کارگردانانی که از شاهنامه وام گرفتند

هنرمندان تئاتر طی بیش از ۴ دهه گذشته آثار مختلفی را برگرفته از شاهنامه فردوسی تولید کرده و روی صحنه برده‌اند که برخی از این آثار به زعم مخاطبان و منتقدان تئاتر آثار درخشانی بوده‌اند.

به گزارش گروه خبر سایت خانه تئاتر به نقل از خبرگزاری مهر، دنیا مملو است از نویسندگان و شاعران بزرگی است که با آثار خود تحولی در عرصه ادبیات ایجاد کردند و آثاری که از خود به جا گذاشتند در تاریخ ادبیات جهان ماندگار خواهد بود. این آثار ادبی منبعی برای الهام و شکل‌گیری آثار مختلفی هنری بوده و هستند؛ از نقاشی و مجسمه گرفته تا سینما و تئاتر. آثار جذاب و درخشانی در عرصه تئاتر با الهام از «ایلیاد و اودیسه»، «کمدی الهی»، «افسانه‌های کانتربری»، «حماسه نیبلونگن»، «سرود رولان» تولید و اجرا شده‌اند و عرصه سینما نیز در بهره‌گیری از این آثار بی‌کار ننشسته است.

البته هنرمندان بین‌المللی به داشته‌های ادبیات کهن خود بسنده نکرده‌اند و در راستای فعالیت‌های خود آثار درخشان و ماندگار ادبیات شرق را هم مورد توجه قرار داده‌اند نظیر «حماسه گیلگمش»، «رامایانا» و «مهاباراتا».

کشورهای مختلف در جغرافیای شرق و قاره آسیا در زمینه ادبیات کهن دارای پیشینه تاریخی و آثار متنوعی هستند. ایران نیز از جمله کشورهای غنی در زمینه ادبیات کهن، نه تنها در شرق و آسیا بلکه در سطح جهانی است و آثار مختلفی از جمله «منطق الطیر» عطار، «رباعیات» عمر خیام، «مثنوی معنوی» مولوی و «بوستان» و «گلستان» سعدی مورد توجه هنرمندان و فرهنگ‌دوستان جهانی قرار گرفته‌اند و آثار هنری نیز با الهام از این آثار خلق شده‌اند.

اما به طور حتم یکی از مهمترین شاهکارهای ادبیات کهن ایران‌زمین، «شاهنامه» حکیم ابوالقاسم فردوسی است. این اثر حماسی منظوم، با حدود ۶۱ هزار بیت یکی از بزرگ‌ترین و مطرح‌ترین سروده‌های حماسی جهان است.

«شاهنامه» فردوسی علاوه بر ویژگی‌های ادبی و فرهنگی، اثری منحصر به فرد به لحاظ هنری و مملو از تصویرسازی‌های مختلف و متنوع دراماتیک است.

در عرصه هنر ایران به ویژه در حوزه تئاتر، «شاهنامه» فردوسی طی بیش از ۴ دهه گذشته مورد توجه هنرمندان نسل‌های مختلف قرار گرفته و آثاری برگرفته از داستان‌های مختلف این شاهکار ادبی بر صحنه تئاتر ایران خلق شده‌اند.

ضمن اینکه در تاریخ ایران، نقال‌ها و پرده‌خوان ها در ایام سال به نقل داستان‌های مختلف شاهنامه در شهرها و مناطق مختلف و در کوچه و خیابان و قهوه‌خانه‌ها برای اقشار مختلف جامعه می‌پرداختند که امروزه نیز به ندرت و در برخی مناسبت‌ها و جشنواره‌ها شاهد چنین اتفاقی هستیم.

در این گزارش به مناسبت روز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی، به چند اثر نوشته و یا اجراشده بر اساس داستان‌های «شاهنامه» اشاره می‌کنیم که توسط هنرمندان با سابقه و شناخته‌شده تئاتر ایران در ادبیات نمایشی و صحنه‌های تئاتر ایران جان گرفته‌اند.

داستان «رستم و سهراب» یکی از پرطرفدارترین داستان‌های «شاهنامه» فردوسی است که در تئاتر ایران آثار مختلفی با اقتباس از آن تولید و اجرا شده است. «رستم و سهراب» یکی از غم‌انگیزترین داستان‌های شاهنامه است که طی آن سهراب جوان به دست پدر خود رستم کشته می‌شود.

تئاترهایی که با نگاه به شاهنامه خلق شدند/ از بیضایی تا پری صابری

بهرام بیضایی و نگاهی متفاوت به رستم و سهراب

یکی از مطرح‌ترین نمایشنامه‌های برگرفته از این داستان، نمایشنامه «سهراب‌کشی» اثر بهرام بیضایی است که بین سال‌های ۱۳۷۳ تا ۱۳۷۸ نوشته شد. متأسفانه این نمایشنامه تاکنون توسط این کارگردان مطرح تئاتر ایران به اجرا نرسیده است.

بهرام بیضایی در گفت‌وگویی درباره «سهراب کشی» و نوع نگاهی که به داستان مطرح شاهنامه فردوسی داشته، گفته بود: «آن چه کردم نوشتن «رستم و سهراب» چنان که من امروز می‌فهمم، است. در واقع «سهراب‌کشی» فاجعه‌ای است که فردوسی سروده است. مضمون داستان همان است و عملاً یک‌جور پشت صحنه آن یا در حقیقت محاکمه آن است. خیلی اتفاق‌ها می‌افتد که در روایت فردوسی به ضرورت حماسه، دلیلی ندارد راجع به آنها کنجکاوی شود ولی در نمایش «سهراب‌کشی» شده است به دلیل این‌که ما نمایش می‌دهیم و نمایش به نوعی آموزشگاه و یا در واقع آزمایشگاه طبایع بشری است.»

تئاترهایی که با نگاه به شاهنامه خلق شدند/ از بیضایی تا پری صابری

قطب‌الدین صادقی و آثاری برگرفته از شاهنامه

یکی دیگر از هنرمندانی که در تئاتر ایران چندین اثر خود را با اقتباس از داستان‌های «شاهنامه» فردوسی خلق کرده، قطب‌الدین صادقی است.

صادقی نیز که علاقه خاصی به تاریخ و ادبیات کهن ایران‌زمین دارد، نمایشنامه‌های «مویه جم»، «هفت‌خوان رستم» و «آخرین رویای رستم» را بر اساس داستان‌های شاهنامه نوشته و اجرا کرده است.

این نمایشنامه‌نویس و کارگردان شناخته‌شده تئاتر ایران درباره این آثار گفته بود: «این نمایش‌نامه‌ها تکرار خود حماسه کهن و قهرمانان اسطوره‌ای آن نیست. تلاش بر این بوده است تا با الهام‌گرفتن از شاهنامه و یاری جستن از ادبیات ایران پیش از اسلام، از نظر ساختار، زبان، تحول موضوع و نحوه شخصیت‌پردازی، ابتکارهای نمایشی و طرح‌های دراماتیک نو در کار آوریم، تا به گونه‌ای عینی و ملموس هم شکل و زبان هنر نمایش را از حماسه فرق گذاشته و هم از نظر فکری فاصله زمانی خود را با موضوع پر کرده باشیم و این مسیر نبود مگر با امروزی‌کردن تحلیل شخصیت‌ها و دگرگونی در پیشرفت موضوع، کم و زیاد کردن حوادث و از همه مهم‌تر زبانی چالاک و نمایشی که در عین اصالت از آنِ نسل ما و روزگار ما است.»

صادقی ۲ نمایشنامه «مویه جم» و «هفت‌خوان رستم» را بر صحنه تئاتر ایران اجرا کرده که این ۲ اثر از جمله آثار موفق این کارگردان با سابقه تئاتر ایران هستند.

تئاترهایی که با نگاه به شاهنامه خلق شدند/ از بیضایی تا پری صابری

بهروز غریب‌پور و اپرای عروسکی «رستم و سهراب»

بهروز غریب‌پور از چهره‌های شناخته‌شده تئاتر ایران است که در زمینه اپراهای عروسکی جایگاه قابل توجهی را برای تئاتر ایران در جهان رقم زده است. وی با اپراهای خود به سراغ ادبیات کهن ایران رفته است و در یکی از این اپراهای عروسکی داستان «رستم و سهراب» را مدنظر قرار داده است. اپرای این اثر ساخته لوریس چکناواریان است که در سال ۱۳۸۳ در تالار فردوسی روی صحنه رفت.

این اپرای عروسکی که به شیوه عروسکی نخی سالزبورگ تولید شده است، علاوه بر اجرای چندین‌باره در ایران، در کشورهای اروپایی از جمله ایتالیا نیز اجرا شد.

وی در نشستی درباره پرداختن به داستان‌های شاهنامه، گفته بود: «از سال ۱۳۱۰ تا نزدیک انقلاب ۱۵۰ نمایشنامه براساس داستان‌های شاهنامه نوشته شده که در همه این آثار ضعف ساختاری وجود دارد که اهمیت داستان‌های فردوسی را زیر سوال می‌برد. این ضعف هم در درک شعر و هم در درک موسیقی شاهنامه وجود دارد. مگر می‌توان ابیات را به نثر خواند و معنا و حال اثر حفظ شود؟ باید نگاه چندبعدی داشت تا کاراکتری مثل رستم، تهمینه و سهراب را شناخت. آفرینش چنین کاراکترهایی ساده نیست. کاراکتر باید فراز و نشیب‌های زیادی را طی کند و بیننده را به دنبال خود بکشد. فردوسی زنده‌کننده اساطیر، بخشی از تاریخ و صفت ایرانی است. وی حتی در آفریدن نقش‌ها منصب است. مثلاً افراسیاب را که دشمن ایران است وقتی در رابطه با سیاوش تصویر می‌کند، می‌بینیم انسان خونخواری نیست. این ویژگی‌ها شاهنامه را دارای بار دراماتیک اساسی کرده است.»

تئاترهایی که با نگاه به شاهنامه خلق شدند/ از بیضایی تا پری صابری

پری صابری و اجرای ۳ اثر بر اساس شاهنامه

«رستم و سهراب»، «مرغ باران» و «هفت‌خوان رستم» ۳ اثری است که پری صابری کارگردان مطرح تئاتر ایران که همیشه علاقه به تولید و اجرای آثار نمایشی بر اساس ادبیات کهن ایرانی و شعرای مطرح ایران در دوره‌های زمانی مختلف داشته است، در تئاتر ایران روی صحنه برد.

وی در گفت‌وگویی درباره پرداختن به داستان‌های شاهنامه و ادبیات کهن ایران، گفت بود: «همواره در چنین آثاری می‌گویم که این نمایش به روایت من است و چنانچه شخص دیگری این داستان را برای اجرا انتخاب می‌کرد با نگاهی متفاوت آن را روی صحنه می‌برد. امیدوارم این آثار نمایشی بزرگداشتی از ثروت ملی‌مان باشند که به ما ارث رسیده است چون توجه داشتن به آنچه که بوده‌ایم، بسیار مهم است و علاقه‌مندم به سراغ فرهنگ خودمان رفته و آن را مرور کنیم.»

تئاترهایی که با نگاه به شاهنامه خلق شدند/ از بیضایی تا پری صابری

رسول نجفیان و «رستم و سهراب» و «بیژن و منیژه» فردوسی

رسول نجفیان از هنرمندان با سابقه تئاتر ایران است که ۲ نمایش «رستم و سهراب» و «بیژن و منیژه» را بر اساس داستان‌های «شاهنامه» فردوسی در دهه ۸۰ روی صحنه برد.

وی درباره نوع نگاهی که به داستان‌های شاهنامه فردوسی برای تولید و اجرای تئاتر داشته و همچنین جایگاه این شاهکار ادبی، در گفت‌وگویی تصریح کرده بود: «فردوسی بزرگ ۳۰ سال وقت صرف کرد تا اثری را به وجود آورد که بزرگترین شاعران در مقابل ادبیات او، بزرگترین سینماگران در مقابل تصویرسازی او و بزرگترین کارگردانان تئاتر در مقابل صحنه‌آرایی او در حیرت می‌مانند. من هم به خودم اجازه نمی‌دهم که در اثر این بزرگمرد دخل و تصرف کنم. در یک زمان شاید بتوان در اثر فردوسی برای اجرای نمایش دخل و تصرف کرد و آن زمان نیز وقتی است که مثلاً صدها بار «رستم و سهراب» اجرا شده باشد و حالا من با نوآوری بخواهم آن را با شیوه دیگری اجرا کنم. در اینجا باید به این نکته اشاره کنم که چند منتقد ادعا کرده‌اند که من یک متن کهنه را برای اجرا انتخاب کرده و روی صحنه برده‌ام، حال اینکه تمام دنیا به ناچار در برابر حافظ، مولانا و فردوسی سر تعظیم فرود آورده‌اند.»

تئاترهایی که با نگاه به شاهنامه خلق شدند/ از بیضایی تا پری صابری

محمود عزیزی و «بیژن و منیژه»

یکی دیگر از چهره‌های با سابقه کارگردانی تئاتر محمود عزیزی است که در نیمه دوم دهه ۸۰ نمایش «بیژن و منیژه» را برگرفته از شاهنامه فردوسی در سالن اصلی مجموعه تئاترشهر روی صحنه برد.

تئاترهایی که با نگاه به شاهنامه خلق شدند/ از بیضایی تا پری صابری

محمد رضایی‌راد و «بازگشت به خان نخست» و «خان هشتم»

محمد رضایی‌راد از نمایشنامه‌نویسان و کارگردان‌های مطرح تئاتر ایران که آثار قابل توجهی را نوشته و اجرا کرده است، ۲ نمایشنامه «بازگشت به خان نخست» و «خان هشتم» را بر اساس داستان‌های شاهنامه نوشته است که هر ۲ اثر نیز به صحنه رفته‌اند.

«بازگشت به خان نخست» دارای ۲ بخش مستقل اما تکمیل‌کننده یکدیگر با ۲ روایت موازی است. برزاگ پهلوانی حماسی و گردیه زنی تیره‌بخت داستان خود را در این اثر روایت می‌کنند. رضایی‌راد «بازگشت به خان نخست» را سال ۱۳۸۴ در مجموعه تئاتر شهر روی صحنه برد.

در نمایشنامه «خان هشتم» نیز رستم و اسفندیار به روایت یکدیگر از دیدگاه خود می‌پردازند. این اثر نمایشی نیز سال ۱۳۸۲ با کارگردانی آروند دشت‌آرای روی صحنه رفت.

تئاترهایی که با نگاه به شاهنامه خلق شدند/ از بیضایی تا پری صابری

مریم معترف و اجرایی از شاهنامه برای کودکان

مریم معترف بازیگر و کارگردان با سابقه تئاتر ایران نیز سال ۱۳۹۵، نمایش «قصه‌های من و تو و رستم و شاهنامه» نوشته حسن باستانی را برای گروه سنی کودک و نوجوان تولید و در تالار هنر روی صحنه برد. «قصه‌های من و تو رستم و شاهنامه»، روایتی از «شاهنامه» با نمایش چند داستان با محوریت رستم است که در فضایی فانتزی و شاد برای کودکان و نوجوانان اجرا شد.

علاوه بر این کارگردان‌ها، هنرمندان دیگری نظیر نادر رجب‌پور، حسین پارسایی و شکرخدا گودرزی نیز بر اساس شاهنامه فردوسی دست به تولید اثری نمایشی زده‌اند.

شکرخدا گودرزی در جدیدترین تجربه خود، کنسرت‌نمایش «بیژن و منیژه» را در پردیس تئاتر شهرزاد روی صحنه برده است. حسین پارسایی نیز که چندی پیش نمایش «هفت خان اسفندیار» را که برداشتی از شاهنامه فردوسی بود به صحنه برده بود، قصد دارد در تازه‌ترین تجربه خود موزیکال اساطیری «نبرد رستم و سهراب» را اجرا کند.

نخستین تئاتر کودک در شهرستان بافق روی صحنه رفت

اولین تئاتر کودک و نوجوان شهرستان بافق با عنوان «پروانه سفید» به کارگردانی «محسن شریعتی» به روی صحنه رفت.

«ابوالقاسم دهقان» فرماندار بافق با حضور در پلاتوی وحشی بافقی به تماشای این اثر هنری نشست و ضمن تقدیر از عوامل خلق این نمایش، گفت: ایفای نقش کودکان و نوجوانان در این اثر هنری بسیار جذاب و انکار ناپذیر است.

وی با اشاره به این که ماهیت موجودات زنده عالم هستی بسیار متنوع است، تصریح کرد: از نظر شکل و زیبایی هر کدام از قسمت‌های این تئاتر، یک نوع حکمت الهی و یک نوع ماهیت موجودات را به تصویر کشانده است.

فرماندار در پایان موفقیت این تئاتر را حاصل کار تیمی زبده و هنرمند عنوان و خاطرنشان کرد: این کار هنری در اوج سادگی و با زبان کودکانه و در محیطی بسیار زیبا و صمیمی و دکوری خلاقانه در زمانی کوتاه، یک پیام و درس بزرگ به مخاطبانش می‌دهد و آن رسیدن به خودباوری و دوری از هرگونه خود تحقیری که آفت رشد، نمو و توسعه فردی و اجتماعی است.

به گزارش ایسنا، نمایش «پروانه سفید» با هنرنمایی هنرجویان کودک و نوجوان شهرستان بافق به کارگردانی «محسن شریعتی» در پلاتوی وحشی بافقی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی بافق به مدت یک هفته روی صحنه می‌رود.

یادآور می‌شود؛ بافق اخیراً میزبان پانزدهمین جشنواره سراسری تئاتر بچه‌های مسجد بود.

پیشکسوت تئاتر آبادان درگذشت

کاظم طرفی‌نژاد از پیشکسوتان تئاتر آبادان و استان خوزستان، ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۳ بر اثر عوارض بیماری دیابت دار فانی را وداع گفت.

به گزارش گروه خبر سایت خانه تئاتر به نقل از ایران تئاتر، کاظم طرفی‌نژاد، نویسنده و کارگردان و بازیگر پیشکسوت تئاتر، سینما و تلویزیون آبادان و استان خوزستان پس از یک دوره مبارزه با بیماری دیابت، بینایی خود را از دست داد و سرانجام دوشنبه ۲4 اردیبهشت بر اثر عوارض این بیماری دار فانی را وداع گفت.
مراسم تشییع این هنرمند، امروز سه‌شنبه ۲5 اردیبهشت، با حضور هنرمندان و علاقه‌مندان هنرهای نمایشی در اهواز برگزار و پیکرش در قطعه هنرمندان اهواز به خاک سپرده می‌شود.
زنده‌یاد طرفی‌نژاد به همراه زنده‌یاد محسن حاتمی‌نژاد و مرحوم یوسف جوکار از پایه‌گذاران تئاتر بعد از جنگ و انقلاب در آبادان بودند.
از آثار این هنرمند می‌توان به نمایش‌های «در کوره‌راه عاشقی»، «اشغال»، «از مرثیه تا عشق»، «بازارچه عامو» اشاره کرد.

پیگیری وضعیت سنگلج در بازدید مدیر کل هنرهای نمایشی از این سالن

حمید نیلی مدیرکل هنرهای نمایشی با حضور در تماشاخانه سنگلج گفت مجموعه سنگلج میراث ماندگار تئاتر ایران است که حفظ سلامت این تماشاخانه و نگهداری مناسب آن رسالت اداره کل هنرهای نمایشی است.

به گزارش گروه خبر سایت خانه تئاتر به نقل از روابط عمومی تماشاخانه سنگلج، حمید نیلی، مدیرکل هنرهای نمایشی با حضور در تماشاخانه سنگلج، مسائل مربوط به تخریب ساختمان مجاور را پیگیری کرد.

در این دیدار، پریسا مقتدی با ارائه گزارش مبسوطی از مسائل مربوط به تخریب ساختمان مجاور، مدیرکل هنرهای نمایشی را در جریان جزئیات ماوقع قرار داد.

مدیرکل هنرهای نمایشی ضمن بازدید میدانی از ساختمان مجاور گفت: «مجموعه سنگلج میراث ماندگار تئاتر ایران است که حفظ سلامت این تماشاخانه و نگهداری مناسب آن، رسالت اداره کل هنرهای نمایشی است.»

او تاکید کرد که در روزهای آینده پیگیر شرایط تماشاخانه سنگلج از مجموعه شهرداری تهران و وزارت میراث فرهنگی و گردشگری خواهد بود.

حمید نیلی، همچنین با حضور در بخش‌های پشت صحنه تماشاخانه سنگلج با گروه نمایشی «افسانه شهرزاد» اثر احمد دهقان گفت‌وگو کرد.

غلامرضا نعمتی (معاون اجرایی اداره کل) و توحید معصومی در این دیدار مدیرکل هنرهای نمایشی را همراهی می کردند.

آخرین داستان بکت در نوفل‌لوشاتو روایت می‌شود

نمایش «آخرین داستان بکت» به نویسندگی و کارگردانیافشین قاسمی در عمارت نوفل‌لوشاتو روی صحنه می‌رود.

«آخرین داستان بکت» به نویسندگی و کارگردانی افشین قاسمی از دوشنبه ۲۴ اردیبهشت به مدت بیست شب ساعت ۱۹:۱۵ میزبان علاقه‌مندان می‌شود.

در خلاصه داستان نمایش «آخرین داستان بکت» آمده است: « مرد کارتن خوابی که مترجم و نویسنده ناشناخته ای است، درگیر یکی از داستانهای ساموئل بکت می شود…»

سامان علیزاده ، افشین قاسمی، گلناز عیدی ، رضا کندی و علی شهبازی در این نمایش حضور دارند.

دیگر عوامل اجرای این نمایش عبارت‌اند از: دستیار کارگردان: آوا محمودی، روابط‌عمومی: علیرضا زمانی، طراح لباس: حنا شریف‌پور، مدیر صحنه: نازنین پهلوان‌زاده عکاس: هستی احمدی، مدیر هماهنگی و اجرای: فرحناز رضایی، طراح پوستر و بروشور: افشین قاسمی، طراحی صحنه و ساخت تیزر: گروه هنری آوای ققنوس

اجرای ویژه گروه آرشک در رویداد گذر از تاریکی

رویدادِ گذراز تاریکی به همت انجمن مجسمه‌سازان و با مشارکت کودکان و نوجوانان و بزرگسالانِ نابینا و کم‌بینا در خانه هنرمندان با بخش‌هایِ مختلفی همچون پرفورمنس، عروسک‌سازی، پخش فیلم، جلسات نقدوبررسی، نمایشنامه خوانی، نشست‌هایِ تخصصی، معرفی نابینایان معروف در حال برگزاری است.

به گزارش گروه خبر سایت خانه تئاتر، گروه تاتر نابینایان و کم بینایان آرشک هم بر اساس  مسئولیتی که به عهده دارد و برای ادایِ دِین به همنوعانِ خود و به دعوتِ مسئولان برگزارکننده با نمایشنامه‌خوانیِ “زندگی بسیار کوتاه است” نوشته مهدی مهدی‌آبادی به کارگردانیِ مجتبی گوهرخای در این رویداد شرکت کرد.

یکشنبه ۲۳ اردیبهشت  اعضایِ پرتعداد گروه تاتر آرشک که درحالِ حاضر با داشتن ۳۰ عضوِ فعالِ نابینا و کم بینا در زمینه نویسندگی و کارگردانی و بازیگری پرتعداترین گروه تاتریِ نابینایان و کم بینایان است. با در دست داشتنِ سه نمایشِ در حالِ تمرین که می‌توان این گروه را فعال ترین گروه نابینایان و کم بینایان در تهران قلمداد کرد، این نمایش را به اجرا درآوردند.

مسئولان برگزارکننده، از جمله دبیر رویداد تمایل داشتند، اجرایی دیگر در اختتامیه رویداد انجام شود.

در نهایت اجرایی ویژه‌ برای نمایشنامه‌خوانی”زندگی بسیار کوتاه است”در نظر گرفته و مقرر شد که مراسم اختتامیه با اجراخوانیِ هنرمندان گروه تاتر آرشک آغاز شود.

لازم به ذکر است، گروه تاتر آرشک سه نمایش در حال تمرین دارد که به زودی به اجرا خواهد رسید.

 

سختی‌های اجرای بیست شخصیت در مجلس توبه‌نامه اسماعیل بزاز

بهروز پناهنده با نمایش ایرانی «مجلس توبه‌نامه‌نویسی اسماعیل بزاز» به نویسندگی حسین کیانی و کارگردانی کارن کیانی از ۱۵ فروردین در سالن کوچک تالار مولوی روی صحنه است. این نمایش که روزگار یکی از مقلدان نمایش‌های دربار ناصرالدین شاه قاجار، اسماعیل بزاز، را به تصویر می‌کشد، بیش از ۲۰ کاراکتر دارد با فقط یک بازیگر؛ مونولوگی که به عقیده بازیگر این نمایش به دلیل ادبیاتش فرای دیگر مونولوگ‌ها برای اوست.

به گزارش گروه خبر سایت خانه تئاتر این بازیگر تئاتر و سینما درباره تجربه بازیگری خود در نمایش‌های ایرانی به خبرآنلاین، گفت: «نخستین تجربه من در این زمینه به سال ۸۴ برمی‌گردد و بازی در نمایشی به نام «طبیب اجباری» که با دانشجویان به‌صورت نیمه‌عروسکی به صحنه بردیم؛ نمایشی که به لحاظ فرم و قطعات موسیقی کاملا ایرانی بود.»

اما نمایش «سمک عیار» به کارگردانی زنده‌یاد جواد ذوالفقاری نقطه عطفی در کارنامه بهروز پناهنده است. او اشاره کرد: «با نمایش سمک عیار جدی‌تر وارد نمایش ایرانی شدم. وقتی به دفتر جواد ذوالفقاری رفتم، به محض دیدنم گفت سمک عیار من خود شما هستی. آن تجربه با گروهی حرفه‌ای و کارگردانی کاربلد آنقدر برایم شیرین بود که بعد از آن چندین نمایش ایرانی به من پیشنهاد شد، اما قبول نکردم، چون دنبال متن و کارگردانی بودم که آن تجربه خوب برایم تکرار شود.» پناهنده از بازی در نمایش «پایین گذر سقاخانه» نوشته اکبر رادی و کارگردانی رضا بهرامی در سنگلج هم به‌عنوان تجربه حضوری دیگر در نمایش‌های ایرانی یاد کرد.

این بازیگر که پیشتر هم با حسین کیانی، نمایشنامه‌نویس و کارگردان، در نمایش «کافه کات» همکاری داشته، درباره نمایش «مجلس توبه‌نامه‌نویسی اسماعیل بزاز» گفت: «ایفای نقش اسماعیل بزاز بسیار دشوار است. ادبیات حسین کیانی مختص خودش است و در عین حال که دشوار به نظر می‌رسد، اما وقتی با آن ارتباط برقرار می‌کنی، جذابیتش را درمی‌یابی.»

پناهنده با بیان اینکه این نمایش اولین تجربه کارگردانی کارن کیانی است، افزود: «همکاری با کارن اتفاق خیلی خوبی است. با پشتوانه هنری کارن که از پدر و مادری هنرمند آموخته و متن حسین کیانی کار به‌گونه‌ای پیش رفته که بازخورد منفی نداشته است. خوشبختانه تماشاچی راضی بوده‌ و دهان به دهان چرخیده است. این کار بدون هر نوع تبلیغات آنچنانی و حواشی، شریف روی صحنه رفته است.»

این بازیگر با بیان اینکه اجرای مونولوگ نسبت به کارهای دیگر سخت‌تر و همه بار صحنه روی دوش یک بازیگر است، درباره تجربه خود از این نوع نمایش گفت: «سال ۸۳ اولین کار مونولوگ را با نمایشنامه «مصاحبه» محمد رحمانیان به عنوان کار پایان‌نامه تجربه کردم. بعد از آن هم در مونولوگ چند اپیزودی جوادیه (بیست متری) به کارگردانی رضا بهرامی و مونولوگی از علی اصغری که سال ۹۶ در همین سالن کوچک مولوی روی صحنه رفت، حضور داشتم. اما مونولوگ اسماعیل بزاز فرای همه آن مونولوگ‌هاست، به دلیل ادبیاتش و بازی در بازی نقش‌های مختلف. ایفای نقش بیش از ۲۰ شخصیت کار را سخت می‌کند.»

در نمایش «مجلس توبه‌نامه‌نویسی اسماعیل بزاز» هر کاراکتر لحن مخصوص به خود را دارد و بازیگر صرفا به بیان دیالوگ‌ها نپرداخته است. بهروز پناهنده درباره دشواری شیوه بازی در بازی با حفظ ویژگی‌های هر کاراکتر گفت: «طبیعتا اگر مونولوگ -که با حضور یک بازیگر روی صحنه می‌رود- کشش نداشته باشد، تماشاگر خسته می‌شود. ولی وقتی با شخصیت‌های مختلف به کار رنگ می‌دهید، تماشاگر همراه می‌شود. هر چند این نمایش کمدی نیست و کاملا درام است، اما جاهایی رنگ و بویی گرفته که برای مخاطب هم شیرین است. چند نقش در متن از جمله ناصرالدین شاه، اعتمادالسلطنه، امام جمعه مسجد سپه‌سالار، سفیر فرانسه و … در حد یکی دو خط بود که با مشاوره حسین کیانی و کارگردانی کارن بسط داده شد تا حرف‌هایی که اسماعیل بزاز با خودش می‌زد از زبان آدم‌های دیگر بیان و کار شیرین‌تر و جذاب‌تر شود.»

این بازیگر با بیان اینکه در این نمایش مردم کوچه و بازار هم تبدیل به کاراکتر شده‌اند و هر کدام با لهجه‌ها و تیپ‌های مختلف اجرا می‌شود، افزود: «تلاش کرده‌ام که هیچ کدام از این شخصیت‌ها حتی صداهایشان به هم نزدیک نباشد.»

بهروز پناهنده درباره خلق لحظات کمیک در این نمایش درام که گاهی از تماشاگر خنده هم می‌گیرد، اشاره کرد: «طی اتودهایی که زده شد، به این موقعیت‌ها رسیدیم. به نویسنده کار گفتم می‌خواهم به متن وفادار باشم و هر کلمه‌ یا اکتی که اضافه شد در راستای کار بود تا ضربه‌ای به نمایشنامه نزند. این اولین مونولوگ نویسنده اثر است که اجرا می‌شود. دوستان و استادان دانشگاهی هم که کار را دیدند هیچ خرده‌ای بر متن نداشتند. معتقد بودند آغاز و پایان خوبی دارد و درست پرداخت شده است. ما نمی‌خواستیم کار کمدی باشد، اما بر اساس موقعیتی که ایجاد می‌شود، خنده‌ای هم به لب تماشاگر می‌نشیند.»

در یادداشتی که کارگردان این نمایش نوشت، آن را به همه کسانی تقدیم کرد که در طول تاریخ هنر تئاتر زیر تیغ سانسور بوده‌اند. بهروز پناهنده نظرش را به عنوان بازیگر درباره تم و موضوع و احساس نزدیکی یا دوری نسبت به آن، اینگونه بیان کرد: «اگر به تاریخ برگردیم، می‌بینیم اولین کسی که در ایران سانسور را نهادینه کرده، خود اعتمادالسلطنه (سیاستمدار دوره ناصرالدین‌شاه قاجار) است. من برای بازی در این نمایش درباره ناصرالدین شاه، اعتمادالسلطنه، اسماعیل بزاز، کریم شیره‌ای و … تحقیق کردم و به این نتیجه رسیدم که اعتمادالسلطنه کسی بوده که سانسور را در چاپ کتاب‌ها در ایران پایه‌گذاری کرده و حتی خودش کتاب خودش را سانسور کرد. سانسور از آن موقع شروع شده، بوده و هنوز هم هست.»

این بازیگر درباره فعالیت‌های آینده خود گفت: «در حال تمرین برای اجرا در سالن چارسو تئاتر شهر در کاری به نویسندگی و کارگردانی دکتر اسماعیل نجار هستم که از ۸ خرداد تا ۱۱ تیرماه روی صحنه می‌رود.»

نمایشی درباره آنها که وظیفه ساخت و اجرای کابوس آدمیان را برعهده دارند

نمایش «کابوس‌مند» به کارگردانی حسین حیاتی در عمارت ارغوان روی صحنه است.

به گزارش گروه خبر سایت خانه تئاتر، حسین حیاتی پیش از این و در تابستان سال گذشته نمایش «یه گوشه از دایره» را روی صحنه داشت که با استقبال همراه بود. وی نویسندگی و کارگردانی نمایش «کابوس‌مند» را به عهده دارد.

نمایش «کابوس‌مند» در مورد کسانی است که وظیفه ساخت و اجرای کابوس آدمیان را برعهده دارند …

این نمایش تازه ترین اثر گروه فرهنگی هنری «پارادوکس» است.

بازیگران «کابوس‌مند» عبارتند از مهدی اشرافی، نوید محسنیان، حمید جانانه، کاوه اکبری، مهدی افراسته، سلاله ارغوان، بیتا طایی.

مهدی اشرافی تهیه کننده این نمایش است.

طراح صحنه و طراح نور : مهران زاغری، طراح گریم : نازنین محمودی، طراح پوستر و لوگو : هلیا جمالی جم،  طراح تیزر : حسین حیاتی، طراح لباس :  مهران زاغری، مسئول فنی : یحیی نام آور، سامان عسگری، دستیاران صحنه و لباس : پریسا راد ، علی گل‌کاران، ساخت تیزر و موشن گرافی : حمید جانانه دیگر عوامل این نمایش هستند. 

این نمایش از ساعت 21 در سالن شماره یک عمارت ارغوان روی صحنه می‌رود.

اجرای ویژه گروه آرشک در رویداد گذر از تاریکی

رویدادِ گذر از تاریکی به همت انجمن مجسمه‌سازان و با مشارکت کودکان و نوجوانان و بزرگسالانِ نابینا و کم‌بینا در خانه هنرمندان با بخش‌هایِ مختلفی همچون پرفورمنس، عروسک‌سازی، پخش فیلم، جلسات نقدوبررسی، نمایشنامه خوانی، نشست‌هایِ تخصصی، معرفی نابینایان معروف در حال برگزاری است.

به گزارش گروه خبر سایت خانه تئاتر، گروه تاتر نابینایان و کم بینایان آرشک هم بر اساس  مسئولیتی که به عهده دارد و برای ادایِ دِین به همنوعانِ خود و به دعوتِ مسئولان برگزارکننده با نمایشنامه‌خوانیِ “زندگی بسیار کوتاه است” نوشته مهدی مهدی‌آبادی به کارگردانیِ مجتبی گوهرخای در این رویداد شرکت کرد.

یکشنبه ۲۳ اردیبهشت  اعضایِ پرتعداد گروه تاتر آرشک که درحالِ حاضر با داشتن ۳۰ عضوِ فعالِ نابینا و کم بینا در زمینه نویسندگی و کارگردانی و بازیگری پرتعداترین گروه تاتریِ نابینایان و کم بینایان است. با در دست داشتنِ سه نمایشِ در حالِ تمرین که می‌توان این گروه را فعال ترین گروه نابینایان و کم بینایان  در تهران قلمداد کرد، این نمایش را به اجرا درآوردند.

مسئولان برگزارکننده، از جمله دبیر رویداد تمایل داشتند، اجرایی دیگر در اختتامیه رویداد انجام شود.

در نهایت اجرایی ویژه‌ برای نمایشنامه‌خوانی”زندگی بسیار کوتاه است”در نظر گرفته و مقرر شد که مراسم اختتامیه با اجراخوانیِ هنرمندان گروه تاتر آرشک آغاز شود.

لازم به ذکر است، گروه تاتر آرشک سه نمایش در حال تمرین دارد که به زودی به اجرا خواهد رسید.

میثم یوسفی: ضعف تئاتر ما در ادبیات نمایشی و درام‌نویسی است

نمایش کودک و نوجوان «انگشتر اسرارآمیز» به کارگردانی میثم یوسفی و تهیه‌کنندگی امیر حسین شفیعی از جمله نمایش‌های کودک و نوجوان است که در تالار هنر ساعت 19 اجرا می‌شود.

این نمایش که بر اساس «دوازده ماه سال» ساموئل مارشاک توسط آتسا شاملو نوشته شده، روایتگر زندگی شاهزاده‌ای است که شب تولد او مصادف با یلداست و شاهزاده دستور می‌دهد هر کس یک سبد گل پامچال بهاری برایش بیاورد؛ او هم در ازای آن یک سبد سکه طلا به عنوان جایزه خواهد داد. بهار دخترک داستان هم به اصرار خانوم‌جون و یدونه به جنگل می‌رود تا گل پامچال بهاری پیدا کند، وگرنه حق برگشت به خانه را نخواهد داشت و در ادامه اتفاق‌های اسرارآمیزی برای او رخ می‌دهد.

یوسفی هم‌زمان نمایش«هفت‌خوان» را در فرهنگسرای شفق به صحنه برده است. به بهانه اجرای این دو نمایش  هنرآنلاین با میثم یوسفی پیرامون تئاتر کودک و نوجوان گفت‌وگو کرده است؛

 

IMG_20240512_102734_129

نیمی از آثار شما در تئاتر، در حوزه کودک و نوجوان است. این دغدغه تولید اثر برای این قشر از کجا می‌آید؟

من در تئاتر، تجربه‌های مختلفی چون آثار آیینی سنتی، مدرن و پست مدرن به عنوان بازیگر و کارگردان داشتم اما ژانر کودک و نوجوان و آیینی و سنتی بیشتر از باقی آثار دیده شده است. وقتی به فضای حرفه‌ای تئاتر وارد شدم، اولین تجربیات من در حوزه کودک و نوجوان بود و در جشنواره‌های مختلف و در حوزه هنری آثار بزرگی در این حوزه  انجام دادم.

نمایش«انگشتر اسرارآمیز» که اکنون در تالار هنر به روی صحنه رفته است، چقدر به فضای کودکان امروز نزدیک است؟

اول از همه باید بگویم که به غیر از این نمایش، هم زمان نمایش«هفت‌خوان» را برای نوجوانان روی صحنه فرهنگسرای شفق دارم.

«انگشتر اسرارآمیز» هم متنی بود که شش سال پیش توسط آتسا شاملو  در اختیار من قرار گرفت اما شکل و شمایل آن کاملا عروسکی بود و برای کانون پرورش فکری تولید شد. بعد از سال‌ها، مدیریت تالار هنر از من درخواست کردند که کاری روی صحنه ببرم و از آن جا که اکنون تولید اثر به ویژه اثر عروسکی گران است، این نمایش را به طور خاص برای تالار هنر طراحی و بازتولید کردیم و همانند شخصیت‌های عروسکی‌مان بازیگران را گریم کردیم.

ما سعی کردیم در این نمایش به نکاتی توجه کنیم که به دست فراموشی سپرده شده است و آن هم تنهایی و تک فرزندی کودکان ما است. مهر و محبت، انسان‌دوستی و عشق‌ورزی پیام‌هایی است که در این نمایش وجود دارد.

ما حرف بزرگی در این قصه نمی‌زنیم؛ چرا که یک قصه اگر به درستی خوانده و اجرا شود، حرفش را می‌زند. متاسفانه ما درگیر مدرنیته شده‌ایم و قصه و قصه‌گویی که ما از کودکی با آن همراه بودیم، به دست فراموشی سپرده شده است.

به اهمیت قصه اشاره کردید. شما به عنوان کارگردان تئاتر، ترجیحتان انتخاب قصه ایرانی برای کودکان است و یا خارجی؟

هردو. ضعف تئاتر ما در ادبیات نمایشی و درام‌نویسی است. البته که ما نویسندگان چیره‌دستی در حوزه نمایشنامه‌نویسی داریم اما ضعف ما در قصه است. بسیاری از تئاترها سردرگم هستند و قصه را درست بیان نمی‌کنند. اگر به اصل خودمان برگردیم و قصه را به درستی برای مخاطب خوانش کنیم، به تئاتر خوب هم خواهیم رسید. در حوزه کار کودک باید طراحی عروسک، نور، آهنگسازی، لباس و بازی بازیگران خوب باشد و از همه مهم‌تر روانشناسی آثار کودک و نوجوان است که باید باشد تا به ما بگوید، چه چیزهایی بیان شود و چه چیزهایی نه.

IMG_20240512_102752_143

به مبحث روانشناسی در آثار کودک اشاره کردید. در نمایش کودک جنبه سرگرمی مهم‌تر است یا جنبه محتوایی و تربیتی؟

هردو جنبه مهم است و هرچیزی باید جای خودش باشد. چیزی که من در این سال‌ها به واسطه تجربه فهمیدم این است که هرکاری به فراخور خود به عناصری نیاز دارد. اگر ما با مخاطبمان به درستی ارتباط و قرارداد نمایشی برقرار کنیم، در بسیاری از موارد حتی به گریم، لباس و ماسک هم نیاز نداریم. مثلا یک نقال نه گریمی دارد و نه ماسکی. یک لباس و یک عصا دارد و خودش یک لشکر تک نفره است. چرا که او با بیانش با ریتم‌های مختلف آهنگسازی می‌کند و عصای خود را به شخصیت‌های مختلفی تبدیل می‌کند.

کودکان امروز با وجود همه سردرگمی‌هایی که به واسطه فضای مجازی و هوش مصنوعی دچارش هستند،  اگر تئاتری قصه را به درستی تعریف کند، با آن همراه می‌شوند.

چرا همواره تئاتر کودک و نوجوان با یکدیگر ترکیب می‌شوند و ما نمایش‌هایی که اختصاصا برای نوجوانان باشند نداریم؟ چرا این دو رده سنی تفکیک نمی‌شود؟

در عموم  تالارهای نمایشی نمی‌توان تفکیک سنی کودک و نوجوان را لحاظ کرد. در تئاترهای تالار هنر و کانون پرورش فکری، از کودک 4 ساله تا نوجوان 14 ساله می‌آید و هر سه طیف خردسال، کودک و نوجوان به همراه خانواده حضور دارند.

فضای قصه ما در نمایش «هفت خوان» نوجوان است و در نمایش «انگشتر اسرارآمیز» کودک است اما برای هردو نمایش از ابزاری استفاده کردیم که هردو دسته استقبال کنند. به همین جهت رده سنی متغیر می‌شود.

نوجوان ما در کل اجتماع مهجور واقع شده‌اند. نوجوانان در سن بلوغ فکری و جسمی قرار دارند و این موارد نیازمند این است که تخصصی‌تر به آن‌ها پرداخته شود. در جامعه نوجوانان را بلاتکلیف می‌بینند و بلد نیستند که با آن‌ها درست برخورد کنند. در تئاتر هم این اتفاق افتاده است. در تئاتر نوجوان باید حرف‌های جدی‌تری زده شود اما ما غفلت کردیم. ادبیات تئاتر نوجوان قطعا با ادبیات تئاتر خردسال متفاوت است؛ اساسا روانشناسی و خواسته این دو گروه با یکدیگر متفاوت است.

IMG_20240512_102742_208

چرا تئاتر کودک و نوجوان اینقدر محدود شده است؟ اکنون تنها جایی که به صورت خاص تئاتر کودک و نوجوان کار می‌کند، کانون پرورش فکری و تالار هنر است.

زمانی که می‌خواهیم دریابیم که چه اندازه فرهنگ جامعه رشد پیدا کرده است، باید ببینیم چند سالن تئاتر در آن وجود دارد. وقتی در پایتخت کشور تنها دو تماشاخانه تخصصا روی تئاتر کودک و نوجوان کار می‌کنند، چه انتظاری می‌توان داشت؟ مگر در طول سال چند نمایش می‌تواند در این دو مرکز اجرا شود؟ البته فرهنگسراها و سالن خصوصی وجود دارند که گهگاهی نمایش کودک کار کنند اما به صورت اختصاصی نیست.

نکته دیگر هم این است که تئاتر کودک و نوجوان توسط مدیران ما از وزارت آمورش و پرورش، وزارت علوم و وزارت ارشاد جدی گرفته نشده است. مثلا ما هنوز زنگ تئاتر در مدارس نداریم یا در دانشکده هنرهای نمایشی، در مبحث تئاتر، ما رشته اختصاصی تئاتر کودک و نوجوان نداریم. درصورتی که مانند رشته پزشکی که بعد از دوره عمومی، تخصص‌های مختلفی برای آموزش وجود دارد، تئاتر هم بعد از دوره عمومی، نیازمند تخصص‌هایی است. وقتی تخصصی وجود ندارد، مسئولین هم آن را جدی نمی‌گیرند.

من گلایه دارم از وزارت ارشاد و اداره کل هنرهای نمایشی که از تئاترها به ویژه تئاتر عروسکی حمایت چندانی صورت نمی‌گیرد و تئاتر کودک و نوجوان را جدی نمی‌گیرند. کاش این مسئولان به تماشای این نمایش‌ها بنشینند تا با گروه‌های تئاتری همراه شوند.