کتاب قانون طب نگاهی نوآورانه به درمان دارد

مجید امرایی*: «شیخ‌الرئیس گفت: به شاهزاده خبر دهید که فردا روز برای ذبح او خواهم آمد. شاهزاده مالیخولیا خوشحال شد و تا فردا روز لحظه شماری کرد … و این آغاز نمایشی بود که شاید خود شیخ الرئیس بوعلی سینا هم نمی‌دانست ده قرن بعد به عنوان یکی از مهم‌ترین رویکردهای روان درمانی و تحت عنوان روان درمانی نمایشی یا روان نمایشگری یا دراماتراپی از آن یاد خواهد شد. بوعلی سینا تئوری درمانی خود را در قالب یک «نمایش بیرونی در فضای قصر» اجرا ‌کرد تا با بهره‌گیری از «بازی ‏بداهه» و هدایتگری مجال برون‌ریزی شاهزاده بیمار را مهیا سازد.

به نظر می‌رسد در این مرحله نقش‌گزاری روانی ‏به درستی انجام شده است چون هم درمانگر (بوعلی سینا) و هم درمانجو (شاهزاده مجدالدوله) موقعیت را پذیرفته‌اند و بازی ‏تعاملی صحنه ذبح به درستی اجرا ‌شده است.

مجدالدوله دچار بیماری مالیخولیا بود و خیال می‌کرد که گاو شده و «همه روزه بانگ {می‌کرد} … که مرا بکشید که از ‏گوشت من {غذایی} نیکو {به دست} می‌آید.

فردا روز استاد لباس قصابان به تن کرد و با صدایی بلند گفت: آن جوان را بشارت دهید که ‏قصاب {می‌آید} تا تو را بکشد. به آن جوان گفتند. پس خواجه… بر در سرای بیمار آمد… کاردی به دست گرفته و گفت: این ‏گاو کجاست تا او را بکشم ؟ آن جوان همچون گاو بانگی کرد؛ یعنی اینجاست.

خواجه گفت: به میان سرای آریدش و دست و ‏پای ببندید و فرو افکنید. بیمار چون آن شنید، بدوید و به میان سرای آمد و بر پهلوی راست خفت و پای او {را} سخت ببستند. ‏پس خواجه ابوعلی بیامد و کارد بر کارد مالید و فرو نشست و دست بر پهلوی جوان نهاد؛ چنانکه عادت قصابان بود.

پس ‏گفت: این چه گاو لاغری است! این را نشاید کشتن، علف دهیدش تا فربه (چاق و پروار) شود و برخاست و بیرون آمد و ‏مردم را گفت که: دست و پای او را بگشایید و خوردنی آنچه فرمایم پیش او برید و او را بگویید: بخور تا زودتر فربه شوی. ‏چنان کردند که خواجه گفت… او بشنودی و بخوردی بر آن امید که فربه شود، تا او را بکشند. پس به این روش اطبا دست به ‏معالجت او برگشادند، چنانکه خواجه ابوعلی می‌فرمود. تا اینکه بیمار {پس از یک ماه} صحت یافت.‏»

در این روش اجرایی توجه به فضای نمایش فرایند روان نمایشگری را ‏تسهیل می‌کند؛ فضایی که امروزه در کلینیک‌های درمانی تحت عنوان «اتاق درمان روان نمایشگری » یا محل درمان یا «صحنه اجرا» ‏از آن یاد می‌شود.

«شاید بتوان ابن سینا (زاده ۳۵۹ ه‌.ش_ درگذشته ۲ تیر ۴۱۶ه ش) را ایرانی‌ترین دانشمند جهان دانست که به جهت جامع‌الاطراف بودن حوزه فعالیت علمی و فرهنگی‌اش که با کمی تامل در آثار مکتوب و نقلی او در حوزه فلسفه، ادبیات، طبابت و هنر او از ویژگی‌های بارزی برخوردار است، هر چند بی‌گمان شخصیت‌های جهانی از این دست گوهری عالم‌گیر و خورشیدی عالم تاب محسوب می‌شوند و نباید تلاش کرد آن‌ها را در جغرافیایی محدود محصور نمود، اما ریشه‌های فرهنگ معنوی و جغرافیای زیستی آن‌ها را هم نمی‌توان کتمان کرد؛ ریشه‌هایی که بوعلی سینا را ایرانی‌ترین دانشمند همه اعصار معرفی می‌کند.

به باور نگارنده افرادی چون سقراط، ارسطو، افلاطون، لامبلیکوس، سوفوکل، حافظ، سعدی، خیام، مولانا، فردوسی، بوعلی، ابوریحان، رازی، شکسپیر، مولیر، دانته، سارتر، مونتزارت، بتهوون، دورنمات، دوماً، هوگو، کورساکف، گاندی، نهرو و … ده‌ها شخصیت جهانی دیگر را نمی‌توان در جغرافیای زادگاه یا محل دفن‌شان محدود کرد. اینان حاصل پیشرفت علم و فرهنگ و اجتماع بشری هستند. این مهم را می‌توان در دایره مطالعاتی آن‌ها به وضوح مشاهده کرد که چگونه ادامه دهنده افکار فلسفی، علمی، فرهنگی و اجتماعی دانشمندان پیش از خود در هر جغرافیایی بوده‌اند.

نمونه بارز آن فلسفه ابن‌سینا است که با الهام از فلسفه ارسطویی و افلاطونی آغاز شده و در ادامه خود به فلسفه‌ای جدید دست یافته که دانشمندان پس از او نیز آبشخور تئوریک فلسفی خود را در تفکرات بدیع بوعلی سینا یافته‌اند. نمونه بارز آن علم روان درمانی است که به جرئت می‌توان بوعلی را پیشگام روان‌درمانی در جهان دانست.

ویژگی‌های روانی چهار گروه شخصیتی از دیدگاه ابن سینا

در تاریخ روان‌درمانی شاید بوعلی سینا نخستین پزشکی باشد که افراد را در چهار گروه نشانه‌ای و شخصیتی دسته‌بندی کرده است؛ گروه‌هایی با ویژگی‌های خاص که می‌توان تمام افراد جامعه را در این چهار گروه جای داد. در ادامه به بررسی ویژگی‌های روانی چهار گروه شخصیتی ابن سینا خواهیم پرداخت.

الف) «آتشی‌ها یا صفرایی‌ها که افراد ناپایداری هستند، فعال، خوش‌بین، تحریک‌پذیر، تغییرپذیر، پرخاشگر، بیقرار، حساس که به اصطلاح گرم و خشک هستند و به مثابه فصل تابستان می‌مانند»: این افراد در روانشناسی سینایی بسیار «حساس» هستند، عموماً «مهربان‌اند» اما «به اندازه خاکی‌ها از خودگذشتگی ندارند»، «به غذاخوردن بسیار اهمیت می‌دهند»، در دوستی و رفاقت «زود جوش» هستند هر چند «به نسبت بادی‌ها، آدم‌های منطقی‌تری هستند»، به خواب بسیار اهمیت می‌دهند و به اصطلاح «خوش خوابند»، حرف زدن را دوست دارند و «به یک گوش شنوا احتیاج دارند»، «علاقه زیادی به هیجان و سورپرایز شدن دارند»، «از اجبار و کار تکراری بدشان می‌آید»، «خوش قول و اهل نظم و انضباط نیستند»، اغلب «زود عصبانی می‌شوند و قدرت کنترل عصبانیت خود را ندارند»، «ریسک‌پذیر هستند»، به دلیل «اعتماد به نفس بسیار بالا و شجاعتی که در انجام کارها نشان می‌دهند «باعث می‌شود تا این «دموی مزاجی» افراد آن ها را به «گزینه‌های مناسب برای سرگروهی خود بپذیرند».

ب) «بادی‌ها یا خونی‌ها که برونگرا هستند اجتماعی، صمیمی، پرحرف، حاضر جواب، بیخیال، سرزنده، رهبر، فارغ‌البال که اصطلاحاً گرم و تر هستند و به مثابه بهارند: این افراد در روانشناسی سینایی «عجول هستند»، «کم دقت به نظر می‌رسند»، در شرایطی که غلبه این طبع بیش از حد باشد «مستعد بیش فعالی» خواهند بود، «زود عصبی می‌شوند»، پر تحرک‌اند و «جنب و جوش زیادی دارند»، «اهل ماجراجویی و جسارت‌اند»، «دقیق نیستند پس از آن‌ها انتظار دقت در جزییات نداشته باشید»، «زیاد اشتباه و خطا می‌کنند»، «معمولاً در جمع و گروه همسالان یا هم صنفان روابط جمعی را در دست گرفته و اهل تفریح» هستند، «با رفیق‌های‌شان صمیمی و از دشمنان‌شان انتقام می‌گیرند»، «عاشق رقابت و مسابقه هستند»، «خوش‌بین بوده و دیر ناامید می‌شوند»، «رک حرف می‌زنند و کمی خودخواه هستند» از جمله ویژگی‌های منفی در شخصیت این افراد همین خودخواهی است که متناسب با نوع تغذیه و شرایط محیط‌شان شدت آن کم و زیاد می‌شود، این گروه «سرگروه‌ها و فرماندهان خوبی» هستند.

ج) «آبی‌ها یا سودایی‌ها درونگرا، کم حرف، محتاط، جدی، بدبین، غیر اجتماعی، خشک، مضطرب، دمدمی مجزاج که به اصطلاح سرد و خشک هستند و مانند پاییزند». در روانشناسی سینایی این گروه شخصیتی از افراد «زیاد حال و حوصله ندارند»، زیاد «اهل جمع و شلوغی نیستند»، خیلی در «جزییات دقت می‌کنند» و «گاهی وسواسی می‌شوند»، «جوانب همه چیز را بررسی می‌کنند»، «منطقی و اهل مذاکره طولانی هستند»، «در کارهای هنری، حسابی کارشان درست است»، بیشتر «دوست دارند با خودشان خلوت کنند»، در «جمع‌ها بیشتر شنونده‌اند»، «دیر عصبانی می‌شوند» ولی «خدا نکند که عصبی شوند»، اگر «کسی به آن‌ها بدی کند، فراموش نمی‌کنند».

د) «خاکی‌ها یا بلغمی‌ها، شخصیت پایداری دارند، منفعل، دقیق، اندیشمند، مسالمت‌آمیز، کنترل‌شده، قابل اعتماد، خوش‌اخلاق و آرام هستند که اصطلاحاً سرد و ترند و همانند زمستانند» در روان درمانی سینایی این گروه شخصیتی «آدم‌های مهربانی هستند»، «از خودگذشته و ایثارگرند»، «عاشق غذا خوردن و خوابیدن هستند»، «آدم‌های منطقی هستند»، «مشاوران خوبی محسوب می‌شوند»، «درک‌شان از آدم‌ها بالاست» و «به خوبی با افراد همدردی می‌کنند»، «به قولی که بدهند، عمل می‌کنند» و «نقش حامی را دارند»، «با صبر و حوصله هستند»، «در کارها آرام و آهسته و خونسردند»، «شرایط آرام و قابل پیش‌بینی را بیشتر می‌پسندند»، «خشم خود را در درون کنترل می‌کنند» و «انعطاف‌پذیری بالایی با دیگران دارند».

در زمینه تشخیصی و درمان بیماری‌های روانی توسط بوعلی سینا و دیگر اطبای هم عصر او حتی پس از او حکایات و داستان‌های بسیاری در تاریخ طب و همچنین در ادبیات کهن ایران بر جای مانده است که نقطه مشترک همه آن‌ها توجه به ویژگی‌های شخصیتی افراد است که در جای خود قابل تامل و بررسی بیشتر است.

جایگاه روان‌نمایشگری و بهره‌گیری از بازی و نمایش برای مواجهه با بیماران در طب ابن سینا

به نظر می‌رسد تا پیش از بوعلی سینا بیشتر اطبا روند درمان خود را حسی و به‌طور آموخته‌های سینه به سینه انجام می‌داده‌اند و این بوعلی است که تحولی عظیم در نگاه به طبابت سنتی آن زمان به وجود آورد، تاجایی که شاید بتوان کتاب «قانون طب» بوعلی را سرآغازی بر رنسانس درمان عصر خود دانست.

کتاب «قانون طب» نگاهی نوآورانه به درمان دارد. این اثر علمی حاوی راهکارها، نظریات و روش‌های درمانی بوعلی سینا است که تا به امروز همچنان در بسیاری از مراکز علمی و درمانی و توانبخشی جهان خصوصاً در مراکز دانشگاهی اروپایی مورد اقبال بوده است اما چرا ما به ندرت بوعلی سینا را روان‌درمانگر می‌دانیم؟ سوال بزرگی که به نظر می‌رسد تاریخ طبابت و درمان این سرزمین و البته جهان روزی باید به آن پاسخ دهد.

نگارنده تلاش می‌کند در این نوشتار کوتاه به بخشی از دلایل این فترت تاریخی اشاره کند. در این زمینه دکتر حمیدرضا یوسفی استاد ایرانی دانشگاه زیگموند فروید اتریش، بوعلی سینا را نخستین طبیب روان‌درمانگر جهان می‌داند و آثار او را جواهرخانه‌ای کشف نشده در حوزه روان‌درمانی می‌داند. او می‌گوید: بوعلی در جلد سوم کتاب «قانون طب» با دقت و نوآوری حیرت‌انگیری در یازده فصل به آسیب‌های روانی انسان‌ها پرداخته که این نظریات با علم روز روان‌درمانی معاصر به درستی قابل تفسیرند.

یوسفی می‌افزاید از جمله مقولات روانی که ابن سینا به آن ها پرداخته می‌توان به مواردی چون «پریشان‌گویی»، «بلاهت»، «خیال‌پردازی»، «دیوانگی»، «مالیخولیا» و «فراموشی» اشاره کرد که به‌عنوان بخشی از مسائل مهم در روان‌درمانی سینایی مورد توجه هستند.

به باور این استاد دانشگاه زیگموند فروید اتریش، ابن سینا در کتاب «قانون طب» به مواردی چون «تشنج»، «اضطراب» و «استرس» نیز به صراحت پرداخته که با دیدگاه‌های روان‌درمانی معاصر همخوانی دارند.

به عنوان نمونه بوعلی سینا علائمی چون «بی‌خوابی»، «بی‌اشتهایی»، «بی‌انگیزگی» و «پژمردگی روحی» را از علائم و نشانه‌های «اختلال افسردگی» می‌داند که همه این علائم امروزه در تشخیص و درمان اختلال افسردگی مورد توجه روان‌پزشکان هستند تا جایی که حتی تجویز دارو را بر این اساس انجام می‌دهند.

همانگونه که پیشتر هم اشاره شد به نظر می‌رسد بوعلی سینا از جمله نخستین پزشکانی باشد که در راهکارهای درمانی خود روش‌های ترکیبی به کار برده است. از جمله این روش‌های ترکیبی می‌توان به روان‌نمایشگری یا (دراماتراپی) و بهره‌گیری از بازی و نمایش برای مواجهه با بیماران اشاره کرد که در این زمینه حکایات و داستان‌های بسیاری برجای مانده است. از آن جمله داستان درمان «مجدالدوله شاهزاده مالیخولیایی ری» و یا درمان «دخترک جوان محجوبی که لگن‌اش شکسته بود و به اطبا اجازه درمان نمی‌داد» اما بوعلی راهکار درمانی خود را به کار گرفت تا او را مداوا نماید. همچنین «جوان عاشقی که دچار بیماری عشق شده بود» و بوعلی راه درمانی برای او اندیشید که موجب حیرت پزشکان هم عصر او شد را مثال زد.

ارتباط تنگاتنگ روان‌درمانی سینایی با روان‌نمایشگری یا دراماتراپی

براین اساس نگارنده معتقد است که روان‌درمانی سینایی ارتباط تنگاتنگی با روان‌نمایشگری یا دراماتراپی دارد و همان‌طور که اشاره شد مهمترین آن درمان شاهزاده «مالیخولیایی» ری است؛ بیماری که دچار توهم بود و خود را گاو می‌پنداشت. این داستان در کتاب «هفت اورنگ» عبدالرحمان جامی و کتاب «چهار مقاله نظامی عروضی» به نظم و نثر نقل شده است که در ابتدای این نوشتار آمده است.

بوعلی سینا در این روش درمانی با تکنیکی که امروزه در دراماتراپی تحت عنوان «تکنیک بازی توهم» معرفی می‌شود با مراجع (بیمار) مواجه می‌شود. در این تکنیک پذیرش اولیه (پذیرش توهم بیمار) برای هدایت در مسیر درمان از سوی تراپیست راه ورود به مداخله درمانی است. بوعلی به درستی دریافته است که برای مسئله گشایی از دو وادی باید گذر کند. وادی نخست «درک و پذیرش مشکل و مسئله» است و وادی دوم «بر ایجاد و اجرای راه حل‌های جایگزین برای حل مسئله متمرکز» است. در مرحله اول مسئله‌گشایی، تحلیل رفتار مجدالدوله مالیخولیایی است و شامل کسب بینش نسبت به الگوهای رفتار تکراری (توهم گاو بودن و …)، در ادامه دادن اطلاعات آموزشی درباره اصول رفتار، هنجارها و مسائلی از این دست است که در قالب بازی اتفاق می‌افتد.

مرحله دوم مسئله‌گشایی است که شامل به‌کارگیری تحلیل درست، یافتن راه حل، شیوه و محل درمان، تدوین پروتکل درمانی (برنامه زمان‌بندی شده برای درمان) توسط درمانگر و دیگر اعضای گروه با هدف یافتن روش‌های تغییر است تا در ادامه مراجع همراهی بیشتری با درمانگر داشته باشد. در این روش بوعلی سینا راهی را در پیش می‌گیرد که در «تشخیص و هدایت»، «در طراحی و اجرای پروتکل درمان» و «مراقبت حین و پس از درمان» و ارزیابی و نتیجه، کاملاً با متدهای جدید دراماتراپی امروزی همخوانی دارد.

اهمیت تشخیص در در روان درمانی سینایی

براین اساس در روان درمانی سینایی تشخیص به عنوان رسیدن به شرح روشنی از نشانه‌ها و علایم بیماری مطرح می‌شود که با همدلی درمانگر و مراجع آغاز می‌شود تا پس از پذیرش دوسویه در ادامه درمانگر راه و روش درمان و شیوه مواجهه خود را ترسیم کند. همانگونه که ذکر شد در درمان شاهزاده مجدالدوله، بوعلی سینا در برخورد اولیه در قالب تکنیک‌بازی توهم «پذیرش باور ذهنی» بیمار شرایط مطلوب ارتباط متقابل را مهیا می‌سازد و این انتخاب کاملاً آگاهانه و هدفمند برای مواجهه درست با مسئله تعارضی و روانی بیمار است که بوعلی سینا آن را به درستی پیگیری می‌کند.

بوعلی با پذیرش باور ذهنی (توهم) بیمار راه را برای اجرای روش درمانی که در ذهن خود ترسیم کرده مهیا می‌سازد. او به خوبی می‌داند مقابله و رد باورهای بیمار نه تنها کمکی به درمان او نمی‌کند بله مانع درمان نیز می‌شود، پس «روش پذیرش، تایید و تعهد» را در پیش می‌گیرد؛ روشی که امروزه تحت عنوان «اکت تراپی» مطرح است و توسط پروفسور استیون هیز مطرح شده است و به نظر می‌رسد از بن مایه‌های تفکری بوعلی بی‌بهره نباشد. در این روش درمانی، مراجع از طریق شش فرایند اساسی (پذیرش، همجوشی زدایی شناختی، آگاهی از لحظه حال، توجه خود به عنوان زمینه، ارزش‌ها و اقدام متعهدانه) هدایت می‌شود تا به گشودگی برسد و تمام تجربیات را، (با هدایت درمانگر) یعنی انواع گوناگون افکار و احساسات، همانگونه که هستند را تجربه می‌کند. اینکه مرز پذیرش و تعهد و تایید و حدود آن کجاست؛ به هوش و خلاقیت درمانگر بستگی دارد که در این زمینه بوعلی سینا به بهترین وجه ممکن تایید اولیه را بهترین کار برای تعامل بین درمانجو و درمانگر می‌داند تا در ادامه سکان هدایت و روش درمان را در دست گیرد.

در «اکت تراپی» شش هدف مهم مد نظر است که به نظر می‌رسد در درمان ترکیبی شاهزاده مالیخولیایی توسط بوعلی سینا قابل تفسیر و بررسی است. این شش هدف عبارت اند از:

۱) فاصله‌گیری شناختی (همجوشی‌‍زدایی از افکار)

۲) پذیرش

۳) برقراری تماس با لحظه حال

۴) خود مشاهده‌گری (نگاه به خود به عنوان زمینه و بافتار مسئله)

۵) ارزش‌ها

۶) عمل و اقدام متعهدانه

در ادامه این بیمار است که باید پاسخ عمل و اقدام و اعتماد متقابل درمانگر خود را بدهد، نخستین و مهم‌ترین پذیرش ذهنی در این مرحله اتفاق می‌افتد و این پاسخ مثبت بیمار دقیقاً همان راهکاری است که بوعلی برای مداخله درمانی و هدایت مجدالدوله به‌کار می‌گیرد، یعنی «رساندن بیمار به مرز پذیرش»، در درمان بیماری‌های روانی این یک قانون کلی است که برداشتن نخستین گام و مانع ارتباطی سخت‌ترین و مهمترین کار در ارتباط متقابل است، یعنی باید کاری کرد که مراجع ارتباط متقابل را بپذیرد، با برداشتن نخستین مانع موانع بعدی خود را نشان می‌دهند که برای مجدالدوله نخوردن غذا و ممانعت از خوردن دارو دو مانع بزرگ و به قولی باور ناکار آمد تلقی می‌شوند.

مهار اسب چموش بیماری

اینکه بیمار بپذیرد گیاهان دارویی و غذا بخورد حلقه بعدی پروتکل درمانی بوعلی سینا است تا در ادامه با ارتباط با زمان حال درمانگر قادر باشد هدایت روند درمان را در دست گیرد و به قولی افسار اسب چموش بیماری را مهار کند و با دقتی وصف‌پذیر نشانه‌های بیماری و ذهنیت و توهم بیمار را بیشتر بشناسد و چراغ راه خود مشاهده‌گری بی افروزد و مسیر شناخت درمانجو را هموار سازد.

پس باورهایش را دسته‌بندی کرده و مرز رابطه را به درستی رعایت و حفظ می‌کند. به همین دلیل است که به تصورات وهمی مراجع صدمه‌ای نمی‌زند و تنها چراغی در دست با او همراهی می‌کند تا با شناخت و دقت بیشتری مسیر درمان به مدد خود بیمار طی شود. بوعلی به درستی می‌داند که مجدالدوله داروها و غذا را به تصور چاقی و فربه شدن و با خیال ذبح‌شدن می‌خورد نه درمان دردهای روحی و روانی‌اش، پس با دقت فزاینده‌ای روند درمان را در پیش می‌گیرد تا بیمار همچنان پیوستگی ارتباطی خود را با درمانگر حفظ کند.

در ادامه ارزش‌های واقعی و وجودی مجدالدوله آرام آرام خود را نمایان می‌کند، تاثیرات مثبت داروهای گیاهی و غذاهایی که به او خورانده شده است نظام جسمی و روانی او را با هم هماهنگ می‌کند تا در این هماهنگی دو دنیای درون و بیرون از این پس بیمار تابع هدایت‌های درمانگران شود. این همراهی و همگامی روز به روز تاثیرات مثبت بیشتری از خود نشان می‌دهد و تاثیر آگاهانه و هدایتگرانه بوعلی سینا بیشتر خود را نمایان می‌کند تا جایی که «پذیرش» و «تعهد» وجهه تعاملی قدرتمندتری به خود می‌گیرد و درمانجو و درمانگر همراه و هم مسیر راه درمان را طی می‌کنند.

اما برای رسیدن به این فرایند درمانی بوعلی یک قالب نمایشی مراقبت شده می‌خواهد. او می‌بایست روشی از اجرای نمایش را انتخاب کند که هم پذیرش درمانی داشته باشد و هم پذیرش اجرایی؛ قالبی که هم مورد پذیرش بیمار باشد و هم راه علاج را نشان دهد. این همان روشی است که امروزه تحت عنوان نمایش بیرونی و خارج از فضای معماری شده اجرا می‌شود و نمایش بیرونی دارای ویژگی‌هایی است به شرح زیر:

– نخست محل اجرا است: محل اجرا فضاهای بیرونی و عمومی است.

– دوم: نمایش اغلب بدون اعلام قبلی برگزار می‌شود.

– سوم سناریو اغلب از پیش طراحی شده نیست و عموماً طرح یک موقعیت است و در ادامه توسط نمایشگران بداهه‌پردازی می‌شود.

– چهارمین ویژگی تعاملی بودن و خلاقانه بودن است یعنی مرزی برای تماشاگر و نمایشگر قائل نیست مسیر بازی بداهه مهیا است.

– پنجم گستردگی موضوعی است یعنی گستره عظیمی از موضوعات را دربر بگیرد.

– ششم تنظیمات نور و صدا در آن به ندرت صورت می‌گیرد.

– هفتم حضور و مشارکت در آن غیر منتظره و اغلب تصادفی است.

بوعلی سینا تئوری درمانی خود را در قالب یک «نمایش بیرونی در فضای قصر» اجرا می‌کند تا با بهره‌گیری از بازی بداهه و هدایتگری خود مجال برون‌ریزی را برای مراجع مهیا سازد. به نظر می‌رسد در این مرحله نقش‌گزاری روانی به درستی انجام شده است چون هم درمانگر (بوعلی سینا) و هم درمانجو (مجدالدوله) موقعیت را پذیرفته‌اند و بازی تعاملی صحنه ذبح به درستی اجرا می‌شود. در این روش اجرایی توجه به فضای نمایش فرایند روان نمایشگری را تسهیل می‌کند؛ فضایی که امروزه در کلینیک‌های درمانی تحت عنوان «اتاق درمان» یا محل درمان یا «صحنه اجرا» از آن یاد می‌شود.

هویت‌بخشی​ نمایشی به فضای درمان

بوعلی مراجع را به مطب و محل کار خود فرا نمی‌خواند، بله او خود به خانه بیمار می‌رود. محل درمان همان قصرحکومتی است؛ نکته‌ای که در سبک اجرایی ژاکوب لویی مورنو یکی از پیشگامان دراماتراپی نوین به صراحت مورد توجه قرار گرفته است و از آن تحت عنوان «هویت بخشی نمایشی به فضای درمان» یاد می‌شود. مورنو در این زمینه می‌گوید تفاوت کار روان‌نمایشگری با دیگر درمان‌ها این است که درمانگر خود به میان خیل درمانجویان می‌رود و راهکار درمانی را در همان محلی که درمانجو در آن حضور دارد می‌یابد؛ فضایی امن و به دور از هر عنصر مختل کننده.

گام بعدی یافتن موقعیت نمایشی است (صحنه ذبح) و پس از آن اجرای فرایند نقش‌گزاری روانی آغاز می‌شود. بوعلی با پوشیدن لباس قصابان و بازی نقش قصاب و ایجاد شرایط محیطی مناسب برای خلق بازی و نقش متقابل علاوه بر هویت‌بخشی به فضای نمایشی در راستای پذیرش شرایط ذهنی و توهمی مراجع و کمک گرفتن از تیمی تخصصی برای ادامه درمان یعنی افرادی که امروزه در دراماتراپی تحت عنوان «یاوران نمایشی» از آنها یاد می‌شود و کار مهم آنها بست موقعیت داستانی، بازی‌ساز و بازی‌گیر است و همراه شخصیت اصلی و درمانجو هستند، نقش آفرینی‌های درمانجو را باورپذیرتر می‌کند. به کارگیری این دست یاران و یاوران نمایشی و هدایت همزمان درمانگر (بوعلی سینا) اجرایی درست و ملموس را پیش می‌برد.

با ورود مجدالدوله (درمانجو) در بازی نمایشی، «بازی روانی» و نقش‌گزاری روانی آغاز می‌شود تا در ادامه بیمار هم به نقش‌آفرینی در این صحنه نمایشی مشابه با موقعیت ذهنی‌اش ترغیب شود و فضاسازی و بازی‌سازی و بازی‌گیری‌ها را باور کند و هم این صحنه‌ها چنان ملموس و واقعی جلوه داده شوند که نه تنها به باورهای توهمی بیمار لطمه‌ای وارد نمی‌کند، بلکه پاسخ مثبت روانی دریافت می‌کند.

در ادامه بیمار (مجدالدوله) از سرعلاقه و شوق نقش توهمی خود را (نقش گاو) را به بهترین وجه ممکن بازی می‌کند این برون‌ریزی تصویری کردن توهم ذهنی اوست که در دراماتراپی «تخلیه روانی» گفته می‌شود، تا در ادامه نقش مقابل او که خود (بوعلی سینای درمانگر است) هدایت بازی را در دست گیرد و پاسخ روانی ذهن بیمار را به سمتی که خود می‌خواهد هدایت می‌کند (برای ذبح شدن گوشتی نداری باید فربه و چاق شوی …!). این کلام کلیدی شاه بیت رابطه بین «دنیای توهمی» و «دنیای خیالی» ساخته شده در نمایش است. در این شرایط بیمار مات و مبهوت به دنبال پاسخ می‌گردد اما هیچ راه گریزی نیست باید پذیرفت برای ذبح شدن باید فربه و پروار شد پس باید غذا بخورد.

در ادامه بوعلی سینا پاسخ این پرسش ذهنی را در بازی نقشی خود به مراجع می‌دهد (این گاو لاغر است گوشت ندارد برای ذبح شدن آماده نیست، به او گیاه بدهید تا فربه و پروار شود و آماده ذبح گردد (منظور گیاهان دارویی است) و این درست‌ترین پاسخ برای ذهن مجدالدوله و راه درمانی است که بوعلی سینا به آن دست یافته است؛ درمانی چند وجهی که در هماهنگی روح، روان مراجع به دست می‌آید این روش درمانی امروزه در دنیا مورد توجه جدی است و با عنوان روان نمایشگری یا دراماتراپی شناخته می‌شود.

هدف این فرایند درمانی هدایت ذهن متوهم مجدالدوله و اصلاح و ترمیم تعارضات روانی اوست تا در ادامه با ایجاد شرایط تعاملی بین درمانگر و بیمار، هویت‌بخشی نمایشی به محل اجرا، صحنه‌سازی و بهره‌گیری و استفاده از ابزارهای مناسب موقعیت نمایشی، بازسازی و خلق داستان بداهه مشابه با مسئله تعارضی و ایجاد فضای مناسب نمایشی برای ارائه نقش‌ها و هدایت صحنه‌های بازی و مداخله به موقع همه و همه موجب شود بوعلی سینا در درمان شاهزاده مالیخولیایی سربلند باشد.

روشی را که حدود هزار سال پیش بوعلی سینا برای درمان بیماران روانی به کار گرفت امروزه در دنیا تحت عنوان روان‌نمایشگری، دراماتراپی، سایکودراما یا نمایش درمانی شناخته می‌شود.

*دراماتراپیست و عضو رسمی انستیتو هنر درمانی پاریس

خوانش نوای اسرارآمیز و به ماه ناخنک زدم در جلسات نمایشنامه‌خوانی انجمن بازیگران

دو نمایشنامه «نوای اسرارآمیز» و «به ماه ناخنک زدم» شنبه 18 شهریور در سری جلسات نمایشنامه‌خوانی انجمن بازیگران روخوانی می‌شود.

«نوای اسرارآمیز» نوشته اریک امانوئل اشمیت با ترجمه شهلا حائری به کارگردانی آزیتا نوری‌وفا روخوانی می‌شود. حسن عسگری و کیوان هاشمی نقش‌خوانان آن هستند.  در خلاصه این نمایشنامه آمده است: «مردی که جایزه ادبی نوبل گرفته و نگرش  آوانگارد نسبت به مقوله ی عشق دارد و به همین دلیل معشوقه ی خود را وادار به جدایی از خود می‌کند  و دورادور با او ارتباط دارد در حالیکه معشوقه اش ازدواج کرده و …» . این نمایشنامه ساعت 18، هجدهم شهریور در سالن جوانمرد خانه تئاتر روخوانی خواهد شد.

« به ماه ناخنک زدم» با نویسندگی، کارگردانی و تهیه‌کنندگی فریبا شاهسون روخوانی هم در همین روز خواهد شد. فریبا شاهسون، سپیده پهلوان‌زاده، حسن تسعیری، منوچهر علیپور، مهری آل‌آقا، حمید بهرامی، مهدی وثوقی‌راد، وحید ترحمی‌مقدم، کوروش برزی و بازیگر نوجوان رستا اینانلو، نقش‌خوانان این نمایش هستند. این نمایشنامه ساعت 19:30 هجدهم شهریور در سالن جوانمرد روخوانی می‌شود.

این اثر نمایشی آبان  ۱۴۰۱ با تیراژ ۵۰۰ نسخه به چاپ رسید و در اسفند ۱۴۰۱  با تیراژ ۵۰۰ نسخه، به چاپ دوم رسید. چاپ دوم این کتاب در سی و چهارمین‌ نمایشگاه بین‌المللی رونمایی شد.

کتاب «به ماه ناخنک زدم» در هفت پرده نمایشی، شش قصه را در ارتباط با روزهای جنگ‌ تحمیلی و دفاع مقدس روایت می‌کند و در طول قصه‌ها، شخصیت‌ها با روایت مسیر خویش، زندگی خود را به تصویر می‌کشند و در بطن دیالوگ‌ها به این‌موضوع می‌پردازد که انسان در طول زندگی خویش با جنگ‌های متفاوتی روبروست که به آن‌ها تحمیل شده است و جنگیدن فقط شامل تفنگ در دست گرفتن نیست. هر انسانی در پروسه زندگی و مسیرش جنگ‌هایی به او تحمیل‌می شود و او ناگزیر به مبارزه است.

علاقمند می‌توانند برای تهیه به سایت تیوال مراجعه کنند.

سالن جوانمرد خانه تئاتر در خیابان سمیه بعد از تقاطع نجا‌ت‌اللهی، پلاک 260 واقع شده است.

در سومین نشست «صدای نمایشنامه‌نویس» مطرح شد: ترجمه این نمایشنامه مانند یک ضیافت اجرایی کوچک بود

سومین نشست «صدای نمایش‌نامه‌نویس» به نمایش‌نامهخوانی نمایش‌نامه‌ی «معمار و امپراطور آشور» نوشته‌ی فرناندو آرابال اختصاص داشت و در این نشست رامین ناصرنصیر برای آتیلا پسیانی که قصد داشته این نمایش‌نامه را روی صحنه بیاورد، آرزوی سلامتی کرد.

 

به گزارش گروه خبر سایت خانه تئاتر به نقل از روابط عمومی کانون نمایشنامه‌نویسان و مترجمان تئاتر ایران، سومین نشست از سلسله نشست‌های «صدای نمایشنامه‌نویس» به خوانش نمایشنامه «معمار و امپراطور آشور» نوشته‌ی فرناندو آرابال، اختصاص داشت که طی آن رامین ناصرنصیر و شهرام زرگر، مترجمان این نمایشنامه، با همراهی راضیه قلی‌پور به خوانش آن پرداختند.

 

بر اساس این گزارش، در این نشست که شامگاه شنبه، یازدهم شهریور ماه در سالن عباس جوانمرد عمارت خانه تئاتر برگزار شد، پس از نمایش‌نامه‌خوانی این اثر، دو مترجم توضیحاتی درباره آثار آرابال ارایه کردند. در سومین نشست صدای نمایشنامه‌نویس رامین ناصرنصیر یادآوری کرد که حدود 24 سال پیش با همراهی شهرام زرگر این نمایشنامه را مشترکاً ترجمه کرده‌اند.

او توضیح داد: آن زمان ترجمه این نمایشنامه برایمان مانند یک ضیافت اجرایی کوچک بود و می‌کوشیدیم تک تک جملات آن را بازی کنیم چون حتی خیلی از مترجمان صاحب‌نام هم با اینکه نمایشنامه‌ها رابه زیبایی ترجمه کرده‌اند ولی زبان ترجمه‌هایشان برای اجرای صحنه‌ای چندان خوش‌آهنگ و روان نیست.

 

او ادامه داد: پیش از ترجمه این نمایشنامه، در نمایشنامه دیگر آرابال، «پیک نیک در میدان جنگ» بازی کرده بودم و کشف جهان این نویسنده برایم جذاب بود. دوره‌ای که ما این متن را ترجمه کردیم، این گونه نبود که نمایشنامه‌ها به راحتی در دسترس باشد. بنابراین یافتن متنی از این نویسنده برایمان جذابیت زیادی داشت.

 

 

ناصرنصیر نمایشنامه «معمار و امپراتور آشور» را بسیار پیچیده و پر تمثیل توصیف کرد و با اشاره به تاثیر جنگ‌های جهانی بر آثار نمایشنامه‌نویسان اروپایی افزود: نمایشنامه‌هایی که بعد از جنگ‌های جهانی نوشته شده، بسیار تحت تأثیر فضای بعد از جنگ است. بشر در یک قرن برای دومین بار مرتکب حماقتی شده که در پی آن نه تنها کشورها بلکه همه باورهایش هم فرو ریخته است. این نمایشنامه نیز همچون آثار ساموئل بکت، متاثر از پیامدهای بعد از جنگ است.

این بازیگر اضافه کرد: پیش از ماجرای کرونا، آتیلا پسیانی قصد داشت برداشت آزادی از این نمایشنامه را اجرا کند که همه‌گیری کرونا، این مجال را نداد.

 

در این نشست، شهرام زرگر، دیگر مترجم این نمایشنامه که خوانش آن را نیز در کنار ناصر نصیر انجام داد، گفت: در کنار رامین که بازیگر بسیار خوبی است، نمایشنامه‌خوانی کار بیهوده‌ای است.

 

این استاد دانشگاه با اشاره به ویژگی آثار آرابال افزود: شخصیت آرابال خیلی دراماتیک و میزبان ستیز است. موضع‌گیری‌های او سبب شده که آثارش در بسیاری از دوره‌ها مجوز ترجمه و انتشار نگیرند.

 

زرگر خاطرنشان کرد: برای ما ترجمه یک نمایشنامه، با هدف اجراست نه صرفاً برای خواندن. با همین نگاه معتقدیم مترجم به عنوان اولین واسطه میان نویسنده و خواننده، باید بهترین پیشنهاد اجرایی را بدهد.

 

این مترجم اضافه کرد: در کشور ما نزدیک‌ترین شخصیت به آرابال، صادق هدایت است. هر دو بسیار صریح و بی‌پرده‌اند و همین سبب شده آثارشان همیشه و در همه دوره‌ها، گزینه مناسبی برای سانسور مناسب باشند.

 

زرگر با اشاره به مهاجرت آرابال به فرانسه توضیح داد: آرابال اسپانیایی است اما همه نمایشنامه‌های خود را به فرانسوی نوشته است. البته زمان نگارش این متن، زبان فرانسوی او خیلی خوب نبوده و به کمک همسر فرانسوی زبانش این متن را به فرانسوی نوشته است.

او درباره دشواری این نمایشنامه برای اجرا نیز گفت: این نمایشنامه به ندرت در جهان روی صحنه رفته. در اولین اجرای آن با کارگردانی ویکتور گارسیا، آنتونی هاپکینز نقش امپراتور را بازی کرده است.

 

زرگر با اشاره به بافت فرهنگی منطقه آندلس و تأثیر آن بر نویسنده‌ای مانند آرابال توضیح داد: منطقه آندلس، تقابل سه دین است؛ یهودیت، مسیحیت و اسلام که خیلی با هم داد و دهش دارند. این سه فرهنگ در این منطقه با هم آمیخته شده‌اند.

در ادامه این نشست، رامین ناصرنصیر نیز در پاسخ به پرسش یکی از حاضران درباره محتوای نمایشنامه « معمار و امپراتور آشور» توضیح داد: در کارهای آرابال، بیش از هر چیزی با هجو سر و کار داریم. او همه چیز را به چالش می‌کشد و هجو می‌کند.

 

 

او با تأکید بر این‌که در ترجمه نمایشنامه، ناگزیر ظرایفی از کار از دست می‌رود، ادامه داد: هر چه از زبان اصلی دور شویم و به زبان‌های واسطه بیشتری، روی آوریم، چیزهای بیشتری از دست می‌رود. به همین دلیل سال‌هاست که برای ترجمه، متن را از زبان اصلی انتخاب می‌کنم ولی ترجمه این نمایشنامه مربوط به دوره جوانی و جاهلی ماست. آرابال همه نمایشنامه‌هایش را به فرانسوی نوشته است. ما این نمایشنامه را از نسخه انگلیسی ترجمه کردیم و با نسخه فرانسوی تطبیق دادیم.

 

در این نشست که با اجرای بهزاد صدیقی، عضو هیئت مدیره و سخن‌گوی کانون نمایشنامه‌نویسان و مترجمان تئاتر ایران و دبیر سلسله نشست‌های صدای نمایشنامه‌نویس برگزار شد، توضیح داد که احمد کامیابی مسک (مترجم و استاد دانشگاه) نمایشنامه «معمار و امپراطور آشور» را در سال ۹۰ ترجمه کرده ولی میزان ممیزی این نمایشنامه آن‌چنان زیاد بوده که ایشان، از انتشار آن صرف‌نظر کرده است.

 

او یادآوری کرد: بیشتر ایرانیان آرابال را با نمایشنامه «پیک نیک در میدان جنگ» می‌شناسند. هم‌چنین زنده یاد مدیا کاشیگر و ناصر حسینی مهر، برخی از نمایشنامه‌های او را به فارسی برگردانده‌اند.

 

صدیقی با اشاره به درون‌مایه آثار آرابال افزود: شقاوت، مسائل جنسی و خشونت از جمله موضوعاتی است که در آثار آرابال، تبلور دارد.

در ادامه این نشست، نکاتی درباره ظرایف ترجمه نمایشنامه از سوی مخاطبان مطرح شد و ناصر آقایی، کارگردان و استاد دانشگاه که دستی هم در ترجمه دارد، ابراز تأسف کرد: در ایران، در زمینه ترجمه آثار کلاسیک دچار ضعف هستیم؛ مثلاً در آثار شکسپیر، زبان یک سرباز با شاه متفاوت است ولی در ترجمه‌های ما از شکسپیر عموماً زبان همه شخصیت‌ها یک‌دست ترجمه شده است.

در پایان نشست، لوح تقدیری از طرف کانون نمایشنامه‌نویسان و مترجمان تئاتر ایران به شهرام زرگر و رامین ناصرنصیر اهدا شد.

لازم به یادآوری است در سومین نشست صدای نمایش‌نامه‌نویس، تعدادی از هنرمندان تئاتر هم‌چون ناصر آقایی، جمشید جهان‌زاده، فررزانه نشاط‌خواه، سلما سلامتی، رؤیا بختیاری، کوروش سلیمانی، شهرام ابوالقاسمی، رحیم رشیدی‌تبار و … حضور داشتند.

 

انتشار نامه سرگشاده هیات مدیره انجمن تئاتر کودک و نوجوان به وزیر ارشاد و مدیرانش

وزیر محترم وزارت فرهنگ و  ارشاد اسلامی

معاونت محترم هنری

مدیرکل محترم هنرهای نمایشی

 

با سلام و احترام؛

گروه های نمایش کودک و نوجوان سراسر ایران هر ساله در این ایام مشغول آماده سازی و تمرین آثار خود برای حضور در جشنواره بین المللی تئاتر کودک و نوجوان بوده اند. با توجه به اینکه خبری مبنی بر برگزاری بیست و هشتمین دوره‌ی جشنواره بین المللی تئاتر کودک و نوجوان در استان یزد از جانب اداره کل هنرهای نمایشی در خبرگزاری ها اعلام شد، اکثر گروه‌های نمایشی حوزه‌ی کودک و نوجوان سراسر ایران، مراتب تشکر و خرسندی خود را از این تصمیم اداره کل هنرهای نمایشی و دبیر محترم جشنواره، به انجمن صنفی سراسری تئاتر کودک و‌نوجوان ایران اعلام داشتند؛ لذا به بهانه‌ی این یادداشت حمایت خود را از این تصمیم خردمندانه اعلام می داریم و پس از اعلام این خبر گروه‌های نمایشی انتظار دارند مسئولین پر تلاش استان یزد و دبیر محترم جشنواره به سرعت فراخوان و تاریخ برگزاری را اعلام کنند، تا زودتر برای این جشنواره بین‌المللی آماده شویم؛ اما نمی‌دانیم مشکل کجاست که هر روز فراخوان های جشنواره‌های نوپا در مرکز هنرهای نمایشی منتشر می‌شود و به جشنواره‌ی تئاتر کودک و نوجوان با قدمت حدودا” سی ساله که می رسیم، همیشه باید دقیقه‌ی نود برگزار شود. درخواست ما از اداره کل هنرهای نمایشی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی این است که جوابی در خصوص اعلام نشدن فراخوان بیست و هشتمین جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان در یزد بدهد.

گروه‌های شریف تئاتر کودک و نوجوان ماه‌هاست که منتظر این فراخوان هستند و شاخص‌ترین عملکرد حمایتی وزارت ارشاد از تئاتر کودک و نوجوان، برگزاری همین جشنواره بین المللی است که بارها از طریق دبیر جشنواره پیگیر شدیم اما به جواب مشخصی نرسیدیم. امیدواریم که مسئولین محترم وزارت ارشاد پاسخی برای این همه تاخیر در اعلام فراخوان داشته باشند و امید تئاتر کودک و نوجوان را نا امید نکنند.

 

هیات مدیره ی انجمن صنفی سراسری تئاتر کودک و نوجوان

گزارش برخی از فعالیت‌های هیات‌مدیره‌ی کانون نمایش‌نامه‌نویسان و مترجمان تئاتر ایران

گزارش برخی از فعالیت‌های هیئت‌مدیره‌ی کانون نمایش‌نامه‌نویسان و مترجمان تئاتر ایران (از 12 بهمن‌ماه 1401 تا 11 شهریورماه 1402) به شرح زیر است:
انتخابات دوازدهمین دوره‌ی هیئت مدیره‌ی کانون نمایش‌نامه‌نویسان و مترجمان تئاتر ایران در تاریخ 5/11/1401 برگزار شد و از شروع فعالیت این هیئت مدیره تا کنون (شهریورماه 1402)، هیئت مدیره‌ی کنونی این کانون فعالیت‌هایی را به شرح ذیل انجام رسانده است:
1- نخستین جلسه‌ی هیئت مدیره‌ی دوره‌ی دوازدهم کانون نمایش‌نامه‌نویسان و مترجمان تئاتر ایران، در تاریخ 12/11/1401 برگزار شد و تا کنون این هیئت مدیره 19 جلسه را برای پی‌گیری اهداف و حمایت از اعضای خود برگزار کرده است.
2- کانون نمایش‌نامه‌نویسان و مترجمان تئاتر ایران به منظور بهره‌گیری از تجربیات و مشورت‌های نمایش‌نامه‌نویسان مجرب در خصوص مسائل و برنامه‌های کلان و مهم خویش، اعضای شورای عالی مشاوران کانون نمایش‌نامه‌نویسان و مترجمان تئاتر ایران را انتخاب و معرفی کرده و این شورا را تشکیل داده است. اعضای متشکل از محمد امیریاراحمدی، محمد رحمانیان، حمید امجد، نادر برهانی مرند و افروز فروزند است. این شورا تا کنون دو جلسه برگزار کرده است.
3- انتخاب و معرفی محمد رحمانیان به عنوان دبیر دهمین دوره‌ی انتخاب آثار برتر ادبیات نمایشی ایران در تاریخ بیست‌وهفتم فروردین‌ماه 1402. هم‌چنان‌که می‌دانید این فعالیت کانون نمایش‌نامه‌نویسان و مترجمان تئاتر ایران یکی از مهم‌ترین برنامه‌هایی است که از سال 1384 تا کنون توسط این کانون برگزار می‌شود.
4- تهیه، تنظیم و انتشار فراخوان دهمین دوره‌ی انتخاب آثار برتر ادبیات نمایشی ایران در تاریخ دوازدهم اردی‌بهشت‌ماه 1402.
5- بررسی، بازنگری و بازنویسی اساس‌نامه‌ی کانون نمایش‌نامه نویسان و مترجمان تئاتر ایران که به تأیید و تصویب هیئت مدیره‌ی این کانون رسیده است و این اساس‌نامه هم اکنون نیز در شورای عالی مشاوران کانون نمایش‌نامه‌نویسان و مترجمان تئاتر ایران در دست بررسی و تصویب نهایی است تا پس از تأیید این شورا، در مجمع عمومی فوق‌العاده‌ی کانون نمایش‌نامه نویسان و مترجمان تئاتر ایران به تأیید و تصویب اعضای کانون برسد.
6- بررسی، بازنگری و بازنویسی آئین‌نامه‌ی حقوق و دست‌مزد نمایش‌نامه‌نویسان و مترجمان تئاتر ایران که به تأیید و تصویب هیئت مدیره‌ی این کانون رسیده است.
7- راه‌اندازی دوباره‌ی سلسله‌ نشست‌های نمایش‌نامه‌خوانی کانون نمایش‌نامه‌نویسان و مترجمان تئاتر ایران با عنوان صدای نمایش‌نامه‌نویس که با شکل جدید به صورت ماهانه و در نخستین شنبه‌ی هر ماه در سالن استاد جوانمرد برگزار می‌شود. یادآور می‌شود تا کنون سه نشست از این نشست‌های نمایش‌نامه‌خوانی با حضور و نمایش‌نامه‌خوانی محمد رحمانیان با نمایش‌نامه‌ی مجلس شبیه استاد نوید کاکان و همسرش مهندس رخشید فرزین نوشته‌ی استاد بهرام بیضایی در تاریخ بیستم خردادماه 1402، دکتر قطب‌الدین صادقی با نمایش‌نامه‌ی دیگر کسی به ما سلامی نکرد نوشته‌ی ایشان در تاریخ هفتم مردادماه 1402 و با حضور و ترجمه‌ی شهرام زرگر و رامین ناصرنصیر با نمایش‌نامه‌ی معمار و امپراطور آشور نوشته‌ی فرناندو آرابال در تاریخ یازدهم شهریورماه 1402 برگزار شده است.
8- تهیه، تنظیم و انتشار نامه‌ی سرگشاده‌ی کانون نمایش‌نامه‌نویسان و مترجمان تئانر ایران به مسئولان و مدیران تئاتر ایران در تاریخ دهم اردی‌بهشت‌ماه 1402.
9- بررسی 15پرونده‌ی متقاضی عضویت در کانون نمایش‌نامه‌نویسان و مترجمان تئانر ایران و تأیید هشت پرونده برای عضویت در این کانون.
10- آماده‌سازی و طراحی وب‌گاه کانون نمایش‌نامه‌نویسان و مترجمان تئاتر ایران که به زودی رونمایی می‌شود.
11- نگارش، تهیه و تنظیم آیین‌نامه‌ی کارگروه جذب سرمایه گذار و اسپانسرینگ کانون نمایش‌نامه‌نویسان و مترجمان تئانر ایران. این آیین‌نامه در دست بررسی هیئت مدیره‌ی کانون است تا به تصویب و تأیید نهایی برسد.
12- طراحی و بازپیرایی اقلام هویت بصری کانون شامل، لوگو، مُهر، سربرگ‌های فارسی و انگلیسی، پاکت‌های نامه و اداری و … توسط جناب حمید نیک‌خواه، هنرمند طراح و گرافیست.
13- برنامه‌ریزی و آماده‌سازی سلسله ‌نشست‌های تخصصی کانون نمایش‌نامه‌نویسان و مترجمان تئاتر ایران که مقرر است از پاییز سال جاری برگزار می‌شود.
14- تهیه و تدوین دو آیین‌نامه‌ی برگزاری جلسات هیئت مدیره‌ و آیین‌نامه‌‌ی داخلی کانون نمایش‌نامه‌نویسان و مترجمان تئانر ایران که هم‌ اکنون این دو آیین‌نامه در دست بررسی هیئت مدیر‌ی کانون است تا به تأیید و تصویب نهایی برسد.
15- برنامه‌ریزی برای انتشار مجدد فصل‌نامه‌ی نمایش‌نامه و برآورد هزینه‌های انتشار آن. یادآور می‌شود این فصل‌نامه در دوره‌های قبلی هیئت مدیره‌ی کانون نمایش‌نامه‌نویسان و مترجمان تئاتر ایران از سال 1390 تا سال 1395 در 12 شماره و هفت جلد منتشر شده بود.
16- انتخاب اعضای شورای داوری کانون. این شورا متشکل از دو مشاور حقوقی و سه عضو کانون نمایش‌نامه‌نویسان و مترجمان تئاتر ایران شامل آقایان اصغر نوری، علی بیگدلی و خانم‌ ژاله محمدعلی (از اعضای کانون)، آقای رضا سلیمی و خانم آهو ایمانی (کارشناسان حقوقی) است. این شورا آیین‌نامه‌ی شورای داوری کانون را تهیه و تدوین کرده است.
17- برنامه‌ریزی و هماهنگی برای برگزاری آیین نکوداشت نمایش‌نامه‌نویسان ایران با عنوان شب نمایش‌نامه‌نویس که مقرر است به صورت فصلی برگزار شود.

انتشار فراخوان نخستین جشنواره نمایشنامه‌نویسی اثر

نخستین جشنواره‌ نمایشنامه‌نویسی اثر با حمایت موسسه فرهنگی هنری راوی برگزار می‌گردد.

 

این جشنواره هر ساله به کوشش شهرام احمدزاده (نمایشنامه‌نویس، محقق و مدرس تئاتر) و محسن عظیمی (نویسنده، نمایشنامه‌نویس و کارگردان تئاتر) به پاسداشت یکی از نمایشنامه‌نویسان برجسته‌ی ایرانی برگزار شده و نخستین دوره‌ی آن به پاس زحمات «محسن یلفانی» در عرصه‌ی ادبیات نمایشی کشور، با حمایت موسسه فرهنگی هنری راوی (با مدیریت سید محمدحسین حسینی) برگزار می‌گردد.

 

محمدیعقوبی نمایشنامه‌نویس، کارگردان و مدرس (تورنتو کانادا)، ناهید احمدیان مترجم، پژوهشگر و مدرس ادبیات نمایشی (دانشگاه مریلند امریکا) و ترانه برومند نویسنده، نمایشنامه‌نویس، مترجم و مدرس تئاتر (دانشگاه مریلند امریکا) داوران مرحله نهایی این دوره بوده و این جشنواره به لحاظ موضوعی شامل دو بخش است: الف: موضوع آزاد/ ب: درباره‌ی آثار و یا زندگی محسن یلفانی.

 

متن کامل فراخوان در وب‌سایت موسسه فرهنگی هنری راوی به نشانی  www.ravi-inst.com قابل دسترسی بوده و نمایشنامه‌نویسان می‌توانند پس از ثبت‌نام، آثارشان را به دبیرخانه این جشنواره ارسال کنند.

اجرای نمایشنامه برنده پولیتزر در آف برادوی

نمایش «زندگی بی‌نهایت»، براساس جدیدترین نمایشنامه آنی بیکر، نویسنده برنده جایزه پولیتزر و با کارگردانی جیمز مک‌دونالد در آف برادوی در حال اجراست.

به گزارش ایران تئاتر، نمایش «زندگی بی نهایت»، به نویسندگی آنی بیکر در حال حاضر در سالن تئاتر آتلانتیک در نیویورک روی صحنه است.

اجرای این نمایش به کارگردانی جیمز مک‌دونالد، تا هشتم اکتبر (هفدهم مهر) ادامه دارد و شب افتتاحیه رسمی نمایش دوازدهم سپتامبر (بیست و دوم شهریور) است. داستان نمایش، در شمال کالیفرنیا اتفاق می‌افتد و بر روی پنج زن تمرکز دارد که در فضایی باز، گفت‌وگویی فلسفی دارند و در حال دست‌وپنجه نرم کردن با رنج‌ها و آرزوهای‌شان هستند.

مری لوئیس برک، میا کاتیگبک، کریستینا کرک، کریستین نیلسون و … در این نمایش بازی می‌کنند.

آنی بیکر، متولد سال 1981 در آمریکاست. او سال 2004 برای نمایش «فلیک» برنده جایزه پولیتزر شد. گفتنی است در ایران، محمدحسن معجونی، نمایشنامه «فلیک» را با بازی نوید محمدزاده، ستاره پسیانی و حسین حسینیان در پردیس تئاتر شهرزاد روی صحنه برد.

رضا کیانیان با پدر باز می‌گردد

رضا کیانیان از مهرماه با بازی در نمایش «پدر» به کارگردانی آروند دشت‌آرای به صحنه بازمی‌گردد.

به گزارش ایسنا، نمایش «پدر» به کارگردانی آروند دشت‌آرای که سال گذشته بخشی از اجرای عمومی خود را در مجموعه تئاتر شهر سپری کرد، بعد از حدود ۱ سال به صحنه بازمی‌گردد و با اجرای این نمایش، حضوری دوباره روی صحنه خواهد داشت.

اجرای این نمایش با فراز و فرودهایی همراه بود؛ ابتدا گفته می‌شد که نمایشنامه‌های فلوریان زلر، (نویسنده پدر) اجازه اجرا ندارند که با پیگیری کیانیان با معاونت هنری، مشخص شد که این نویسنده ممنوع نیست و بدین ترتیب شهریور سال گذشته نمایش «پدر» اجرای خود را در تالار اصلی مجموعه تئاتر شهر آغاز کرد و با استقابل تماشاگران مواجه شد. اما بعد از سپری شدن چند اجرا، این بار شرایط اجتماعی سال گذشته منجر به توقف اجرای این نمایش شد و گروه اجرایی «پدر» هم مانند بسیاری از همکاران تئاتری خود از حضور روی صحنه باز ماندند.

این در حالی بود که بعد از دوران دشوار کرونا با اجرای نمایش‌هایی مانند «شکوفه‌های گیلاس» به کارگردانی سید محمد مساوات و «پدر» کار آروند دشت آرای، تالار اصلی تئاتر شهر بار دیگر حضور پرتعداد تماشاگران را تجربه می‌کرد. با این همه این کامیابی در میانه راه متوقف شد و «پدر» با ۲۱ اجرا به ناچار مجموعه تئاتر شهر را ترک کرد و حالا بعد از حدود یک سال قرار است این نمایش مهر ماه دوباره به صحنه برود.

بر اساس اعلام مشاور رسانه‌ای نمایش، «پدر» با ۹ هزار و ۲۷۲ تماشاگر، میزان فروش یک میلیارد و ۲۴۴ میلیون و ۶۲۵ هزار تومان به عنوان پرفروش‌ترین و پرتماشاگرترین نمایش سالن اصلی در سال ۱۴۰۱ معرفی شد.

طبق برنامه‌ریزی انجام شده پیش‌فروش بلیت دور جدید اجراهای «پدر» از ۱۳ شهریور در سایت تیوال آغاز می‌شود.

آروند دشت‌آرای سرپرست کمپانی «ویرگول»، پیش از این نمایش‌های متعددی از جمله «سگ سکوت»، «تن تن و راز قصر مونداس»، «کمی تاب بخوریم»، «باغبان مرگ» و «بداهه» را به صحنه برده است.

نمایشنامه «پدر» یکی از مهم‌ترین و پرطرفدارترین آثار زلر نمایشنامه‌نویس فرانسوی در جهان است که اولین بار در سال ۲۰۱۲ منتشر و در پاریس اجرا شد.

این نمایش درباره بیمارانی است که درگیر آلزایمر شده‌اند.

دیگر اطلاعات و اخبار و لیست بازیگران مربوط به دور جدید اجراهای نمایش «پدر» متعاقبا منتشر می‌شود.

گفتنی است که تالار اصلی مجموعه تئاتر شهر این روزها میزبان نمایش «بک تو بلک» کار سجاد افشاریان است که با استقبال تماشاگران مواجه شده و اجرای آن تا اواخر شهریور ماه ادامه دارد.

عکس پیوست خبر از کیارش مسیبی است.

نگاهی به نمایش انسان، اسب،پنجاه پنجاه: اجرائی دراماتیک اما یک سویه

حسن پارسایی

 

هر گونه اجرائی _ ولو با هر نوع سبک و سیاق نو و خلاقانه ای _عملأ و الزامأ باید در رابطه  با  بازنمائی داستان یا  داستانگونه ای باورپذیر و  با یک تم معین  شکل بگیرد  و مبتنی بر نتیجه گیری  و غایت مندی  پایانی  و بازخوردشده ای از متن  باشد؛ فقط با  این غایت مندی های خاص  می توان  تئاتر را  به عنوان  مدیومی کاملأ هنری و ارتقاء دهنده ارزشها  و حتا عامل ایجاد ارزش های نوین  اخلاقی، اجتماعی، انسانی ، زیبائی شناختی  و شکل گیری ساختارهای  بدیع تر به حساب آورد.

نمایش ” انسان، اسب، پنجاه پنجاه” به نویسندگی، طراحی و کارگردانی  “مرتضی اسماعیل کاشی” که هم اکنون در تالار مولوی در حال اجراست ،ظاهرأ  با نگاهی به  نمایشنامه ” کله گردها  و کله تیزها ” اثر ” برتولت برشت ” نوشته  یا  صرفأ طراحی شده و توسط خود او هم کارگردانی شده است. این نمایش از برخی جهات و مخصوصأ از نظر اجرائی،یک نمایش قابل تأمل دارای ویژگی ها و نیز کاستی های نسبی است.

نمایش با ضربآهنگی ُتند آغاز و تا پایان اجرا با همان ریتم ادامه پیدا می کند؛ این سرعت اجرا در حقیقت  نشانگر نوعی شتابزدگی است که بر شیوه بیان و حتا بر تغییر لهجه بازیگران تأثیر منفی گذاشته و سبب شده اکثر دیالوگ های آنان  برای تماشاگران غیرقابل فهم و درک نشدنی باشد.اما بازی و حرکات بازیگران حتا به رغم شتابزدگی ریتم اجرا نسبتأ جذاب و پذیرفتنی است.

گاهی در برخی اجراها  قبل از شروع نمایش  معمولأ  یک قطعه  موسیقی  پخش می  گردد  تا پیش زمینه ای برای حس ورزی و هماهنگ شدن روان تماشاگران با فضای نمایش فراهم  شود؛ این موسیقی ممکن است از جنس همان موسیقی هم باشد که به هنگام اجرا  به کار گرفته می شود. در لحظات  قبل از شروع  نمایش ” انسان ، اسب، پنجاه پنجاه”  به هنگامی که دو بازیگر در انتهای  صحنه تاریک  بی حرکت ایستاده اند،یک قطعه موسیقی طولانی به مدت تقریبی نیمساعت پخش می شود که نه تنها زمینه ای برای آ دابته کردن ذهن و احساس تماشاگران نیست ، بلکه بسیار ملال آور و دافعه زاست.

نمایش که آغاز می شود  و ادامه می یابد این  حقیقت آشکار می گردد  که، آنچه نمایش ” انسان، اسب، پنجاه پنجاه” را در حوزه اجرا  برجسته  و  خاص  کرده، استفاده هوشمندانه از تمام فضای صحنه و حتا بهره گیری از میزانسن های هوائی است که الزامأ باید بکارگیری بسیار دراماتیک سازه های ثابت  و متحرک صحنه را هم به  این  ویژگی ها افزود. “مرتضی اسماعیل کاشی” بسیار هنرمندانه از این سازه ها و شکل دهی دراماتیک میزانسن حضور  بازیگران  در صحنه ، استفاده نموده و در جاهائی حتا  به کمک انعکاس دهی  مضاعف بخشی  از  ُرخدادها در قاب های کناری صحنه، تماشاگر شاهد پرسپکتیو قرینه وار  و  جلوه  ثانویه ای از صحنه است.او کاری کرده که ابزار صحنه قابلیت حرکت در جهات مختلف، حتا به شکل دورانی را داشته باشند.

باید یادآور شد به طراحی لباس و چهره پردازی بخشی از بازیگران چندان توجه نشده است: دو گروهی که از نظر شکل “کله” هایشان الزامأ باید با هم فرق داشته داشته باشند، در اجرا نشانگر هیچ تفاوت  و تمایزی نیستند!؟  کله هایشان همسان و حتا لباس های مشابه  به تن دارند؛ درحالی  که در نمایشنامه ” کله گردها و کله تیزها” اثر ” برتولت برشت ”  تفاوت اصلی کله های افراد ، عامل تنش زا و حتا مستمسکی برای فریب دادن و تحقیر و استثمار روحی افراد است؛ اما  کم توجهی به این مقوله در این اجرا سبب شده دوگانگی و دوگونگی ظاهری آدم های نمایش هرگز دیده نشود  و در نتیجه، شکل دهی آنان  در میزانسن های  جداگانه  هم  به طور متناقض و پارادوکسیکالی بی دلیل وغیرموجه از کاردرآید.اما بقیه  میزانسن ها مناسب  و در راستای  هرچه  دراماتیک ترشدن  اجراست: این میزانسن ها به طورعینی  نشان می دهند  که  به گونه های  دیگری  نمی توانستند  باشند ، چون  میزان  کارکرد بصری  و حتا تأویل دار  بودن آن ها بالاست. فرم و کارگردانی اجرا، قراردادی و اساسأ  شخصی است: ” مرتضی اسماعیل کاشی” در عمل نشان داده که شاکله اجرائی یک متن تا حدی از خود متن برای او مهم تر ، و در نتیجه کارگردانی ” فرم گرا” است؛ مضافأ این که  تعداد بازیگران این نمایش زیاد است و هدایت این تعداد  بازیگر در تئاتر آسان نیست.

کاربری  نور با فرم  و محتوای رویداد های روی صحنه  و شکل دهی میزانسن ها همخوانی دارد. ریتم و آهنگ موسیقی هم سبب تعمیق بن مایه های  موضوعی و محتوائی حوادث  شده است. باید یادآور شد  که، اجرای نمایش ” انسان، اسب، پنجاه پنجاه ” به کارگردانی “مرتضی اسماعیل کاشی ” کاستی هائی هم دارد: چنان به نظر می رسد  که گوئی اساسأ  متنی در کار نبوده  و فقط  به طور ابتکاری  و سلیقه ای صحنه هائی شکل داده شده اند، زیرا روایت یک داستان منسجم و غایت ورزانه  که بشود  آن را مبنا قرار داد، کاربری نمایشی  پیدا نکرده است. عنوان نمایش هم  غیرکاربردی، نامناسب  و  حتا  نمایش را قبل از اجرا  سطحی و غیر حرفه ای معرفی می نماید.

به رغم موارد فوق  و در کل ، داده ها و داشته های  دراماتیک نمایشی و بصری اجرا امتیازها  و نمره بالائی  می گیرند، زیرا نشانگر ابتکارهای  شخصی ، نکته بینی  و ” فرم شناسی” عینی و بصری ذهن  کارگردان اند: با توجه به داشته های اجرائی فوق الذکر، دیدن این نمایش حتا برای خود هنرمندان تئاتر، زیبا وهمزمان از  وجوه آموزشی و اجرائی قابل توجهی  برخوردار است.