فردریک بیش از یک میلیارد فروخت

آمار هفتگی فروش و تماشاگران نمایش‌های به صحنه رفته در مجموعه تئاتر شهر، تالار هنر و تماشاخانه سنگلج تا پایان روز جمعه ۸ دی سال ۱۴۰۲ مشخص شد.

به گزارش گروه خبر سایت خانه تئاتر به نقل از روابط‌عمومی اداره‌کل هنرهای نمایشی، آمار هفتگی فروش و تماشاگران نمایش‌ تالارهای اصلی، چهارسو، قشقایی، سایه، کارگاه نمایش و کافه‌تریای چهارسوی مجموعه تئاتر شهر، تالار هنر و تماشاخانه سنگلج تا پایان روز جمعه ۸ دی‌ ۱۴۰۲ اعلام شد.

مجموعه تئاتر شهر

نمایش «فردریک» به کارگردانی حمیدرضا نعیمی که از روز ۷ آذر در تالار اصلی با ظرفیت ۵۷۹ تماشاگر و قیمت بلیت ۲۰۰ و ۱۰۰ هزار تومان اجرای خود را آغاز کرده است، با مجموع ۲۶ اجرا و میزبانی از ۸ هزار و ۷۴۴ مخاطب توانست به فروش ۱ میلیارد و ۳۵۸ میلیون و ۵۱۶ هزارتومانی دست پیدا کند.

نمایش «چرتالدو» به کارگردانی مشترک مهسا جعفری و مسعود هاشمی‌نژاد که اجرای خود را از ۱۹ آذر در تالار چهارسو با ظرفیت ۱۳۲ نفر و قیمت بلیت ۱۸۰ هزار تومان آغاز کرده است، با مجموع ۱۶ اجرا و جلب ۱ هزار و ۴۸۷ تماشاگر، توانست به فروش معادل ۱۹۴ میلیون و ۲۷۲ هزارتومانی دست پیدا کند.

اجراخوانی «اتللو» به کارگردانی وحید اخوان نیز که اجرای خود را از روز ۲۸ آذر در تالار چهارسو با ظرفیت ۱۳۲ نفر و قیمت بلیت ۱۲۰ هزار تومان آغاز کرده است، با ۹ اجرا توانست ۱۰۰۱ تماشاگر را به سالن اجرا جلب کند و با فروش ۱۰۱ میلیون و ۵۸۰ هزار تومان به اجرای خود پایان دهد.

نمایش «دور» به کارگردانی وحید نفر نیز که اجرای خود را از روز ۷ آذر در تالار قشقایی با ظرفیت ۹۶ نفر و قیمت بلیت ۱۳۰ هزار تومان آغاز کرده است، با ۲۶ اجرا توانست ۱ هزار و ۸۷۱ تماشاگر را به سالن اجرا جلب کند و با فروش معادل ۱۸۲ میلیون تومان به اجرای خود پایان دهد.

نمایش «دشمن خدا» به کارگردانی مجید عراقی نیز که اجرای خود را از روز ۲۸ آذر در تالار قشقایی با ظرفیت ۹۶ نفر و قیمت بلیت ۱۳۰ هزار تومان آغاز کرده است، با ۹ اجرا توانست ۷۰۳ تماشاگر را به سالن اجرا جلب کند و به فروش معادل ۷۱ میلیون و ۹۱۶ هزار تومان به اجرای خود ادامه دهد.

نمایش «سالومه» به کارگردانی بابک پرهام نیز که از روز یکشنبه ۳ دی‌ در تالار سایه با ظرفیت ۷۲ نفر و قیمت بلیت ۱۲۰ هزار تومان اجرای خود را آغاز کرده است،‌ با مجموع ۵ اجرا، توانست ۲۱۰ تماشاگر جلب کند و به فروش معادل ۱۷ میلیون و ۱۱۲ هزار تومان دست پیدا کند.

نمایش «وِرا نام تهمینه سهراب کرد» به کارگردانی حسین تفنگدار که از روز سه‌شنبه ۷ آذر در تالار سایه با ظرفیت ۷۲ نفر و قیمت بلیت ۱۳۰ هزار تومان اجرای خود را آغاز کرده است،‌ با مجموع ۲۶ اجرا، توانست ۱ هزار و ۱۸۱ تماشاگر جلب کند و به فروش معادل ۱۱۱ میلیون و ۴۶۲ هزار تومان دست پیدا کند.

نمایش «روزی روزگاری ترور» به کارگردانی جواد رازقندی نیز که از روز ۲۹ آذرماه در کارگاه نمایش باقیمت بلیت ۱۰۰ هزارتومان روی صحنه رفته است، با ۸ اجرا توانست ۱۲۷ تماشاگر جذب کند و به فروش ۹ میلیون و ۳۰۰ هزار تومان برسد.

نمایش «من نوید نیستم!» به کارگردانی سیدعلی خوشرو نیز که از روز ۲۶ آبان در کافه‌تریای چهارسو باقیمت بلیت ۵۰ هزارتومان روی صحنه رفته است، با ۳۳ اجرا توانست ۸۰۴ تماشاگر جذب کند و به فروش ۳۲ میلیون و ۴۵۰ هزار تومان دست پیدا کند.

تماشاخانه سنگلج و فروش سه اجرای اول

نمایش «پچ‌پچه‌های پستوی عمارت حاج احمد وکیل» به کارگردانی علی بابایی که از ۶ دی اجرای خود را در تماشاخانه سنگلج آغاز کرده طی سه اجرای اول خود میزبان ۲۶۳ تماشاگر بود. فروش این نمایش تا جمعه ۸ دی با احتساب بلیت‌های تمام‌بها، مهمان و تخفیف‌دار در گیشه تماشاخانه سنگلج، ۸ میلیون و ۴ هزار تومان ثبت‌شده است. گنجایش تماشاخانه سنگلج ۲۳۶ صندلی است که در ۲ بخش همکف و بالکن قرار دارند.

پایان ۲ اجرای کودک و نوجوان در تالار هنر

تالار هنر ۸ دی شاهد آخرین اجرای نمایش‌های «جادوگر شهر از» به کارگردانی مهدی قلعه و «دونه برف آرزو» به کارگردانی ماندانا عبقری بود.

«جادوگر شهر از» طی ۲۹ نوبت اجرایی که از اول آذر تا ۸ دی پشت‌سر گذاشته میزبان ۲۵۱۱ تماشاگر شده و فروش این نمایش  به مبلغ ۲۰۶ میلیون و ۷۲۸ هزار و ۳۱۰ تومان رسیده است.

نمایش «دونه برف آرزو» نیز که از اول آذر اجرای خود را در این تالار شروع کرده طی ۲۹ نوبت اجرایی که تا ۸ دی انجام داده میزبان ۲۰۸۳ تماشاگر بوده است. فروش این نمایش در گیشه تالار هنر  ۱۴۹ میلیون و ۲۳۴ هزار و ۶۲۵ تومان ثبت‌شده است.

شب چراغِ پچ‌پچه‌های پستوی عمارت حاج احمد وکیل برگزار شد

مراسم شب‌چراغ نمایش «پچ‌پچه‌های پستوی عمارت حاج احمد وکیل»، به کارگردانی علی بابایی، با حضور عزت‌الله رمضانی‌فر و داوود فتحعلی‌بیگی در تماشاخانه سنگلج برگزار شد.

به گزارش گروه خبر سایت خانه تئاتر، نمایش «پچ‌پچه‌های پستوی عمارت حاج احمد وکیل»، به نویسندگی و کارگردانی علی بابایی، از چهارشنبه ۶ دی با برگزاری مراسم شب‌چراغ، اجرای خود را در تماشاخانه سنگلج آغاز کرد.

در این مراسم که ساعت ۱۷ در تماشاخانه سنگلج برگزار شد، عزت‌الله رمضانی‌فر و داوود فتحعلی‌بیگی، دو پیشکسوت تئاتر، چراغ این نمایش را روشن کردند.

این نمایش، با بازی رویا جزینی، مژگان چارانی، علیرضا داننده‌فر، کاوه سوری، آبان صادقیان، محمدطاها عارف‌نژاد، شبنم عبدالهی، بهشت فراهانی، دریا قاسمی، ندا قربانیان، هانیه کریمی، حمیدرضا محتشمی و معصومه میراشه، هر روز به‌جز شنبه‌ها، ساعت ۱۷:۳۰ روی صحنه می‌رود.

کاوه سوری (دستیار اول کارگردان)، پروانه تاجیک (دستیار دوم کارگردان)، مینا پناهنده و افشین عطری (منشی صحنه)، سهیلا جوادی (طراح گریم)، حسین کاظم رودباری (طراح نور)، حمیده فراهانی (طراح لباس)، داوود ابراهیمی (طراح پوستر و گرافیست)، میترا خردیار (مدیر صحنه)، امیر رفیعا (آهنگساز و نوازنده تار)، امیرمحمد اصفهانیان (نوازنده کمانچه)، طاها اسدی (نوازنده کوبه‌ای)، دریا قاسمی (عکاس)، علی بابایی و داوود ابراهیمی (ساخت تیزر)، علی بابایی (نریشن تیزر)، سارا بصیری و سامان سلمانی (دستیاران لباس) و سینا سلمانی (دستیار صحنه)، دیگر عوامل این اثر نمایشی هستند.

در خلاصه داستان این نمایش آمده است: «روز عروسی دختر حاج احمد وکیل مرحوم، داماد از گرمابه سر به نیست می‌شود. تهمینه همسر حاج وکیل برای پیدا کردن سرنخی از دامادش تمام اهالی عمارت را استنطاق می‌کند و از پچ‌پچه‌های پستوها به لایه‌های جدیدی از ماجرا می‌رسد.»

بلیت سه روز اول این نمایش، در سایت‌های تیوال و گیشه در دسترس علاقه‌مندان قرار دارد.

ایجاد بستر مناسب برای انعقاد تفاهم‌نامه با مراکز رفاهی در جلسه انجمن گریم

نشست فَرنشینان انجمن گریم وماسک چهارشنبه ۶ دی ۱۴۰۲ ساعت ۱۴ نیمروز در ساختمان شماره یک خانه تئاتر در خیابان صبا برگزار شد و موارد زیر دردستور کار قرار گرفت :

– تقدیم گزارش نشست مرکزی خانه تئاتر ازسوی بانو آیلار ابیضی

– بررسی نشست‌ها و برنامه‌های جاری کارگروه پژوهشی انجمن

– پیگیری مزایای صنف شدن انجمن و جستجوی راهکارهای مناسب

– بررسی و ایجاد بستر مناسب در زمینه تفاهم‌نامه با مراکز رفاهی و خدماتی برای هموندان (اعضا) انجمن

– -تقدیم گزارش مدون سازی و شماره‌بندی پرونده‌های هموندان از سوی بانو بتسابه نعیمایی

– پیگیری چاپ مقاله‌ها و پژوهش‌های انجام شده از سوی مدیریت خانه تئاتر

– بررسی پرونده بانو دولت‌آبادی که به دلیل نداشتن مستندات کافی از دستور خارج شد

این نشست ساعت ۱۶ پایان یافت.

 

کارگردان گناه مشترک: ما مسوول ارائه راه حل نیستیم

ماهیار چرمچی کارگردان نمایش «گناه مشترک» عنوان کرد این اثر نمایشی از زاویه دید یک نقاش خلق شده و اشاره به زخمی روی ناخوآگاه فردی، خانوادگی و اجتماعی دارد.

ماهیار چرمچی نویسنده و کارگردان نمایش «گناه مشترک» که این روزها در پردیس تئاتر شهرزاد روی صحنه است درباره ویژگی های این اثر نمایشی گفت: «گناه مشترک» نمایشی فلسفی، روانکاوانه و دغدغه مند درباره زنان است. این نمایش به عنوان اثری گروتسک و سوررئالیستی سعی دارد بیننده اش را با دغدغه های متن آشنا کند. من نقاش هستم و نگاهم به تصویر شاید تفاوت‌های زیادی با آنچه که معمولِ اجرای نمایش و اثر نمایشی است، داشته باشد به همین دلیل مخاطبان از دریچه نگاه و ذهنیت یک نقاش این نمایش را می‌بینند.

وی افزود: داستان نمایش یک خطی است؛ پنج زن در اتاقکی بدون هیچ ورودی و خروجی گیر افتاده اند. آنها که شوکه شده اند و هیچ آشنایی با یکدیگر ندارند در ابتدا به نزاع با یکدیگر می‌پردازند و پس از آن سعی می‌کنند از طریق بررسی منطقی اوضاع دلیل زندانی شدن خود در این فضای عجیب را بفهمند و به‌دنبال دلیل اشتراکی باشند که موجب این اتفاق شده است. من در نقاشی هایم هم تلاش می‌کنم آثاری را خلق کنم که اشاره به زخمی روی ناخوآگاه فردی، خانوادگی و اجتماعی دارد. گاهی این دغدغه ها در قاب نقاشی جا نمی‌شوند و آن وقت است که باید قاب صحنه را انتخاب و امتحان کرد. موضوع این نمایش «حذف» است. حذف آگاهانه و ناخودآگاه بخشی از خویشتن یا اجتماع که لزوما هم بی‌رحمانه اتفاق می افتد.

چرمچی با اشاره به اینکه در شب‌هایی که از اجرا گذشته با پوست و استخوان درک کرده که جامعه چقدر آگاه و هوشمند است، ادامه داد: جامعه ما دغدغه دارد و دغدغه پذیر است. درست است که گاهی بعضی دغدغه ها آن قدر تکراری و بدیهی شده اند که گفتن از آنها به نوعی شعار به نظر می‌رسد اما در این شب ها بسیار مخاطبانی را دیده ام که به فکر فرو رفته اند و به بازنگری و اسکن مجدد خود و جهان اطرافشان پرداخته اند. شک نکنید که اگر فردی را در ساده ترین جایگاه اجتماعی با زبانی فهم پذیر متوجه یک مساله و زخم فلسفی و زیستی کنید، تاثیرگذار هستید. او در عمق وجودش به این معنا آگاه است اما مساله آن قدر بدیهی شده که از دسترسش خارج شده است. ما مسوول ارایه راه حل نیستیم بلکه مسوول توجه دادن به جامعه هستیم.

این کارگردان درباره دغدغه‌های مالی که برای اجرا داشته است، بیان کرد: من هم با همان چالشی که یک خانواده متوسط ایرانی برای پذیرایی از مهمان عزیزش روبه‌رو است، مواجه بودم. شما می‌خواهید به نحو احسن و با تمام وجود پذیرایی کنید و حق مطلب را ادا کنید اما توان اقتصادی شما مناسب این پذیرایی نیست پس خلاقیت را به ماجرا وارد می کنید. به شکلی تدارک می بینید که قطعا مورد پذیرش روح کمال‌گرایتان نیست اما بهترین سعی شماست در آبرومند برگزار کردن مهمانی و در نهایت آرزو می کنید که مطبوع مهمان عزیزتان باشد.

وی با اشاره به اینکه نمایش‌های محتواگرا و دغدغه مند برای سرگرمی و خنده طراحی و خلق نشده اند، بیان کرد: این را می‌دانم که در شرایط فعلی همه به دنبال تفریح و متوقف کردن لحظه‌ای معضلاتشان هستند و ترجیح می دهند تا با دمی خندیدن کمی آرام بگیرند اما گاهی باید از نگاهی دیگر به محتوا پرداخت و برای آگاهی زمان گذاشت.

مه لقا باقری، نسیم ادبی، نگین خامسی، الهام شعبانی، نیکی مظفری بازیگران این نمایش هستند که تا ۱۵ دی ساعت ۱۹:۴۵ در سالن شماره یک پردیس تئاتر شهرزاد روی صحنه است.

حمید جبلی در شب عکس تئاتر: کوچکترین کاری بود که می‌توانستم برای یک دوست انجام دهم

نمایشگاه نخستین جشن «شب عکس تئاتر» و «دیدار» جمعه ۸ دی با حضور مردم و جمعی از هنرمندان در گالری‌های پاییزِ و میرمیران خانه هنرمندان ایران افتتاح شد.

به گزارش گروه خبر سایت خانه تئاتر به نقل از روابط عمومی خانه هنرمندان ایران، پس از انتشار فراخوان نمایشگاه نخستین جشن «شب عکس تئاتر» برای اعضای انجمن صنفی عکاسان تئاتر ایران، ۴۵۵ اثر از ۹۲ عکاس به این رویداد ارسال شد که در نهایت ۶۰ اثر به بخش نمایشگاه راه پیدا کرده است. اکنون این عکس‌ها در گالری پاییزِ خانه هنرمندان ایران به نمایش گذاشته شده است. همچنین نمایشگاه «دیدار» که منتخبی از عکس‌های حمید جبلی از تئاترهای آتیلا پسیانی (گروه تئاتر بازی) است نیز در گالری میرمیران خانه هنرمندان ایران به نمایش گذاشته شده است.

محمد مهدی عسگرپور، کیومرث مرادی، ابراهیم حقیقی، اصغر پیران، سیامک زمردی‌مطلق، هوتن شکیبا، ستاره پسیانی، مسعود پاکدل، مهدی آشنا از جمله چهره‌های حاضر در این مراسم بودند.

حمید جبلی در مراسم افتتاحیه این ۲ نمایشگاه گفت: به همگی خوش‌آمد می‌گویم. از طرف انجمن صنفی عکاسان تئاتر شما را به تماشای آثار ۲ گالری پاییز و میرمیران دعوت می‌کنم. آثار حاضر در گالری میرمیران، عکس‌های من به یاد آتیلا پسیانی است. آثار حاضر در گالری پاییز نیز عکس‌های بخش مسابقه بود که باید آن‌ها را مفصل‌تر ببینید.

ابراهیم حسینی دبیر نمایشگاه نخستین جشن «شب عکس تئاتر» نیز در ادامه این مراسم گفت: در این فرصت لازم است که از مجموعه خانه هنرمندان تشکر کنم. اینجا خانه ماست و در آن خیلی احساس راحتی می‌کنیم. فکر می‌کنم وظیفه همه ماست که در نگهداری خانه هنرمندان کوشا باشیم. تمام رویدادهای عکاسی ما در ۲۰ سال گذشته، در خانه هنرمندان بوده و هیچ جای دیگری هم نرفته و نمی‌رویم. در این مدت سه کارگاه داشتیم؛ یک کارگاه دیگر و یک برنامه اختتامیه هم داریم. جا دارد که دو مرتبه از خانه هنرمندان ایران تشکر کنم.

جبلی نیز در ادامه مراسم با تشکر از حضار، بیان کرد: از آقای عسگرپور تشکر می‌کنم که این امکان را در اختیار بچه‌های انجمن عکاسان تئاتر گذاشته‌اند. متاسفانه روز به روز شرایط ما از لحاظ امکانات و اقتصادی بدتر می‌شود. اکنون اگر عشق نباشد دیگر عکس و عکاسی تئاتر وجود ندارد. چون واقعا هیچ‌کس نمی‌تواند بگوید که شغل من عکاسی تئاتر است و با این کار زندگی می‌کنم. امیدوارم این موضوع هم به صورتی حل شود.

وی افزود: نمایشگاه آثار حاضر در گالری پاییز، عکس‌های بخش مسابقه بین دوستان عکاس جوان‌تر بوده که ۶۰ اثر آن برای این نمایشگاه انتخاب شده است. چون داور بودم، اسم هیچکدام از عکاس‌های انتخاب شده را نمی‌دانم. در واقع ما برای داوری، با کد درج شده روی آثار آنها را می‌دیدیم و انتخاب می‌کردیم.

این هنرمند درباره نمایش عکس‌هایش در گالری میرمیران گفت: من نمی‌دانستم برای دوستم آتیلا پسیانی که بیش از سال ۶۰ باهم کار کرده بودیم، چه کاری می‌توانم انجام دهم. چون آقای پسیانی گروه تئاتر «بازی» را تاسیس کرده بود و من به عنوان عکاس در گروه با ایشان همکاری می‌کردم، این آثار را برای نمایش انتخاب کردم. عکس‌های حاضر در نمایشگاه از سال ۶۲، ۶۳ شروع شده و به آخرین کار او می‌رسد که این اتفاق رخ داد. متاسفانه نتوانستم آخرین عکس‌ها را با کیفیت خوب به ایشان نشان دهم؛ امیدوارم لذت ببرید.

وی عنوان کرد: این کوچکترین کاری بود که می‌توانستم برای یک دوست انجام دهم. این عکس‌ها را به انجمن صنفی عکاسان تئاتر تقدیم کردم تا هر طور توانستند از آنها محافظت کنند تا به صورتی یاد آتیلا برای‌مان باقی بماند.

نمایشگاه‌های نخستین جشن «شب عکس تئاتر» و «دیدار» تا ۱۸ دی ۱۴۰۲ در گالری‌های پاییزِ و میرمیران خانه هنرمندان ایران برپا است. علاقمندان به تماشای این آثار می‌توانند همه روزه (به غیر از شنبه‌ها) از ساعت ۱۴ تا ۲۰ به گالری‌های این مجموعه مراجعه کنند.

بازیگر برنده اسکار در برادوی مادر می‌شود

جسیکا لنگ، بازیگر برنده جایزه‌های تونی و اسکار که با فیلم «کینگ کونگ» در سال ۱۹۷۶ به شهرت رسید، نقش اصلی «نمایش مادر» را که سال آینده در برادوی نیویورک به صحنه خواهد رفت، بازی می‌کند.

 پائولا ووگل، نمایشنامه‌نویس مشهور آمریکایی، جدیدترین اثر خود به نام «نمایش مادر» را در برادوی، سال آینده روی صحنه خواهد آورد.

در این نمایش که تینا لندو آن را کارگردانی خواهد کرد، جسیکا لنگ در نقش فیلیس، جیم پارسونز در نقش کارل و سلیا کینن-بوگلر در نقش مارتا ظاهر خواهند شد. 

در «نمایش مادر»، فیلیس که زنی مادرسالار است، همراه با فرزندان نوجوانش به آپارتمان جدیدی نقل مکان می‌کند، او در حالی که گذشته خود را مرور می‌کند، با دنیای در حال تغییر اطراف خودش باید سازگار شود. فیلیس در مورد نیاز‌های فرزندانش انعطاف پذیری ندارد و …

به گزارش ایران تئاتر، «نمایش مادر»، از دوم‌آوریل 2024 (چهاردهم فروردین 1403)، به صورت محدود در سالن هیز تیه‌تر روی صحنه خواهد رفت و به طور رسمی اجرای نمایش از بیست و پنجم‌آوریل (ششم اردیبهشت 1403) آغاز خواهد شد و تا بیست و هفتم ژوئن 2024 (هفت تیر) ادامه دارد.

جسیکا لنگ، آخرین بار در سال ۲۰۱۶ در نمایش «سفر دراز روز در شب»، نوشته یوجین اونیل در برادوی نیویورک روی صحنه تئاتر دیده شد و برای بازی در آن، توانست برنده جایزه تونی بهترین بازیگر زن نقش نخست شود.

نمایشگاه شب عکس تئاتر تا 18 دی برپاست

نمایشگاه نخستین جشن «شب عکس تئاتر» تا ۱۸ دی ۱۴۰۲ در خانه هنرمندان ایران برپا خواهد شد.

به گزارش گروه خبر سایت خانه تئاتر، این نمایشگاه که دربرگیرنده 60 اثر از عکاسان تئاتر و 30 اثر از حمید جبلی است، تا روز دوشنبه 18 دی ۱۴۰۲، میزبان علاقه‌مندان است.

پس از انتشار فراخوان این جشن برای اعضای انجمن صنفی عکاسان تئاتر ایران، ۴۵۵ اثر از ۹۲ عکاس به دبیرخانه این رویداد رسید که در نهایت ۶۰ عکس به بخش نمایشگاه راه پیدا کرده است.

هیات داوران این رویداد هنری، متشکل از حمید جبلی، محمود کلاری، سیف‌الله صمدیان، سیامک زمردی مطلق و هادی نوید است.

همچنین 30 اثر از حمید جبلی در کنار نمایشگاه «شب عکس تئاتر» به نمایش درخواهد آمد. این عکس‌ها را که حمید جبلی به انجمن صنفی عکاسان تئاتر ایران هدیه کرده است، در سالن استاد میرمیران خانه هنرمندان ایران به تماشا گذاشته خواهند شد.

اختتامیه نخستین جشن «شب عکس تئاتر»، عصر پنجشنبه ۱۴ دی ۱۴۰۲ برگزار خواهد شد.

خانه هنرمندان ایران، روزهای شنبه تعطیل است و علاقه‌مندان می‌توانند برای بازدید، روزهای یکشنبه تا جمعه از ساعت ۱۴ تا ۲۰ به گالری‌های این مجموعه مراجعه کنند.

دشمن خدا در دو سانس روی صحنه می‌رود

نمایش «دُشمنِ خدا» به کارگردانی مجید ‌عراقی که در تالار قشقایی، روی صحنه است، دو اجرایی شد.

به گزارش گروه خبر سایت خانه تئاتر به نقل از روابط عمومی تئاتر شهر، نمایش «دُشمنِ خدا» به نویسندگی عمادالدین رجبلو و کارگردانی مجید ‌عراقی که از 28 آذر در سالن قشقایی تئاتر شهر روی صحنه رفته است، به دلیل استقبال مخاطبان، در هفته پایانی دو اجرایی شد و در دو سانس ۱۸:۳۰ و ۲۰:۱۵ اجرا خواهد شد.

علی ‌غریب، مجید ‌عراقی، سیده‌اسوه صادقی، امیرمحمد درویش و حامد ‌فعال در این اثر نمایشی ایفای نقش می‌کنند. همچنین نفس جافری و ضحا رجایی‌فر، بازیگران ۸ ساله «دشمن خدا» هستند.

علی ‌غریب به‌عنوان تهیه‌کننده و سعید سیادت به‌عنوان مجری طرح در این پروژه حضور دارند.

نمایش «دشمن خدا» در دو اپیزود دبستان دخترانه و پادگان نظامی روی صحنه است. اپیزود اول این نمایش، روایت دعوای دو دختر کوچک بر سر برگه انشا در دفتر ناظم دبستان است و اپیزود دوم نیز دعوای دو سرباز در دفتر فرمانده پادگان را به نمایش می‌گذارد؛ اینجاست که ما باید قضاوت کنیم که چه کسی دروغ می‌گوید؟

این نمایش، هر شب (به‌جز شنبه‌ها) ساعت 18:30 و 20:15 با مدت‌زمان ۵٠ دقیقه روی صحنه تالار قشقایی خواهد بود.

بهرام بیضایی پس از چندین سال سکوت: دلم می‌خواست در ایران باشم

کتاب “موزاییک استعاره‌ها: گفت‌وگو بهمن مقصودلو با بهرام بیضایی” که به‌تازگی از سوی انتشارات برج منتشر شده، مصاحبه‌ای بلند با این فیلمساز شهیر ایرانی است. روزنامه “سازندگی” به بهانه هشتادوپنجمین زادروز او به این کتاب و گفت‌گو پرداخته  و بخش‌هایی از این گفت‌وگو را در گزارشی منتشر کرده است.

بیضایی در این گفت‌وگو تاکید کرده است: «سانسور هیچ‌وقت بزرگ‌ترین مشکلی که من داشته‌ام، نبوده است. سانسور مشکل بزرگی است، ولی آن‌قدر درونی شده و خودمان مواظبش هستیم و قد و اندازه‌اش را می‌شناسیم که ازش رد می‌شویم. بزرگ‌ترین مشکل من همکارانم، فضای تنگ تئاتر بوده است. در ادارۀ تئاتر همکارانی هستند که فکر می‌کنند اگر کسانی کار نکنند، آن‌ها جلوه خواهند کرد. در سینما هم همین‌طور است. به‌نظر من می‌شود با سانسور مقابله کرد ولی با دشمنی دوستان نمی‌شود. ضربۀ نهایی را ما از این‌جا می‌خوریم و سانسور از این استفاده می‌کند. من می‌توانم علیه سانسور فریاد بکشم ولی علیه دشمنی دوستان نمی‌توانم.»

در این گزارش آمده است:

امروز بهرام بیضایی ۸۵ سالگی‌اش را در غربت جشن می‌گیرد. او که نه تنها از کارگردانان مهم سینما و تئاتر ایران است بلکه به‌قول زنده‌یاد زاون قوکاسیان «ایرانی‌ترین فیلم‌ساز ایرانی است» ۱۳ سال است به‌اجبار تولدش را دور از ایران و تهران جشن می‌گیرد. بیضایی در گفت‌وگو با بهمن مقصودلو گفته روزهای تولد برایش افسردگی‌آور است و حتماً دوری از ایران این افسردگی را تشدید می‌کند. نشر برج به‌تازگی کتاب «موزاییک استعاره‌ها؛ گفت‌وگو با بهرام بیضایی و زنان فیلم‌هایش» را منتشر کرده است. «موزاییک استعاره‌ها» حاصل گفت‌گوهایی بهمن مصودلو، پژوهش‌گر سینما و مستندساز با بهرام بیضایی، زنده‌یاد پروانه معصومی، سوسن تسلیمی و مژده شمسایی است. مقصودلو این گفت‌وگوها را برای مستندی با همین عنوان گرفته اما چون زمان مستند به حدی نبوده که بتواند کل گفت‌وگوهایش را پوشش دهد، آن‌ها را در قالب کتاب منتشر کرده است. مقصودلو در این کتاب طی دو گفت‌وگو سراغ بهرام بیضایی رفته و از او و سینما و دغدغه‌هایش دربارۀ آیین، اسطوره، استعاره و زن در فیلم‌هایش شنیده است. سخنان گاه دردناک و گاه خشمگین بیضایی در این کتاب، یکی از صریح‌ترین روایت‌های اوست از آ‌ن‌چه در چند دهۀ اخیر تجربه کرده است.

زال سینمای ایران

بهرام بیضایی کارگردانی است که فرهنگ سرزمین خود را می‌شناسد و بدون توسل به عناصر بازاری و فریبنده، آن را با رویکردی انتقادی و امروزی در قالبی زیباشناختی و نو به تماشاگران می‌شناساند اما همواره در خلق آثارش با مشکلات و مصائب رنگارنگی روبه‌رو بوده و در دوره‌های مختلف همیشه به‌عنوان «دیگری» دانسته شده، از این رو به‌جهت طردشدگی مدام و حتی شمایل ظاهر، بیراه نیست او را «زال سینمای ایران» بدانیم. با این حال در همۀ این سال‌ها، بیضایی با سختی تمام کوشید به کارش در تئاتر و سینما ادامه دهد تا این‌که شرایط او را به سکوت و بیکاری کشاند و سپس به‌رغم مقاومت طولانی‌اش در برابر فکر رایج مهاجرت، مرداد ۱۳۸۹ در ۷۲ سالگی ایران را ترک و به کالیفرنیای شمالی مهاجرت کرد. بیضایی در این گفت‌وگو دربارۀ چرایی تن دادن اجباری‌اش به مهاجرت می‌گوید: «من توهین به خودم را تحمل کرده بودم ولی توهین به بچه‌هایم را دیگر نتوانستم تاب بیاورم. جواب دشمنی آن‌ها با من را قرار نبود بچه‌هایم بدهند… فکر کردم بچه‌هایم نباید سرنوشت مرا تحمل کنند.

بیضایی در مورد حسش به ایران می‌گوید: «هنوز موقعی که با مژده صحبت می‌کنم و می‌خواهم بگویم این‌جا، اشتباهاً می‌گویم تهران. بهم می‌گوید: بهرام ما الان در تهران نیستیم و من هر بار یادم می‌رود که در تهران نیستم. برای خودم اتاق کاری درست کرده‌ام که در آن حس می‌کنم در ایرانم.» او در بخش دیگری دربارۀ دلتنگی‌اش برای ایران و تمایلش برای زندگی در ایران می‌گوید: «همین الان هم که در آمریکا هستم اگر آن داستان‌ها نبود، دلم می‌خواست در ایران باشم. آن‌جا کشور و زندگی و فرهنگ من است و خیال می‌کنم باید آن‌جا باشم، هر چند این‌قدر آزار دیدم.» مژده شمسایی هم دربارۀ ایران‌دوستی بیضایی می‌گوید: «عشقش به ایران روزبه‌روز بیشتر شده است، طوری که گاهی وقت‌ها اسم ایران اشک به چشمش می‌آورد. کسی را ندیده‌ام که این همه به‌وطنش علاقه داشته باشد. یادم می‌آید آن وقت‌ها هم هر کتابی که نسخه‌ای ازش در ایران نبود را می‌گرفت؛ نه برای این‌که فقط خودش آن را داشته باشد، برای این‌که نسخه‌ای ازش در ایران باشد. اذیت می‌شد وقتی بیرون می‌رفت و می‌دید درخت‌ها را خشک کرده‌اند و می‌خواهند ساختمان بدقواره بالا بیاورند. تمام چیزهایی که فکر می‌کرد شهر و مملکت را دارند نابود می‌کنند، اذیتش می‌کرد.»

براهنی فرشته نجات باشو

بیضایی در جایی دیگر از این گفت‌وگو می‌گوید، اواخر دهۀ ۶۰ و پس از توقیف و بلاتکلیفی چند سالۀ فیلم «باشو، غریبۀ کوچک» و فیلم‌های قبلی‌اش، تصمیم می‌گیرد، خانه‌اش را بفروشد و از ایران برود اما ملاقات اتفاقی‌اش با رضا براهنی باعث می‌شود از رفتن صرف‌نظر کند: «تصمیم گرفتم خانه‌ام را بفروشم و از ایران بروم اما یک روز در چلوکبابی سر کوچه‌مان تصادفاً رضا براهنی را دیدم. بهم گفت: در چه حالی؟ گفتم: دارم از ایران می‌روم. گفت: چرا فیلم نمی‌سازی؟ رمانی نوشته بود و شروع کرد به تعریف کردنش. گفت: بیا این را بساز. گفتم: من دو سه فیلم ساخته‌ام که توقیف شده‌اند. چریکۀ تارا توقیف است. مرگ یزگرد توقیف است. باشو، غریبۀ کوچک هم توقیف است. یک آدم با سه فیلم توقیف ‌شده چطور می‌تواند فیلم چهارم بسازد؟ گفت: نسخه‌ای از این‌ها داری؟ گرفت و برد. البته چریکۀ تارا و مرگ یزگرد را، باشو را که نداشتم. دید و برگشت و گفت: این‌ها فوق‌العاده‌اند، چرا توقیف‌شان کرده‌اند؟ دو روز بعد زنگ زد و گفت: آقایی را می‌شناسم به اسم مهدی فریدزاده که رمانم را از توقیف درآورده. از او کمک بگیریم؟ براهنی حالش بد شده بود و زده بود زیر گریه. با آقای فریدزاده جلسه‌ای گذاشتیم که فیلم را گرفت و برد و دید. به آقای [فخرالدین] انوار گفته بود: کارتان جنایت فرهنگی است. آقای انوار هم که کارهایش خیلی طبیعی نبود، یک روز کلۀ سحر، پنج یا شش صبح زنگ زد که مرا ببیند. گفت: خانمم که در کانون کار می‌کند، چهار سال پیش فیلم را دیده و با آقای فریدزاده هم‌نظر است و می‌گوید این فیلم فوق‌العاده است. قرار شد یک بار دیگر با آقای [علیرضا] زرین [مدیر کانون پرورش فکری] صحبت کنم. در نتیجه با دفترشان تماس گرفتم، جواب ندادند. چند بار درخواست ملاقات کردم که وقت ندادند. نامه‌ای نوشتم و گفتم مورد مهمی پیش آمده و فکر می‌کنم، باشو را بشود آزاد کرد. بالاخره ۱۰ دقیقه بهم وقت داد، یعنی همان آقایی که التماس کرده بود فیلم بسازم ۱۰ دقیقه بهم وقت داد. رفتم پیشش و ماجرای دیدار با آقای فریدزاده را تعریف کردم. گفت: این فیلم مشکلات زیادی دارد و نمی‌توانیم پخشش کنیم. گفتم: چه مشکلی دارد؟ گفت: هر کاری کنیم، نمی‌توانیم مشکل فرار پسر (باشو) را حل کنیم. این پسر از جلوی دشمن فرار می‌کند. گفتم: آقای زرین جمعیت تهران در شب‌های تهران به یک‌سوم می‌رسید. این بچه آن‌جا چه‌کار می‌توانست بکند؟ گفت: این در اسلام پذیرفتنی نیست. ما همه تا آخرین قطرۀ خون می‌ایستیم.  عصبانی شده بودم. فکر کردم الان است که بگوید، اعدامش کنید یا اسلحه‌اش را از زیر میز درمی‌آورد و شلیک می‌کند اما با تعجب گفت: پس این بچه مهاجرت می‌کند؟ گفتم: بله. گفت: خب از اول می‌گفتی. پس مهاجرت می‌کند؟ گفتم: بله. گفت: پس فرار نمی‌کند؟ گفتم: نه. گفت: هجرت می‌کند؟ گفتم: بله. گفت: پس ما می‌توانیم فیلم را نشان بدهیم و اضافه کرد، بزرگ‌ترین مشکل‌شان همین بود که حل شد. چهار سال‌و‌نیم علاف این بودیم که بچه از جلوی بمب در می‌رود! و ناگهان معلوم شد که به‌به این فیلم چقدر خوب است.»

سانسور، سیاست و دشمنی دوستان

بیضایی در بخش دیگری از گفت‌وگویش دربارۀ مشکلاتی که برای ساختن فیلم‌هایش تحمل کرده و زمان زیادی که صرف رفع و رجوع ایرادات مدیران فرهنگی به فیلم‌هایش یا فراهم کردن شرایط و امکانات برای ساختن فیلم کرده، می‌گوید: «نمی‌دانی در سینما چه زمانی از من گرفتند. اگر سراغ کار دیگری می‌رفتم و به پژوهش‌هایم می‌پرداختم حتماً به نتیجه‌ای می‌رسیدم. همۀ کارهایم نصفه ماندند چون فقط می‌دویدم که فیلم بسازم. کاش اصلاً ول کرده بود.» با این همه می‌گوید، سانسور هیچ‌وقت بزرگ‌ترین مشکلش نبوده و بیشتر از دشمنی دوستان رنجیده: «سانسور هیچ‌وقت بزرگ‌ترین مشکلی که من داشته‌ام، نبوده است. سانسور مشکل بزرگی است، ولی آن‌قدر درونی شده و خودمان مواظبش هستیم و قد و اندازه‌اش را می‌شناسیم که ازش رد می‌شویم. بزرگ‌ترین مشکل من همکارانم، فضای تنگ تئاتر بوده است. در ادارۀ تئاتر همکارانی هستند که فکر می‌کنند اگر کسانی کار نکنند، آن‌ها جلوه خواهند کرد. در سینما هم همین‌طور است. به‌نظر من می‌شود با سانسور مقابله کرد ولی با دشمنی دوستان نمی‌شود. ضربۀ نهایی را ما از این‌جا می‌خوریم و سانسور از این استفاده می‌کند. من می‌توانم علیه سانسور فریاد بکشم ولی علیه دشمنی دوستان نمی‌توانم.»

در بخش دیگری دربارۀ تأثیر همکارانش بر ممنوع‌الشغلی‌اش در دهۀ ۸۰ می‌گوید: «من ممنوع‌الشغل بودم و این مسأله از سوءتفاهم‌هایی ناشی می‌شد که در سیاست‌گذاری‌های دولت در زمینۀ سینما وجود داشت اما بعضی وقت‌ها همکاران ما به آن‌ها کمک می‌کنند و به این سیاست‌گذاری‌ها دامن می‌زنند چون منبع اطلاعاتی هستند که به آن‌ها می‌دهند. کسانی که برای سینما سیاست‌گذاری می‌کنند خودشان هیچ اطلاعی راجع به سینما ندارند. تمام دانش‌شان را از کسانی می‌گیرند که در این حرفه کار می‌کنند. و وای به وقتی که روشن‌فکر خودش را در اختیار کسانی بگذارد که بتوانند یک بخش دیگر را فلج کنند.»

بیضایی در مورد این‌که خودش را چقدر سیاسی می‌داند و نگاهش به سیاست می‌گوید: «من از سیاست و سیاست‌مدران و مباحث سیاسی متنفرم اما نسبت به اطرافم و نسبت به همه چیز عکس‌العمل دارم. در جامعه اتفاقاتی می‌افتد که به آن‌ها عکس‌العمل نشان می‌دهم و دیگران ازش تعبیر سیاسی می‌کنند، در حالی که منِ شاهد فقط چیزهایی را ثبت کرده‌ام که عکس‌العملم بوده‌اند.»

با خواندن «موزاییک استعاره‌ها» مشخص می‌شود، بهرام بیضایی برای ماندن در ایران و کار کردن در ایران چقدر خود را با شرایط و ضوابط وفق داده و با وجود تمام تفاوت‌ها اما تلاش داشته، خود را با هنجارها و باورهای عمومی وفق دهد و برای فرهنگ ایران و مردم ایران کار کند. او و افرادی چون او سال‌های سخت و دشوار جنگ را در ایران ماندند و با وجود همۀ مشکلات و ممانعت‌ها به خلق آثار خود ادامه دادند اما در زمانۀ صلح به‌جای این‌که فضا برای کارهای متکثر بازتر شود، تنگ‌نظری‌ها به حدی رسید که چاره‌ای جز مهاجرت ندیدند. رضا براهنی که زمانی بیضایی را به ماندن و فیلم ساختن تشویق کرده بود در نیمۀ دهۀ ۷۰ عرصه را چنان بر خود تنگ دید که جز رفتن راهی پیش پای خود ندید و سرانجام ۵ فروردین ۱۴۰۱ در غربت درگذشت و در غربت به خاک سپرده شد. بهرام بیضایی هم با وجود تمام مقاومت‌ها و سرسختی‌هایش در نهایت تابستان ۱۳۸۹ چاره را در رفتن دید اما هم‌چنان خواب تهران را می‌بیند و در آرزوی بودن و کار کردن در ایران است. ای کاش همان‌طور که سام نریمان پس از مدتی از طرد کردن فرزندش زال پشیمان شد و او را با عزت و احترام به خانه برگرداند، متولیان فرهنگ و… هم شرایطی فراهم کنند تا بیضایی و امثال او که هم‌چنان خود را در فرهنگ و جامعه ایران تعریف می‌کنند، به جایی برگردند که به آن تعلق دارند و دوستش دارند.

«سرفصل» با یادکردی از نصرت‌الله نویدی با دبیری ناصح کامگاری منتشر شد

همزمان با پنجم دی ماه زادروز بهرام بیضایی و سالمرگ اکبر رادی بزرگمردان عرصه هنرهای دراماتیک ایران، شماره سوم کتاب آواژ با عنوان «سرفصل» با یادکردی از نصرت‌الله نویدی نمایشنامه‌نویس سال‌های دور ایران منتشر شد و دانلود رایگان آن هم در اختیار علاقمندان قرار گرفت.

به گزارش گروه خبر سایت خانه تئاتر به نقل از مشاور رسانه انتشارات آواژ، کتاب آواژ ۳ در این شماره با عنوان «سرفصل» نگاهی به وضع و حال آموزش تئاتر در پنج دهه اخیر ایران انداخته است و مطالبی از صاحب نظران عرصه تئاتر پیرامون آسیب‌شناسی آموزش تئاتر در ایران معاصر در خود جا داده است که شامل نوشته‌هایی از: یدالله آقاعباسی، منصور خلج، صدرالدین زاهد، رضا فیاضی، صمد چینی‌فروشان، بهزاد خاکی‌نژاد، فرشته فرشاد، محمدرضا قلی‌پور می‌شود.

همچنین، بخشی از این مجموعه به نقد آثار ادبیات نمایشی اختصاص دارد که نقدی مفصل از صمد چینی‌فروشان بر کتاب «گفتاری پيرامون ادبيات دراماتيک» اثر دنی ديدرو با ترجمه پرويز احمدی‌نژاد و «سلامی دوباره به خسرو حکیم رابط» نیز نگاهی از محمدرضا قلی پور بر نمایشنامه «وقتی ماهی‌ها سنگ می‌شوند» نوشته این هنرمند را در بر می‌گیرد.

در «سرفصل» که همزمان با ۵ دی ماه، زادروز بهرام بیضایی و سالمرگ اکبر رادی عرضه می‌شود، بخش یادواره نصرت‌الله نویدی با دبیری ناصح کامگاری به زندگی هنری این درام‌نویس نامی فقید ایرانی پرداخته و مطالبی درباره ایشان به قلم ایرج امامی، آذر فخر، ناصر رحمانی‌نژاد و ناصح کامگاری جمع‌آوری شده است.

افزون بر اینکه برای نخستین بار در شماره سوم کتاب آواژ، پاره‌ای از نمایشنامه «رزق» که از آثار شاخص این نمایشنامه‌نویس محسوب می‌شود، به چاپ رسیده است.

علاوه بر این، این شماره حاوی تصویرسازی‌هایی از دینا جادِری و نمایش‌نامه‌هایی از میثم مظفری، مهری عزیزمحمدی و محمدمهدی جاویدان به عنوان منتخبان بخش استعدادهای نمایش‌نامه‌نویسی کتاب آواژ است.

فرشته فرشاد، دبیر بخش استعدادهای نمایش‌نامه‌نویسی «کتاب آواژ» در این رابطه می‌افزاید:«طی فراخوان استعدادهای نمایش‌نامه‌نویسی کتاب آواژ، 203 نمایش‌نامه به نشر آواژ ارسال شد. هیات انتخاب این رویداد پس از بررسی دقیق آثار، شش نمایش‌نامه را بر اساس ارزش‌های دراماتیک شایسته‌ی چاپ دانستند که بدون ترتیب اولویت، سه اثر در این شماره دوم به چاپ رسیدند و سه اثر هم در این شماره‌ کتاب آواژ ارائه می‌شوند. امید است این کوشش ما نتیجه‌بخش و برای این عزیزان و جریان ادبیات نمایشی نیک‌انجام باشد».

دبیری «کتاب آواژ» را محمدرضا قلی‌پور، نمایش‌نامه‌نویس،کارگردان تئاتر و مدیر انتشارات آواژ بر عهده دارد؛ در هر شماره از «کتاب آواژ»، موضوعاتی پیرامون هنر، مورد نقد و بررسی قرار می‌گیرند و صاحب‌نظران و بزرگان عرصه فرهنگ و هنر، به بیان دیدگاه خود در قالب یادداشت و مقاله با موضوع مطرح‌شده می‌پردازند.

علاوه بر عرضه نسخه چاپی این کتاب، در راستای حمایت از تئاتر و جریان ادبیات نمایشی، نسخه پی دی اف این شماره از کتاب آواژ هم به مانند شماره‌های پیشین آن، در سایت نشر آواژ به آدرس www.avazh.ir به صورت رایگان در اختیار علاقمندان قرار گرفته است.