افتتاح چهارمین دوره رویداد سراسری نمایشنامه‌خوانی «توکا»

رویداد سراسری نمایش‌نامه‌خوانی «توکا» با مشارکت مرکز تولید تئاتر و تئاتر عروسکی کانون پرورش فکری و کانون تئاتر کودک و نوجوان خانه تئاتر روز ۲۲ آذر ۱۴۰۴ با اجرای نمایش‌نامه‌خوانی «اژدها در دهکده» آغاز شد.

به گزارش گروه خبر سایت خانه تئاتر به نقل از اداره کل روابط عمومی و امور بین‌الملل کانون، در چهارمین دوره نمایش‌نامه‌خوانی «توکا»، ۳۰ نمایش‌نامه ویژه گروه سنی نوجوان به دبیرخانه رویداد ارسال شد که پس از ارزیابی و داوری شهرام کرمی، سعید زین‌العابدینی، آتسا شاملو، محمود تیموری و جعفر مهیاری، ۱۰ اثر برای حضور در بخش نمایش‌نامه‌خوانی انتخاب شدند.

بر اساس اعلام دبیرخانه، اجراهای نمایش‌نامه‌خوانی «توکا» قرار است در روزهای شنبه ـ که معمولاً سالن‌های تئاتر تعطیل هستند ـ و با اطلاع‌رسانی قبلی برگزار شود.

بر همین اساس در نخستین روز این رویداد، علاقه‌مندان تئاتر کودک و نوجوان شاهد اجرای نمایش‌نامه‌خوانی «اژدها در دهکده» به کارگردانی رضا عبدالعلی‌زاده بودند؛ اجرایی که به‌عنوان اولین برنامه چهارمین دوره نمایش‌نامه‌خوانی «توکا» زنگ آغاز این رویداد را به صدا درآورد.

نمایشنامه به‌عنوان پایه و اساس شکل‌گیری تئاتر، محور اصلی این رویداد است؛ چراکه تا نمایشنامه‌ای نوشته و خوانده نشود، تولید یک اثر نمایشی امکان‌پذیر نخواهد بود. بر همین اساس، «توکا» با تمرکز بر متن نمایشی و حمایت از نمایشنامه‌نویسی، به‌ویژه برای گروه سنی نوجوان، طراحی و اجرا می‌شود.

تمرکز اصلی این دوره به‌طور اختصاصی بر تألیف نمایشنامه برای نوجوانان قرار دارد و اقتباس از کتاب‌های کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، پرداخت به زیست و زمانه معاصر ایرانی و بخش ویژه «ایران مقتدر» از اولویت‌های موضوعی آن به‌شمار می‌رود.

توکا فرصتی برای نویسندگان جوان است

در آیین گشایش این رویداد، مجید قناد عضو هیأت‌مدیره مرکزی و نایب‌رئیس کانون تئاتر کودک و نوجوان خانه تئاتر و از پیشکسوتان هنرهای نمایشی کودک و نوجوان، با ابراز خرسندی از برگزاری این رویداد گفت: این اتفاق مبارکی است؛ چراکه پایه و اساس تئاتر از نمایشنامه آغاز می‌شود و هرچه متن منسجم‌تر و قوی‌تر باشد، می‌توان به تولید آثار نمایشی با کیفیت بالاتر امیدوار بود. توکا فرصتی برای نویسندگان جوان است تا آثار خود را ارائه دهند و در جریان نمایشنامه‌خوانی، به شناخت دقیق‌تری از قوت‌ها و ضعف‌های متن خود برسند.

وی ابراز امیدواری کرد نمایش‌های منتخب این دوره که در فصل زمستان اجراخوانی خواهند داشت، به مرحله تولید و اجرای عمومی برسند.

توکا به رونق تئاتر نوجوان و کتاب‌خوانی کمک می‌کند

سعید زین‌العابدینی معاون مرکز تولید تئاتر و تئاتر عروسکی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان نیز با اشاره به اهمیت این رویداد گفت: خوشحالم که شنبه‌های مرکز تئاتر کانون با برگزاری توکا رونق می‌گیرد. در این رویداد توجه ویژه‌ای به مخاطب نوجوان شده و اقتباس از رمان‌ها و داستان‌های کوتاه در اولویت قرار دارد. تجربه نشان داده نمایشنامه‌هایی که از ادبیات داستانی اقتباس شده‌اند، موفق‌تر بوده‌اند و این روند به گسترش فرهنگ کتاب و کتاب‌خوانی کمک می‌کند.

توکا گامی در مسیر عدالت فرهنگی است

مهدی قلعه، از هنرمندان باسابقه تئاتر کودک و نوجوان، نیز در حاشیه گشایش چهارمین دوره «توکا» با تأکید بر ماهیت سراسری این رویداد اظهار داشت: آثار برگزیده علاوه بر تهران، در استان‌های مختلف کشور نیز اجرا خواهد شد؛ رویکردی که با هدف گسترش عدالت فرهنگی و تقویت جریان نمایشنامه‌نویسی نوجوان در سراسر ایران دنبال می‌شود.

یادآوری می‌شود برای هر اجرای نمایشنامه‌خوانی کمک‌هزینه‌ای در نظر گرفته شده و تمامی درآمد حاصل از فروش بلیت این اجراها به گروه‌های اجراکننده اختصاص خواهد یافت.

کوروش سلیمانی : حریم تئاتر شهر یک حریم باز است

کورش سلیمانی با بیان اینکه حریم مجموعه تئاترشهر یک حریم باز است، بر ضرورت شکل‌گیری این حریم در جهت مراقبت از این مجموعه تاکید کرد.

به گزارش گروه خبر سایت خانه تئاتر به نقل از ایسنا، نشست خبری حریم مجموعه تئاترشهر صبح امروز یکشنبه، ۲۳ آذر ماه با حضور کورش سلیمانی، رییس این مجموعه، سعید جمشیدی، مدیر دفتر طرح‌های عمرانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، مهندس سروناز امیتازی، طراح حریم و مجتبی گیویان، از کارکنان مجموعه تئاتر شهر که مسئولیت پیگیری طرح حریم را بر عهده داشته، برگزار شد.

در آغاز کورش سلیمانی، با ارایه توضیحاتی درباره ضرورت روشنگری درباره حریم مجموعه تئاترشهر تاکید کرد: لازم است به پرسش‌های جامعه تئاتری و رسانه‌ها درباره جزییات حریم پاسخ بدهیم. این پروژه از مدت‌ها پیش آغاز شده و پیشبرد آن با فراز و نشیب‌هایی همراه بوده است.

او ادامه داد: تئاتر شهر و همه مکان‌های فرهنگی میراثی است که باید به نسل‌های آینده منتقل کنیم. سعی ما این است که خدمتی انجام بدهیم بدون اینکه بخواهیم بگوییم در دوره ما این کار انجام شده است.

سلیمانی با اشاره به اینکه ایجاد حریم برای تئاتر شهر ضرورت دارد، در این باره توضیح داد: بحث مراقبت از این مجموعه مطرح است؛ چه به لحاظ آثاری که در آن روی صحنه می‌روند و چه از نظر ترددهای نامناسبی که در اطراف آن وجود دارد و گاه به ویژه در ساعت‌های پایانی شب بسیار مشکل‌ساز شده و دردسرهایی برای بانوان هنرمند ایجاد کرده است.

رییس مجموعه تئاترشهر با اشاره به اینکه قصد بی‌حرمتی به کسی نداریم، خاطرنشان کرد: کنار دیوار تئاترشهر جای مناسبی برای اسکان هموطنان کارتن‌خواب و روشن کردن آتش توسط آنان نیست. همچنانکه دستفروشان هم باید محل کسب درآمد داشته باشند اما حضور آنان در اطراف تئاتر شهر چندان مناسب نیست.

او با تاکید بر ضرورت شکل‌گیری فعالیت‌های فرهنگی متناسب با تعریف تئاتر شهر در محوطه این مجموعه افزود: این کار با ایجاد حریم، آسان‌تر رخ خواهد داد.

سلیمانی همچنین تاکید کرد: حریم ما بسته نیست بلکه برای رفع مزاحمت‌ها است و حریم باز است. این حریم در طول روز باز است و شب‌ها برای محافظت از مجموعه بسته می‌شود.

او با قدردانی از سید عباس صالحی، وزیر ارشاد که به حریم تئاتر شهر توجه داشته است، از تلاش‌های وزارتخانه و دفتر طرح‌های عمرانی و همراهی شهرداری منطقه یازده تشکر کرد.

سلیمانی، تئاتر شهر، را نگین منطقه یازده خواند و افزود: هرچه اینجا روشن‌تر باشد، برای فضای کلی منطقه و نیز برای هنرمندان خواهد بود.

در بخش بعدی این نشست که با اجرای علیرضا سعیدی، مدیر روابط عمومی‌ تئاتر شهر برگزار شد، سروناز امتیازی، مهندس معمار و طراح حریم مجموعه تئاترشهر با همراهی مجتبی گیویان، با نمایش تصاویری و نیز ارایه توضیحاتی درباره ضرورت ایجاد حریم نکاتی را بیان کردند.

گیویان با اشاره به اینکه تئاتر شهر پیش‌تر حریمی داشته است، یادآوری کرد: در دوره حضور آقای کرباسچی در شهرداری به سبب سیاستی که در برداشتن حریم پارک‌ها وجود داشته، حریم تئاتر شهر هم برداشته می‌شود که مشکلاتی برای عرصه تملیک مجموعه ایجاد می‌کند.

او با اشاره به معضلات اجتماعی در اطراف مجموعه تئاترشهر طی سال‌های گذشته ادامه داد: گاه تجمعاتی که شکل می‌گرفت، ایمنی روانی مجموعه را به هم می‌زد، در کنار تهدیدهای امنیتی و مسائلی مانند تکدی‌گری و فروش مواد مخدر یا نزاع‌های خیابانی، ایمنی بنای تئاتر شهر را هم به خطر انداخته است.

گیویان سپس به آسیب‌هایی اشاره کرد که به بنای مجموعه وارد شده، مانند سرقت و صدمه زدن به مجسمه‌های این مجموعه و مواردی چون دستبرد زدن به کاشی‌ها، دستگیره‌ها و دیگر اجزای این بنا و متذکر شد: دنبال مقصر نیستیم ولی وظیفه ما مراقبت از مجموعه تئاتر شهر به عنوان یکی از میراث‌های ارزشمند کشور است.

او همچنین از آسیب‌هایی یاد کرد که با احداث ایستگاه مترو در مجاورت مجموعه رخ داده است و گفت: الان صدای توقف قطارهای مترو و لرزش ناشی از آن کاملا در مجموعه و بخصوص زیرزمین آن محسوس است در حالیکه قبلا سکوت مطلق بود.

گیویان یادآوری کرد: بحث حریم مجموعه از سال ۸۰ دنبال می‌شد و از سال ۸۴ تاکید شد که نباید در حریم  تئاترشهر به عنوان مجموعه‌ای که عرصه دارد، چیزی ساخته شود تا اینکه در دهه ۹۰ وزارت میراث فرهنگی در باب حریم مصوبه‌ای می‌دهد و آقای اسماعیلی، وزیر وقت ارشاد پیگیر آن می‌شود. به طوری که سال ۱۴۰۲ متعهد شدیم برای ایجاد حریم، طرحی به وزارت میراث بدهیم که در این وزارتخانه تایید شود.

او با اشاره به مطالعات و بررسی‌هایی که توسط سروناز امتیازی برای ایجاد حریم تئاترشهر صورت گرفته، از دریافت مجوز وزارت میراث سخن گفت که به شورای شهر و شهرداری هم ارسال شده و یادآوری کرد که دی ماه ۱۴۰۲ با حضور اسماعیلی، کلنگ ایجاد حریم زده شده است.

سپس سروناز امتیازی، مهندس طراح حریم مجموعه تئاتر شهر با ارایه یادداشتی، توضیحات خود را درباره طراحی حریم این مجموعه و ضرورت شکل‌گیری آن ارایه کرد.

در ادامه، سعید جمشیدی مدیر دفتر طرح‌های عمرانی وزارت ارشاد که سابقه هنری در زمینه تئاتر دارد، با ارایه توضیحاتی درباره چند و چون اجرای پروژه تعیین حریم، گفت: قرارداد اجرای طرح حریم سال ۱۴۰۲ در دولت گذشته بسته شد. سال ۱۴۰۳ جلسات متعددی درباره اجرای این طرح برگزار کردیم ولی دچار کمبود بودجه شدیم و بابت این تاخیر از مردم عزیز ایران و هنرمندان و اصحاب رسانه عذرخواهی می‌کنم. از این تاخیرها به عنوان یک درس‌آموخته یاد می‌کنم که باید آن را مدیریت کنیم.
او ادامه داد: تلاش‌مان این است که حریمِ باز تئاتر شهر به نتیجه برسد. قرار نیست هیچ محدودیتی ایجاد بشود ولی ورود و خروج‌ها کنترل می‌شود. مشکل اصلی تئاترشهر، حریم نیست بلکه باید این ساختمان وجود داشته باشد که درباره حریم آن صحبت کنیم. این ساختمان همچنان مشکلات سازه‌ای  دارد و مسایل میراثی و الحاقاتی دارد.

در ادامه بخش پرسش و پاسخ برگزار شد.

سلیمانی درباره همکاری با شهرداری و مترو منطقه توضیح داد: مدیر مترو منطقه خیلی همکاری کرد و برنامه‌ای داریم برای داخل مترو که با هویت مجموعه تئاترشهر هماهنگی داشته باشد.

جمشیدی هم درباره برآورد بودجه حریم و هزینه‌های انجام شده توضیح داد: قرارداد این پروژه سال ۱۴۰۲ بسته شده که بر اساس شرایط آن زمان، ۲۹ میلیارد تومان و مشتمل بر چند فاز بوده است. طرح در فاز دو ناقص بود و بعد از قرارداد فاز دو دچار تغییرات و مراحل تکمیلی شد. این قرارداد به روز نشده و با همان رقم پیش می‌رود که مرحله اول را پوشش می‌دهد.

وی ادامه داد: حریم تئاتر شهر را قبل از جشنواره فجر باز می‌کنیم ولی به معنای تکمیل آن نیست چون قطعا نیازمند بازآفرینی و بازسازی است زیرا مجموعه دچار آسیب شده و دو تا سه سال زمان می‌برد. ما بحث اطفای حریق را داریم که برآورد نزدیک به دویست میلیارد تومان دارد. ضمن اینکه آسیب‌هایی را که از نظر سازه‌ای انجام شده، بازسازی می‌کنیم.

جمشیدی درباره برنامه‌های فرهنگی محوطه داخلی حریم توضیح داد: یکی از مهم‌ترین کارهای فازهای بعدی ما تکمیل دوربین‌های مدار بسته داخل محوطه است. بدون اینکه کرامت هنرمند خدشه‌دار شود.

او با تاکید بر ضرورت ایجاد سیستم اعلام و اطفای حریق در مکان‌هایی مانند تئاتر شهر و موزه هنرهای معاصر گفت: اولویت کار ما در وزارت فرهنگ و ارشاد بحث اعلام و اطفای حریق است که از سال آینده مالی، در اولویت اول قرار می‌گیرد.

جمشیدی، یکی از دلایل طولانی شدن روند اجرای طرح ایجاد حریم تئاتر شهر را بحث اعتبارات خواند و عنوان کرد: بخشی از این تاخیر هم دلایل فنی و اجرایی داشت.

او در پاسخ به اینکه اگر در این حریم تخلفی ایجاد شود، چه مرجعی مسئول پیگیری آن است، تصریح کرد: تئاتر شهر در مالکیت وزارت ارشاد است و هرگونه تعرض و خسارتی که به آن وارد شود، از طریق این وزارتخانه پیگیری می‌شود، هرچند بعد از این به دلیل ایجاد حریم، این آسیب‌ها کمتر خواهد شد.

سلیمانی هم درباره ایجاد سیستم اعلام و اطفای حریق در تئاترشهر گفت: اعلام حریق چون کم‌هزینه‌تر بوده، انجام شده است.

او با ارایه توضیحاتی درباره شکل همکاری با مترو گفت: صحبتی شده که ورودی مترو متناسب با تئاتر شهر بشود و حتی جایش هم عوض بشود.

جمشیدی هم با اشاره به محدودیت بودجه فرهنگ تاکید کرد از حضور هر سرمایه‌گذاری که بخواهد به فضای فرهنگ کمک کند، استقبال می‌کنیم و ورودش را هم تسهیل می‌کنیم.

سلیمانی درباره همکاری میراث فرهنگی با اجرای طرح حریم گفت: تمام اتفاقات اینجا باید با تایید میراث فرهنگی انجام بشود. حریم ما باز است ولی در درگاه‌ها همکارانی داریم برای کنترل رفت و آمدها که مشکلی برای مجموعه رخ ندهد. این محوطه متعلق به مردم است و قرار نیست فقط متعلق به جامعه تئاتری باشد.

در ادامه، امتیازی درباره تعداد درهای ورود و خروج مجموعه توضیح داد: در تئاتر شهر با مطالعه نقشه‌های اولیه با بنایی مواجهیم که در عرصه‌ای واقع شده و رینگی دور آن را گرفته. ما به اصالت طراحی بنا بازگشتیم. در حال حاضر، ورودی اصلی در ضلع شمال غربی است. از آنجاکه پارکینگ‌ها به سالن تبدیل شده، در ضلع جنوب شرقی هم یک ورودی دیگر گذاشته‌ایم.

او درباره زیبایی حریم و تفاوت‌های آن با موزه سینما که در این نشست چند بار عنوان شد که از آن الهام گرفته شده، گفت: هر بنایی داستان و هویت خود را دارد . ضمن اینکه تئاتر شهر و موزه سینما از نظر مکان جغرافیایی و نوع بنا متفاوت هستند. اینجا در موقعیتی استراتژیک واقع شده و گرچه حریم قبلی ظریف‌تر بود، اما حریم فعلی برای موقعیت تئاتر شهر مناسب‌تر بود.

سلیمانی هم درباره مقایسه حریم تئاتر شهر و موزه سینما گفت: مطمئنا این دو بنا تفاوت ماهوی دارند و بحث ما تشابه شکلی حریم است که بیشترین شباهت را به موزه سینما دارد.

امتیازی درباره تیغه‌های فلزی حریم مجموعه و فرم مواج آن توضیح داد: یکی از دلایل فرم مواج، طولانی بودن مسیر است.

او درباره رنگ تیغه‌های حریم که رنگی تیره دارد نیز گفت: هدف ما چیدمان شهری بود که طرح اولیه ما رد شد و بحث رنگ مطرح شد. در انتخاب رنگ محدودیت داشتیم ولی معتقدیم در همین شکل هم، نور محیطی و فضای شهری تاثیرگذار است.

گیویان نیز در این زمینه گفت: در برخورد با این حریم، یک زمان بحث سلیقه شخصی ما مطرح می‌شود ولی بحث دیگر، مقدورات و محدودیت‌هایی است که با آن مواجه می‌شویم. یکی از چندین موردی که میراث بر آن تاکید داشت، تفاوت ملموس و عریان حریم ایجاد شده‌ی پیرامون مجموعه با خود بناست که باید مورد توجه ما قرار می‌گرفت.

 

 

 

کانون تئاتر کودک و نوجوان خانه تئاتر در 4 بخش جایزه داد

برگزیدگان کانون تئاتر کودک و نوجوان خانه تئاتر در سی‌امین جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان همدان معرفی شدند.
به گزارش گروه خبر سایت خانه تئاتر به نقل از روابط عمومی کانون تئاتر کودک و نوجوان خانه تئاتر، در آیین پایانی سی‌امین جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان همدان، آثار منتخب وابسته به کانون تئاتر کودک و نوجوان خانه تئاتر در چهار بخش خردسال، خیابانی، کودک و نوجوان با اهدای تندیس، لوح تقدیر و هدیه نقدی مورد تجلیل قرار گرفتند.
برگزیدگان کانون تئاتر کودک و نوجوان خانه تئاتر در سی‌امین جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان همدان معرفی شدند.
در این دوره از جشنواره، نمایش «از دانه تا نان» به کارگردانی فاطمه جلیلی معز در بخش خردسال، «آرزوهای قشنگ» به کارگردانی حمیدرضا رضایی‌مجد در بخش خیابانی، «هیوا» به کارگردانی امیرشیخ جبلی در بخش کودک و نمایش «اتوبوس» به کارگردانی علی نبی‌پور و حسین اسدی در بخش نوجوان، از سوی هیئت مدیره کانون تئاتر کودک و نوجوان خانه تئاتر شایسته دریافت تندیس، لوح تقدیر و هدیه نقدی شناخته شدند.

برگزیده شدن 2 نمایش عروسکی در جشنواره تئاتر کودک و نوجوان

به گزارش گروه خبر سایت خانه تئاتر به نقل از روابط عمومی نمایشگران عروسکی، این انجمن با تقدیر صمیمانه از تمامی گروه‌های شرکت‌کننده در سی‌امین جشنواره بین‌المللی کودک و نوجوان و با آرزوی درخشش و سربلندی همگی شما در دنیای باشکوه نمایش و کودکان، پس از بازبینی و داوری آثار، از میان تمامی نمایش‌های عروسکی حاضر در جشنواره، لوح تقدیر و تندیس انجمن نمایشگران عروسکی را به شرح زیر تقدیم می‌کند :

لوح تقدیر و جایزه نقدی انجمن نمایشگران عروسکی به گروه نمایش « دختر کفش عروسکی » و امیر افسر شیبانی تقدیم می‌شود.

تندیس انجمن نمایشگران عروسکی و جایزه نقدی، به گروه نمایش « چاکرای ریشه » و علی سنامیری تعلق می‌گیرد .

 

 

یادداشتی بر نمایش “گردبادک”

در نمایش گردبادک شخصیت‌هایی مثل سرباز و ستیلا نمونه‌ی تمام‌عیار «قهرمان نامحتمل» در اسطوره‌شناسی هستند؛ قهرمانانی که نه به‌خاطر قدرتِ بدنی، بلکه به دلیل درگیرشدن با یک وظیفه اخلاقی، تنهایی، یا مرگ قهرمان می‌شوند.

آنها با ویژگی‌هایی چون ناآگاهی اولیه مواجهه با “دانایی اسطوره‌ای”، یافتن مسئولیت و عبور از ترس مرگ، خلق می شوند. این الگو در سنت حماسی ایران کم نیست  در “گردبادک” سرباز در ابتدا دنبال «جملات قصار» و «شاهکارسازی» است، اما جهان از طریق متن اسطوره‌ها او را به بلوغ می‌رساند؛ درست همان مسیری که کهن‌الگوی سفر قهرمان در مرحله‌ی «آغازین» دارد.

شخصیت خدابنده (با آن نامِ چندلایه) و هم‌چنین ارجاعات مستقیم به آنتیگونه و گردآفرید، حضور کهن‌الگوی «زن دانا» و «زن قهرمان» را فعال می‌کند.

خدابنده برخلاف ظاهر ساده و روستایی‌اش، حامل حافظه‌ی اسطوره‌ای است.  از شاهنامه می‌خواند. او قصه‌ها را از پدر و پدربزرگ شنیده از زمین، مرگ، مین و حقیقت زندگی آگاهی عمیق دارد این دوگانگی (ظاهر ساده / ذهن اسطوره‌ای) او را وارد حوزه‌ی «زنِ پیام‌آور» در اسطوره می‌کند. از سوی دیگرآنتیگونه که کهن‌الگوی زنِ شورشی علیه فرمان حاکم است و گردآفرید که کهن‌الگوی زنِ جنگجو و مرزشکن است در شخصیت ستیلا به خوبی دیده می‌شود.

متن، این دو اسطوره‌ی زنانه را در وضعیت جنگیِ معاصر بازتولید می‌کند تا نشان دهد که «زنِ قهرمان» همیشه در تاریخ ایران وجود داشته؛ حتی اگر اطرافیانش باور نکنند. فرمانده در نمایش نقش «پدرِ قانون» را دارد. اقتدار کلام، داوری درباره نجابت/عشق، تعیین حد مجاز و تلاش برای کنترل تفسیر اسطوره او را به پدر قانون بدل می‌کند؛ اما همین فرمانده در تنهایی، بسیار کوچک و لرزان نشان داده می‌شود؛ این نقطه‌ی فروپاشی «کهن‌الگوی پدرِ سخت‌گیر» است و به‌طرزی ظریف به نقد ساختار قدرت می‌پردازد. حضور جملات قصار و وابستگی عجیبش به اشاره‌های گفتاری سرباز، این اسطوره‌ی قدرت را فرو می‌ریزد.

کهن‌الگوی “زمین ـ مادر” و “مین ـ اژدها” تمام صحنه‌های «کندن زمین»، «خنثی کردن مین»، «نشستن روی خاک» و «پناه‌گرفتن زیر آسمان» از ساختار سمبولیک بسیار عمیقی استفاده می‌کنند.  در این ساختار زمین برابر مادر، مین برابر با اژدها/هیولای پنهان، خنثی‌سازی مین یک آیین گذر   زیر خاک  بازگشت به منشأ تلقی می‌گردد. در اسطوره‌های ایرانی (از گرشاسپ‌نامه تا داستان‌های پهلوانی)، کشتن موجود نهان در خاک/غار نماد پیروزی اخلاقی است. در این متن، هر بار که سرباز و خدابنده به زمین دست می‌زنند، درواقع وارد یک «آیین پهلوانی» می‌شوند.

پیش از این اشاره شد که زن در نمایش، یک آنتیگونه است که به عقیده‌ی نگارنده یک حضور صریح دارد؛ اما نویسنده بین نسخه‌ی یونانی و نسخه‌ی «بومی‌شده» شکاف ایجاد می‌کند: آنتیگونه برای عشق به برادر می‌جنگد سرباز و فرمانده عشق را به «نجابت/غیربومی» تبدیل می‌کنند.  فرمانده می‌خواهد اسطوره را در چهارچوب ایدئولوژی خود بخواند. سرباز اما فکر می‌کند می‌تواند آنتیگونه را «ملی‌سازی» کند! این جا دقیقاً همان جایی است که تراژدی اصلی شکل می‌گیرد: جدالِ بین تفسیر رسمی اسطوره و تفسیر عامیانه‌ی آن. این همان تبدیل آنتیگونه به زن ایرانی است؛ نه در صحنه‌ی یونانی، بلکه در میدان مین.

بازخوانی گردآفرید یکی از مهم‌ترین لایه‌های متن است: گردآفرید در مقام زن ـ جنگجو از مرزهای جنسیتی عبور می‌کند و در غیاب مردان با دشمن مواجه می‌شود. پوشیدن زره، پنهان‌کردن مو، ورود به میدان، این دقیقا کاری است که ستیلا انجام می‌دهد. درواقع اسطوره به‌عنوان نیروی اصلاح‌گر وارد می‌شود. خدابنده با روایت گردآفرید تبدیل می‌شود به «حامل فرهنگ»؛ و ستیلا با شنیدن روایت، آرام‌آرام از کلیشه جدا می‌شود تا گردآفرید را باز آفرینی کند.

رستم در نمایش گردبادک  به‌عنوان «مردی که گریه می‌کند» بازخوانی می‌شود. این یک انتخاب بسیار مهم است. چرا که نمایش از رستم برای شکستن اسطوره‌ی مردِ بی‌اشک استفاده می‌کند. این همان وارونگی اسطوره‌ای است که نمایشنامه‌نویس با زیرکی در دل واقعیت جنگ تعبیه کرده است.

نمایش گردبادک  با وجود طنز و گفتگوهای روزمره، ساختاری کاملاً اسطوره‌ای دارد این ساختار همان «سفر قهرمان کمپبل» است، اما در فرم فرسوده، طنزآلود و تلخِ ایرانی، که در آن کتاب آنتیگونه، شاهنامه به اسطوره ورود می‌کند و مین مواجهه با مرگ را می‌سازد؛ عبور از اضطراب مرگ، سفر قهرمان است که  بازتاب بخش فراموش‌شده‌ی فرهنگ است. اسطوره‌ها اینجا یادآوری می‌کنند که ما  مواجه با فرهنگی قهرمان‌پروریم، اما قهرمان‌ها همیشه از جنس قدرت نیستند؛ گاهی چوپانی‌اند که شاهنامه از بر می‌خواند.

نمایش گردبادک در زیر متن خود به نقد قدرت می پردازد. فرمانده وقتی آنتیگونه را درک نمی‌کند یا از خوانش آن می‌هراسد، نشان می‌دهد قدرت همیشه از اسطوره می‌ترسد. اسطوره در نمایش راهی است برای فرار شخصیت‌ها از بی‌معنایی جنگ که به نجات فردی می‌انجامد. چرا که آن‌ها با تکیه بر اسطوره، بقای روانی پیدا می‌کنند. مین‌زدایی در متن، درواقع بازسازی آیینی «کشتن اژدها»ست؛ به وسیله‌ی قهرمانی بی‌نام، بی‌تقدیر؛ اما اصیل.

“گردبادک” از اسطوره استفاده نمی‌کند که صرفاً یک ارجاع ادبی بدهد. اسطوره در این نمایش گِره‌گاه هویت، اخلاق، و بقاست. متن با آنتیگونه، گردآفرید و رستم گفت‌وگو می‌کند تا نشان دهد: “قهرمان ممکن است زن باشد، ممکن است چوپان بی‌سواد باشد، ممکن است سربازِ ساده باشد.”  ممکن است با گریه قهرمان‌تر شود، ممکن است با کندن خاک یا با گفتن یک جمله‌ی قصار قهرمان باشند. در نهایت اسطوره‌ها نه در کتاب، بلکه در رفتار ساده‌ی انسان‌ها زنده می‌شوند. گردبادگ، برخورد تراژدی و حماسه با زیست‌جهان امروزاست.  نمایش گردباک تنها به این مقدار کفایت نمی کند و رشیدی‌تبار در این اثر از «درخت آسوریک»، یکی از قدیمی‌ترین متن‌های نمایشی/گفتگویی ایران؛ که جدال میان درخت خرما و بز درباره‌ی برتری خود است، نیز مدد می‌گیرد. این متن، یک نمونه‌ی کلاسیک از «مناظره‌ی اسطوره‌ای» میان دو نیروی متقابل است.

“گردبادک”  آگاهانه به همین سنت متنی تکیه می‌کند و آن را به وضعیت یک جغرافیای جنگ‌زده منتقل می‌کند؛ اما با این تفاوت بنیادین که در “گردبادک”  مناظره‌ی اسطوره‌ای نه فقط بین بز و نخل، بلکه میان انسان‌ها (خدابنده، ستیلا) نیز جریان می‌یابد.

اگر بخواهم مقایسه‌ای بین گردباک و درخت آسوریک ارائه دهم باید بگویم که ساختار مشترک: «مناظره‌ی دو موجود از دو جهان» در «درخت آسوریک» تقابل بنیادین است: که بز در آن نماد کوچ‌نشینی، سیالیت، کاربُرد و درخت نماد ثبات، زمین‌محوری، باروری است. در “گردبادک”  این تقابل دقیقاً بازآفرینی می‌شود: بز در گفت‌وگوهای خدابنده نماد کوچ‌روی، شادمانی ساده، فایده‌مندی هزارگانه موجودی که «می‌رود، جابه‌جا می‌شود، زاینده است» نماد زندگیِ سیال و زنده است و نخل/بلوط در گفت‌وگوها نماد ریشه‌داری، زمین‌محوری وابسته به خاک، ثابت، غیرقابل انتقال؛ نماد تاریخ، اصالت و «سرزمین» است. این دقیقاً همان تقابل بز/درخت در «درخت آسوریک» است، اما با یک جابه‌جایی معنایی:در «درخت آسوریک» رقابت بر سر «برتری» است؛ در “گردبادک” رقابت بر سر بقا و معنای زندگی در دل جنگ. در «درخت آسوریک»، بز و درخت هر دو سخنگوی اسطوره‌اند. در “گردبادک» ، هر شخصیت حامل یکی از این دو قطب است: خدابنده حامل درخت استخوان‌دار، ریشه‌مند، محلی، وفادار به خاک  و به بلوط و نخل به‌عنوان موجودات خردمند نگاه می‌کند. مفهوم «وطن» و «ریشه» برایش جوهری است. ستیلا حامل بزکوچ‌رو، در جست‌وجوی امکان فرار، امکان جابه‌جایی اسیر نماندن، دل‌بستن کم، و حرکت دائمی حتی از سامر جدا می‌شود، همان‌طور که بز از گله می‌تواند جدا شود. این انتخاب، یک «اسطوره‌سازیِ نو» است. جایگزینی دو موجود اسطوره‌ای با دو انسان، تا اتاق جدال اسطوره دوباره جان بگیرد. “درخت آسوریک” یک مناظره‌ی طنزآمیز آیینی است و “گردبادک”  یک درام تراژیکِ طنزآلود.

در درخت آسوریک :دو موجود، در یک فضای غیرزمانی و غیرمکانی جدال برای اثبات برتری خود دارند. استدلال‌های آیینی و اغراق‌آمیز، نهایتاً پیروزی بز را رقم می زند. اما در گردبادک دو انسان، در بستر جنگ، مین، مرگ جدال برای معنا، بقا و عشق و شوخی‌هایی که روی مینِ واقعیت قدم می‌زنند، به فرجامی می‌انجامد که پیروزی ندارد؛ هر دو روایت خرد می‌شوند. این تفاوت، “گردبادک”  را از یک تقلید به یک بازآفرینی اسطوره‌ای ارتقا می‌دهد. کهن‌الگوهای مشترک در این پی رنگ کهن‌الگوی «زمین ـ مادر» است. درخت آسوریک ریشه در زمین، مادرِ باروری دارد. در گردبادک: بلوط، نخل  حضور همان مادر ـ زمین است.

بز در «درخت آسوریک» کهن الگوی حیوان راهنماست. موجودی است که درآمیخته با انسان زیست می‌کند و یکی از نخستین هم‌زیستان بشر بوده‌است. در «گردبادک»  بز نشانه معصومیت جایگزین‌ناپذیر بودن زندگی ساده، احساس، دلسوزی، و وفاداری به گله.  بزِ “گردبادک”  همان بز اسطوره‌ای است؛ اما این‌بار به‌عنوان حافظ عاطفی شخصیت‌هاست، نه برنده‌ی یک مناظره.

تقابل جاودانه‌ای که بسیاری از اساطیر جهان را می‌سازد و در «درخت آسوریک» نمونه‌ی ایرانی آن است، در تقابل سیالیت و ثبات شکل می‌گیرد. نخل و بلوط نماد ثبات، بز و گله نماد سیالیت است. اما این‌بار به‌جای اینکه یکی پیروز شود، هر دو در برابر «مین» و «مرگ» ناتوان می‌شوند؛ و این دقیقاً نقطه‌ی تفاوت و رشد اسطوره است که طنز اسطوره‌ای  را به تراژدی معاصر تبدیل می‌کند.

«درخت آسوریک»  طنز است؛ حتی جدال‌ها اغراق‌آمیز و کمیک هستند. «گردبادک» طنز دارد، اما طنزی که از دل وحشت می‌آید.  وقتی خدابنده درباره‌ی «نخل» خطابه می‌خواند، وقتی ستیلا از «بز بی‌وطن» حرف می‌زند، وقتی بحث بر سر خرما و انگور به جدال فلسفی تبدیل می‌شود، وقتی نخل و بز، فقط استعاره نیستند؛ بلکه واقعاً جای زندگی و مرگ را تعیین می‌کنند. این طنزِ تلخ، تکامل‌یافته‌ی همان جهان «درخت آسوریک» است. «گردبادک» یک ادای احترام ساده به «درخت آسوریک» نیست؛ بلکه با مهارتی قابل‌توجه عناصر آن را از آیین به درام، از جدال طنزآلود به تراژدی معاصر، از موجودات نمادین به شخصیت‌های انسانی، از رقابت و تقابل به گفت‌وگوی فلسفی درباره‌ی بقا تبدیل می‌کند. در این نمایش، بز و نخل فقط ارجاع نیستند؛ آن‌ها بنیاد اسطوره‌ای ذهن شخصیت‌ها هستند و درست مانند «درخت آسوریک»، جهان نمایش می‌گوید: هیچ زندگی‌ای بدون «ریشه» و بدون «حرکت» کامل نیست؛ و انسان در این میان، معلق میان بز و نخل، میان سیالیت و ثبات، میان کوچ و خاک است.

«فسوه الواوی» در «گردبادک» صرفاً یک آیین بومی نیست؛ یک مفهوم اسطوره‌ای ـ هویتی است که نویسنده از آن برای ساختن پیوندی میان زیست عشیره‌ای، تقسیم جنسیتی نقش‌ها، امکان عبور از جنسیت و نهایتاً شکل‌گیری زنِ قهرمان استفاده می‌کند. این رسم در متن به‌صورت شفاهی توسط سامر و خدابنده روایت می‌شود، اما کارکردی بسیار بزرگ‌تر از یک «باور محلی» دارد.

در روایت سامر:«فسوه الواوی» یعنی باد کوچکی که از شکم روباه بیرون آمده باشد. اما باور عشیره: این باد «جان ندارد» و «ضعیف» است. اما این باد ضعیف گردباد کوچکی است که اگر دختری وارد آن شود، می‌تواند «پسر» شود. این نگاه ـ ولو خرافی ـ یک نظام نشانه‌ای می‌سازد: «باد بی‌جان» که با ناتوانی، مونث، ضعف برابر دانسته شده و «باد برآمده و برنده» در برابر توانمندی، مذکر، قدرت است. بنابراین «فسوه الواوی» در متن نماینده منطق عشیره‌ایِ جنس‌سازی است؛ اینکه چیزی بر اساس قدرت/ضعف، نرینگی/مادینگی نام‌گذاری می‌شود، نه ماهیت واقعی‌اش. در نمایش، «فسوه الواوی» یک توضیح فرهنگی برای داستانی مهم است. ماجرای دخترعموی سامر که در جنگ «لباس مردانه پوشید» و تبدیل به «پسر عشیره» شد. این تبدیل در متن دو لایه دارد؛ دختر برای بقا، امنیت و انجام کار مردانه ناچار است لباس مردانه بپوشد. این لایه سطحی متن است. عشیره این رفتار را با منطق «فسوه الواوی» می‌سنجد: اگر «باد ضعیف» بتواند قوت بگیرد و تبدیل به «پسر» شود،پس زن هم می‌تواند از مرز جنسیت عبور کند. این نگاه ـ هرچند خرافی ـ یک شکاف در نظم جنسیتی ایجاد می‌کند: اگر باد می‌تواند تبدیل شود، اگر دختر می‌تواند تبدیل شود، پس جنسیت ثابت و مقدر نیست. این شکاف همان چیزی است که نمایش بر آن می‌نشیند و لایه‌ی اسطوره‌ای متن را شکل می‌دهد.

در فرهنگی که لباس، نقش و رفتار، «جنسیت» را تثبیت می‌کند، «فسوه الواوی» به‌نوعی پوشش فرهنگی برای اقدامات زنان است. دخترعموی سامر فقط «نقش مردانه» نمی‌گیرد؛ عشیره او را به‌مثابه موجودی «متبدل‌شده» می‌پذیرد. در نتیجه در نمایش، این رسم به‌عنوان فاصله‌ی میان «نقش» و «جنسیت» عمل می‌کند. این نوعی مشروعیت بخشی فرهنگی برای عبور از جنسیت است. این رسم ‌نشان می‌دهد که عبور زن از مرز جنسیت، تنها در اسطوره‌های بزرگ (مثل گردآفرید) رخ نمی‌دهد؛ بلکه در فرهنگ محلی، در قصه دختر روستایی عشیره هم ممکن است. نمایش از این طریق دو لایه را به هم متصل می‌کند. گردآفرید، که الگوی قهرمانِ زنِ شاهنامه‌ای است، را به دخترعموی سامر که الگوی زنِ روزمره، روستایی، بی‌نام است، پیوند می‌دهد. به این ترتیب، «فسوه‌الواوی» به‌مثابه نسبت دهنده‌ی اسطوره و زندگی روزمره وارد صحنه می‌شود. خدابنده در نمایش: هم چوپان است هم حافظ شاهنامه و هم بی‌سواد؛ اما حامل روایت. خدابنده بی‌حفاظ، اما قدرتمند است.  و ستیلا،  هم «زنِ ترسیده»، هم «زنِ متکی به خود» است. رسم «فسوه الواوی» کمک می‌کند تا مخاطب، «دگرجنسیتی بودن رفتاری» در ستیلا طبیعی باشد. او نه مرد است، نه زن؛ بلکه حامل «نیروی گردآفریدی» است که روایت‌هایی مانند «فسوه الواوی» آن را مشروعیت می‌دهند. رسم «فسوه الواوی» در متن دو نقش انتقادی مهم دارد، یکی نقد تقسیم جنسیتی نقش ها، این رسم نشان می‌دهد که تقسیم کار میان زن/مرد تا چه اندازه برساخته فرهنگی است و چطور همین فرهنگ گاهی اجازه شکستن آن را می‌دهد و دیگری نقد سواد و شیوه تفسیر اسطوره است. ستیلا و سامر هر دو این رسم را به‌عنوان «حقیقت» می‌پذیرند. این پذیرش با پذیرش «حقیقت» درباره آنتیگونه، گردآفرید و رستم تقاطع دارد. یعنی همان مردانی که اسطوره زن قهرمان را نمی‌پذیرند، به راحتی یک رسم خرافی را می‌پذیرند. این تضاد، اقتدار مردانه را در نمایش به چالش می‌کشد.

رشیدی تبار از «فسوه الواوی» برای ساختن سه خط معنایی استفاده می‌کند: یک، ایجاد طنز رسم به‌ظاهر مضحک است؛ اما اتفاقاً طنز در اینجا ابزاری برای شکستن تابوی جنسیت است. دوم اسطوره‌سازی زنانی که «مرد می‌شوند» به روایت اسطوره‌ای از زنِ جنگجو نزدیک می‌شوند(گردآفرید، تهمینه، حتی آنتیگونه در قرائت جدید). ودر نهایت ایجاد تمهید روایی برای بحث درباره‌ی بدن. این رسم باعث می‌شود نمایش به «مسئله بدن» بدون توضیح مستقیم بپردازد. بدنی که مجبور است تغییر نقش دهد، قوی‌تر شود، لباس مردانه بپوشد، و در فضایی مین‌گذاری‌شده بقا پیدا کند. «فسوه الواوی» در گردبادک  یک رسم ساده نیست؛ یک کلید نشانه‌شناختی برای فهم جهان نمایش است. این رسم، مرز جنسیت را لغزنده می‌کند به زنان امکان عبور از نقش‌های سنتی می‌دهد. پیوندی میان اسطوره پهلوانی و زیست روستایی برقرار می‌کند زمینه پذیرش «زنِ قهرمان» را می‌سازد و در نهایت نشان می‌دهد که حتی در فرهنگِ سنتی، همیشه شکافی برای آزادی زن وجود داشته، تنها باید روایتش را شنید.

نمایش گردبادک به نویسندگی و کارگردانی رحیم رشیدی‌تبار از 4 تا 21 آذرماه ساعت 17 در تماشاخانه‌ی طهران بر روی صحنه است.

 

دکتر فریال آذر

 

گزارش دیدار هیئت مدیره کانون تئاتر کودک و نوجوان با مدیرعامل خانه تئاتر

هیئت مدیره کانون تئاتر کودک و نوجوان شنبه 15 آذر با مدیرعامل خانه تئاتر دیدار و درباره برنامه و چشم اندازهای پیش روی این کانون گفتگو کردند .

به گزارش گروه خبر سایت خانه تئاتر ، اعضای هیئت‌مدیره کانون تئاتر کودک و نوجوانِ خانه تئاتر با علیرضا گیلوری ، مدیرعامل خانه تئاتر، دیدار کردند . در این نشست، نمایندگان کانون با تبریک به علیرضا گیلوری ، به تشریح برنامه‌های پیشِ‌روی انجمن پرداختند و بر اهمیت بهره‌گیری از ظرفیت‌های موجود در حوزه تئاتر کودک و نوجوان تأکید کردند .

در ادامه ، دو طرف درباره مسیرهای همکاری ، توسعه فعالیت‌های تخصصی و تقویت ارتباط میان هنرمندان این حوزه تبادل نظر داشتند . این دیدار نقطه آغاز دوره‌ای تازه از هماهنگی‌های صنفی و برنامه‌ریزی‌های مشترک میان این کانون و خانه تئاتر است .

برگزاری نخستین جلسه هیئت‌مدیره جدید انجمن موسیقی خانه تئاتر

نخستین جلسه هیئت‌مدیره جدید انجمن موسیقی خانه تئاتر ، یکشنبه 16 آذر ۱۴۰۴، ساعت ۱۴ در محل خانه تئاتر ساختمان آفتاب برگزار شد.

به گزارش گروه خبر سایت خانه تئاتر ، در این جلسه پس از انجام رأی‌گیری داخلی ، سمت‌های هیئت‌مدیره به شرح زیر تعیین شد :

سعید ذهنی ( رئیس هیئت‌مدیره ) ، فرشاد فزونی ( نایب‌رئیس ) ، شروین عباسی ( دبیر اجرایی ) ، ریچارد عیسی‌پور ( مدیر مالی ) ، همچنین در این نشست ، سحر لطفی ( عضو اصلی هیئت‌مدیره ) ، حامد ابراهیمی و شهرام نجاتی ( اعضای علی‌البدل هیئت‌مدیره ) ، علی المعی ( بازرس اصلی ) و بابک نصیری‌خواه ( بازرس علی‌البدل ) حضور داشتند.

این جلسه با هدف آغاز دوره جدید فعالیت‌های انجمن و برنامه‌ریزی برای مسیر پیش‌رو برگزار شد.

 

پیام خانه تئاتر به مناسبت روز دانشجو

خانه تئاتر روز دانشجو را گرامی می‌دارد

خانه تئاتر با تبریک روز دانشجو، این روز را به همه جوانان آگاه، پرسشگر و مسئول‌، به‌ویژه دانشجویان رشته‌های هنر و تئاتر، تبریک می‌گوید.

۱۶ آذر یادآور روحیه‌ی عدالت‌خواهی، آزادی‌طلبی و آگاهی است؛ ارزش‌هایی که در ذات هنر و به‌ویژه در تئاتر جریان دارد. تئاتر همواره بستر گفت‌وگو، اندیشیدن و نقد اجتماعی بوده و دانشجویانِ امروز، ادامه‌دهندگان همین مسیرِ روشنگرانه‌اند.

خانه تئاتر ضمن قدردانی از حضور پرانرژی و خلاق نسل جوان در عرصه هنر نمایش، بر اهمیت پیوند میان نهادهای آموزشی و صنفی تأکید دارد و از همه دانشجویان دعوت می‌کند با ایده‌ها، دغدغه‌ها و نگاه تازه خود، در ساخت آینده‌ی تئاتر ایران سهیم باشند.

در این روز، به همه دانشجویان پرشور و تلاشگر که با شور آموختن و خلق کردن، چراغ اندیشه و هنر را روشن نگاه می‌دارند، درود می‌فرستیم.

 

خانه تئاتر

۱۶ آذر ۱۴۰۴

این نمایش یادگار دوران بیماری است؛ تئاتر بدون اندیشه‌محوری هویت ندارد

رضا آشفته کارگردان «زنی که فقط سیگار می‌کشد!» با اشاره به فرایند شکل‌گیری ایده نمایش عنوان کرد که پس از گذر از دوران بیماری، چند اثر تک شخصیتی نوشته است که در همه آنها موضوع مرگ وجود دارد.

رضا آشفته منتقد تئاتر و نویسنده و کارگردان نمایش «زنی که فقط سیگار می‌کشد!» که این شب‌ها در بوتیک هنر ایران روی صحنه است، در گفتگو با خبرنگار مهر درباره محور اصلی این اثر توضیح داد: داستان درباره زن فیلسوفی است که در خلوت خود هفت سال تمام تنهایی و انزوا را تحمل کرده و مشابه حکمای ایرانی همچون بوذرجمهر، فردوسی و خیام به نوعی حکمت رسیده است. این خلوت طولانی لبریز از تصاویر شاعرانه است و کشیدن سیگار برای او نه یک عادت روزمره، بلکه بخشی از تجربه شاعرانه و فلسفی‌اش به شمار می‌آید.

این کارگردان در ادامه با اشاره به وقفه‌ای که در فعالیت‌های کارگردانی وی ایجاد شده بود، گفت: سال گذشته نمایش کودک «سنجاب‌های شنگول و منگول» را کار کردم اما به‌دلیل نداشتن تهیه‌کننده و هزینه‌های بالای تولید، آن پروژه برای من ضرر مالی داشت. بعد از آن دیگر کاری پیش نیامد و عملاً خانه‌نشین شدم. برای اینکه از بی‌حوصلگی و رکود فاصله بگیرم، تصمیم گرفتم متنی کم‌هزینه تولید کنم و نتیجه آن همین نمایش شد.

وی افزود: این بار و در کار جدید تصمیمم بر این شد که نمایشی تک نفره که هزینه‌های تولیدی ویژه‌ای هم ندارد را برای اجرا آماده کنم که ثمره آن «زنی که فقط سیگار می‌کشد!» شد.

این هنرمند همچنین خبر داد که دوره‌ای از نمایشنامه‌خوانی در بوتیک هنر ایران با دبیری او در حال برنامه‌ریزی است، وی درباره این طرح توضیح داد: با فرشاد نصیری، مدیر بوتیک هنر ایران، به توافق رسیدیم و قرار است دومین دوره تخصصی نمایشنامه‌خوانی را برگزار کنیم که اگر فرایند صدور مجوز در زمان مقتضی اتفاق می‌افتاد آثار در همین روزها باید خوانش می‌شدند که البته پیگیر برگزاری آن هستیم و این رویداد اطلاع‌رسانی می‌شود. مسئله برای من این است که چندان از فضای اداری تئاتر خبر ندارم و نمی‌دانم روند دریافت نوبت اجرایی در مجموعه تئاترشهر یا دیگر مجموعه‌های تئاتری دولتی، در وضع کنونی چگونه است.

آشفته بخش دیگری از شکل‌گیری این اثر را به تجربه شخصی‌اش پیوند زد و یادآور شد: بعد از بیماری سال گذشته و ایست قلبی که برایم اتفاق افتاد، نگاه من به زندگی و مرگ دگرگون شد. بعد از بازگشت به زندگی چند متن تک‌نفره نوشتم که در همگی آنها به مرگ فکر می‌کنم. برای من مهم بود که نگاه یک انسان شرقی به مرگ چگونه است و چگونه می‌توان این تجربه را در قالب نمایشی مینیمال با مخاطب در میان گذاشت.

وی درباره شیوه اجرای نمایش توضیح داد: در کارگردانی سعی کردم با کمترین آکسسوار و بدون دکور کار کنم. نورپردازی هم حداقلی است. معتقدم چنین متن‌هایی نیاز به بستر خالی و تمرکز کامل بازیگر دارند.

 

 

آشفته درباره روند آماده‌سازی اثر، تصریح کرد: از زمان نوشتن تا اجرای نمایش حدود هفت ماه زمان برد. پنج ماه این مدت صرف تمرین مداوم شد. در مجموع نزدیک به ۶۰ جلسه تمرین داشتیم تا به کیفیت مورد نظر برسیم.

وی در ادامه در نقد وضعیت کنونی تئاتر عنوان کرد: فضای تئاتر بسیار به‌هم‌ریخته است. بسیاری از آثاری که می‌بینم از اسلوب تئاتر خارج شده‌اند و بیشتر به سمت ابتذال رفته‌اند. برخی آثار عملاً شبیه دلقک‌بازی‌اند و گروهی دیگر به سمت تئاتر لاکچری و تجاری کشیده شده‌اند که هیچ نسبتی با روح تئاتر ندارند.

آشفته درباره بحران دیده‌شدن بازیگران در تئاتر نیز توضیح داد: در تئاتر چیزی به نام دیده‌شدن بازیگر نداریم؛ باید تئاتر دیده شود. اما امروز تعریف تئاتر مخدوش شده و نتیجه این است که برخی بازیگران برای دیده‌شدن هر کاری می‌کنند. مخاطب هم بیشتر برای دیدن چهره‌ها به سالن‌ها می‌رود، نه برای اثر نمایشی.

وی در پایان با تأکید بر اینکه تئاتر بدون بُعد اندیشه‌محور، هویت خود را از دست می‌دهد، افزود: متأسفانه وجه فکری و اندیشه‌محور آثار تقریباً فراموش شده است و نادیده گرفتن این بُعد لطمه‌ای جدی به تئاتر می‌زند. تئاتر باید اندیشه تولید کند، نه اینکه فقط سرگرم کند. سرگرمی بخشی از تئاتر است اما همه آن نیست.

نمایش «زنی که تنها سیگار می‌کشد!» به نویسندگی و کارگردانی رضا آشفته از ۶ آذر در بوتیک هنر ایران روی صحنه رفته است و اجراهای آن تا ۱۶ آذر ادامه دارد.

فاطمه شهیدی و مرجان خرمی گروه بازیگران این نمایش را تشکیل می‌دهند.

عکس از اختر تاجیک است.

گروه اجرایی «ماهی بلژیکی» معرفی شدند

گروه اجرایی نمایش «ماهی بلژیکی» به کارگردانی آروند دشت‌آرای معرفی شدند.

به گزارش گروه خبر سایت خانه تئاتر به نقل از مشاور رسانه‌ای این نمایش، «ماهی بلژیکی» تازه‌ترین نمایش آروند دشت‌آرای است که از ۲۳ آذر اجرای خود را در سالن کُر باکس پردیس تئاتر و موسیقی دکُر (باغ کتاب) آغاز می‌کند.

این نمایش با بازی کاظم سیاحی و طاهره هزاوه روی صحنه می‌رود و پیش‌فروش بلیت سه اجرای نخست آن (شامل روزهای یکشنبه ۲۳ و دوشنبه ۲۴ و سه‌شنبه ۲۵ آذر) از ساعت ۱۴ امروز، یکشنبه، ۱۶ آذر در سایت فیدیبو آغاز می‌شود.

«ماهی بلژیکی» نوشته لئونور کُنفینو است که با برگردان حمیدرضا امانپور قرایی و کارگردانی آروند دشت‌آرای اجرا می‌شود و در خلاصه داستان آن آمده است: «روایتی نامعمول از یک دیدار غافلگیرکننده.»

گروه اجرایی این نمایش به شرح زیر هستند:

نویسنده: لِئونُر کُنفینو، مترجم: حمیدرضا امان‌پور قرایی، طراح صحنه و کارگردان: آروند دشت‌آرای، دراماتورژ: مارین ‌ون ‌هولک، تهیه‌کننده: سید محمدتقی زاهدی، بازیگران: کاظم سیاحی، طاهره هزاوه، مدیر پروژه: مهتا کریمی، مدیر تولید: امین یزدانی‌نژاد، دستیار کارگردان و برنامه‌ریز: پریسا گودرزی، جانشین تهیه کننده: ایلیا شمس، آهنگساز و طراح صدا: ستاره نفیسی، طراح لباس: شایلان عشایری، طراحان نور: نیلوفر نقیب ساداتی، محمدرضا رحمتی، طراحان گرافیک: مهسا قلی‌نژاد، امید نعم‌الحبیب، ویدئو آرتیست و ساخت تیزر: مسعود علیمحمدی، میکس و مستر نهایی و تکنسین صدا: کاوه عابدین، عکاس و ادمین وب سایت: کیارش مسیبی، اجرای ویدئومپینگ و تجهیزات: خشایار نشوی، مدیرفیلمبرداری تیزر: مهرداد حمیدیان، مدیر صحنه: ابوذر کریمی، دستیاران طراح صحنه: پریسا مرادی، علی پویا قاسمی، دستیار طراح لباس: شیرین طیبی، گروه نور: آندیا اسلامی، یگانه نورائی، حجت حاج عبداللهی، عماد ابراهیمی، دستیاران ویدئومپینگ: ابوذر کاشفی، علیرضا کاشفی، شایان دبوری، محمد مهدی قشم‌پور، اجرای دکور: گروه اجرایی هفتاد، مدیر بازاریابی و تبلیغات/ کپی رایتر: رضا سعیدی، روابط عمومی: سارا حدادی، مشاور تبلیغات: صدف رضاپور، امور مالی: نسرین درفشی، امور حقوقی: نازنین ورزی.

این اثر نمایشی که تازه‌ترین کار کمپانی فیلم و هنرهای اجرایی ویرگول است، از ۲۳ آذر هر شب ساعت ۱۹ در سالن کُر باکس پردیس تئاتر و موسیقی دکُر (باغ کتاب) روی صحنه می‌رود.