارانی نیز مجری طرح نمایش «محیط زیست» است.

در خلاصه داستان این نمایش آمده است: آن شب در تمام تهران، تریاک پیدا نمی‌شد.

این نمایش از چهارشنبه ۲۰ دی در تماشاخانه ملک روی صحنه می‌رود. مدت زمان اجرای این نمایش ۸۰ دقیقه است.

دیگر عوامل این نمایش عبارتند از: برنامه‌ریز و دستیار اول کارگردان: فاطمه ‌تقوی، دستیار دوم کارگردان: ابوالفضل کامل، منشی صحنه: مریم مشهور، طراح صحنه: کیارش ‌ظریفی، مبین ‌الماسی، عکاس:رضا ‌جاویدی، طراح لباس:رسول ‌کاهانی، طراح گرافیک: سینا ‌افشار، مدیر تبلیغات: امیر ‌قالیچی، تیزر: امیرحسین ‌منصوری، شهاب ‌محمودی، موسیقی متن و آهنگسازی تبلیغات: سپهر اصغری اصل، طراح لوگو: شهاب ‌محمودی، بیتا دشتی، دستیار صحنه: امیرعلی ‌شاه ‌اسماعیلی، عرشیا ‌کرمی، آرتین ‌جمشیدی، مرتضی ‌فهیمی.

اعضا واجد شرایط دریافت مسکن ملی ثبت‌نام کنند

اعضای خانه تئاتر که طبق ضوابط و شرایط مندرج در سایت طرح ملی مسکن واجد شرایط دریافت مسکن هستند، می‌توانند به سایت این طرح مراجعه کرده و ثبت‌نام کنند.

به گزارش گروه خبر سایت خانه تئاتر، تمامی اعضا که واجد شرایط هستند می‌بایست به سایت مسکن ملی به آدرس www.saman.mrud.ir مراجعه کرده، مشخصات خود را وارد کرد و ثبت‌نام به عمل بیاورند.

پس از این مرحله افرادی که ثبت‌نام خود را در این سایت کامل کردند، می‌بایست مستندات ثبت‌نام (کد رهگیری) را به هیات مدیره انجمن خود اعلام کنند.

 

موش‌ها به تماشاخانه دا می‌آید

نمایش «موش‌ها» به نویسندگی محمد امین حریریان و کارگردانی مشترک امیررضا ثابتی و محمد امین حریریان از ۲۶ دی‌ماه اجرای خود را در سالن ۱ خانه نمایش دا آغاز می‌کند.

به گزارش گروه خبر سایت خانه تئاتر، این اثر، اجرایی سورئال بوده و در خلاصه داستان آن آمده است: نمایش ادامه دارد، این ترسناک نیست؟

نگین فیروزمنش، یاسمین فرهادی، پرنیان دانش پژوه، مینا علیپور، هیوا محمدزاده، صدف علی‌نژاد، محمد طالبی، مهدی جنابی بازیگرانی هستند که در این نمایش به ایفای نقش می‌پردازند.

از دیگر عوامل این اثر که با حمایت خانه نمایش دا آماده اجرا شده، آمده است: نویسنده: محمد ‌امین ‌حریریان، تهیه‌کننده: امیررضا ‌ثابتی، دستیار کارگردان: رضا ‌فروتن، منشی صحنه: روژانو ‌محمدی، طراح فرم: مهتا ‌سعیدی، طراح لباس: شیده ‌غفاریان، گریم: زهرا حمیدی اصل، طراحی صدا و مپینگ: محمد ‌امین ‌حریریان، نور: آیدین منتظر، مشاور رسانه‌: حامد ‌قریب.

مهلت ارسال آثار به جشنواره هنرهای نمایش کانون تمدید شد

مهلت ارسال آثار به نوزدهمین جشنواره هنرهای نمایشیِ کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با شعار «این صحنه خانه ماست»، تمدید شد.

به گزارش گروه خبر سایت خانه تئاتر، مهلت ارسال اثر به بخش‌های نمایش (صحنه، عروسکی)، نمایشنامه‌نویسی و نمایش خلاقِ نوزدهمین جشنواره هنرهای نمایشیِ کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، تمدید شد.

بر این اساس، ثبت‌نام اولیه و ارسال فرم شرکت در بخش نمایش (صحنه-عروسکی) تا ۳۰ دی تمدید شده است.

همچنین بارگذاری آثار در بخش‌های نمایشنامه‌نویسی و نمایش خلاق، تا ۱۵ اسفند 1402 تمدید شد.

عمومی‌سازی و مردمی‌سازی نمایش در جامعه و فضاسازی و ارتقای ظرفیت نمایش به عنوان یک رویکرد فراگیر تربیتی از اهداف این جشنواره است.

نوزدهمین جشنواره ملی هنرهای نمایشی کودکان و نوجوانان کانون در بخش‌های نمایش (صحنه، عروسکی، زنده‌عروسکی)، نمایش خلاق (نمایش کتابخانه‌ای، بازی‌ نمایش) و نمایشنامه‌نویسی برگزار می‌شود.

بر اساس این خبر، عکاسی نمایش، کارگاه‌های آموزشی و کاروان عروسک‌های غول‌پیکر استان‌ها از بخش‌های جنبی جشنواره است.

موضوع جشنواره شامل توجه به نامداران، امیدآفرینی، آیین‌های بومی، سنتی، مذهبی، طنز، محیط زیست و آزاد می‌شود و گروه سنی نوجوانان و جوانان ۱۲ تا ۲۲ سال و بزرگسالان امکان شرکت در این رویداد هنری را دارند.

علاقه‌مندان برای ثبت‌نام و ارسال آثار به نوزدهمین جشنواره ملی هنرهای نمایشی کودکان و نوجوانان کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان می‌توانند به سامانه جشنواره‌ها و رویدادها به نشانی www.kanoonfest.ir مراجعه کنند.

 

بهزاد فراهانی: این روزها همه در حال شلیک کردن هستیم

بهزاد فراهانی یکی از جدیدترین نمایش‌نامه‌هایش را خواند و درباره‌ی این اثر با مخاطبان گفت‌وگو کرد.

به گزارش گروه خبر سایت خانه تئاتر به نقل از روابط عمومی کانون نمایش‌نامه‌نویسان و مترجمان تئاتر ایران، هفتمین نشست «صدای نمایش‌نامه‌نویس» که به روخوانی و گفت‌وگو درباره‌ی نمایش‌نامه‌‌ «بدخیم» یا «اسباب‌بازی» نوشته‌ی بهزاد فراهانی اختصاص داشت، با حضور علاقه‌مندان ادبیات نمایشی و تنی چند از هنرمندان، شام‌گاه یک‌شنبه 17 دی ماه در سالن استاد جوانمرد عمارت خانه‌ تئاتر برگزار شد.

بر اساس این گزارش، در این نشست بهزاد فراهانی در پاسخ به پرسش بهزاد صدیقی، دبیر سلسله‌نشست‌های «صدای نمایش‌نامه‌نویسِ» کانون نمایش‌نامه‌نویسان و مترجمان تئاتر ایران مبنی بر این که فکر نوشتن این اثر چه‌گونه به ذهن‌تان راه یافت و این نمایش‌نامه‌ را نوشتید، توضیح داد: «نمایش‌نامه‌ «بدخیم» یکی از نمایش‌نامه‌های جدیدم است که آن را به پیشنهاد دوست هنرمندم، ابراهیم مکی، نمایش‌نامه‌نویسی که سال‌هاست مقیم فرانسه است، نوشتم.»

صدیقی نیز در سخنانی گفت: «این نمایش‌نامه‌ تک‌پرده‌ای، هم‌چون بسیاری از متون نمایشی دیگر که از نمایش‌نامه‌نویسان و مترجمان نمایش‌نامه نوشته شده‌اند، بازتابی از زندگی، روزگار و جامعه‌ امروز ما هستند.»

در ادامه، فراهانی در پاسخ به مخاطبانش توضیحاتی درباره‌ شخصیت‌های نمایش‌نامه، پایان‌بندی و زبان آن ارایه کرد. این نمایش‌نامه‌نویس درباره‌ پایان‌بندی نمایش‌نامه «بدخیم» گفت: «این روزها همه در حال شلیک کردن هستیم و هر روز مدام با مرگ رو به روییم. بنابراین پایان این نمایش‌نامه، غیرواقعی نیست.»

در ادامه‌ این نشست، رضا بابک، دیگر هنرمند حاضر در آن در سخنانی درباره‌ نمایش‌نامه‌ «بدخیم» گفت: «این متن جنبه‌های خیلی مثبتی دارد. دیالوگ‌نویسی‌اش خوب است ولی جای موسیقی در این اجرا خالی بود. جاهایی حس می‌کردم، حسی از هیچکاک در این کار هست.»

فراهانی در پاسخ به او توضیح داد: «می‌خواستم موسیقی تخت‌حوضی داشته باشم، ولی نوازنده مورد نظرم نتوانست بیاید.»

او ادامه داد: «یکی از فیلم‌های ویلیام وایلر را دوست دارم و در این نمایش‌نامه از آن بهره گرفته‌ام.»

فراهانی در پاسخ به پرسشی دیگر درباره زبان نمایش‌نامه‌اش گفت: «لمپنیزمی که در کار وجود دارد، در زندگی ما جاری است و اتفاق غریبی نیست. این نویسنده هم‌چنین در پاسخ به سخنان حاضران درباره کشته‌شدن یکی از شخصیت‌های نمایش‌نامه افزود: «شخصیت ما به سادگی کشته نمی‌شود، بلکه پیچیده کشته می‌شود. او به دست کسی کشته می‌شود که معلول است و مشکلات گوناگونی دارد.»

در این نشست، فراهانی در پاسخ به مخاطبان خود تأکید کرد که به نظرات و پیش‌نهادهای آنان درباره‌ نمایش‌نامه‌اش فکر خواهد کرد و در بازنویسی‌هایی که بر این متن انجام می‌دهد، این نظرات را مورد توجه قرار خواهد داد.

رضا بابک، عباس جهانگیریان، فهیمه رحیم‌نیا، سلما سلامتی، علی عابدی، فرزانه نشاط‌خواه، جمشید جهان‌زاده، شهرام گیل‌آبادی، شهرام ابوالقاسمی، آرام محضری، رحیم رشیدی‌تبار و … از جمله حاضران در این نشست بودند.

لازم به یادآوری است سلسه‌ نشست‌های نمایش‌نامه‌خوانی «صدای نمایش‌نامه‌نویس» توسط کانون نمایش‌نامه‌نویسان و مترجمان تئاتر ایران به دبیری بهزاد صدیقی، در نخستین شنبه‌ هر ماه برگزار می‌شود اما به دلیل هم‌زمانی جلسه‌ بهمن ماه با زمان برگزاری جشنواره‌های فرهنگی هنری، نشست بهمن‌ماه، شام‌گاه 17 دی ماه برگزار شد.