به یاد استعداد شگرف تئاتر ایران

هرچند بعضی «مش قاسم» را شاهکار بازیگری پرویز فنی‌زاده می‌دانند اما اولین معلم او، حمید سمندریان با این موضوع مخالف بوده است.

امروز سالروز درگذشت پرویز فنی‌زاده است، بازیگری که با وجود عمر کوتاهش در تئاتر، سینما و تلویزیون خوش درخشید و مرگ زودهنگامش همان اندازه که دوستدارانش را رنجاند، دو کارگردانی را که با او تجربه همکاری داشتند، بسیار آزرده و هم خشمگین کرد.

به گزارش گروه خبر سایت خانه تئاتر، پرویز فنی‌زاده در کنار سعید پورصمیمی، پرویز پورحسینی و … از اولین هنرجویان اداره هنرهای دراماتیک بود. او خیلی زود به عنوان استعدادی شگرف در تئاتر ایران کشف شد. حمید سمندریان اولین معلم او بود و نخستین همکاری این دو در نمایش «مرده‌های بی کفن و دفن» نوشته ژان پل سارتر به انجام رسید. همان یک تجربه کافی بود که آقای معلم متوجه توانمندی هنرجوی خود بشود و این گونه بود که در اجرای نمایش بعدی‌اش، «باغ وحش شیشه‌ای» از آغاز نقش «تام» را برای فنی‌زاده در نظر گرفت. او در این نقش نیز خوش درخشید و همکاری بعدی آنان در نمایش «طبیب اجباری» رقم خورد، نمایشی که مورد توجه منتقدان و تماشاگران قرار گرفت و  استعداد فنی زاده را در ژانر کمدی هم به اثبات رساند. تا آنجاکه گفته شد نمی‌توان تصور کرد که بازیگر دیگری جز او این نقش را بازی کند. همان بازی، بهرام بیضایی را بر آن داشت تا فنی‌زاده را برای بازی در فیلم «رگبار» دعوت کند و او در نقش آقای حکمتی هم همچنان مطرح شد.

بازی در نقش کوتاهی در فیلم «خشت و آینه» به کارگردانی ابراهیم گلستان دیگر نقش آفرینی او در سینما بود.

فنی‌زاده با بازی در سریال «دایی جان ناپلئون» به کارگردانی ناصر تقوایی با بازی در نقش «مش قاسم» تماشاگران تلویزیون را نیز شیفته خود ساخت تا آنجاکه تکه کلام مشهور او « دروغ چرا تا قبر آآآ…» همچنان در میان نسل‌های گوناگون رد و بدل می‌شود.

به گزارش ایسنا در ادامه بخش‌هایی از نظرات حمید سمندریان را درباره توانمندی‌های فنی زاده و نیز مرگ نابهنگام او که در کتاب «این صحنه خانه من است» منتشر شده، از نظر می گذرانیم:

«همیشه این را گفته‌ام و غلو هم نکرده‌ام که مرگی زودرس به یکی از بزرگ‌ترین استعدادهای هنرپیشگی ایران ظلم کرد. فنی‌زاده خیلی زود مرد. وقتی مُرد ، پایانش نبود. تازه درصد کمی از قدرت‌های بازیگری او را دیده بودیم. سلول به سلول این آدم آرتیست بود. من اطمینان دارم که اگر بود، در پیری هم نقش‌های جدیدی کشف می‌کرد. وقتی مُرد تازه فهمیدم که تئاتر ایران چه چیزی را از دست داده است.»

«شهوت بازی فنی‌زاده، صحنه بود. سینما را زیاد دوست نداشت و بیشتر بازیگری با حضور تماشاچی بود. حضور تماشاچی و نفس او نیروهای نهفته فنی‌زاده را آزاد می‌کرد ولی دوربین با او این کار را نکرد. بنابراین من همیشه به کسانی که می‌گویند شاهکار فنی‌زاده مش قاسم دایی جان ناپلئون است، اعتراض دارم چون فنی‌زاده هنرپیشه صحنه بود زیرا نیروهایش با حضور تماشاگر آزاد می‌شد. البته اگر  در سینما هم نقش‌های بیشتری بازی می‌کرد، چیزی کم نداشت ولی شاهکارهایش روی صحنه خلق شد و من در تمام پیس‌هایی که با او کار کردم این شاهکار را دیدم.»

تئاتر نصر۲۱ سال است که در بلاتکلیفی به سر می‌برد

«تئاتر نصر» روزهای پرفراز و نشیبی را در چندین دهه سپری کرده است و همچنان بعد از گذشت ۶ سال که تحت مالکیت سازمان زیباسازی شهر تهران درآمده هنوز هیچ اقدامی در جهت احیا و یا تبدیل شدنش به «موزه تئاتر نصر» صورت نگرفته است.
به گزارش گروه خبر سایت خانه تئاتر به نقل از برنا، آتش‌سوزی‌های مکرر، ردخون قتل، بلیت‌های صد تومانی، دزدی مس، هنر شاگردان کمال‌الملک در دکورها، نفس هنرمندانی که روی صحنه زندگی کردند همه و همه تجربیاتی است که تماشاخانه «نصر» طی سال‌ها به خود دیده است. تماشاخانه‌ای که مدت‌هاست زمزمه تبدیل شدنش به موزه شنیده می‌شود.

اگر تاریخ را مرور کنیم باغ شعاع‌السلطنه، کافه لاله‌زار، کلوپ اسپرتیف و… از قدیمی‌ترین مکان‌هایی بودند که در آن‌ها نمایش اجرا می‌شد، اما بی‌شک در تاریخ تئاتر ایران، یکی از مشهورترین تماشاخانه‌ها متعلق به گراند هتل است. برخی می‌گویند گراند هتل در محل پیشین «هتل دوپاری» در زمینی که پیش‌تر متعلق به «طاووس گرجی» سوگلی فتحعلی شاه بود و نصرالله باقراَف (باقر خان قفقازی) آن را خریداری کرده بود، ساخته شد.

تماشاخانه گراند هتل تنها تماشاخانه آبرومند شهر بود که خواهان زیادی داشت و اهالی هنر برای اجرا تئاتر باید وقت می‌گرفتند. در مقاله‌ای به قلم نیایش پورحسن در مجله هنرو معماری مهر و آبان سال ۸۸ آمده است که سید علی خان نصر رئیس شرکت «کمدی ایران» درباره این تماشاخانه و احوالاتش در آن زمان نوشته بود: «در تمام طهران فقط یک سالون تئاتر بود، در گراند هتل لاله‌زار متعلق به باقراُف. شبی صد تومان کرایه می‌خواستند. ضمناً برای خودشان و اقوامشان هم بلیط مجانی می‌خواستند حال ملاحظه بفرمایید که با این درآمد، پرداختن شبی صد تومان کار حضرت فیل بود.»

سیدعلی خان نصر شخصا ریاست این تماشاخانه را به عهده داشت، اما پس از آن که پست سفیر ایران در چین به او پیشنهاد شد به دلیل فعالیت‌های سیاسی مدیریت تماشاخانه را به احمد دهقان سپرد و او را مدیر داخلی تئاتر کرد. در این زمان بر روی تماشاخانه نصر نام «تئاتر تهران» نهاده شد. احمد دهقان نماینده مجلس، مدیر مجله «تهران مصور» بود که در ششم خرداد سال ۱۳۲۹ در دفتر همین تماشاخانه در خیابان لاله‌زار به دست حسن جعفری کارمند شرکت نفت انگلستان ترور شد.

پس از به قتل رسیدن دهقان این تماشاخانه همچنان به کار خود ادامه داد، اما از سال ۱۳۲۹ تا سال ۱۳۳۷ چندین‌بار دچار آتش‌سوزی و رویداد‌های گوناگون شد. سال ۱۳۴۱ به پاس خدمات ارزنده سید علی خان نصر که در بهمن ۱۳۴۰ فوت شده بود با عنوان «تئاتر نصر» مجددا این سالن بازگشایی شد، اما به تدریج این تالار دچار رکود شد تا آن که در اوایل انقلاب توسط کمیته امداد امام خمینی (ره) مصادره شد.

در سال ۱۳۶۷ واحد جهاد دانشگاهی به ریاست «علی منتظری» برای احیا تئاتر نصر این مکان را اجاره کرد، اما به دلیل فرسودگی و بی‌توجهی مسئولان سرانجام در مرداد ۱۳۸۱ در حین اجرای نمایش «سی و هفت شاهی جناب میرزا» به کارگردانی معصومه تقی‌پور تعطیل شد.

هفتم مهرماه همان سال این مکان به ثبت ملی رسید. بعد‌ها مسئولان اداره هنر‌های نمایشی از مسئولان ذی ربط خواستند تا «ساختمان تئاتر «نصر» به موزه‌ی تئاتر تبدیل شود. باز هم اتفاقی نیفتاد تا آن که در ۱۴ مرداد ۱۳۸۶ خبر سرقت مس سقف‌های تئاتر نصر و صندلی‌هایش خبرساز شد و هنرمندان را در شهریور همان سال در آن سالن دور هم گرد آورد. این بار تفاهم‌نامه‌ای بین مرکز هنر‌های نمایشی و جهاد دانشگاهی برای تغییر کاربری از سالن نمایش به موزه امضا شد.

اردیبهشت ۱۳۸۷ کار مرمت و بازسازی تئاتر «نصر» در فاز نخست بازسازی این ساختمان آغاز شد، اما در خرداد ماه این اقدامات به دلیل کمبود بودجه و اعتبارمتوقف شد. ۲۳ دی ماه همان سال اعلام شد: «نظر به مکاتبه مدیر امور مجامع و سهام مجتمع اقتصادی کمیته امام (ره) (مالک تئاتر نصر) با معاونت امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ادامه روند بازسازی تئاتر نصر متوقف و منوط به تفاهم‌نامه جدید با مجتمع مذکور است…»

۹ اسفند ۱۳۹۲ در تهران‌گردی احمد مسجد جامعی، رئیس وقت شورای شهر تهران، نوبت به لاله‌زار و خانه بوشهری و تئاتر نصر رسید. ۳۳ نامه تا زمان حضور او در تئاتر نصر بین مسئولان هنر‌های نمایشی، جهاد دانشگاهی و کمیته امداد رد و بدل شده بود، اما این موضوع در حد حرف ماند تا این‌که سرانجام شهردار تهران عصر پنجشنبه ۷ دی ماه ۱۳۹۶ از تعیین تکلیف تئاتر نصر تهران خبر داد و گفت: «طی قراردادی که با کمیته امداد امام خمینی (ره) و جهاد دانشگاهی منعقد کردیم روز شنبه تئاتر نصر تحویل شهرداری تهران خواهد شد و بلافاصله فعالیت‌های عملیاتی برای تبدیل تئاتر نصر به موزه تئاتر شهر انجام خواهد شد.»

محمد علی نجفی در بخشی از سخنانش در مراسم اختتامیه ششمین جشنواره تئاتر شهر سال ۱۳۹۶ بیان کرد: «حدود ۱۰ سال پیش استاد عزت‌الله انتظامی درخواست کردند تئاتر نصر دوباره به هنرمندان تئاتر برگردد و به عنوان موزه تئاتر تجهیز و آماده شود چرا که همه ما می‌توانیم رد پای تاریخ فرهنگی کشور را به نوعی در تئاتر نصر ببینیم؛ جایی که بسیاری از بزرگان هنر نمایش روی صحنه رفتند و در آنجا با هنر خودشان مردم را مسحور کردند.»

بلاخره پس از گذشت ۱۵ سال در سال ۱۳۹۶ تفاهم‌نامه‌ای بین سازمان زیباسازی شهر تهران، کمیته امداد امام (ره) به عنوان مالک و جهاد دانشگاهی که سرقفلی این بنای تاریخی را در اختیار داشت امضا شد و تملک این بنا به اختیار سازمان زیباسازی درآمد و قرار بر این شد که بعد از مرمت و بررسی‌های دقیق این مکان کاربری کاملا فرهنگی به خود بگیرد، که این کاربری احتمالا «موزه تئاتر» خواهد بود.

پس از به نتیجه رسیدن پیگیری‌های چند ماهه این سه ضلع، پنج‌شنبه هفتم دی ۱۳۹۶، محمدعلی نجفی، شهردار تهران اعلام کرده بود «تئاتر نصر شنبه (۹ دی) به شهرداری تحویل می‌شود» که در نهایت روز یک‌شنبه ۱۰ دی به سازمان زیباسازی شهر تهران تحویل داده شد.

حالا امروز حدود ۶ سال است که تئاتر نصر تحت مالکیت سازمان زیباسازی شهر تهران است، اما هنوز هیچ اقدامی در جهت احیا و یا تبدیل شدن موزه تئاتر نصر صورت نگرفته است و همچنان باید منتظر باشیم و ببینیم این نهاد چه برنامه‌ای برای این مکان تاریخی_ فرهنگی دارد.

بیانیه کمیسیون صندلی در هامون روی صحنه است

نمایش «بیانیه کمیسیون صندلی» به نویسندگی و کارگردانی آریا گازر در دور دوم اجراهای خود در تماشاخانه هامون روی صحنه است.

به گزارش گروه خبر سایت خانه تئاتر، این نمایش تا نهم اسفند به تهیه‌کنندگی غزال باقری در این تماشاخانه اجرا می‌شود.

در خلاصه داستان این نمایش آمده است: در یک روز، به تمام اصناف نامه‌ای فرستاده می‌شود از نشستن روی صندلی‌های اماکن عمومی جداً خودداری فرمایید!

«بیانیه کمیسیون صندلی» از ساعت ۲۰ به مدت ۱ ساعت و ۲۰ دقیقه روی صحنه می‌رود.

آریا ‌گازر، آرزو ‌عالی، علی ‌ویلان، پویا نیکجو، امیر ‌شریعت ‌مصطفوی، علی ‌چایچی، متین ‌شفیعیون ‌پاک، حمید ‌رضازاده، حسین ‌نعیمی ‌ذاکر، سپینود ‌بازرگانی، ثمین ‌خان ‌صنمی، محمدعلی ‌شفاعت، محمد ‌مرغجویی، مریم ‌کبریایی، صالح محبی

بازیگران این نمایش هستند.

 

سردی گیشه سالن‌های تئاتر در ماه آخر زمستان

آمار فروش نمایش مجموعه تئاتر شهر، تماشاخانه سنگلج و تالار هنر تا تاریخ جمعه ۴ اسفند اعلام شد.

به گزارش گروه خبر سایت خانه تئاتر به نقل از روابط‌عمومی اداره‌کل هنرهای نمایشی، نمایش «سیاه خال» به کارگردانی محسن اردشیر که از ۲۵ بهمن در تالار اصلی مجموعه تئاتر شهر با ظرفیت ۵۷۹ مخاطب و قیمت بلیت ۲۰۰ هزار تومان اجرای خود را آغاز کرده است، با مجموع ۹ اجرا و میزبانی از ۱۸۰۴ مخاطب (با احتساب بلیت تمام‌بها، نیم‌بها، تخفیف‌دار و مهمان) توانست به فروشی معادل ۲۷۲ میلیون و ۹۷۶ هزار تومان دست پیدا کند.

نمایش «روزی روزگاری سمنگان» به کارگردانی محمودرضا رحیمی که اجرای خود را از ۲۵ بهمن در تالار چهارسو ساعت ۱۸ با ظرفیت ۱۳۲ نفر و قیمت بلیت ۱۶۰ هزار تومان آغاز کرده است، با مجموع ۹ اجرا و میزبانی از ۳۷۴ مخاطب توانست به فروشی معادل ۳۷ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان دست پیدا کند.

نمایش «نوزده، نود و نه» به کارگردانی ایوب آقاخانی که اجرای خود را از ۱۹ بهمن در تالار چهارسو ساعت ۲۰ با ظرفیت ۱۳۲ نفر و قیمت بلیت ۱۶۰ هزار تومان آغاز کرده است، با مجموع ۱۴ اجرا و میزبانی از ۱۳۷۴ مخاطب توانست به فروشی معادل ۱۴۶ میلیون ۶۴۰ هزار تومان دست پیدا کند.

نمایش «دویست و هشتادمین شب سال» به کارگردانی مرجان پورغلامحسین که از ۱۹ بهمن در تالار سایه با ظرفیت ۷۲ نفر و قیمت بلیت ۱۲۰ هزار تومان اجرای خود را آغاز کرده است،‌ با مجموع ۱۴ اجرا و میزبانی از ۵۴۱ مخاطب به فروشی معادل ۳۷ میلیون ۱۴۰ هزار تومان دست پیدا کند.

نمایش «عددهای نشده» به کارگردانی حسین کشفی‌اصل نیز که اجرای خود را از ۱۷ بهمن در تالار قشقایی ساعت ۱۸ با ظرفیت۹۶ نفر و قیمت بلیت ۱۵۰ هزار تومان آغاز کرده است، با ۱۶ اجرا و میزبانی ۶۵۹ مخاطب به فروشی معادل ۶۶ میلیون ۹۶۰ هزار تومان دست پیدا کند.

نمایش «مَثلث» به کارگردانی قیس یساقی نیز که اجرای خود را از ۲۲ بهمن در تالار قشقایی ساعت ۲۰ با ظرفیت ۹۶ نفر و قیمت بلیت ۱۳۰ هزار تومان آغاز کرده است، با ۱۲ اجرا و میزبانی ۹۲۵ مخاطب به فروشی معادل ۹۳ میلیون ۳۴۰ هزار تومان دست پیدا کند.

نمایش «شکافتن کام ماهی» به کارگردانی سمن قناد که از ۱۸ بهمن در کارگاه نمایش با ظرفیت صندلی۲۶ نفر و قیمت بلیت ۱۰۰ هزار تومان روی صحنه رفته است، تا روز جمعه ۴ اسفند با ۱۵ اجرا میزبان ۳۸۰ مخاطب به فروشی معادل ۲۹ میلیون ۸۱۰ هزار تومان دست پیدا کند.

نمایش محیطی «خبرنگار بی‌خبر» به کارگردانی محمد هادی عطایی نیز که از ۱۹ بهمن با قیمت ۶۰ هزار تومان در کافه تریای تالار چهارسو کار خود را آغاز کرده است تا روز جمعه ۴اسفند با ۱۴۱ مخاطب به فروشی معادل ۸ میلیون ۲۸۰ هزار تومان دست پیدا کند.

همچنین نمایش محیطی «من نوید نیستم» به کارگردانی سید علی خوشرو در دور جدید اجراهای خود که از ۱۹ بهمن با قیمت ۵۰ هزار تومان در کافه تریای سالن قشقایی کار خود را آغاز کرده است با ۱۴ اجرا و میزبانی از ۱۵۸ مخاطب به فروشی معادل ۷ میلیون و ۹۰۰ هزار تومان دست پیدا کند.

نمایش «تخت و خنجر» به کارگردانی محمدعلی نجف پور که از ۲۴ بهمن اجرای خود را در تماشاخانه سنگلج آغاز کرده تا پایان روز جمعه ۴ اسفند، طی ۱۰ اجرایی که پشت سر گذاشته، میزبان ۸۱۳ تماشاگر بوده است. فروش این نمایش که قیمت بلیت آن ۶۰ هزار تومان است، با احتساب بلیت‌های تمام‌بها، نیم‌بها، تخفیف‌دار و مهمان، ۲۹ میلیون و ۵۰۲ هزار تومان ثبت شده است.

همچنین نمایش «کتابخورها» به کارگردانی اسماعیل رحیمی سروش که از ۲۵ بهمن‌ خود را در تالار هنر آغاز کرده است، پس از پشت سر گذاشتن ۹ اجرا و قیمت بلیت ۹۰ تومان به فروشی معادل ۴۷ میلیون و ۶۸۶ هزار تومان دست پیدا کند.

نمایش دیگرِ تالار هنر با نام «هوش پشه‌ای» به کارگردانی سامان کرمی نیز که اجرای خود را از سوم اسفند آغاز کرده است، توانسته با ۲ اجرا، و قیمت بلیت ۱۰۰ هزار تومان، به فروشی معادل ۲۵ میلیون و ۲۶۶ هزار تومان دست پیدا کند.

مرجان پورغلامحسین: برای اجرای نمایش‌هایم اصرار و پیگیری می‌کنم

مرجان پور غلامحسین که این روزها نمایش «دویست و هشتادمین شب سال» را اجرا می‌کند، می‌گوید: نمی‌دانم پررویی خوب است یا بد، ولی من با پررویی و سماجت کار می‌کنم.

این کارگردان تئاتر که نمایش خود را به عنوان یک کار عروسکی ویژه بزرگسال روی صحنه می‌برد، از چالش‌های پیش‌روی کارگردان‌های عروسکی می‌گوید و ابراز تاسف می‌کند که برخی از همکارانش نسبت به نمایش‌های جنگی گارد دارند.

پورغلامحسین جزو معدود کارگردان‌های فعال در زمینه نمایش عروسکی بزرگسال است که هر از چندی، نمایشی را برای عموم تماشاگران اجرا می‌کند.

او درباره این موضوع توضیح می‌دهد: اگر کارهای من به اجرای عمومی می‌رسد، شاید یکی از دلایلش، پررویی من است. نمی‌دانم پررویی خوب است یا بد ولی من برای اجرای نمایش‌هایم اصرار و پیگیری می‌کنم چون معتقدم اجرا در جشنواره، فقط یک دستگرمی است و یک نمایش زمانی کامل می‌شود که در برابر عموم مخاطبان قرار بگیرد. ما حتی در اجرای عمومی هم هر شب تغییراتی داریم و نمایش را مدام کامل‌تر می‌کنیم.

او با ابراز تاسف از نبود جریان مستمر نمایش عروسکی ادامه می‌دهد: از دوره‌ای به بعد کسانی که نمایش عروسکی بزرگسال اجرا می‌کردند، دچار دل‌شکستگی شدند و دیگر برای اجرای آثارشان تلاشی نکردند چون کار بسیار سختی است.

پورغلامحسین در توضیح این سختی می‌افزاید: وقتی شما نمایش عروسکی بزرگسال کار می‌کنید، گویی همیشه چوبی بالای سرتان است و مدام به این فکر می‌کنی که اگر سالن پر نشود و تماشاگر کم بیاید، چه باید کرد. بنابراین اجرای یک نمایش عروسکی، پروسه هراس‌آوری است و به عنوان یک کارگردان به جز کیفیت کار، باید به هزار عامل دیگر هم فکر کنی.

این کارگردان می‌افزاید: سال‌ها به گروه‌های عروسکی سالن نمی‌دادند تا وقتی که یارانه دولتی تئاتر قطع شد و برخی از کارگردان‌های شناخته‌شده تئاتر حاضر نبودند با قرارداد گیشه در سالن‌های دولتی کار کنند. در این میان سالن دولتی هم حاضر نبود با گروه‌های عروسکی همکاری کند چون معتقد بود فروش کارشان، بالا نیست. بنابراین کسانی مانند من خیلی سختی کشیدیم تا بتوانیم سالن بگیریم.

او با اشاره به دو اجرایی شدن سالن‌های دولتی تئاتر در گفت‌وگو با ایستا اضافه می‌کند: نمایش من به دلیل دکور حجیمی که دارد، نمی‌توانست در کنار نمایش دیگر اجرا بشود. به همین دلیل ما خیلی سماجت کردیم که حتما تک‌اجرا باشیم و مجموعه تئاتر شهر هم همکاری کرد. درک می‌کنم که به دلیل شرایط اقتصادی، برخی از سالن‌های خصوصی، هر شب دو اجرا داشته باشند ولی چرا مجموعه تئاترشهر باید دو اجرایی شود؟ این همه فشار روانی بر گروه‌های نمایشی، چه ضرورتی دارد؟ از سوی دیگر، این وضعیت، دست و پای کارگردان‌ها را می‌بندد.

پورغلامحسین ادامه می‌دهد: اینکه می‌گویم من با پررویی کار می‌کنم، بخشی به این دلیل است که ریسک می‌کنم و پولی را که از شغل دیگرم، به دست می‌آورم، صرف تئاتر می‌کنم و در تمام این سال‌ها هم چنین بوده ولی خیلی از کارگردان‌های تئاتر، شاید چنین امکانی نداشته باشند و به همان تک‌اجرای جشنواره بسنده می‌کنند.

این دانش‌آموخته تئاتر عروسکی در پاسخ به اینکه چه چشم‌اندازی پیش‌روی دانشجویان این رشته می‌بینید، می‌گوید: واقعا نمی‌توانم پیش‌بینی کنم چون چندین دانشکده هنری در زمینه نمایش عروسکی فعال هستند اما تعداد دانشجویانی که برای تماشای نمایش عروسکی می‌آیند، به انگشتان دست نمی‌رسد. در حالی که ۲ سال سخت کرونایی را پشت‌سر گذاشتیم و سال گذشته هم با ناآرامی‌های اجتماعی رو به رو بودیم، طبیعتا انتظار می‌رفت باید برای دیدن کار، تشنگی وجود داشته باشد اما حتی با تخفیف ۵۰ درصدی هم، دانشجویان نمی‌آیند.

او با اشاره به تفاوت دوران دانشجویی خودش با دوره فعلی، می‌افزاید: دوره‌ای که ما دانشجو بودیم، باید از بخش آموزش دانشکده، نامه می‌گرفتیم که با ارایه آن به تئاترشهر ۲۰ درصد تخفیف بگیریم ولی حالا اصلا چنین فضایی نیست. نمی‌دانم این رخوت، جمعی و جهانی است یا فقط مال ما بچه‌های عروسکی است.

پورغلامحسین که نمایش خود را با موضوع عملیات کربلای ۴ روی صحنه می‌برد، درباره انتخاب چنین موضوعی توضیح می‌دهد: این هم از دشواری‌هایی بود که فکرش را نمی‌کردم. به شدت معتقدم جنگ ایران و عراق فارغ از هر نامی که برایش بگذاریم، یک منبع دراماتیک کامل است. هر کسی که حتی سه روز از این جنگ را تجربه کرده باشد، کلی خاطره و قصه از آن دارد و می‌تواند ماجراهای دراماتیک تعریف کند. بنابراین خیلی ابزورد است که الان من باید توضیح بدهم که چرا چنین موضوعی را انتخاب کرده‌ام. جالب است کسانی که برای دیدن نمایش‌های جنگی خودمان، اخم و تَخم می‌کنند، با اشتیاق فراوان فیلم «اوپنهایمر» را می‌بینند. چرا جنگ‌های جهانی یا جنگ ویتنام برای آنان جذاب است ولی جنگ خودمان نه؟ در این شرایط، برخی از افراد خیلی راحت و تنها با یک جمله «این کار که جنگی است»، آن را از گزینه‌های خود کنار می‌گذارند. واقعا درک نمی‌کنم که این گارد، چه معنایی دارد. این رفتار و این برخوردها و تفکرها برای جامعه فرهنگی ما زشت است.

او درباره ضرورت کار کردن در مقطع فعلی توضیح داد: اتفاقا الان وقت کار کردن است. حجم زیادی از اتفاقات پارسال به این دلیل است که فرهنگ‌سازی نکرده‌ایم و تئاتر، یکی از ابزارهایی است که می‌تواند فرهنگ‌سازی کند. اما ما خیلی راحت، زمین را واگذار کرده‌ایم و خود را عقب کشیده‌ایم.

او با بیان اینکه اجراهای خصوصی نمی‌تواند عموم مخاطبان را درگیر تئاتر کند، می‌گوید: ما برای مخاطب کار می‌کنیم نه برای خودمان. اگر قرار بود عده محدودی باشیم و فقط نمایش‌های خودمان را ببینیم، دیگر چه نیازی به سالن بود. هدف ما از کار کردن این است که محصول فرهنگی خود را در مواجهه با مردم قرار بدهیم. حالا یا یا جذب کارمان می‌شوند یا نه. اما در اجرای خصوصی، دیالوگی میان اجراگران و عموم مردم اتفاق نمی‌افتد. به همین دلیل من معتقدم باید کار کرد.

پورغلامحسین ادامه می‌دهد: در حال حاضر نه تنها دیالوگی رخ نمی‌دهد بلکه ما تحمل دیدنِ مخالفان خود را نداریم. در حالی که باید اجازه بدهیم کسانی که ما را دوست ندارند، ما را ببینند و حتی قضاوت کنند و ما نیز درباره آنها چنین کنیم، این نکته مهمی است که باید یاد بگیریم؛ تحمل کردن مخالفان.

به گزارش ایسنا، گروه اجرایی این نمایش به شرح زیر هستند:نویسنده و کارگردان: مرجان پورغلامحسین، طراح صحنه: رودابه کاشانی، طراح عروسک و ساخت عروسک و صحنه: گلنوش طاهری، نوگل طاهری، بیتا بهارلو، نگین طاهری، طراح نور: سینا رشیدی، فیلمبردار: سینا رشیدی، صدرا زمانی، سوییچ تصاویر: ویدا ستارئی، آهنگساز: احسان خضرلو،  طراح صدا: پارسا آرا، بازی‌دهندگان: گلنوش طاهری، بیتا بهارلو، نوگل طاهری، رودابه کاشانی، صدای متن: محمد بابائی دوگاهه، دستیار کارگردان: الهام ایروانی، استوری برد: نگین طاهری، عکاس: پوریا ‌نوری، طراح پوستر و بروشور: مرضیه ‌سرمشقی، رفعت ‌هاشمی ‌سی‌سخت، مدیر روابط عمومی و تبلیغات مجازی: نگار ‌امیری، خیاط: سارا برفی دکوراتور: علی اعلمی، پشتیبانی: ابوالفضل غلامحسینی، امور بین‌الملل: آژانس تئاتر نوروز هنر، رها رجبی.

نمایش «دویست و هشتادمین شب سال» هر شب ساعت ۱۹ و به مدت ۴۰ دقیقه در تالار سایه مجموعه تئاترشهر روی صحنه می‌رود.

برگزاری مجمع عمومی سالانه و نشست هم‌اندیشی کانون نمایشنامه‌نویسان خانه تئاتر

مجمع عمومی عادی سالانه‌ کانون نمایش‌نامه‌نویسان و مترجمان تئاتر ایران ساعت ۱۶ روز شنبه ۱۲ اسفندماه ۱۴۰۲، در سالن استاد مهین اسکویی واقع در ساختمان قدیم خانه‌ی ‌تئاتر (خیابان برادران مظفر )برگزار می‌شود.

به گزارش گروه خبر سایت خانه تئاتر به نقل از روابط عمومی کانون نمایش‌نامه‌نویسان و مترجمان تئاتر ایران، در این مجمع که با حضور اعضای هیات‌مدیره‌، بازرس و اعضای این کانون برگزار می‌شود، ابتدا گزارش فعالیت‌های یک‌ساله‌ این کانون قرائت خواهد شد و پس از اعلام نظر بازرس، هیئت مدیره‌ و بازرس کانون به پرسش‌های احتمالی اعضا، پاسخ‌ خواهند داد و در ادامه آیین‌نامه‌ مبنای حقوق و دست‌مزد نمایش‌نامه‌نویسان و مترجمان تئاتر ایران برای تصویب به رأی اعضای حاضر در مجمع گذاشته خواهد شد.

بر اساس این گزارش، هیات مدیره‌ کانون نمایش‌نامه‌نویسان و مترجمان تئاتر ایران از اعضای این کانون دعوت می‌کند با در دست داشتن کارت عضویت خود در این مجمع حضور پیدا کنند. یادآور می‌شود اعضایی که نمی‌توانند در این مجمع حضور داشته باشند، می‌توانند با وکالت‌نامه‌ امضاشده در سربرگ کانون به یک عضو دیگر کانون حضور خود را اعلام کنند.

همچنین نشست هم‌اندیشی کانون نمایش‌نامه‌نویسان و مترجمان تئاتر ایران با موضوع «بررسی انتقادها، پیش‌نهادها و نظرها درباره‌ی آیین‌نامه‌ها و دستورالعمل‌های این کانون» ساعت ۱۶ روز سه‌شنبه ۸ اسفندماه ۱۴۰۲، در سالن استاد عباس جوانمرد عمارت خانه‌ ‌تئاتر برگزار می‌شود.

در این مجمع که با حضور اعضای هیات‌مدیره‌، بازرس و اعضای کانون با هدف بهینه‌سازی آیین‌نامه‌ها و دستورالعمل‌های این کانون برگزار می‌شود، هر یک از اعضا می‌توانند پیش‌نهادها، انتقادها و نظرهای خویش را مطرح کنند تا در تهیه و تنظیم آیین‌نامه‌ها و دستورالعمل‌های جدید کانون نمایش‌نامه‌نویسان و مترجمان تئاتر ایران، مورد استفاده قرار گیرد. بر اساس این گزارش، هیات مدیره‌ کانون نمایش‌نامه‌نویسان و مترجمان تئاتر ایران از اعضای این کانون دعوت می‌کند در این نشست حضور پیدا کنند.

اجرای شکافتن کام ماهی تمدید شد

نمایش «شکافتن کام ماهی» به نویسندگی بابک پرهام به کارگردانی سمن قناد تا ۲۵ اسفند روی صحنه است.

به گزارش گروه خبر سایت خانه تئاتر این اجرا آخرین تلاش های زن و شوهری برای حفظ زندگی مشترکشان را به نمایش می‌گذارد.

مجید قناد تهیه‌‌کنندگی این نمایش را برعهده دارد. حسین جاهد و سمن قناد بازیگران این نمایش هستند.

پیش فروش بلیت‌های این نمایش در سایت تیوال آغاز شده است.

دیگر عوامل این نمایش عبارتند از:  مجری طرح: آیدین کشاورز، مدیر هنری: حسام الدین فروتن، دستیار کارگردان و برنامه ریز: ستیا دلشاد،‌ دستیار مدیر هنری: مهزاد بهرامی، آهنگساز: دانیال نوری مقدم، طراح نور: رضا خضرایی، طراح گریم: وحید شیرزاد، طراح ساخت جلوه‌های ویژه: مجید حیدری، دستیار اسپشیال: امیر محمد زارعی، اپراتور نور: نریمان ماهد، مدیر صحنه: علی فراهانی، دستیاران صحنه : آرش مراد فر ، نگین صالح ریاحی،  عکاس: حسام الدین فروتن، ساخت تیزر: علی ذوالفقاری مهزاد بهرامی،‌ تولید محتوا:  مهدی تمهیدی روابط عمومی گروه رعنا (روابط عمومی نمایش ایران )

«شکافتن کام ماهی» تا ۲۵ اسفند ساعت ۱۹ در کارگاه نمایش روی صحنه است.

به یاد اولین بانوی کارگردان تئاتر ایران

دوم اسفند زادروز مهین اسکویی، مترجم، بازیگر و مدرس تئاتر و هنرمندی است که بعضی از او به عنوان اولین بانوی کارگردان تئاتر ایران یاد می‌کنند.

مهین اسکویی با نام خانوادگی عباس طاقانی، زاده اسفند سال ۱۳۰۹ است که در دوره نوجوانی و در زمانه‌ای که بسیاری از خانواده‌ها برای حضور دختران‌شان در فضای هنری سختگیری بسیار داشتند، به عرصه بازیگری پای گذاشت. او که پدری مذهبی داشت، خاله‌اش پوران از خوانندگان مشهور آن دوره بود.

این دختر جوان که از ۱۶ سالگی به عنوان شاگرد عبدالحسین نوشین، پدر تئاتر نوین ایران وارد فعالیت شد و از همان سال‌ها در کنار آموزش دیدن، بازیگری روی صحنه تئاتر را آغاز کرد. دیری نپایید که با بازی در نمایش «پرنده آبی» نوشته موریس مترلینگ و کار زنده‌یاد نوشین به اوج رسید.

اسکویی در تئاتر فردوسی در نمایش‌های گوناگونی روی صحنه رفت ولی هرگز تنها به تجربه‌اندوزی روی صحنه قانع نشد بلکه جزو اولین زنانی بود که در رشته تئاتر تحصیل کرد.

زمانی که تئاتر فردوسی به دلیل تحولات اجتماعی در ایران آن زمان تعطیل شد، او فرصت را غنیمت شمرد و با همسرش مصطفی اسکویی برای تحصیل در رشته تئاتر، کشور را به مقصد روسیه ترک کرد و در دانشکده هنرهای تئاتر مسکو لوناچارسکی رشته کارگردانی تئاتر را با درجه ممتاز به پایان رساند و در همین دانشکده به طور کامل سیستم استانیسلاوسکی را نیز آموزش دید و پس از ۱۰ سال اقامت درفرانسه، شوروی و آلمان یه کشور خویش بازگشت.

بعد از بازگشت به ایران با همراهی همسرش گروه تئاتر آناهیتا را پایه‌گذاری کرد و در همین گروه، نمایشنامه‌های بسیاری را ترجمه، کارگردانی و بازی کرد.

جدایی از گروه تئاتر آناهیتا و نیز همسرش مصطفی اسکویی، او را بر آن داشت تا گروه تئاتر زمان را بنیان نهد.

اسکویی در تمام سال‌های فعالیتش به عنوان مترجم، بازیگر، کارگردان و مدرس مشغول به کار بود. او هم نمایشنامه‌های مهمی ترجمه کرد و هم شاگردان بسیاری پرورد.

نقل قولی از مهین اسکویی، یکی از نخستین زنان هنرمند پیشگام در ایران وجود دارد که یادآوری آن در مقطع فعلی جالب توجه است.

او سال ۷۹ پیش‌بینی کرده بود که شرایط اقتصادی، تئاتر ایران را دچار بحران می‌کند و شگفت اینکه پیش‌بینی او در سال‌های گذشته درست از آب درآمد.

اواخر دهه هفتاد که همزمان با دوران اصلاحات بود، اسکویی یک جلسه سخنرانی در مرکز ملی گفتگوی تمدن‌ها داشت.

او سخنان خود را با موضوع «بازیگری و پیشرفت تمدن‌ها» ارایه کرد. این هنرمند اما متاسف بود که تئاتر در ایران جزیی از تمدن به حساب نمی‌آید بلکه یک نوع تفریح است در حالیکه یکی از شاهراهای اصلی گفت وگوی تمدن‌ها، تئاتر است.

سال‌ها بعد مسیر تحولات سیاسی و اجتماعی کشور نشان داد که بی‌توجهی به فرهنگ گفتگو که یکی از اصلی‌ترین بنیان‌های تئاتر است، چه پیامدهای سنگینی به دنبال خواهد داشت.

اسکویی باور داشت که ویژگی هنرمند واقعی این است که فرمایشی کار نمی‌کند، بلکه کار او برآمده از خلاقیت است و تئاتری دارای ارزش است که ارشاد کننده و باعث تحولی در اندیشه تماشاگر شود.

او در آن مقطع هم از بی‌قانونی در عرصه تئاتر گله‌مند بود و از مجلس ششم خواسته بود تا قوانینی را دراین رابطه به تصویب رساند و دولت را مسئول مستقیم نظارت بر کیفیت تئاتر دانسته بود تا این هنر فقط جنبه سرگرمی و درآمدزایی نداشته باشد.

بانوی کارگردان در همان مقطع طی گفتگویی با ایسنا، تئاتر را تنها هنری دانسته بود که دروغ در آن جایی ندارد.

او عنوان کرده بود که بازیگر با کمک گرفتن از هنرهای دیگر مثل موسیقی و طراحی صحنه و ادبیات ، در جهت انتقال بهتر پیام نویسنده به تماشاگر می‌کوشد.

از نظر این هنرمند یک بازیگر برای این روی صحنه می‌رود که بتواند ارتباطی متقابل با تماشاگر برقرار و با اجرای خود، ذهنیت نویسنده را برای تماشاگران تداعی کند.

هرچند نیمه دوم دهه هفتاد را دوران شکوفایی دوباره تئاتر ایران می‌دانند اما مهین اسکویی در همان زمان هم گله داشت که در کشور ما کارهای تئاتری به صورت اصولی انجام نمی‌شود و این در حالی است که برای رونق تئاتر باید الفبا و علم بازیگری را یاد بگیریم.

نکته قابل تاملی که او به آن اشاره کرده بود و می‌توان آن را نوعی پیش‌بینی به شمار آورد، تاثیر وضعیت اقتصادی بر هنر تئاتر است. او گفته بود متاسفانه با وضع اقتصادی موجود فکر می‌کنم به زودی دچار بحران شویم بخصوص در مورد سینما، چرا که سینما همیشه از تئاتر تغذیه کرده است زیرا یک بازیگر ابتدا در تئاتر اصول بازیگری را یاد می‌گیرد و بعد به عرصه‌ی سینما وارد می‌شود.

مهین اسکویی در اواسط دهه۲۰ و در دورانی که عبدالحسین نوشین کار می‌کرد، به عنوان شاگرد و بازیگر در کنار او همکاری کرد و در تئاتر فرهنگ مستقر شد. او در نمایش‌هایی چون «روسپی بزرگوار» اثر جاودانه ژان پل سارتر و « سه دزد» ایفای نقش کرد. بعد از آن نیز به همراه نوشین و گروه او به تئاتر فردوسی رفت و در نمایش «ولپن» در نقش کلمبا ظاهر شد، نقطه اوج بازیگری مهین اسکویی در نمایش «پرنده آبی» موریس مترلینگ بود که نوشین در تئاتر فردوسی به صحنه برد.

در جریان بسته شدن تئاتر فردوسی، مهین اسکویی، همراه همسرش عازم فرانسه و بعد از دو سال نیز با استفاده از بورس دولتی شوروی عازم مسکو شدند و در سال ۱۳۲۹ در انستیتوی دولتی هنرهای مسکو (گی تیس) در چند مرحله از آزمون ورودی شرکت کردند و نمایش «شب بحرانی » از یک نویسنده لهستانی را به عنوان پایان‌نامه اجرا کردند. مهین و مصطفی اسکویی بعد از بازگشت به ایران در سال ۱۳۳۷ و در محل سینما آپادانا سابق «هنرکده آناهیتا» را تاسیس و کلاس‌های هنرپیشگی را در آن بر پا کردند.  در این گروه هنرمندان بسیاری همچون مهدی فتحی، محمود دولت آبادی، کاظم هژیر آزاد، جعفر والی، سیروس ابراهیم‌زاده، پرویز بهرام و … فعالیت می‌کردند. این زوج هنری در زمستان همان سال نمایش «اتللو» را با حضور هنرپیشگان آناهیتا به صحنه بردند که در این نمایش بازیگرانی چون پرویز بهرام، جعفر والی، مسعود فقیه، سیروس ابراهیم زاده و … حضور داشتند.

اجراهای بعدی آناهیتا نیز «خانه عروسک» ایبسن بود که مهین اسکویی خود کارگردانی کرده بود و بعد از آن نیز «هیاهوی بسیار برای هیچ» را در سال ۳۹ به صحنه برد و دو ماه بعد، «تراموایی به نام هوس» را کارگردانی کرد.

مهین اسکویی در سال ۴۴ و بعد از جدایی از مصطفی اسکویی از تئاتر آناهیتا نیز کناره گرفت و در همان سال در نمایش «چشم اندازی از پل» که پرویز بهرام کارگردانی کرده بود، در تئاتر کسری نقش‌آفرینی کرد.  در سال‌های ۶۱ به بعد اسکویی در کنار تدریس تئاتر، مجموعه سه جلدی آثار علمی استانیسلاوسکی، نمایشنامه «صاعقه» اثر آستروفسکی، «خرس و خواستگاری» اثر چخوف و «در اعماق» اثر ماکسیم گورکی را ترجمه کرد و در کنار این فعالیت‌ها چندین نمایش تلویزیونی چون «گرگ‌ها و بره‌ها»، «کالسکه زرین»، «غاز سالامانگ»، «پیچ خطرناک»، «ابلیس»، «شب‌های سفید»، «خرس و خواستگاری» و « جشن پانزده سالگی» را هم کارگردانی کرد.

اسکویی بعد از سپری کردن یک دوره طولانی بیماری ۱۲ دی سال ۱۳۸۴ در بیمارستان پاستور درگذشت.

بازیگری که قطب‌الدین صادقی با بغض درباره‌اش صحبت کرد

در آیین بزرگداشت و تجلیل از «دکتر قطب‌الدین صادقی» که با حضور هنرمندان حوزه‌ شعر، موسیقی، تأتر و رسانه به همت «کانون ادبی زمستان»دوشنبه ۳۰ بهمن‌ماه ۱۴۰۲ در فرهنگسرای ارسباران برگزار شد، صادقی در بخشی از صحبت‌هایش بغض‌آلود از وضعیت بیماری «پردیس افکاری» اظهار نگرانی کرد و خواست هر کس به هر نوعی که می‌تواند به ایشان کمک کند.

پردیس افکاری متولد ۲۱ شهریور ۱۳۴۷ در تهران، بازیگر نام‌آشنای ایرانی در سن ۱۶ سالگی در مدرسهٔ هنرپیشگی آناهیتا زیر نظر مصطفی اسکویی دورهٔ دوسالهٔ بازیگری را گذراند. پس از آن فعالیت هنری خود را در عرصهٔ تئاتر با کارگردانان نامداری همچون رکن‌الدین خسروی، مجید جعفری و قطب‌الدین صادقی به‌ عنوان بازیگر ادامه داد.همزمان در سینما و تلویزیون شروع به فعالیت بازیگری کرد و در مدت حضور خود در تلویزیون در تعداد زیادی سریال از جمله فکر پلید و طریق عشق به نقش‌آفرینی پرداخت.

مدیر تئاتر شهر: حریم فعلی یک دیوار کارگاهی موقت است

مدیر مجموعه تئاتر شهر درباره ایجاد دیواره‌هایی در اطراف این مجموعه که طی چند وقت اخیر رخ داده است، توضیحاتی داد.

 اندکی پیش از آغاز به کار چهل و دومین جشنواره تئاتر فجر دیواره‌های سفید رنگی پیرامون مجموعه تئاتر شهر ایجاد شد و به تدریج این دیواره‌ها کل فضای مجموعه را در بر گرفت. در حال حاضر نیمی از فضای پیاده‌رو در فضای داخلی این دیواره‌ها قرار گرفته و این موضوع پرسش‌هایی را در ذهن جامعه تئاتری و نمایندگان رسانه‌ها ایجاد کرده است.

سید محمد جواد طاهری، مدیر مجموعه تئاتر شهر در پاسخ به ایسنا، نکاتی را درباره این دیواره‌ها و نیز وضعیت استقرار دستفروشان پیرامون تئاتر شهر و سرویس‌های بهداشتی طبقه سوم این مجموعه ارایه کرد.

او درباره محصور شدن مجموعه تئاتر شهر در میان این دیواره‌ها توضیح داد: آنچه در حال حاضر اتفاق افتاده، یک دیوار کارگاهی موقت است تا عملیات عمرانی و ساخت و ساز به کسی آسیبی نزند. طبیعتا بعد از ایجاد حریم اصلی مجموعه، این دیواره‌های موقت برداشته خواهد شد.

او درباره زمان‌بندی انجام مراحل کارگاهی گفت: پروسه اجرای این طرح، از سوی پیمانکار پروژه، بین ۶ ماه تا یک سال پیش‌بینی شده است و البته آقای اسماعیلی، وزیر ارشاد هم تاکید دارند که این طرح زودتر به نتیجه برسد.

طاهری درباره حریمی که قرار است در پیرامون تئاتر شهر ایجاد شود، توضیح داد: حریم مجموعه برگرفته از تیغه‌هایی خواهد بود که روی تاج بنای تئاترشهر وجود دارد و نیز ستون‌هایی که در مجموعه به کار رفته است و قطعا مانع بصری برای مجموعه ایجاد نخواهد کرد. از نظر ورود و خروج هم ۵ درب برای مخاطبان در نظر گرفته شده است که این درب ها شب‌ها بعد از پایان اجراها و تخلیه مجموعه، بسته می‌شوند تا دیگر شاهد حضور افراد کارتن‌خواب در فضای پیرامونی مجموعه نباشیم.

مدیر تئاترشهر درباره وضعیت استقرار دستفروشانی که در پیاده‌راه مجاور تئاتر شهر مشغول به فعالیت بودند، نیز گفت: شهرداری، فضای نسبتا مناسبی را رو به روی تئاتر شهر، در خیابان سرمد، برای استقرار دستفروشان اختصاص داده‌. اولویت با دستفروشانی است که پیرامون تئاتر شهر فعالیت می‌کرده‌اند. شهرداری قول داده این طرح زودتر اجرایی شود تا وضعیت معیشتی دستفروشان دچار خلل نشود.

او در ادامه درباره گمانه‌زنی‌هایی که درمورد تغییر مکان روابط عمومی مجموعه تئاتر شهر زده می‌شود، توضیح داد: هنوز چیزی به قطعیت نرسیده و در حد طرح و ایده است و بازگوکردنش هم چندان خوشایند نیست. هرچند روابط عمومی مجموعه برای تجمع دوستان تئاتری و نمایندگان رسانه‌ها فضای مناسبی است، ولی برای اینکه بتوانیم شرایط متمرکزتری داشته باشیم، شاید اتاقی را به طبقه سوم اضافه کنیم.

طاهری اضافه کرد: همه وظایف روابط عمومی، این نیست که پاتوق گروه‌های نمایشی و خبرنگاران باشد زیرا کارکنان روابط عمومی، برای تنظیم اخبار و فعالیت‌های خود به تمرکز نیاز دارند. بنابراین در رابطه با اتاق روابط عمومی، بنده گفتم اگر سه اتاق مجزا برای روابط عمومی در نظر گرفته شود، ایده اینکه اتاق روابط عمومی فعلی تبدیل به اتاق تشریفات شود، مطرح است که البته باز هم در اختیار روابط عمومی خواهد بود . در حال حاضر، عمدتا در مراسم‌ها و رویدادها، پذیرایی از مهمانان خاص در اتاق تشریفات که در طبقه دوم واقع شده، مورد استفاده قرار می‌گیرد که به نظر بنده مناسب نیست. شما تصور کنید ما از مقام وزارت و دیگرمسئولان کشوری بخواهیم در آنجا پذیرایی کنیم. به نظر بنده به دلیل همجواری روابط عمومی با سالن مشاهیر، می‌توان از این فضا استفاده کرد که باز هم تاکید می‌کنم در حد یک ایده است که ابتدا با کارمندان روابط عمومی در میان گذاشته شده اما متاسفانه دوستان، کمی عجولانه حاشیه‌سازی کردند و در آخر پس از ارزیابی، نتیجه‌گیری می‌کنیم.

او در پاسخ به اینکه روابط عمومی تئاتر شهر همواره مکان گفت و گوی هنرمندان و نمایندگان رسانه‌ها داشته و محدود کردن آن می‌تواند آسیب‌زا باشد، گفت: گپ و گفت‌ها برای ما هم مفید است و قصدمان ایجاد محدودیت نیست.

مدیر مجموعه تئاتر شهر در پاسخ به وضعیت سرویس‌های بهداشتی طبقه سوم که مدتی است بسته شده‌اند، نیز گفت: از آغاز ساخت مجموعه تئاتر شهر، در طبقه سوم سرویس بهداشتی نبوده و زمانی که در طبقه سرویس بهداشتی ایجاد می‌کنند، به دلیل اینکه استاندارد نبوده، همیشه بوی نامطبوعی در فضای راهروی طبقه سوم که فضایی اداری دارد، می‌پیچید.

طاهری اضافه کرد: با بررسی‌هایی که انجام دادیم، متوجه شدیم که قبلا در این طبقه اصلا سرویس بهداشتی نبوده است. به هر حال طبقه سوم به دلیل ماهیت اداری خود و اینکه فضای مخاطب عام نیست، با بازسازی سرویس‌های طبقه چهارم، مشکلی نخواهد داشت چون در هر حال سرویس‌های بهداشتی طبقه سوم وضعیت خوبی نداشت. در حال حاضر که سرویس‌های طبقه پایین بازسازی شده و بعد از بازسازی سرویس‌های طبقه چهارم، سرویس‌های بهداشتی تالارهای چهارسو و سایه را نیز انجام خواهیم داد.

او در پاسخ به اینکه آیا امکان بهسازی سرویس‌های بهداشتی طبقه سوم وجود ندارد؟ تصریح کرد: متاسفانه لوله‌کشی‌ها اصولی نبوده است. در بازسازی‌های گذشته تئاتر شهر، به این مجموعه بی‌مهری شده که نتیجه آن کارهای غیراصولی است که نتایج نامطلوبی در پی داشته. فکر می‌کنم درست‌ترین کار این است که به اصل مجموعه بازگردیم و از کارهای تازه و غیراصولی که به مجموعه آسیب می‌زند، پرهیز کنیم. به همین دلیل معتقدم کمترین تغییر، درست‌ترین کار است.

طاهری با یادآوری کمبود فضاهای نمایشی ادامه داد: متاسفانه در سال‌های گذشته به دلیل کمبود سالن، حتی کارگاه‌های دکور و لباس را به سالن و فضای اجرای نمایش تبدیل کرده‌ایم در حالیکه بهتر بود به فکر راهی اساسی برای حل این کمبود می‌بودیم. به عنوان نمونه، ای کاش مجموعه‌ای از سالن‌های تئاتر را در مجتمع ولیعصر که مجاور تئاتر شهر است، ایجاد می‌کردیم. در حال حاضر سالن‌های زیرین تئاتر شهر نه توجیه اقتصادی دارند و نه از نظر ایمنی، اصولی هستند.به هر حال، درست است که دچار کمبود سالن و فضای نمایش هستیم ولی درست نیست که برای حل این مشکل، هر جایی را به سالن تبدیل کنیم.