رویایی که دیر محقق شد

مونا فرجاد که به تازگی اجرای نمایش «اتاقی در هتل» را به پایان رسانده است، می‌گوید که همیشه رویای کارگردانی داشته ولی خود را بیشتر بازیگر می‌داند.

این بازیگر از اولین تجربه کارگردانی خود گفت و عنوان کرد که کمال‌گرا بودن سبب شده ورود به شاخه کارگردانی را به تاخیر بیندازد اما تصمیم دارد این حرفه را چه در سینما و چه در تئاتر ادامه بدهد.

فرجاد برای اجرای اولین نمایش خود چندین متن را پیشنهاد کرد تا سرانجام نمایشنامه «اتاقی در هتل» بر اساس دو نمایشنامه «اتاقی در هتل پلازا» و «اتاقی در هتل لندن» هر دو نوشته نیل سایمون از سد دریافت مجوز گذشت.

او در آغاز درباره انتخاب این نمایشنامه توضیح داد: در انتخاب متن، به شدت به شدنی بودن کار فکر می‌کردم. اولین اولویتم این بود متنی را انتخاب کنم که بتوانم آن را در مدت زمان کوتاهی که برای آماده‌سازی کار فرصت داشتم، به نتیجه برسانم و به چیز دیگری فکر نمی‌کردم.

این بازیگر که اول قصد داشته نمایشنامه‌ خودش را روی صحنه بیاورد، درباره تغییر متن انتخابی‌اش گفت: نمایشنامه‌ای نوشته بودم به نام «دروازه جهنم» و بر اساس آن تمرین را شروع کردیم ولی متاسفانه مجوز نگرفت و بعد از آن چند نمایشنامه دیگر پیشنهاد کردم که هر یک در شورای نظارت و ارزشیابی گرفت و گیرهایی داشتند و نیازمند زمان زیادی بودند. بنابراین به دلیل زمان محدودی که برای آماده‌سازی کار داشتم، نمی‌توانستم تغییرات مورد نظر شورا را اعمال کنم. تقریبا ۱۰ روز مانده به زمان اجرا، به پیشنهاد آقای شهرام زرگر، مترجم آثار نیل سایمون، این دو اپیزود از  نمایشنامه‌های این نویسنده را انتخاب کردم که کارکترهایشان در ادامه یکدیگر هستند.

فرجاد با اشاره به ویژگی‌های این دو اپیزود از آثار نیل سایمون افزود: از ویژگی‌های مهم اینها جمع و جور بودن و کم پرسوناژ بودنشان بود که اجرای کار را شدنی می‌کرد. چون وقتی زمان بسیار محدودی برای تمرین داریم، پروسه جستجو برای پیدا کردن بازیگر مناسب و مذاکره با او و یافتن بازیگرانی که در مقطع تمرین ما کاملا وقت آزاد داشته باشند و … اهمیت بسیاری دارد. با این اوصاف، کم پرسوناژ بودن نمایشنامه برایم خیلی در اولویت بود چون نمی‌خواستم به دلیل شرایط و مشکلاتی که ایجاد شد، فرصت اجرا در ایرانشهر را که سالنی حرفه‌ای و استاندارد است، از دست بدهم.

او اضافه کرد: بنابراین وقتی آقای زرگر پیشنهاد تلفیق این دو کار را مطرح کرد، هر دو را خواندم. نمایشی گرم و جمع و جور و شدنی و استخوان‌دار بود . همچنان باور دارم که در کارهای نمایشی، رکن اصلی را متن تشکیل می‌دهد و بدون یک متن استخوان‌دار، کار، گرمای لازم را ندارد و انتظار آدم را برآورده نمی‌کند.

این بازیگر در گفتگو با ایسنا با ارایه توضیحاتی درباره ایرانیزه کاردن نمایشنامه‌های نیل سایمون افزود: بسیاری از آثار سایمون در ایران کار شده و نمایشنامه‌هایش برای ما آشناست. البته شوخی‌های فرنگی و آمریکایی دارد که باید آنها را آداپته کنیم تا با فرهنگ خودمان تطبیق پیدا کند.

فرجاد افزود: در کل به متن‌های اصلی وفاداریم و نمایشنامه تغییراتی خیلی جزیی کرده است. البته تغییرات بیشتری داشت تا ایرانیزه شدن آن مشخص‌تر و جملات روان‌تر شود و بهتر بر زبان بازیگران بنشیند ولی آن تغییرات، شامل ممیزی‌هایی شد و خواستار حذف برخی اسامی بودند تا هیچ نشانه مشخصی نباشد که این اتفاقات در ایران رخ می‌دهد. بنابراین با اینکه آن شکل از متن، دلچسب‌تر بود، اما به شکل فعلی رسیدیم. البته در هر دو نسخه بازنویسی شده و با وجود تغییرات عمده‌ای که در پایان‌بندی داشتیم، به متن اصلی خیلی پایبند هستیم و شاکله متن همان است.

فرجاد درباره سبک اجرای نمایش خود نیز توضیح داد: همیشه متن است که خودش سبک اجرا را پیشنهاد می‌دهد و راهنمای کارگردان می‌شود. ادبیات و گفتار و کلمات متن، راهنمایی است که کارگردان به چه سمت و سویی برود. مگر اینکه تعمدا بخواهیم نگاه جدیدی به نمایشنامه‌ای داشته باشیم و این کار را آگاهانه انجام می‌دهیم.

او درباره تفکیک زمان‌ها در نمایش خود توضیح داد: خیلی دلم می‌خواست برای تفکیک زمان نمایش بتوانم کارهای دیگری انجام بدهیم. مثلا دکورمان را عوض کنیم و … ولی اولا باید در مدت کوتاهی، امکان تعویض دکور می‌داشتیم و دیگر اینکه هزینه‌های ساخت دکور برای من شدنی نبود. چون ما تهیه‌کننده‌ای نداشتیم که بتواند به کار پول تزریق کند، بنابراین خیلی از امکانات بصری محروم شدیم. تنها راه شدنی که می‌توانست درباره گذر زمان به ما کمک کند، تغییر در لباس و اکتفا کردن به چند دیالوگ بود و راه دیگری نداشتیم.

این بازیگر که از کودکی سودای کارگردانی داشته است، درباره ورود خود به این شاخه نیز گفت: همیشه دلم می‌خواست کارگردانی کنم و نه تنها برای تجربه کردن بلکه به صورت حرفه‌ای، این کار را ادامه بدهم. یعنی بازیگری باشم که کارگردانی کنم. هرچند علاقه به بازیگری در من خیلی بیشتر است، ولی به هر حال همیشه رویای کارگردانی را هم داشتم.

فرجاد اضافه کرد: همیشه میان تصور یک کار با نتیجه آن فاصله‌ای وجود دارد. گاهی باید از یکسری خواسته‌هایمان بگذریم تا اتفاقی که می‌خواهیم، رقم بخورد. دوست دارم در کنار بازیگری، کارگردانی را چه در تئاتر و تصویر ادامه بدهم. اینکه چرا تا به حال وارد نشده‌ام، شاید به این دلیل است که چون از کودکی در این فضا بزرگ شده‌ام، همیشه به نظرم کسی که می‌خواهد کارگردانی کند، باید مسیری طولانی بپیماید.

او با بیان اینکه به دلیل موقعیت خانوادگی‌اش از کودکی سر تمرین تئاتر و صحنه‌های فیلمبرداری حضور داشته است، یادآوری کرد: حضور در این فضاها کمی این جسارت را از من گرفت و مرا کمال‌گراتر کرد و اینکه همیشه دنبال اجرای یک کار بی‌نقص باشم، سبب شد سال‌ها از مسیری که به آن علاقه‌مند بوده‌ام، فاصله بگیرم و مدام آن را به تاخیر انداختم. در حالیکه شروع یک حرکت خیلی مهم است. حتی بزرگترین هنرمندان و بزرگترین آثار هنری جهان هم منتقدانی دارند و این نقدهاست که سبب ساختن یک فرد و یک اثر و باعث پیشرفت در آن حیطه می‌شود.

مونا فرجاد اضافه کرد: به همین دلیل برایم تصمیم سختی بود که وارد کارگردانی شوم چون خودم اولین منتقد خودم بوده‌ام. خوب است آدم همیشه خود را زیر ذره بین قرار بدهد ولی این سختگیری نسبت به خود، نباید بازدارنده باشد که سبب شود آدم دست به هیچ کاری نزند.

فروش بیش از چهار میلیاردی اجراهای ایرانشهر

گزارش آماری تعداد تماشاگران ۴ نمایش اجرا شده در سالن‌های تماشاخانه‌ی‌ ایران‌شهر اعلام شد.

به گزارش گروه خبر سایت خانه تئاتر به نقل از روابط عمومی تماشاخانه‌ی ‌ایران‌شهر، آمار فروش و تعداد تماشاگران نمایش‌های «تنهایی و تن‌هایی وطن‌هایی»، «اتاقی در هتل»، «معجون السلاطین» و «سیزده بدر» که در نوبت اجرایی آبان و آذر ماه سال جاری در سالن‌های سمندریان و ناظرزاده‌ی کرمانی‌ به صحنه رفتند، به تفکیک اجراها مشخص شد.

نمایش «تنهایی و تن‌هایی وطن‌هایی» به کارگردانی کیومرث مرادی که از روز نهم مهر ماه در سالن سمندریان با ظرفیت ۲۳۲ تماشاگر و قیمت بلیت ۱۷۰، ۱۲۰ و ۲۰۰ هزار تومان روی صحنه رفت، با ۶۹ اجرا تا تاریخ هجدهم آذر ماه و میزبانی از ۱۹۵۸۰ تماشاگر، فروشی معادل ۳ میلیارد و ۲۳۴ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان داشته است. بازیگر اصلی این نمایش سجاد افشاریان است.

همچنین‌ نمایش «اتاقی در هتل» به کارگردانی مونا فرجاد که از روز هفدهم آبان ماه در سالن سمندریان با ظرفیت ۱۵۰ تماشاگر و قیمت بلیت ۱۵۰ هزار تومان روی صحنه رفت، با ۲۵ اجرا تا تاریخ هفدهم آذر ماه و میزبانی از ۳۲۹۸ تماشاگر فروشی معادل ۳۸۶ میلیون و ۵۳۵ هزار تومان داشته است.

نمایش «معجون السلاطین» به کارگردانی سعید زارعی که از روز دوازدهم آبان ماه در سالن ناظرزاده‌ی کرمانی با ظرفیت ۲۱۲ تماشاگر و قیمت بلیت ۱۲۰ ، ۱۵۰ و ۱۸۰ هزار تومان روی صحنه رفت، با ۳۰ اجرا تا تاریخ هجدهم آذر ماه و میزبانی از ۳۷۳۷ تماشاگر به فروش ۵۱۴ میلیون و ۳۶۸ هزار تومان دست پیدا کرد.

نمایش «سیزده بدر» به کارگردانی حسین میرزامحمدی که از روز چهاردهم آبان ماه در سالن ناظرزاده‌ی کرمانی با ظرفیت ۲۱۲ تماشاگر و قیمت بلیت ۱۵۰ هزار تومان روی صحنه رفت، با ۲۹ اجرا تا تاریخ هجدهم آذر ماه توانست با میزبانی از ۳۳۷۲ تماشاگر به فروش ۳۷۷ میلیون و ۲۲۰ هزار تومان دست پیدا کند.

برگزاری اولین جلسه مشترک انجمن طراحان صحنه و لباس و کارگروه ساماندهی مد و لباس

اولین جلسه مشترک انجمن طراحان صحنه و لباس خانه تئاتر ایران و کارگروه ساماندهی مد و لباس فجر برگزار شد .

در این جلسه سجاد لطفی دبیر کارگروه ساماندهی مد و لباس کشور و میثم نویریان رئیس انجمن طراحان صحنه و لباس تئاتر ایران به تبادل گفتگو پرداختند .

در ابتدا میثم نویریان گزارش مختصری از عملکرد انجمن طراحان را ارائه و ضمن تشکر از دعوت به عمل آمده خواستار تعامل بیشتر بین انجمن طراحان و کارگروه مد و لباس شد . سپس دبیر کارگروه ساماندهی مد و لباس کشور ضمن خوش آمد گویی به تغییر و تحولات جدید در کارگروه مد و لباس فجر اشاره و از تعامل بیشتر بین این دو مجموعه استقبال کردند .

در ادامه جلسه حمید نیلی مدیر تماشاخانه ایرانشهر ضمن حمایت کامل از این گفتگو ها پیشنهادات ارزنده‌‌ای در خصوص برگزاری رویدادهای تخصصی با رویکرد تئاتر را ارائه داد .

در این جلسه  حسین آشتیانی معاون علمی کارگروه خواستار تعامل در سطوح مختلف آموزش و تبادل و گفتگو در زمینه‌های علمی شد .

محمد جواد قاسمیان معاون اجرایی کارگروه پیشنهاد تفاهم نامه همکاری بین دو انجمن طراحان و کارگروه را ارائه داد . در ادامه میثم نویریان ضمن تشکر مجدد این جلسه را سازنده ارزیابی کرده و خواستار استمرار تعاملات و گفتگوهای بیشتر فی مابین شد . در پایان سجاد لطفی حمایت کامل خود را از گفتگوهای صورت گرفته در این جلسه اعلام و جهت پیش برد برنامه ها دستورات لازم را ابلاغ کرد .

لازم به ذکر است به زودی جزئیات و تفاهم های صورت گرفته اطلاع رسانی خواهد شد .

علی نصیریان:با تسلط بر نقش و با انگیزه انتقال مفاهیم درصحنه و مقابل دوربین حاضر شوید

علی نصیریان و داریوش مودبیان که برای حضور در همایش تجلیل از ۳۰ نامدار فرهنگی، هنری، سینمایی، قرآنی و رسانه‌ای، میهمان هنرمندان و مردمفرهنگ‌دوست استان اردبیل بودند، با حضور در نشست انتقال تجربه که در فرهنگسرای بانوان اردبیل برگزار شد، با تأکید بر نقش و جایگاه تئاتر در انتقال مفاهیم و ارتباط بی‌واسطه با تماشاگر، مطالعه، تمرین و ممارست را مهم‌ترین عامل در اجرای نقش‌های متفاوت دانستند.

با حضور  دو چهره شناخته‌شده تئاتر، تلویزیون و سینمای کشور، علی نصیریان و داریوش مودبیان، مدیرکل و معاون هنری و سینمایی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان، مدیران انجمن‌های سینمای جوان و نمایش و نیز جمعی از پیشکسوتان و فعالان تئاتری استان اردبیل نشست انتقال تجربه در فرهنگسرای بانوان اردبیل برگزار شد.

در این نشست علی نصیریان با تأکید بر اهمیت مطالعه و خواندن کتاب‌های حوزه نمایش به‌ویژه نمایشنامه‌های چاپ‌شده، تئاتر را هنری ارزشمند عنوان کرد و از هنرمندان خواست تا با ممارست و تمرین مداوم درصحنه‌ها و مقابل دوربین ایفای نقش کنند.

او بیان، بدن، حرکت و انگیزه را از مهم‌ترین عوامل در بازیگری عنوان کرد و با اشاره به تجربیات خود در نمایش‌ها و فیلم‌های بلند سینمایی و مجموعه‌های تلویزیونی، از تحلیل درست شخصیت، آشنایی با فنون بازیگری، تسلط بر نقش و اندیشه‌پردازی در ایفای نقش به‌عنوان عوامل تأثیرگذار در ارتباط با مخاطب و تماشاگر یاد کرد.

این استاد بازیگری، با تأکید بر اینکه بازیگری هیچ‌وقت تمام نمی‌شود و بازیگران باید با مطالعه و انجام تمرینات مستمر، خود را تقویت و به‌روز کنند، از هنرمندان خواست تا با تسلط بر نقش و با انگیزه انتقال مفاهیم و پیام درصحنه و مقابل دوربین حاضر شوند.

علی نصیریان جوهر کار تئاتر را بازیگری و جوهر بازیگری را داشتن بدن، حس و بیان و اندیشه عنوان کرد و با اعلام اینکه سینما از تئاتر سرچشمه گرفته و بازیگرانی که از سینما به تئاتر آمده‌اند، به جهت شرایط خاصی که در تئاتر وجود دارد، به‌راحتی می‌توانند مقابل دوربین هم ایفای نقش کنند، بازیگر را مهم‌ترین عنصر در تئاتر دانست.

او با بیان اینکه یک بازیگر کاربلد باید خود مؤلف هم باشد و با خلاقیت و نوآوری، نقش‌های محوله را با اجرا و بازی کند، مطالعه کتاب در زمینه تئاتر را بسیار بااهمیت دانست و بازیگری را هنری تمام‌نشدنی عنوان کرد.

علی نصیریان با تأکید بر اینکه یک هنرمند تئاتر در کنار مطالعه کتب تخصصی، باید با شاهنامه، دیوان حافظ، گلستان و بوستان سعدی و دیگر کتاب‌های بزرگان شعر و ادب کشور آشنا باشد، رابطه انسانی را عاملی مهم در ارتباط با مخاطب و تماشاگران دانست و با اشاره به توانمندی‌های استاد عزت‌الله انتظامی و دیگر نامداران سینما و تئاتر کشور، احترام به مخاطب و نقش‌آفرینی با انگیزه و اندیشه را مهم‌ترین ویژگی‌های این هنرمندان بزرگ ذکر کرد.

این چهره شناخته‌شده تئاتر، تلویزیون و سینمای کشور با ابراز خرسندی از حضور دوباره در اردبیل، با بیان اینکه ای‌کاش می‌توانستم برای هنرمندان این استان نشست‌ها و دوره‌های مختلف بازیگری برگزار می‌کردم، از هنرمندان استان خواست تا با اندیشه و انگیزه حضور مدبرانه و آگاهانه در نمایش و سینما و با تمرین و ممارست بیشتر، قدرت بازیگری خود را به نمایش بگذارند.

هنرمند باید مقابل رسالت هنری و مردمانش، متعهد باشد

به گزارش خبرنگار ایران تئاتر در استان اردبیل، داریوش مودبیان نیز در این نشست با تأکید بر اینکه انتقال تجربیات مفید، عاملی مهم در پیشرفت در تئاتر و سینماست، تئاتر را هنری با اندیشه والای انسانی تعریف کرد و با بیان اینکه بدن، بیان و حرکت مهم‌ترین ابزارهای بازیگری است، بر خوانش کتاب تأکید کرد. او با تأکید بر اینکه خوانش متفاوت با خواندن است، خوانش را خواندن با تحلیل و تفسیر و تبیین عنوان کرد.

او با بیان اینکه متأسفانه در کشور و در بین تئاتری‌ها مد شده است که در نمایشنامه‌خوانی‌ها از عنوان و عبارت خوانش استفاده می‌کنند و به‌جای ایفاگران نقش، عنوان خوانشگران را به کار می‌برند، خواستار عدم به‌کارگیری عنوان خوانش در نمایشنامه‌خوانی‌ها شد.

این نویسنده، بازیگر و کارگردان تئاتر و سینما با تأکید بر اینکه مطالعه مستمر و مداوم می‌تواند ما را در اجرای نقش‌ها بر اساس ویژگی‌های کاراکترها، موفق و سربلند در صحنه و مقابل دوربین کند، آموزش را مهم‌ترین لازمه بازیگری دانست.

او با بیان اینکه تئاتر همواره در جریان است و یک بازیگر باید در جریان همه اتفاقات و رویدادها باشد، بهره‌گیری از تجربیات دیگر هنرمندان را در ایفای نقش تأثیرگذار عنوان کرد و با تأکید بر اینکه یک هنرمند باید مقابل رسالت هنری و مردمانش متعهد باشد، اجراهای عمومی را در  رونق تئاتر کشور و استان‌ها مهم دانست.

داریوش مودبیان با بیان اینکه یک کار هنری باید بین مردم و مخاطبان مقبولیت داشته باشد، تئاتر را هنری مردمی و برای مردم عنوان کرد و خواستار تلاش بیشتر هنرمندان جوان برای یادگیری شد.

این نشست تخصصی به همت اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان اردبیل، صندوق اعتباری هنر، انجمن هنرهای نمایشی استان اردبیل، انجمن سینمای جوان اردبیل و با همراهی سازمان فرهنگی، اجتماعی و ورزشی شهرداری اردبیل در سالن فرهنگسرای بانوان اردبیل برگزار شد.

سفر منحصر به فرد به آسیای میانه با مارشمالو

آلبرت بیگجانی که چندی پیش نمایش «مارشملو» را در آسیای میانه و درشهرهای دوشنبه و سمرقند و بخارا اجرا کرده است، این سفر را بسیار منحصر به فرد دانست و تاکید کرد که در این سفر افق‌هایی برایش روشن شده که ما از آن نا آگاهیم.

 

بیگجانی که نمایش خودرا به عنوان یک کار عروسکی و با همراهی گروه تئاتر دیماک اجرا کرده است، در آغاز این گفتگو و در پاسخ به کنجکاوی ما که می‌خواستیم بدانیم حال و هوای شهرهایی مانند سمرقند و بخارا که نام‌شان را در اشعار شعرای ایرانی شنیده‌ایم، چگونه بوده، سفر به آسیای میانه را تجربه‌ای منحصر به فرد در زندگی خود دانست و توضیح داد: من کم سفر نرفته‌ام اما کل زندگی‌ام یک طرف و این سفر، یک طرف دیگر. اگر بخواهید از سمرقند و بخارا بدانید، می‌توانم سه روز پیاپی برایتان حرف بزنم. هویت ایرانی که آنجا دیدم، بسیار تکان‌دهنده بود چیزی که ما اصلا از آن خبر نداریم.

بیگجانی که سفر خود را با تاجیکستان آغاز کرده، اضافه کرد: ۳ بار برای شرکت در جشنواره «چادر خیال» تاجیکستان دعوت شدیم که به دلیل کرونا و مسائل دیگری نتوانستیم شرکت کنیم. این جشنواره در دوشنبه برگزار می‌شود. چادر خیال، همان خیمه شب بازی ماست. عروسک ملی‌شان هم حسن کچل است.

او که در بیست و دومین دوره جشنواره شرکت کرده است، درباره دیگر گروه‌های شرکت‌کننده در این جشنواره توضیح داد: بیشتر کشورهای دور و بر خودشان شرکت داشتند، قزاقستان، قرقیزستان، ازبکستان، ترکمنستان و روسیه هم که پای ثابت این جشنواره‌اند. ما سومین گروه ایرانی بودیم که با نمایش «مارشملو» در این جشنواره شرکت کردیم و به دو زبان فارسی و روسی اجرا داشتیم. استاد داریوش مودبیان به زبان فارسی و شروین درستی به زبان روسی آن اجرا کردند، سامان خلیلیان هم به عنوان تکنیسین همراهی‌مان می‌کردند. آقای مودبیان یک خوانش از گلستان سعدی هم داشت که برای قشر دانشگاهی و آکادمیک بود.

سرپرست گروه تئاتر «دیماک» اضافه کرد: هر روز دو سه اجرا در جشنواره روی صحنه می‌رفت و از آن جشنواره‌ها بود که از صبح تا شب برای شرکت‌کنندگان برنامه داشتند. جشنواره تاجیکستان رقابتی نبود ولی به همه گروه‌ها گواهی شرکت در جشنواره را دادند و ما بدون اینکه اعلام شود، به نوعی مهمان ویژه بودیم چون به جز گواهی جشنواره، از طرف انجمنی دانشگاهی و یکی دو نهاد فیلمسازی، هم دو سه جایزه گرفتیم. در ضمن کار ما در قیاس با آنها خیلی مدرن بود. از نظر اجرایی تئاترهای آن منطقه وامدار شوروی سابق هستند، به نوعی کلاسیک و سنتی.

 

در کل تاجیکستان ۴ کمپانی تئاتر عروسکی داریم. آنجا اصلا گروه آزاد معنی ندارد. ساختمان تئاتری که در آن بودیم، شبیه ایرانشهر خودمان بود با کارمندان و گروه‌های خودشان و انبار و موزه و حتی اتاق خوابگاه برای مهمانان خارجی‌شان. سبک کارهایشان هم کاملا کلاسیک بود. فقط از ترکمنستان یک کار مدرن دیدیم. ولی در کار کلاسیک‌، خیلی قوی هستند. کارهای تاجیکستان به زبان تاجیکی است که ما متوجه می‌شدیم. تاجیک‌ها تشنه رابطه با ایران هستند و خیلی دوست دارند به جشنواره‌های ما دعوت شوند.

او در ادامه به ارایه توضیحاتی درباره شهر دوشنبه پرداخت و افزود: برعکس آنچه در ذهن اغلب ماست، «دوشنبه»، شهری کاملا شیک و مدرن است مانند دبی یا مالزی. در این ۵، ۶ ساله، برنامه‌ای برای نوسازی شهر گذاشته‌اند و به شدت آن را پیگیری و اجرا می‌کنند. مثلا من که به عکاسی از در وپنجره قدیمی علاقه خاصی دارم، نتوانستم چنین سوژه‌ای برای عکاسی پیدا کنم. ولی جالب است که بافت جمعیتی شهر کاملا سنتی است و ۹۰ درصد خانم‌ها لباس وروسری سنتی خودشان را دارند البته بدون تعصب.

 

تضادهای زیادی هم دارند. از طرفی مشغول نوسازی و مدرن کردن شهرها هستند ولی مثلا بافت بازارشان خیلی سنتی است. اکثریت جمعیت روستانشین و فقیر هستند. در کنار اینها مسجد بسیار مدرن و عظیمی دارند که جزو دستاوردهای این چند ساله‌شان است.

بیگجانی ادامه داد: خیلی جالب است که در بسیاری از ترکیب‌های کلامی‌شان از واژه «خانه» استفاده می‌شود، مثل «شفاخانه» برای بیمارستان، «حاجت خانه» برای دستشویی و «اثر خانه» برای موزه. «اثرخانه» پر ابهتی دارند، کاملا مدرن با نورپردازی‌های آن چنانی. وارد آن که می‌شوی، مجسمه بزرگی از کورش کبیر ساخته‌اند که دو شیر زیر پای اوست و مجسمه دیگری از یعقوب لیث صفاری و … آنها دنبال تاریخ‌سازی و هویت‌سازی هستند و بزرگترین مرجعی که به آن چنگ انداخته‌اند، ایران است چون دور تا دورشان کشورهای ترک‌زبان قرار دارند.

این کارگردان با اشاره به پیشینه شکل گیری جمهوری تاجیکستان به خبرنگار ایسنا یادآوری کرد: کشورهایی مانند ازبکستان و تاجیکستان و … همه بعد از شوروی شکل گرفته‌اند. در آغاز، کشور ازبکستان، استانی به اسم تاجیکستان داشته و آنان با پیگیری و مبارزه توانسته‌اند مستقل شوند و حالا این کشور وابستگی فرهنگی شدیدی به ایران دارد چون می‌خواهد برای خودش فرهنگ بسازد. اسامی تمام خیابان‌ها، دانشگاه‌ها و مراکزشان از مشاهیر و شعرای ایران است؛ رودکی، خیام، سعدی، ابن سینا و … وسط شهر پارک بسیار بزرگی به نام باغ کورش کبیر ساخته‌اند. سر سلسله تاریخ‌شان هم شاه اسماعیل سامانی است که حکومت و آرامگاهش در سمرقند بوده. حتی نام واحد پول‌شان نیز سامانی است که از نام شاه اسماعیل سامانی برداشته شده است.

 

این گروه در ادامه سفرش به سمرقند و بخارا به ازبکستان رفته و بیگجانی تجربه اجرا و حضور در این دو شهر را این چنین توصیف کرد: بعد از یک هفته که در تاجیکستان بودیم، به سمت ازبکستان رفتیم. در مسیر و در شهر پنجرود به آرامگاه رودکی رفتیم و پس از آن وارد ازبکستان شدیم. گروه تئاتر سمرقند از قبل ما را دعوت کرده بودو با افتخار بگویم که اولین گروه ایرانی بودیم که در سمرقند نمایش اجرا کردیم. سه روز سمرقند بودیم و یک اجرا در تئاتر دولتی عروسکی‌شان داشتیم. این تئاتر ۱۲۰ سال قدمت داشت، با معماری روسی و طلاکاری آنچنانی.

او درباره حال و هوای سمرقند گفت: سمرقند برعکس آنچه خیلی‌ها فکر می‌کنند، شهری کاملا روسی است. سالن تئاتری که ما در آن بودیم، قدمت قبل از شوروی داشت. شهر پر از اپرا، باله و ساختمان‌های قدیمی روسی است و ۶ کلیسا دارد. اکثریت مردم تاجیک هستند و فارسی زبان ولی در آن، تمام اقوام محله‌های خود را داشتند. با اینکه در این دو شهر کاملا به تاجیک و فارسی صحبت می‌کنند، ولی زبان تئاتر دولتی‌شان روسی و ازبکی است. روزی که به این شهر رسیدیم، همزمان بود با سفر رییس جمهوری فرانسه. به همین دلیل شهر نیمه تعطیل و تقریبا امنیتی بود ولی اجرای ما به زبان روسی روی صحنه رفت.

این فعال نمایش عروسکی با ارایه توضیحاتی درباره وضعیت تئاتر سمرقند اضافه کرد: سمرقند چهارکمپانی تئاتر دارد؛ عروسکی، دراما، موزیکال و کودک. همه تئاترهایشان را دیدیم و چند جلسه با روسای تئاترهایشان داشتیم. سمرقند چند محله قدیمی داشت. میدان ریگستان که میدان بزرگی بود که معماریش بسیار ایرانی و شبیه کاشان و یزد است.

او با اشاره به تفاوت‌های سمرقند و بخارا با دیگر شهرهای ازبکستان خاطرنشان کرد: هرچند این دو شهر در ازبکستان هستند ولی مانند دو جزیره مستقل در این کشور، کاملا تاجیک هستند. یعنی زبان‌شان فارسی است.

این کارگردان درباره تئاترهای این دو شهر گفت: اینها نیز مانند تاجیکها سیستم تئاتری‌شان دقیقا وام گرفته از شوروی است. یعنی از نظر زیرساخت و سنت، کلاسیک خیلی پیشرفته‌ای هستند. اما در سمرقند و بخارا با اینکه کل شهر تاجیک هستند و کاملا فارسی صحبت می‌کنند، یعنی تاجیک زبان هستند ولی تئاترهایشان را به زبان فارسی اجرا نمی‌کردند و اجرایشان به زبان ازبکی بود. زبان تئاتر دولتی سمرقند و بخارا یا روسی است یا ازبکی که زبان رسمی‌شان است.

 

بیگجانی با اشاره به اینکه در این سفر، پاسخ بخشی از پرسش‌های خود را درباره تاریخ ایران گرفته، در این باره توضیح داد: من سه بار موزه رفتم و خیلی از چیزهایی که نمی‌دانستم، برایم روشن شد. مثل اینکه در خراسان حکومتی به اسم «کوشان» داشته‌ایم، به مرکزیت بامیان کنونی در افغانستان که بودایی بوده‌اند و هم‌دوره اشکانیان و ساسانیان و ۴۰۰ سال قدمت داشته‌اند و متاسفانه در کتب درسی ما نشانه‌ای از این حکومت نیست.

بیگجانی درباره شهر بخارا نیز توضیح داد: بعد از سمرقند به بخارا رفتیم و مهمان تئاتر عروسکی‌شان بودیم . خانه آخرین امیر بخارا را رفتیم که یک کاخ گلستان کوچک بود. به همان زیبایی، با تالار آینه و …

سرپرست گروه تئاتر دیماک با ارایه توضیحاتی درباره حس و حال بخارا افزود: بخارا بافتی قدیمی دارد با کاروانسرا و مسجد و مکتب‌خانه و … که یک بازسازی عالی شده. شهر پر از کافه و صنایع دستی و … است و تا صبح از حیاط کافه‌ها صدای موسیقی می‌آید. در بافت قدیمی بخارا مجسمه ملانصرالدین را نصب کرده‌اند، چیزی که اصلا به فکر ما نمی‌رسد که در مرکز شهرمان می‌توانستیم چنین چیزی داشته باشیم. موزه‌ای هم در قلعه آخرین امیر بخارا ساخته شده است.

 

او با اشاره به استقبال گردشگران از این دو شهر ادامه داد: مثل مور و ملخ توریست دارد. فعلا زیرساخت‌هایی مانند فرودگاه ندارد که اگر درست کنند، اول بخارا و بعد سمرقند به یک قطب توریستی خیلی مهم در منطقه تبدیل می‌شوند. الان بر مقوله گردشگری‌شان به شدت کار می‌کنند. مثلا ویزا را برداشته‌اند و مشغول تجهیز هتل‌ها و مهمان‌خانه‌هایشان هستند. اسامی هتل‌ها، مهمان‌خانه‌ها همه ایرانی است. نام هتل ما سهراب و برزو بود. بقیه خیام و رودکی و سعدی و ابن سینا و اسامی دیگر گل مریم، گل نسا و گل بانو و … که با لهجه شیرین خودشان می‌گفتند.

این کارگردان اضافه کرد: همه چیزشان خاص بود، خالص و تمیز. واژگان‌شان خیلی شیرین است و اغلب، پیشینه زیبایی دارد مثلا کلاه را «کل‌پوش» می‌گویند، بزرگ را « کلان»، طراح را «رسام»، همراه بیمار را «نگران»، کف زدن را «خستک !» و ناراحت را «خفه!». با این اسامی و لهجه‌ها و لباس‌های سنتی خودشان، گویی به تاریخ می‌روی. البته همانطور که گفتم معماری سمرقند کاملا روسی بود و مانند شیراز که بافت قدیمی ندارد ولی سرشار از اماکن قدیمی است. سمرقند ۵، ۶ مکان تاریخی داشت اما بخارا یک بافت زیبای قدیم داشت که سنگفرش بود و باید پیاده می‌رفتیم.

بیگجانی اضافه کرد: گرچه بخارا و سمرقند در ازبکستان هستند و از نظر سیستمی علاقه به ایران بروز داده نمی‌شد، ولی عشق به ایران را در جای جای شهر، در موسیقی و معماری و تبادلات مردم می‌شد ملاحظه کرد.

او با تاکید بر اینکه ما باید از همسایگان خود که حافظ تاریخ و فرهنگ ایرانی هستند، حمایت کنیم، در این باره توضیح داد: من فرهنگ قدیمی ایرانی را آنجا دیدم در تاجیکستان، از مجسمه کورش بگیر تا صدای موسیقی ایرانی که در سراسر شهر پخش می‌شود. آنان تشنه برقراری رابطه با ایران هستند بخصوص سمرقند و بخارا که ما فراموش‌شان کرده‌ایم. شاید از نظر سیاسی، محدودیت‌هایی داشته باشیم. ولی از نظر فرهنگی می‌توانیم از آنان حمایت کنیم. بخصوص که الان میان ایران و قزاقستان و تاجیکستان ویزا برداشته شده و صدور ویزای ازبکستان هم، اینترنتی شده است. بنابراین به راحتی می‌توانیم رییس جشنواره‌ها و تئاترهایشان را دعوت کنیم. فکر می‌کنم من به عنوان یک پیش‌قراول فرهنگی رفتم و دیدم چقدر پتانسل بالایی وجود دارد ولی ما متاسفانه اینها را فراموش کرده‌ایم.

 

ما این را درک نمی‌کنیم که تاریخ سازی چقدر برایشان مهم است. از جمعیت یک میلیونی سمرقند ۲۰۰ هزار نفر ایرانی هستند که برای خودشان محله دارند با مسجد و درمانگاهی که ایران ساخته و …‌ ولی تنها جایی است که زبانشان ازبکی ترکی  است و بلد نیستند فارسی صحبت کنند. در این سفر تضادهای بسیار زیادی دیدم ولی به شدت معتقدم که ما با حمایت فرهنگی از سمرقند و بخارا و دوشنبه، به حفظ فرهنگ ایرانی خودمان کمک می‌کنیم، چون روزگاری همه‌مان یکی بوده‌ایم.

شهناز صاحبی درگذشت

شهناز صاحبی بازیگر تئاتر، تلویزیون و سینما درگذشت.

به گزارش گروه خبر سایت خانه تئاتر، عصمت ملقب به شهناز صاحبی متولد ۱۳۲۵ لیسانس تاتر و هنرهای نمایشی از دانشگاه هنر های زیبا تهران داشت.

شهناز صاحبی از اعضای اصلی کارگاه نمایش بود. فیلم‌هایی مانند «چه هراسی دارد ظلمت روح» و «پسر ایران از مادرش بی‌خبر است» از جمله آثار او است.

صاحبی همچنین در سریال‌های تلویزیونی مانند «سیاه، سفید، خاکستری» و «نوعی دیگر» نقش‌آفرینی کرد.

خانه تئاتر درگذشت این هنرمند را به خانواده و دوستان او تسلیت گفته و با آنها ابراز همدردی می‌کند.

اجرای دومین نمایش با موضوع سواد مالی در تئاتر کانون

دومین نمایش با موضوع سواد مالی برای کودکان و نوجوانان با عنوان «کی با من پیتزا می‌پزه؟!» به نویسندگی، طراحی و کارگردانی حامد زحمتکش از دی ۱۴۰۲ روی صحنه مرکز تئاتر کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان می‌رود.

به گزارش گروه خبر سایت خانه تئاتر ، نمایش عروسکی «کی با من پیتزا می‌پزه؟!» به نویسندگی، طراحی و کارگردانی حامد زحمتکش ویژه‌ خردسالان و کودکان بالای ۵ سال است که براساس داستانی از فیلمون استرجس به همین نام از انتشارات قدیانی تهیه و تولید شده است.

پوستر این نمایش با حضور عادل بزدوده، مدیر موسسه‌ هوش مالی کمیل رودی، عوامل گروه نمایشی و جمعی از هنرمندان مرکز تئاتر کانون پرورش فکری روز سه‌شنبه ۱۴ دی رونمایی شد.

این اثر از آکادمی هوش مالی با همکاری کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با نگاهی به کتاب‌ درسی پایه‌ چهارم ابتدایی (مطالعات اجتماعی) و سند تحول بنیادین آموزش و پرورش و با اقتباس از کتاب‌های هوش مالی بر روی صحنه مرکز تولید تئاتر کانون اجرا می‌شود.

کودکان و نوجوانان در این کار ۳۵ دقیقه‌ای با مفاهیم مختلف سواد مالی مانند خرید هوشمندانه، اهمیت فهرست خرید، همکاری و مشارکت در انجام کارها آشنا می‌شوند.

در این کتاب ماجرای مرغ کوچولوی قرمزی روایت می‌شود که تصمیم گرفته پیتزا بپزد. مرغ کوچولو، برای تهیه مواد لازم مجبور می‌شود بارها به فروشگاه برود و هر بار با یک سبد پر به خانه برمی‌گردد. او برای پختن پیتزا از دوستانش هم کمک می‌خواهد اما آن‌ها حسابی مشغول بازی هستند، اما بوی پیتزا که می‌پیچد، همه را وسوسه می‌کند…

این نمایش با صدای نازنین مهیمنی روی صحنه می‌رود.

علیرضا خدابخش، سوره قدمی و صدف صمدی (بازیگران و بازی‌دهندگان عروسک)،  رامین عبدالهی (آهنگساز)، ساغر مختاری (شاعر)، مسعود علیمحمدی (پرکاشن)، علیرضا حسین‌پور (ساخت عروسک)، مژگان برنده (دوخت لباس عروسک‌ها و بازی‌دهندگان عروسک)، حامد زحمتکش (ساخت دکور و آکساسوار)، گروه تئاتر مانی تهران (سوره قدمی، علیرضا خدابخش، صدف صمدی و صالح محبی)، خنده‌ باران (هانیه زحمتکش و الهه میرزایی) و صحرا محمودیان (دستیاران ساخت عروسک، دکور و آکساسوار)، علیرضا خدابخش (دستیار کارگردان)، یلدا پیری (مدیر اجرا و اتاق فرمان)، صحرا محمودیان (منشی صحنه و تصویربردار پشت صحنه)، علی انصاری (طراح پوستر، بروشور و اقلام تبلیغاتی)، مینا بهرامی‌تبار (روابط عمومی و تبلیغات).

نمایش عروسکی «کی با من پیتزا می‌پزه؟!» از دی سال ۱۴۰۲ ساعت ۱۶ روی صحنه مرکز تولید تئاتر و تئاتر عروسکی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان واقع در پارک لاله تهران می‌رود. اجرای صبح ویژه مدارس و مهدهای کودک با هماهنگی قبلی امکان‌پذیر است.

علاقه‌مندان به دیدن این نمایش می‌توانند برای تهیه بلیت به سایت تیوال مراجعه کنند.

اجرای دو نمایش ایرانی در جشنواره تئاتر پراگ

پانزدهمین جشنواره بین المللی تئاتر ندپراهوپولمیسیشس در پراگ، پایتخت جمهوری چک ۲۵ نوامبر  (۴ آذر ۱۴۰۲)  میزبان دو نمایش ایرانی و اکران فیلم‌های کوتاه ایرانی بود.

نمایش ” بی‌سرزمین!” کاری از مروارید رمضانی  و نمایش  “ممنوع” کاری از مهران نائل روز ۲۵ نوامبر در سالن kino Kavalírka   به ترتیب ساعت ۱۶ و ۱۸ به وقت اروپای مرکزی اولین اجرای خود را روی صحنه  بردند .

“ممنوع” به نویسندگی، کارگردانی و با بازی مهران نائل داستان تلاش‌  و زندگی نوازنده‌ای است در غربت و به دنیای پیش از مهاجرت او می‌پردازد.

“بی سرزمین!” به نویسندگی  کارگردانی و با بازیِ مروارید رمضانی داستان انسان مهاجر و سرگشتگی‌های هجرت و تعارض دنیای درون و بیرون اوست و به دنیای پس از مهاجرتِ یک مهاجر می‌پردازد.

جشنواره ندپراهوپولمیسیس منحصراً به هنر و فرهنگ شرق،  به خصوص خاورمیانه می‌پردازد و دریچه‌ای‌ست برای آشنایی فرهنگ‌های مختلف با یکدیگر. این رویداد فرهنگی هنری هر ساله در ماه نوامبر میزبان گروه‌های مختلف هنری در پراگ پایتخت جمهوری‌چک می‌باشد.

چهار نمایش تازه در ایرانشهر به صحنه می‌رود

چهار نمایش «توافق‌نامه» به کارگردانی کورش سلیمانی، «خانم آقای جورج کلونی» به کارگردانی مونا صوفی، «بهار پراگ» به کارگردانی آرش سنجابی و «همکارها» به کارگردانی پریسا محمدی آذر و دی ماه سال جاری در تماشاخانه‌ ایران‌شهر به صحنه خواهند رفت.

 به گزارش گروه خبر سایت خانه تئاتر به نقل از روابط عمومی تماشاخانه‌ ایران‌شهر، نمایش «توافق‌نامه» نوشته‌ی فیلیپ کلودل‌، ترجمه‌ی شهلا حائری‌ و به کارگردانی کورش سلیمانی و با بازی (به ترتیب حضور در صحنه) بهنام تشکر، کورش سلیمانی‌ و رامین‌ ناصر نصیر از روز چهارشنبه ۲۲ آذر ماه ساعت ۲۰ اجراهای خود را در سالن ناظرزاده‌ی‌ کرمانی آغاز می‌کند.

بر اساس این گزارش، نمایش «بهار پراگ» به نویسندگی و کارگردانی آرش سنجابی و با بازی (به ترتیب حضور در صحنه) مهناز افتاده نیا، آوا گنجی، سوگند صدیقی، پویا امینی، رها حاجی زینل، راد پورجبار، مهرداد آبجار، میثم نیکخواه، نسیم اسدپور، آرش سلیمانی‌ از روز چهارشنبه ۲۲ آذر ساعت ۱۸ در سالن ناظرزاده‌ی کرمانی به صحنه خواهد رفت.

سالن استاد سمندریان تماشاخانه‌ ایران‌شهر نیز میزبان دو نمایش «خانم آقای جورج کلونی» نوشته‌ی متین ایزدی به کارگردانی مونا صوفی و «همکارها» نوشته‌ی جان هاج، ترجمه‌ی معین محب علیان و کارگردانی پریسا محمدی خواهد بود.

نمایش «خانم آقای جورج کلونی» با بازی بهنام شرفی، میترا رفیع، نفس بازغی، ماهان‌ عبدی، مونا صوفی، الکس‌ مرام از دوشنبه ۲۷ آذرماه ساعت ۲۰:۱۵ و نمایش «همکارها» با بازی رامین سیار دشتی، محمدصادق ملک، وحید نفر، ریحانه سلامت، محمد نیازی، سحر واثق، سیامک ادیب، مصطفی احدی، شهرام آذر مهر، حمید باهوش، آذین فهیمی، نگین بخشی‌پور، بهرام شادانفر، علیرضا امیر یزدگرد، مهران مرادی، سجاد شاه قلی، محمدجواد عارف اصیل، سوزان عمرانی، علی کرمانی از چهارشنبه ۲۲ آذر ماه و در ساعت ۱۸ اجرا خواهند شد.

علاقه‌مندان به تهیه‌ی اینترنتی بلیت‌های این چهار نمایش می‌توانند به سایت تماشاخانه‌ ایران‌شهر یا سامانه‌ی تیوال مراجعه کنند.

روایت آخرین روزهای نویسنده در سالن استاد سمندریان

نمایش «همکارها» با کارگردانی پریسا محمدی در سالن استاد سمندریان تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه خواهد رفت.

به گزارش گروه خبر سایت خانه تئاتر، نمایش «همکارها» نوشته جان هاج و ترجمه معین محب علیان با کارگردانی پریسا محمدی از ۲۲ آذر در سالن استاد سمندریان تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه خواهد رفت.

این اثر نمایشی روایت آخرین روزهای نویسنده روس در زمان اتحاد جماهیر شوروی است که قصد دارد به مناسبت ۶٠ سالگی استالین برایش نمایشنامه بنویسد…

محمدصادق ملک، رامین سیار دشتی، وحید نفر، ریحانه سلامت، محمد نیازی، سحر واثق، سیامک ادیب، مصطفی احدی، شهرام آذر مهر، حمید باهوش، آذین فهیمی، نگین بخشی‌پور، بهرام شادانفر، علیرضا امیر یزدگرد، مهران مرادی، سجاد شاه قلی، محمدجواد عارف اصیل، سوزان عمرانی و علی کرمانی بازیگران این اثر هستند.

«زرتشت»، «زیرزمین»، «پریشه های یک زن»، «سوی کابوی»، «منصور جنوبی»، «پیکرتراشی»، «ارتیگوشه» ازجمله آثاری هستند که پریسا محمدی آن‌ها را کارگردانی کرده است و جدیدترین تجربه کارگردانی او با «همکارها» رقم می‌خورد.