بازیگری که از کودکی تحت تاثیر تئاتر قرار گرفت

به مرد هزار چهره شهره است و همچنان می‌تواند شما را با ذوق و هنرش غافلگیر کند اما پای مردم که به میان بیاید، نشان داده فقط یک چهره دارد؛ در کنار مردم اما نه با جنجال و هیاهو.

 امروز، ۱۵ بهمن ماه زادروز علی نصیریان است؛ هنرمندی که امسال ۸۹ ساله می‌شود. در این سال‌ها، کم فراز و فرود زندگی را تجربه نکرده و در کنار تمام افت و خیزها دو باری هم طعم بازجویی را چشیده، یک بار پیش از انقلاب و در اوایل جوانی و بار دیگر دهه ۹۰ به دلیل بازی در اثری نمایشی که این بار دوم، دیگر یک جوانی تازه از راه نرسیده نبود بلکه علی نصیریانی بود که با مویی سپید و کوله‌باری تجربه‌ به دادسرای هنر و رسانه رفت تا برخی از پرسش‌ها را در باب اجرای نمایش «تانگوی تخم‌مرغ داغ» به کارگردانی هادی مرزبان پاسخ بدهد. تجربه ناخوشایندی بود برایش اما لب به گلایه نگشود.

حتی آن شب سرد زمستانی که در اختتامیه سی و هفمین دوره جشنواره فیلم فجر برای اولین بار به سخن آمد و باور بسیاری از ما را شکست که در تمام این سال‌ها سیمرغی از جشنواره فیلم به خانه نبرده و به قول خودش بعد از ۴۰ سال برای بازی در فیلم «مسخره‌باز» کار همایون غنی‌زاده، سیمرغ درجه دو (نقش مکمل) گرفت، شاید این تنها باری بود که سفره دلش را بعد از این همه سال برای موضوعی شخصی، باز می‌کرد. آن شب حرف دلش را زد و دلگیری‌اش را نشان داد ولی دیگر دنباله ماجرا را نگرفت و این قصه را همان جا تمام کرد ولی طعم تلخ آن با ما ماند.

علی نصیریان متعلق به نسلی است که یک شبه ره موفقیت نپیموده و قله‌ها را فتح نکرده است.

او که از دوران کودکی، صدای خود را کشف کرده و شوق هنر را در خود یافته بود، متعلق به دورانی است که هنوز خبری از تلویزیون نبود و رادیو تنها در برخی از خانه‌ها یافت می‌شد. دوره‌ای که کتابی درباره تئاتر منتشر نمی‌شد و تنها کتاب موجود، «هنر تئاتر» عبدالحسین نوشین بود.

در کودکی او، هنوز تخت‌حوضی در عروسی‌ها و جشن‌ها اجرا می‌شد و تعزیه برای خودش جایگاهی داشت.

گاهی با مادرش زیر آواز می‌زد و تصنیف‌هایی را می‌خواند که به روی کاغذی کاهی نوشته شده بود و به ریالی، می‌شد آنها را خرید.

جزو اولین کسانی بود که در هنرستان هنرپیشگی مشق بازیگری کرد و بعدها به اداره هنرهای دراماتیک رفت و در تمام سال‌های نوجوانی و جوانی، لحظه‌ای از شوق نایستاد. هم نوشت و هم کارگردانی کرد و بیش از همه هم بازیگری. ولعی داشت برای خواندن و کشف کردن ولی می‌دانست که «علم عشق در دفتر نباشد» و باید در کنار خواندن و دیدن، کار هنر را به ذوق سپرد و خلاقیت.

به گزارش ایسنا با شکل‌گیری موج نو سینما، او نیز همچون دیگر هم‌قطاران خود، بازی بر پرده نقره‌ای را آغاز کرد و با رواج تلویزیون، از کسب تجربه در این مدیوم نیز غافل نشد.

کارنامه هنری او بی‌نیاز از معرفی است اما کمتر هنرمندی مانند او داریم که در آستانه ۹۰ سالگی همچنان بتواند با ذوق و استعدادش تماشاگر را خیره کند. اما فقط بحث توانمندی هنری نیست که هنرمندان مستعد، کم نداشته‌ایم، علی نصیریان اما قدر خود را می‌داند. درباره هر موضوعی، اظهار نظر نمی‌کند و حتی به سختی به گفتگوهای مطبوعاتی تن می‌دهد. اگر موضوعی برایش جذابیت داشته باشد، در چند جمله کوتاه، نظر خود را به صورت شفاف بیان می‌کند که نمونه‌های آن واکنش به حذف درس ادبیات از کنکور است و نیز دفاع از هنرمندان سیاه‌باز در برابر نظرات غیرکاشناسانه یکی از مدیران شهرداری که سیاه‌بازان را به نژادپرستی محکوم کرده بود.

او که یکی از اولین اعضای گروه هنر ملی به سرپرستی زنده‌یاد عباس جوانمرد است، به خوبی نشان داده که ملی بودن، تنها به انتخاب یک متن یا شیوه اجرایی نمایش ایرانی نیست بکه ملی بودن به معنای آن است که به عنوان یک هنرمند چگونه و با چه کیفیتی در کنار ملت باشی.

و این چنین است که بهار سال گذشته که مهمان شب بازیگران خانه تئاتر بود، تنها به بیان چند جمله اکتفا کرد و گفت: «وقتی حال مردم خوش نیست، جشن گرفتن بی‌معنی است و خوب بود به جای جشن، دورهمی ترتیب می‌دادیم و با یکدیگر گفتگو می‌کردیم.»

او که خیلی گزیده در محافل هنری حضور پیدا می‌کند، اگر قرار باشد به جشنواره یا رویدادی نرود، به صورت مکتوب و رسمی و در محترمانه‌ترین شکل ممکن، خود را از حضور در آن برنامه معاف می‌دارد و همه اینهاست که او را به علی نصیریان تبدیل کرده؛ هنرمندی که خطاب به نسل جوان می‌گوید که نومیدی و کم آوردن در کار هنر، جایی ندارد و باید ماند و ساخت و کار کرد ولی قدر خود را دانست و تن به پلشتی‌ها نداد.

علی نصیریان امسال با فیلم «نوروز» در جشنواره فیلم فجر حضور دارد.

دنبال کردن ردپای گرگ در مرکز تئاتر کانون

نمایش «گرگ بلا جلو بیا جلو بیا» به کارگردانی سمیرا یزدان‌پژو از فردا یکشنبه، ۱۵ بهمن‌ در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان روی صحنه می‌رود.

به گزارش گروه خبر سایت خانه تئاتر، نمایش عروسکی «گرگ بلا جلو بیا جلو بیا» به نویسندگی افسانه شعبان‌نژاد و کارگردانی سمیرا یزدان‌پژو از یکشنبه (۱۵ بهمن‌ ۱۴۰۲) ساعت ۱۶ در مرکز تولید تئاتر و تئاتر عروسکی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان واقع در پارک لاله روی صحنه می‌رود.

در این نمایش عروسکی که مناسب کودکان دو سال به بالاست، ریحانه باغبادی، عاطفه بحرالعلوم طباطبایی، سمیرا یزدان‌پژو به‌عنوان بازیگر و بازی‌دهنده‌ عروسک حضور دارند.

ریحانه باغبادی (ترانه‌سرا و تنظیم‌کننده‌ آهنگ)، محمد سعادت‌زاده (دستیار کارگردان)، بهار محمدی و سمیرا یزدان پژو (طراح عروسک و سازنده‌ عروسک)، علیرضا حسین پور، سمیرا یزدان پژو (طراح دکور و سازنده‌ دکور)، سارا یزدان پژو (طراح لباس و دوزنده‌ لباس)، خاطره خسروی، علی محمدی (طراح پوستر و بروشور)، محمدرضا شاملو فرد (طراح و اپراتور نور)، فرشته شفیعی (عکاس)، ریحانه مطهری، روژین ستاری و روشنک کریمی (روابط عمومی گروه «تئاتر کودک ببین»)  حضور دارند.

در خلاصه‌ نمایش آمده است: «بچه‌های مامان بزی مشغول بازی هستند که ناگهان گرگ بلا یواشکی آن‌ها را با خودش می‌برد، مامان بزی که می فهمد، ردپای گرگ را دنبال می‌کند تا بچه هایش را پیدا کند اما…»

علاقه‌مندان برای تهیه‌ بلیت می‌توانند به سایت تیوال مراجعه کنند و یا از طریق شماره‌های ۰۹۲۲۳۹۳۲۸۹۲ و ۰۹۰۳۴۹۹۰۲۸۵ برای کسب اطلاعات بیشتر اقدام کنند.

اپرت نیرنگ اورنگ دوباره به صحنه می‌رود

«اپرت نیرنگ اورنگ» با طراحی و کارگردانی مرتضی برزگرزادگان از فردا یکشنبه ۱۴ بهمن‌ در تماشاخانه سنگلج روی صحنه می‌رود.

به گزارش گروه خبر سایت خانه تئاتر به نقل از روابط‌عمومی تماشاخانه سنگلج، «اپرت نیرنگ اورنگ» با طراحی و کارگردانی مرتضی برزگرزادگان اجرایش را در تماشاخانه سنگلج از سر می‌گیرد.

این نمایش که نوشته سیدهاشم خان‌شافع است با هنرمندی بهاره رهنما و نقش‌آفرینی بازیگرانی همچون محمدرضا آزادفرد، افق ایرجی، محمد پورا، ارمغان پوررجب، فیروز حیدرزاده، افشین زعیم و سامان کرمی اجرای خود را از ۱۱ دی‌ آغاز کرده و پس از وفقه‌ای که به دلیل برگزاری جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر داشت از روز یک‌شنبه ۱۴ بهمن‌ در ساعت ۱۹:۱۵ دقیقه به اجرای خود در تماشاخانه سنگلج ادامه می‌دهد.

این نمایش درباره فردی فریبکار به نام اورنگ است که از کل‌کل دو ارباب استفاده کرده بین آن‌ها اختلاف ایجاد می‌کند و به آن‌ها و پسران شان که عاشق هستند، نیرنگ می‌زند.

نمایشنامه «اپرت نیرنگ اورنگ» در کتاب تقلیدنامه، به کوشش داوود فتحعلی بیگی و توسط نشر قطره چاپ‌ شده است.

سایر بازیگران و گروه حرکت این نمایش کیمیا دین‌پژوه، عطاالله راد پور، حسین گوهر یاب، الناز تهامی، مبینا تفرشی، امیرحسین جعفرپور، محمد ناصری هستند.

حسین کاظم رودباری (طراح نور)، سهیلا جوادی (طراح گریم)، نسیم ملکی (طراح لباس)، علی جباری (موسیقی)، بهار صلواتی (نوازنده تنبک) و یکتا اعتمادی (مربی آواز)، ندا میرزایی، نسرین علوی، پوریا برومند، فاطمه سعیدی و سهیلا جوادی (مجریان گریم)، رسول نجفی و محمد پورا (ساخت دکور)، اختر تاجیک، رها آزاد و کیمیا دین‌پژوه (عکاس)، مژگان حسینی (دستیار و برنامه‌ریز) و زهرا رشنین، آرش نوری و مهدیه صیفی (گروه کارگردانی) از دیگر همکاران این پروژه نمایشی هستند.

فروش اینترنتی این نمایش در سایت‌های تیوال و گیشه تئاتر فعال‌شده و علاقه‌مندان می‌توانند از هم‌اکنون نسبت به خرید بلیت اقدام کنند.

کاش مسوولان مدیون تماشاگران تئاتر نباشند

هنوز سالن در گیر و دار نور و تاریکی است. تازه روی صندلی‌ها مستقر شده‌اید و اگر گروه اجرایی بروشوری منتشر کرده باشد، احتمالا در کار خواندن اطلاعات کار هستید که صدای یگانه ژاله علو در فضا می‌پیچد؛ «تماشاگر فهیم، سرمایه تئاتر ماست…» او در آن پیام کوتاه ضبط شده که پیش از اجرای نمایش‌ها در مجموعه تئاتر شهر پخش می‌شود، از تماشاگران می‌خواهد که در هنگام اجرای نمایش، تلفن‌های همراه خود را خاموش کنند و از عکسبرداری و فیلم گرفتن بپرهیزند.

اما آنچه در نوشتار ایسنا برای ما اهمیت دارد، جمله آغازین اوست؛ تماشاگر فهیم، سرمایه تئاتر ماست.

اگر در مجامع تئاتری آمد و شدی داشته باشید، خوب می‌دانید که تئاتر بدون تماشاگر، هرگز رخ نمی‌دهد. می‌توان خیلی از الزامات هنر نمایش را کنار گذاشت ولی تماشاگر را نه و جذب همین تماشاگر، اصلا هم کار راحتی نیست. در ده‌های دورتر که خبری از فضای مجازی نبود و ابزار اطلاع‌رسانی بسیار محدود بود، جذب تماشاگر یک داستان داشت و حالا هم که ابزار اطلاع‌رسانی گسترده‌تر شده، شرایط دشوار اقتصادی و وضعیت سیاسی و اجتماعی، کشاندن تماشاگر را به سالن تئاتر، با سختی بسیار همراه کرده است.

این روزها همین که تماشاگران در این تنگناهای اقتصادی، در سبد مصرفی خود، جایی هم برای تئاتر در نظر گرفته‌اند و با وجود انبوهی از مشکلات و مشغله‌های فکری، در ترافیک‌های کشنده تهران، خود را به مرکز شهر می‌رسانند تا با دیدن یک اثر نمایشی، روح و جان خود را التیام ببخشند، باید کلاه‌مان را بالا بیندازیم و گرچه در گفتار، به این موضوع صحه می‌گذاریم اما رفتارمان با این گفته تطابق ندارد. نمونه اخیر آن چهل و دومین جشنواره تئاتر فجر است؛ جشنواره‌ای که جدول آن بارها دستخوش تغییر شد و این تغییرات تا آخرین روزهای جشنواره ادامه داشت.

از یک سو زمان و مکان برخی از نمایش‌ها عوض شد و از سویی دیگر برخی از نمایش‌ها تنها یک اجرا داشتند ولی در جدول این موضوع قید نشده بود و سایت فروش بلیت هم برای هر دو نوبت اجرا، بلیت فروخته بود که نمونه آن نمایش «دور» در بخش مهمان بود که در تالار قشقایی تئاتر شهر روی صحنه رفت و به ناچار تماشاگران هر دو سانس، در یک نوبت و در وضعیتی که ازدحام زیادی ایجاد شده بود، به تماشای این نمایش نشستند.

پخش فیلم تئاتر «رایش سوم» به کارگردانی کاسته‌لوچی هم نمونه دیگری از این بی‌توجهی‌هاست.

در نشست خبری جشنواره گفته شد که ایتالیا هم جزو کشورهای شرکت‌کننده در بخش بین‌الملل جشنواره امسال است اما در جدول جشنواره عنوان شده بود که حضور این کشور در قالب یک اجرای صحنه‌ای نیست بلکه ایتالیا با فیلم تئاتر در جشنواره حاضر است. اما پخش همین فیلم تئاتر هم بی‌حاشیه نبود. هرچند تماشاگران با این ذهنیت به دیدن فیلم تئاتر «رایش سوم» آمدند که قرار است یک فیلم تئاتر کامل ببینند اما این فیلم تئاتر تنها ۲۰ دقیقه بود و ترکیبی از کلام و ضرباهنگ را شامل می‌شد و اگر تماشاگری برای دیدن این کار بلیتی خریده باشد، مسئولان جشنواره باید دعا کنند که مدیون او نشده باشند.

در این نوشتار درباره کیفیت آثار بخش بین‌الملل حرفی نمی‌زنیم اما نکته دیگری که مصداق بی‌احترامی به تماشاگران است، تاخیر در اجرای نمایش‌های آخرین روز جشنواره است. از آنجاکه دهمین روز جشنواره، داوران برای پیشگیری از تاخیر در اجرای یکی از نمایش‌های تماشاخانه ایرانشهر، موفق نشدند تا نمایش تالار اصلی تئاتر شهر را ببینند، به ناچار در آخرین روز جشنواره به تماشای این نمایش نشستند و به تبع آن، کل نمایش‌هایی که در مجموعه تئاتر شهر اجرا داشتند، با تاخیر بر صحنه رفتند و تماشاگران در سالن‌های گوناگون گاه بیش از یک ساعت منتظر اجرای نمایش ماندند.

تاخیر در اجرای نمایش‌های جشنواره در دهه‌های گذشته، اتفاقی رایج بود چراکه در آن مقطع، هر نمایش اولین اجرای خود را در جشنواره انجام می‌داد و گروه اجرایی فرصت بسیار اندکی برای نصب دکور و نور و دیگر جزییات اجرا داشت. بنابراین بسیار اتفاق می‌افتاد که اولین اجرای هر نمایش،  اجرای جنرال (آخرین تمرین پیش از اجرا) گروه باشد. اما در دهه اخیر که سیستم اجرای تئاتر و برگزاری جشنواره متفاوت شده، تاخیرهای این چنینی دیگر مرسوم نیست.

اجرای نمایش «لیلی و مجنون» به کارگردانی یعقوب صدیق جمالی هم از دیگر صادیق بی‌احترامی به تماشاگران بود.

این نمایش از استان آذربایجان در جشنواره شرکت داشت و به زبان آذری روی صحنه رفت. طبیعتا انتظار می‌رفت که مسئولان جشنواره برای این نمایش بالانویس فارسی پخش کنند تا تماشاگرانی که به زبان آذری تسلط ندارند، گفتار این نمایش را درک کنند اما همزمان با اجرای این اثر نمایشی، هیچ بالانویسی پخش نشد.

لغو اجرای دوم نمایش «فاتحان قلعه‌های رفته بر باد» به کارگردانی مسعود غیاثی که کاری دانشجویی از یزد بود، نیز دیگر بی‌توجهی به حقوق تماشاگران تئاتر به شمار می‌آید. این نمایش که در بخش مسابقه دانشجویی و از شهر یزد در جشنواره حضور داشت، اولین نوبت اجرای خود را ساعت ۱۸ روز سوم بهمن ماه انجام داد اما اجرای دوم آن که قرار بود ساعت ۲۰ و سی دقیقه روی صحنه برود، لغو شد.

دبیر جشنواره فردای این اتفاق در پاسخ به ایسنا گفت که اجرای دوم این اثر نمایشی به دلیل مسائل نظارتی، لغو شده است و حال آنکه می‌شد به جای لغو این اجرا و دست خالی گذاشتن مخاطبان آن، از گروه اجرایی خواسته شود تا اصلاحیه‌هایی در کار خود ایجاد کند.

اینها مواردی است که نشان می‌دهد قدر سرمایه مهمی به نام تماشاگر را نمی‌دانیم و البته این بی‌توجهی بسیار بیشتر و عمیق‌تر از مواردی است که در این مطلب آمده و همچنان ضروری است که دوباره جمله آغارین پیام صوتی ژاله علو را با خودمان مرور کنیم؛ «تماشاگر فیهم، سرمایه تئاتر ماست…»

آخرین تلاش‌های یک زوج برای حفظ زندگی مشترک

نمایش «شکافتن کام ماهی» به نویسندگی بابک پرهام به کارگردانی سمن قناد از ۱۸ بهمن روی صحنه می‌رود.

به گزارش گروه خبر سایت خانه تئاتر این اجرا آخرین تلاش های زن و شوهری برای حفظ زندگی مشترکشان را به نمایش می‌گذارد.

مجید قناد تهیه‌‌کنندگی این نمایش را برعهده دارد. حسین جاهد و سمن قناد بازیگران این نمایش هستند.

پیش فروش بلیت‌های این نمایش در سایت تیوال آغاز شده است.

دیگر عوامل این نمایش عبارتند از:  مجری طرح: آیدین کشاورز، مدیر هنری: حسام الدین فروتن، دستیار کارگردان و برنامه ریز: ستیا دلشاد،‌ دستیار مدیر هنری: مهزاد بهرامی، آهنگساز: دانیال نوری مقدم، طراح نور: رضا خضرایی، طراح گریم: وحید شیرزاد، طراح ساخت جلوه‌های ویژه: مجید حیدری، دستیار اسپشیال: امیر محمد زارعی، اپراتور نور: نریمان ماهد، مدیر صحنه: علی فراهانی، دستیاران صحنه : آرش مراد فر ، نگین صالح ریاحی،  عکاس: حسام الدین فروتن، ساخت تیزر: علی ذوالفقاری مهزاد بهرامی،‌ تولید محتوا:  مهدی تمهیدی روابط عمومی گروه رعنا (روابط عمومی نمایش ایران )

«شکافتن کام ماهی» از ۱۸ بهمن تا ۴ اسفند از ساعت ۱۹ در کارگاه نمایش روی صحنه است.

 

شکل‌گیری آثار تصویری موفق از مجرای تولید مکتوب قدرتمند می‌گذرد

مردانی شاعر حوزه کودک و نوجوان خاطرنشان کرد: ادبیات پایه و اساس بسیاری از هنرهاست، سینما و پویانمایی، تئاتر و نمایش بدون وجود یک متن قوی و یک ادبیات قابل رجوع نمی‌توانند شاکله قدرتمندی داشته باشند، اگر با یک اثر تصویری قوی روبه‌رو شوید نباید شک کنید که آبشخور آن‌ یک تولید مکتوب قابل‌توجه است، در دنیا اتاق‌های فکر وجود دارد برای اینکه شخصیت‌سازی کنند و قصه بسازند و مضامین و محتواهای مدنظرشان را در قالب مکتوب آماده کرده و در اختیار تهیه‌کنندگان بگذارند تا از آن‌ها محتوای تصویری تولید شود.

این شاعر حوزه کودک و نوجوان گفت: شکل‌گیری آثار تصویری موفق از مجرای تولید مکتوب قدرتمند می‌گذرد اما در کشور اراده‌ای برای تولید آثاری از این دست وجود ندارد لذا باید اتاق فکرهایی در این زمینه تشکیل و سرمایه‌ای به این حوزه اختصاص داده شود و از تولیدکنندگان در حوزه‌های مختلف متن، موسیقی، تصویر و کسانی که بتوانند محتوای مناسب در فضای مجازی و غیرمجازی تولید کنند حمایت شود.

مهدی مردانی با اشاره به لزوم تولید محتوای کاربردی آموزشی در اشکال مختلف هنری برای کودکان و نوجوانان و تبدیل آثار مطلوب و پرمخاطب مکتوب به انواع تولیدات باکیفیت بصری برای اثرگذاری هر چه بیشتر، اظهار کرد: یکی از حوزه‌های مهم در بررسی این موضوع که آیا آثار مکتوب تولید شده در حوزه کودک و نوجوان دارای کیفیت هستند یا خیر را باید در میزان مطالعه جست‌وجو کرد که متأسفانه درصد مطالعه در کشور ما قابل‌توجه نیست و این اتفاق اگرچه در حوزه کودک کمتر ولی همچنان گریبانگیر حوزه نشر است.

این شاعر حوزه کودک و نوجوان ادامه داد: شمار کتاب‌های حوزه کودک و نوجوان بیانگر این موضوع است که ما نمی‌توانیم در این زمینه خود را در مقام مقایسه با کشورهای پیشرفته و یا کشورهایی که در حوزه مطالعه پیشرو هستند قرار دهیم بااین‌حال به علت شرایط موجود نباید کار و تلاش برای تولید محتوا را متوقف کرد.

وی در گفت‌‌وگو با ایسنا بیان کرد: کتاب‌ها در حوزه کودک و نوجوان به ۲ دسته تقسیم می‌شوند، یک دسته نشری است که به‌عنوان نشر بازار می‌شناسیم که تمرکزش بر سودآوری و برگشت سرمایه است و آسیب‌هایی هم مانند عدم توجه کامل به محتوا دارد و در همین روند سیر بی‌رویه آثار ترجمه که بخش اعظمی از بازار را هم در اختیار دارد، تولید می‌شود بخش دیگر ناشران دولتی و نیمه‌دولتی هستند که تمرکز بیشتری روی محتوا دارند و آسیب‌هایی از قبیل عدم توجه به کلیت مخاطب و بازار وجود دارد چراکه دغدغه بازگشت سرمایه ندارند و از همین مجرا همه مخاطبین را نمی‌توانند اقناع کنند، به نظر می‌رسد بازار نشر و حوزه تولیدات مکتوب با این تفاسیر حال خوبی ندارد و باید کارگروه‌هایی برای حل مشکل تشکیل شود و راهکارهای جدی هم ارائه گردد چراکه بنیادهای فکری یک جامعه از دریچه مطالعه گذر می‌کند.

وی بابیان این موضوع که باید در کشور ما نیز روند تبدیل محتوای مکتوب به تصویر طی شود، گفت: ادبیات ما از منابع مهم برای رجوع است و مأخذ ارزشمندی است که می‌توانیم سال‌ها به آن رجوع کنیم و برای کودکان و نوجوانان قصه و شخصیت و قهرمان بیاوریم و آن‌ها را با گذشته فرهنگی، دینی، اسلامی و ایرانی و اسطوره‌ای آشنا کنیم.

این نویسنده تصریح کرد: متأسفانه تا امروز ما رویکرد جدی به این حوزه نداشته‌ایم و آثار قدرتمند کمی تولیدشده، باید سیاستی در این حوزه اتخاذ شود که این اتفاق بیفتد، با وجود فرهنگ غنی موجود و روند سریع تولید آثار تصویری و فرهنگی در سراسر دنیا و نیز صدور آن‌ها به سایر کشورها و فرهنگ‌ها لازم است اتاق فکرهایی در این زمینه تشکیل شده و سرمایه‌ای به این حوزه اختصاص داده شود و از تولیدکنندگان در حوزه‌های مختلف متن، موسیقی، تصویر و کسانی که بتوانند محتوای مناسب در فضای مجازی و غیرمجازی تولید کنند حمایت شود.

مردانی در پایان اظهار کرد: ما نیازمند یک برنامه‌ریزی مدون و آسیب‌شناسی و هدف‌گذاری و نیز یک مدیریت جامع و قوی هستیم چراکه این موضوع یک حرکت بزرگ است و مدیریت یکپارچه می‌خواهد، حرکت‌هایی که برخی مدیران فرهنگی دارند قابل‌تقدیر است ولی کافی نیست و نیاز واقعی ما یک حرکت همه‌جانبه است، اگر به دنبال تأثیرگذاری و اصلاح هستیم باید وحدت رویه و برنامه‌ریزی جامع و به‌هم‌پیوسته را دنبال کنیم تا بتوانیم به نیاز جامعه که باید طی سالیان بر پایه فرهنگ ساخته شود، پاسخ دهیم.

حسین مسافر آستانه: اگر تئاتر به حال خود رها شود قطعا به بی‌راهه می‌رود

حسین مسافر آستانه کارگردان تئاتر «رستاخیز عشق» با اشاره به انتخاب متن بی کلام در این نمایش گفت: اگر تئاتر به حال خود رها شود نمی‌میرد، اما قطعا به بی‌راهه می‌رود که با هزینه‌های بسیار هم دیگر نمی‎‌توان ضرر ها را جبران کرد.

 «رستاخیز عشق» به کارگردانی حسین مسافر آستانه نمایشی بی‌کلام است که در روز نهم جشنواره تئاتر فجر در سالن سمندریان تماشاخانه ایرانشهر به نمایش درآمد. نویسنده این تئاتر محمد رحمانیان و تهیه‌کننده آن جلیل اکبری صحت است. این نمایش به صورت بی کلام و با بازی زبان بدن و موسیقی لحظات زندگی مولانا را به اجرا در می‌آورد.

حسین مسافر آستانه کارگردان تئاتر رستاخیز عشق در گفت‌وگو با خبرنگار تئاتر خبرگزاری فارس درباره جشنواره تئاتر فجر اظهار کرد: جشنواره تئاتر فجر مهمترین رخداد تاریخی کشور از نظر فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و تبادل اطلاعات گروه‌های تئاتری در کشور است. این جشنواره می‌تواند نقش بسزایی در کار هنرمندان این عرصه داشته باشد. جشنواره تئاتر فجر برای سال آینده تئاتر کشور الگوسازی می‌کند تا هنرمندان بتوانند کارهای متفاوتی را با نگاه جدید تولید و در راستای افزایش کیفیت تئاتر تلاش کنند.

 

وی با اشاره به انتخاب متن بی‌کلام برای نمایش خود گفت: از گذشته این نمایش را با آمادگی و مطالعه کار کردم. این نمایش در آغاز دیالوگ‌هایی را داشت که آن‌ها را حذف کرده و به تصویر تبدیل کردم. سعی کردم آنچه که باید با متن گفته شود را با تصویر و موسیقی بیان کرده و ارتباط را با تماشاگر برقرار کنم.

این هنرمند افزود: تماشاگران ما سابقه ذهنی از نمایش‌های بی‌کلام را ندارند و عموما با واژه و ادبیات با تئاتر ارتباط برقرار می‌کنند .در این نمایش ادبیات حذف نشد بلکه بیان زبان ادبیات تغییر کرد و به زبان بدن تبدیل شد. سعی کردم هرآنچه که در معنای نمایش مورد نظر است تبدیل به حرکت کنم. همیشه حرکت در نمایش صرفا جنبه تزئیتی داشته و بیانگر مفهموم نمایش نبود که سعی شد در این نمایش این اتفاق تغییر کند و تمام بار و مفهوم نمایش روی حرکت تغییرداده شود. این اتفاق سختی بود که به کمک طراحان و گروه رستاخیر عشق در نهایت انجام شد.

به گزارش خبرنگار تئاتر خبرگزاری فارس، مسافر آستانه با بیان دغدغه هنرمندان تئاتر ادامه داد: بچه‌های تئاتر نیاز به دیده شدن و حمایت دارند. تئاتر هرچقدر به سمت مسائل اقتصادی حرکت کند از موضوعات فرهنگی فاصله می‌گیرد. بسیاری از تئاتر‌ها مسائل اقتصادی خود را به دوش می‌کشند اما قطعا باید از مسائل فرهنگی فاصله بگیرند تا این اتفاق رخ دهد. تئاتری که بر روی اندیشه و تفکر استوار باشد و برای خود حرفی برای گفتن دارد باید مورد حمایت قرار گیرد، اتفاقی که تمام دنیا هم انجام می‌شود.

وی یادآور شد: اگر تئاتر به حال خود رها شود نمی‌میرد، اما قطعا به بی‌راهه می‌رود که با هزینه‌های بسیار هم دیگر نمی‎‌توان ضرر ها را جبران کرد.

 این کارگردان در ادامه به بیان موضوع نمایش رستاخیز عشق پرداخت و گفت: این تئاتر مقاطع مختلفی از زندگی مولانا را به نمایش گذاشته است. نمایش از زمان مرگ مولانا شروع می‌شود و تمام زندگی مولانا در لحظه از جلوی چشم او می‌گذرد. در این نمایش از حمله مغول‌ها، رفتار مولانا با عطار در کودکی، نوجوانی و عاشقی و در نهایت ارتباط مولانا با شمس به تصویر کشیده شده است.

اصغر فریدی ماسوله، بهزاد جاودان فرد، بهادر فاضل، محمدرضا شریفی علیایی، علیرضا شریفی علیایی، مهرداد آبجار، محمد آقاعلی اکبری، کمال رضوی، سروش پارسا، امیرحسین اسفندیاری، علی پورمراد، لاله کریمی ، نهال سرخابی، فرانک ظاهری، سارا یزدانی، سانیا مسعودی، ستاره ستاری، الینا اخوان ثالث، تیارا خادمان، آرتین جوشنی از بازیگران این تئاتر هستند که به کمک  تیم گروه موسیقی این نمایش را به اجرا درآوردند.

یکی نبود،یکی بود با دو بازیگر روی صحنه می‌رود

نمایش «یکی نبود یکی بود» به کارگردانی علی کوزه‌گر از بیستم بهمن ماه در تماشاخانه ایران‌شهر به صحنه‌ می‌رود.

به گزارش به گروه خبر سایت خانه تئاتر به نقل از روابط عمومی تماشاخانه ایران‌شهر، نمایش «یکی نبود یکی بود» به کارگردانی علی کوزه ‌گر با بازی یسنا میرطهماسب و سارا حاتمی از بیستم بهمن ماه ساعت ۱۸:۳۰ در سالن ناظرزاده‌ کرمانی اجراهای خود را آغاز می‌کند.

رها جهانشاهی‌ تهیه کننده‌ و نویسنده، آنکیدو دارش آهنگ‌ساز و طراحی صدا، شهاب‌ نجفی جلوه‌های ویژه‌ی تصویری، آرمان مقدم و پوریا زراعتی طراح و ساخت ویدیو و مپینگ، شایان عشایری طراح لباس، علی کوزه‌گر طراح نور، محمدحسین کردعلیپور طراح گرافیک دیگر عوامل اجرایی این اثر نمایشی را تشکیل می دهند.

علاقه‌مندان به تهیه‌ اینترنتی بلیت‌های این نمایش‌ می‌توانند به سامانه اینترنتی تماشاخانه‌ ایران‌شهر و یا سامانه‌ تیوال مراجعه کنند.

وقتی اصرار پورحسینی و هاشمی به اجرای بندار بیدخش انجامید

حقیقتش این است که اگر اصرار مهدی هاشمی و پرویز پورحسینی نبود، شاید اصلا این نمایشنامه، رنگ صحنه به خود نمی‌دید ولی بهرام بیضایی، وقتی پافشاری و گذشت آنان را دید، چاره‌ای جز موافقت نیافت.

به گزارش گروه خبر سایت خانه تئاتر به نقل از  ایسنا، نمایشنامه «کارنامه بندار بیدخش» یکی از پرشمار نمایشنامه‌هایی است که بهرام بیضایی نوشته و احتمالی قوی وجود داشت که این متن نیز همچون بسیاری دیگر از نمایشنامه‌های او، در کشو باقی بماند اما سرنوشت، برای این نمایشنامه، جور دیگری رقم خورد.

به تازگی این نمایشنامه با دو گروه از دانشجویان تئاتر و در بخش مسابقه تئاتر دانشجویی چهل و دومین جشنواره تئاتر فجر روی صحنه رفته است. به انگیزه این اجراها، مروری می‌کنیم بر اتفاقاتی که سبب‌ساز اجرای این نمایش با کارگردانی خودش شد.

در دوره طلایی دانشکده هنرهای زیبا ، مهدی هاشمی و پرویز پورحسینی، هر دو از دانشجویان بیضایی بودند. بیضایی به فاصله چند سال با هر دو آنان همکاری کرد. مهدی هاشمی با نمایش «مرگ یزدگرد» او به صحنه رفت و طعم موفقیت این نمایش را چشید و پورحسینی هم در فیلم «باشو غریبه کوچک» ایفای نقش کرد که موفقیتش، با مدتی انتظار رقم خورد اما در هر حال دهه هفتاد، هر دو مشتاق همکاری دیگری با استاد خود بودند و بیضایی هم بهتر دید تسلیم شوق آنان شود.

سال ۷۷  دانشجویان سابق، فرصت را غنیمت شمردند و بحث اجرای نمایشنامه «کارنامه بندار بیدخش» را پیش کشیدند؛ نمایشنامه‌ای با دو شخصیت که می‌توانست اجرایی کم‌دردسر باشد چراکه بیضایی ناچار نبود به همکاری با بازیگر دیگری فکر کند.

بخشی از ماجرای اجرای این نمایشنامه را از زبان پورحسینی و به نقل از کتاب گفتگوی او با منصور خلج که به عنوان یکی از آثار مجموعه «ماندگاران صحنه» از سوی انتشارات نمایش منتشر شده، می‌خوانیم:

«من یک تجربه با بهرام بیضایی در این زمینه (تئاتر) داشتم. الان بیضایی روی سنت‌های تئاتری ما اتود می‌زند. در «کارنامه بندار بیدخش» هم روی نقالی این کار را انجام داد. خاطرم هست یک روز به من گفت: «می‌خواهم ببینم اگر نقالی ایرانی تا حالا ادامه داشت، آن بازیگری‌ که تا پیش از این نقال بوده و حالا بازیگر شده، مثل بعضی از بازیگرهای ما که اول تعزیه‌خوان بودند، چه طور بازی می‌کند؟» او به ما گفت: «من می‌دانم شما نقال نیستید و نقالی بلد نیستید به همین خاطر هم از شما نمی‌خواهم مثل یک نقال‌بازی کنید». البته من در یک تله تئاتر به کارگردانی احمد امینی نقالی کار کرده بودم. آن تله‌تئاتر یک تم مذهبی داشت. من می‌ترسیدم بازی کنم چون نقال‌ها یک ویژگی‌های خاصی دارند؛ اول صدایشان است. نقال‌ها صدای خیلی رسایی دارند برای این‌که در فضای باز، بازی می‌کنند. به همین خاطر اغلب آنها صدای خش‌دار، قوی و گرمی دارند و اصلا نیازی به میکروفن ندارند. خلاصه بیضایی به ما گفت: «شما این خصوصیت را ندارید ولی من دارم این مساله را تجربه می‌کنم».

همان طور که می‌دانید داستان «کارنامه بندار بیدخش» در مورد این است که اساسا ما آدم‌های مونولوگ هستیم نه دیالوگ. ما دوست داریم یک طرفه حرف بزنیم و به حرف‌های طرف مقابلمان هم گوش نمی‌کنیم. بهرام بیضایی می‌خواست از این ایده استفاده کند تا مونولوگ را به دیالوگ تبدیل کند. ببینید چه فکر زیبایی است. به همین خاطر صحنه دو قسمت شده بود. سمت راست صحنه من بودم که نقش‌ جم را بازی می‌کردم و مهدی هاشمی که نقش بندار را بازی می‌کرد، سمت چپ صحنه بود. همان طور که می‌دانید بندار بیدخش دانشمندی است که در خدمت جم است و برای او یک جام جهان‌نما می‌سازد. همان جام جهان‌نما که دنیا را در آن می‌بیند. بعد جم به این فکر می‌افتد که این قدرتی است که دراختیار اوست و اگر کسی مشابه این جام جهان‌نما را داشته باشد، می‌تواند او را ببیند و بفهمد که چه در فکر او می‌گذرد. به همین خاطر تصمیم می‌گیرد بندار را نابود کند، ولی غافل از این‌که بندار زرنگ‌تر از این حرف‌ها است. او چند جام جعلی شبیه آن ساخته بود و جای آنها را با هم عوض کرد. در نهایت وقتی در زندان دید که جم می‌خواهد او را بکشد، جام را شکست و گفت: «من این را می‌شکنم تا دست آدم‌ نابابی به آن نرسد تا استفاده ناصواب از آن نکند.»

دقیقا مثل ماجرای بمب اتم که اوپنهایمر آن را ساخت. در «کارنامه بندار بیدخش» فکر عمیقی نهفته است. خیلی جالب است بدانید آقای بیضایی همه تلاش خود را کرد تا در این متن حتی از لغت عربی هم استفاده نکند و همه کلمات فارسی باشند. خاطرم هست به شوخی شرط گذاشت و گفت: «اگر یک کلمه عربی توی این متن پیدا کنید، من به شما جایزه می‌دهم». آخر سر هم خانم شهلا لاهیجی ناشر آثار ایشان، یک کلمه عربی پیدا کرد و جایزه را برد.»

زندگی بسیار کوتاه است اجراخوانی می‌شود

نمایش «زندگی بسیار کوتاه است» به کارگردانی مجتبی گوهرخای توسط هنرمندان نابینا و کم بینا در تالار هنر برگزار می‌شود.

به گزارش گروه خبر سایت خانه تئاتر، نمایشنامه «زندگی بسیار کوتاه است» توسط مهدی مهدی آبادی به نگارش درآمده است به کارگردانی مجتبی گوهرخای، پنجشنبه  ۱۲ بهمن و جمعه ۱۳ بهمن ساعت ۱۶ در تالار هنر اجراخوانی می‌شود.

داریوش فلاحی، سایه همایی، مسیحا موسوی، امیرحمزه نخعی، نفس آذرنیا، مینادهقانی، الهه محقق، الهام محقق، داریوش غیبعلی زاده اجراخوان این نمایش هستند.

دیگر عوامل این اجراخوانی  نمایشنامه «زندگی بسیار کوتاه است» عبارتند از: (دستیارکارگردان) مسیحا موسوی، (طراح پوستر) علی یداللهی،  (طراح و سازنده) عروسک بهناز مهدیخواه، (سازنده تیزر، عکاس و فیلمبردار) فرزادسلیمانی، (موسیقی) حمیدرضاحسینعلی و مسیحا موسوی و (روابط عمومی) «گروهِ تئاتر کودک ببین» ریحانه مطهری، روژین ستاری و‌ روشنک کریمی.

این اجرا خوانی مناسب گروه سنی ۷ سال به بالا است  و در خلاصه نمایش آمده است: «مترسکی تنها از مزرعه ای محافظت می‌کند. به خاطر تنهاییِ زیاد تندخو و بداخلاق و خودخواه و خودپسند شده و همه را می‌ترساند. روزی از روزهای زمستان،آدم برفی در کنار او ظاهر می شود و …»

علاقمندان برای تهیه بلیت می توانند به سایت تیوال به نشانی www.tiwall.com  مراجعه کنند.