نئورالیسم دور چهارم اجرای خود را آغاز کرد

دور چهارم اجرای نمایش «نئورئالیسم» به نویسندگی و کارگردانی سلمان سامنی از سه‌شنبه هفتم آذر آغاز خواهد شد.

به گزارش گروه خبر سایت خانه تئاتر، نمایش «نئورئالیسم» به نویسندگی و کارگردانی سلمان سامنی، دور چهارم اجرای خود را از فردا سه‌شنبه هفتم آذر در یکی از سالن‌های پایتخت آغاز خواهد کرد.

تهیه‌کنندگی این نمایش بر عهده رسول احمدی و محمود چناری و کاری از گروه فرهنگی هنری آیرونی است.

سپهر جاویدیان، مریم کوچک خانی، فائقه شلالوند، نیلوفر ذوالفقاری، رسول احمدی، سارا علاقمند، فاطمه زراعی، علی اسفندیارپور در این نمایش به ایفای نقش می‌پردازند.

نمایش «نئورئالیسم» یک درام اجتماعی است که با محوریت از هم گسیختن معنای خانواده در جهان جدید مسئله خود را پیش می‌برد.

آگاهی انسانی با کار و فعالیت‌های اجتماعی، تهی شدن زبان از اصالت تاریخی و زمانی و نیز تبعید واژه‌ها به سرزمین تفسیرها دیگر موضوعاتی است که در این نمایش به آن پرداخته شده است. این داستان نمایشی درصدد است با کمک گرفتن از مکتب هنری سینمایی نئورئالیسم، شیوه‌ای نوین برای پرداخت امر نمایشی بیابد.

مخاطبان عزیز و هنر دوستان عزیز می‌توانند از سایت تیوال بلیت این اثر را رزرو کنند.

اینستالیشن خوزستان تا ۳۰ آذر تمدید شد

نمایش اینستالیشن «خوزستان» اثر رضا حیدری از ۹ تا ۳۰ آذر در صحنه آبی تمدید شد.

به گزارش گروه خبر سایت خانه تئاتر رضا حیدری، طراح نور تئاتر و سینما که پیش از این موفق به کسب جایزه‌ مخترع برتر جشنواره بین‌المللی ILDC شده، نمایش اینستالیشن «خوزستان» را از ۲۶ آبان در پلتفرم اجرایی صحنه آبی به نمایش عمومی درآورده است.

اجرای «خوزستان» از ۹ تا ۳۰ آذر در پلتفرم چیدمان صحنه آبی تمدید شد و تماشای این اینستالیشن برای عموم آزاد است.

تاکنون بهرام بدخشانی، حمیدرضا نعیمی، پرستو گلستانی، الیکا عبدالرزاقی، مهرداد کوروش‌نیا، آرش سنجابی، سهند خیرآبادی، محمود دهقان‌هراتی، زری عماد، مازیار رضاخانی، رضا مهدی‌زاده، علی لواسانی، بابک عبدالغفاری و امیرعباس زرین‌کمر از این نمایشگاه دیدن کردند.

علاقه‌مندان می‌توانند همه‌روزه از ساعت ۱۶ تا ۲۰ به نشانی خیابان ولیعصر، بالاتر از چهارراه طالقانی، نبش کوچه ریاض، شماره ۱۵۹۵ مراجعه کنند.

کارگردان سیزده به در: از خرد جمعی در شکل‌گیری اجرا بهره بردم

کارگردان نمایش «سیزده بدر» که پیش از این کارگردانی فیلم سینمایی «کت چرمی» را در کارنامه کاری خود به ثبت رسانده است، تاکید کرد که زاده تئاتر است و به عنوان یک حیات خلوت به تئاتر نگاه نمی‌کند.

نمایش «سیزده بدر» نوشته محمود احدی‌نیا و کارگردانی حسین میرزامحمدی اثری است که این روزها در سالن ناظرزاده کرمانی تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه است و تا ۱۸ آذر به اجرای عمومی خود ادامه می‌دهد. این نمایش روایت‌گر اتفاقاتی است که برای یک خانواده و خانه‌ای که در آن زندگی می‌کنند، رخ می‌دهد.

خسرو احمدی، صادق برقعی، بنفشه ریاضی، سعید زارعی، بی‌تا عزیز، محمد موحدنیا بازیگران نمایش «سیزده بدر» هستند که سعید خانی تهیه‌کنندگی آن را بر عهده دارد.

حسین میرزامحمدی کارگردان «سیزده بدر» که پیش از این کارگردانی فیلم سینمایی «کت چرمی» را تجربه و اکران آن را در بهار سال جاری سپری کرد، درباره روند تولید این اثر نمایشی گفت: زمانی که فیلم سینمایی «کت چرمی» در حال اکران بود، تعدادی از دوستانم به من پیشنهاد دادند که بعد از ۱۲ سال یک کار تئاتری انجام دهم. چند متن را مدنظر داشتم، به ویژه متنی فرانسوی که پیش‌تر خیلی دوست داشتم آن را روی صحنه ببرم ولی به دلیل شیوع ویروس کرونا این امر میسر نشد و طی گفت‌وگوهایی که با دوستانم داشتم، تصمیم گرفتم این متن را را فعلاً تولید و اجرا نکنم.

وی ادامه داد: با محمود احدی‌نیا درگیر پروژه‌ای سینمایی بودیم که طی آن متن «سیزده بدر» را به من داد که بخوانم. وقتی متن را خواندم دیدم که با ذهنیت و ساختار فکری من سازگار است. به همین دلیل تصمیم گرفتم این اثر را تولید کنم. با صادق برقعی که در این نمایش به ایفای نقش می‌پردازد، گپ زدیم و گروه بازیگران مشخص شد و باقی بازیگران که همگی با هم دوستی چندین‌ساله دارند، به کار پیوستند.

میرزامحمدی یادآور شد: با گپ‌وگفتی که با محمود احدی‌نیا داشتیم تصمیم گرفتیم کار را به صورت کارگاهی تولید کنیم و همچنین متن را به صورت گروهی و کارگاهی بازنویسی کنیم. فکر می‌کردم این روش برای بازنویسی متن مفید است، ضمن اینکه بازیگران نیز با درونیات و عمق کاراکترها و همچنین چالش‌های بازنویسی متن درگیر، می‌شوند. همه با هم همراهی کردیم تا «سیزده بدر» شکل گرفت. در واقع روندی را در تولید نمایش «سیزده بدر» پیش بردیم که در دهه ۸۰ و در دوران دانشجویی با این روند کار می‌کردیم.

تئاتر حیات خلوت نیست/ آن‌قدر که ممیزی هست نظارت کیفی نیست

کارگردان «سیزده بدر» درباره شکل و شیوه بازی بازیگران این اثر نمایشی و نحوه بازیگردانی خود، توضیح داد: از همان اول می‌دانستم که در شکل اجرایی بازیگران و میزانسن و غیره با کاری رئال روبه‌رو هستم. سعی کردم به صورت هدایت‌گر باشم و دست و بال بازیگران را نبندم. اصولاً در هیچ کاری دست و بال بازیگران را نمی‌بندم زیرا معتقدم جریانی باید در خودشان اتفاق بیفتد تا به لحن، حرکات و در نهایت زیست کاراکتر برسند. به صورت کارگاهی تمرین کردیم، اول دوستان بازیگر ایده‌های خود را ارایه می‌دادند و سپس من نیز ایده‌هایم را مطرح می‌کردم و در نهایت به ایده نهایی برای بازی‌ها رسیدیم.

وی اظهار کرد: معتقدم نباید با لحن دستوری بازیگران را هدایت کرد.

میرزامحمدی با بیان اینکه مخاطب خود را عضوی از خانواده و اتفاقات نمایش «سیزده بدر» حس می‌کند، به خبرنگار مهر یادآور شد: این اتفاق به دلیل شکلی که کار را پیش بردیم، رخ می‌دهد. بازیگران نمایش در زندگی واقعی خود نیز مانند اعضای یک خانواده هستند و حس‌شان روی صحنه به مخاطب منتقل می‌شود. من از یک خرد جمعی در شکل گیری اجرا بهره بردم.

وی درباره مدت زمان تمرین‌های نمایش «سیزده بدر» گفت: به صورت جدی از اواسط شهریور تمرین‌های نمایش را شروع کردیم.

این کارگردان تئاتر درباره ویژگی‌های طراحی صحنه نمایش «سیزده بدر»، توضیح داد: هر چقدر که در بازی و روابط بین کاراکترها و شخصیت‌های «سیزده بدر» به سمت رئالیسم حرکت کردیم، در طراحی صحنه و طراحی نور سعی کردم رئالیسم را با فضای ذهنی ترکیب کنم. در طراحی صحنه طی گفت‌وگوهایی که با مجتبی رجبی‌معمار داشتیم، یک خانه را به صورت هایپررئال نساختیم بلکه در مینی‌مال‌ترین شکل ممکن و با استفاده از آکسسوآر و نشانه‌ها صحنه را ساختیم. در طراحی صحنه از ابتدا ایده خانه‌ای را داشتم که تکه‌تکه است و هر کدام از تکه‌ها در کنار هم اجزای یک خانه را شکل می‌دهند ولی شاید این تکه‌ها به لحاظ ساختاری و فنی روی صحنه با هم مرتبط نیستند. اصطلاحاً هر کدام از این تکه‌ها یک لکه هستند. در طراحی صحنه سعی کردیم بحث رئالیسم را کم و بیشتر به سمت حفظ موقعیت، جغرافیا و بافت محله برویم.

میرزامحمدی درباره ویژگی‌های طراحی نور و لباس «سیزده بدر» نیز افزود: در نورپردازی هم نورپردازی برخی صحنه‌ها هم‌سو با صحنه نمایش به صورت رئال انجام می‌شود ولی در بخش‌هایی نور وارد فضایی پر کنتراست می‌شود. با استفاده از نورهای کلوزآپ و نورهای کارگرفته شده در کنار صحنه به فضای ذهنی مدنظر نزدیک شدیم. اما طراحی لباس نمایش با حضور آرتا ماهان به عنوان طراح لباس، کاملاً رئالیستی است.

کارگردان فیلم سینمایی «کت چرمی» درباره حضور خود در عرصه تئاتر بعد از کارگردانی یک فیلم سینمایی، تأکید کرد: ۱۲ سال بود که کارگردانی تئاتر نکرده بودم ولی حتی در سال‌هایی که در ایران نبودم، در کنار آقای بهرام بیضایی حضور داشتم و به بهانه کارکردن از ایشان آموختم. من زاده تئاتر هستم و اساساً به عنوان یک حیات خلوت به تئاتر نگاه نمی‌کنم، تئاتر دغدغه من بوده، هست و خواهد بود. تئاتر مدیومی است که در من از سال ۸۱ یا ۸۲ رشد کرده و در وجود من شکل گرفته است. برگشتم از سینما به تئاتر هم دغدغه شخصی‌ام بود و هم به شدت دلتنگ تئاتر بودم و اتفاقاً دوست داشتم بعد از یک تجربه سینمایی برگردم به جایی که شروع کردم و ببینم در تئاتری که سال‌ها برای آن تلاش کردم چند چند هستم.

وی درباره وضعیت تولید تئاتر در شرایط اجتماعی و اقتصادی فعلی و چالش‌های متعددی که برای گروه وجود دارد، تصریح کرد: درباره سینما هم وضعیت همینطور است. اگر بخواهید فیلمی غیرکمدی با سرمایه شخصی تولید کنید به سختی به سرانجام می‌رسد. به همین دلیل سینمای ما این چنین می‌شود. فروش عالی برای سینما و این‌که مدام رکورد می‌زنیم خوب است ولی با چه چیزی رکورد می‌زنیم؟ با احترام به همه دوستان و سلایق، آیا معیار سینمای ما این است؟ در تئاتر هم خوب است روزانه تعداد زیادی تئاتر اجرا می‌شود ولی در تئاتر فقط نظارت‌های موضوعی و ممیزی وجود دارد و خبری از نظارت‌های کیفی نیست. ما با داشتن این همه سالن خصوصی پتانسیل زیادی داشتیم که کمپانی‌های تئاتر را راه‌اندازی کنیم که یکی از آرزوهای من بوده و هست.

میرزامحمدی در ادامه سخنان خود متذکر شد: آن چیزی که در دوران دانشجویی به معنای تئاتر به ما آموختند، مرده است. کسانی مثل نادر برهانی مرند، حسین کیانی، کوروش نریمانی و غیره کجا هستند و چرا تئاتر کار نمی‌کنند؟ سال ۸۶ آخرین سال دانشجویی‌ام بود که همزمان آقای سمندریان و آقای بیضایی در تئاتر شهر و تالار وحدت آثارشان را روی صحنه بردند. آن اتفاق برای من دانشجو مثل یک رویا بود. دانشجوی الان چه کاری و از چه هنرمندانی باید ببیند؟ هنرمندان با تجربه تئاتر باید کار کنند و کمک شود تا نمایش‌هایی با کیفیت روی صحنه بروند که از آن نمایش‌ها صحبت کنیم.

این هنرمند عرصه تئاتر، تاکید کرد: خوب است که تعداد اجراهای تئاتری بالا است ولی هیچ مترو و معیاری در کیفیت آثار وجود ندارد.

کارگردان «سیزده بدر» درباره بازخورد مخاطبان نسبت به این اثر نمایشی، گفت: فکر می‌کنم بالغ بر ۸۰ درصد مخاطبانی که به تماشای «سیزده بدر» نشستند رضایت بالایی از نمایش و اجرا داشتند. طبق اظهارنظرهای مخاطبان در سایت تیوال و فضاهای مجازی و همچنین گپ‌و گفت‌هایی که با دوستان هنرمندان و منتقدان تئاتری داشتم متوجه شدم که مخاطبان و منتقدان و دوستان با کار ارتباط گرفته‌اند. می‌توانم این ادعا را داشته باشم که مخاطب با رضایت سالن را ترک می‌کند. خوشحالم که کاری را روی صحنه برده‌ام که آبرومند است و می‌توانم پای آن بایستم.

میرزامحمدی ادامه داد: از بهزاد مرادنژاد تشکر می‌کنم که با ورود در حوزه سرمایه‌گذاری تئاتر به من اعتماد کرد و کاملاً دست من را باز گذاشت. حداقل می‌توانم بگویم با کاری آبرومند وارد تئاتر شده است.

وی درباره این‌که آیا حضور او در تئاتر و کارگردانی اثری نمایشی تداوم خواهد داشت یا نه، اظهار کرد: اگر مجالی پیش بیاید قطعاً در تئاتر حضور خود را ادامه خواهم داد ولی تا ۲ یا ۳ سال آینده درگیر پروژه تصویری خواهم بود. در حال حاضر درگیر یک سریال هستم و امیدوارم سال بعد بتوانم درگیر یک پروژه سینمایی شوم.

بازیگری پاسخ خلاق در یک زندگی فرضی است

کتاب دلنوشته‌های تئاتری نوشته بابک والی در دست انتشار است. این کتاب پژوهشی در باب شکل‌گیری بازیگری در نمایش‌های کمدی است. بخش‌هایی از این کتاب به مرور در سایت خانه تئاتر منتشر می‌شود.

تعریف تئاتر: از زبان آگستوبوآل

وی برزیلی است و بنیان‌گذار جنبش «تئاتر مردم ستمدیده» می‌باشد. او تئاتر را این چنین تعریف می‌کند.

تئاتر

جنبش توده مردم آزادی بود که در فضای باز به جشن و سرود می‎پرداختند. مردم هم خالق و هم دریافت‌کننده نمایش تئاتری بودند، که در این شکل، تئاتر می‏توانست آواز شادخواری نامیده شود. تئاتر جنبشی بود که همگان می‎توانستند در آن به آزادی شرکت کنند.

اما پس از ظهور اشرافیّت، تقسیم بندی‎هایی بین بازیگر و تماشاگر به وجود آمد، یعنی تنها عده قلیلی می‏‎توانستند روی صحنه بازی کنند و دیگران (توده مردم)، تنها مفعول و تماشاگر باقی می‎ماندند.

و از آن پس تئاتر یک امر سیاسی شد و به صورت یک سلاح مؤثر در دست اشرافیون قرار گرفت و از آن تاریخ به بعد تئاتر گونه‎های مختلفی به خود دید تا اینکه نظام ژوکر (JOKER) کشف و به تئاتر تزریق شد و این نظام می‎گوید که: تئاتر صناعت شعر مردم ستمدیده باید بدین گونه باشد: فتح کردن تمام وسیله‎های تولیدی تئاتر.

 

 

کاراکتر

حاصل جمع اعمال یک فرد است

بوطیقای (ارسطو)

کاراکتر با تمام وجود، با چهره، قیافه و با صدای خود هنرآفرینی می‎کند. وظیفه‌ی او این است که خویشتن را با نقشی که بر عهده دارد یکی سازد … صدا، طرز سخن گفتن، حالت‌ها، قیافه و به طور کلی همه‌ی اعمال و اندیشه‎های او با نقشی که دارد تطبیق کند. کاراکتر که خود موجود زنده‌ای است، مجبور است همه چیز خود را از یاد ببرد تا بتواند احساس دیگری را نشان دهد. یعنی نقش انسان دیگری را بازی کند.

عبدالحسین نوشین می‎گوید:

آکتور هنرمند، کسی است که قواعد و اصول فن خود را به قدری ماهرانه و خالی از تصنّع به کار برد که تماشاگران متوجه به کار بردن آن قواعد و اصول نشوند و پیچ و مهره کار را نبینند… (منظور از پیچ و مهره همان تکنیک است).

کاراکتر باید صیقلی و جلا داده، و دارای سادگی و حقیقت هنری باشد (دقت کنید: می‌گویم حقیقت هنر، نه حقیقت زندگی) زیرا هنر تقلید از زندگی نیست بلکه زندگی الهام بخش هنر است.

آرتیست

  1. یک اصطلاح عامیانه فارسی که همان واژه‌ی آرتیست فرانسوی است. این اصطلاح برای بازیگر سینما و تماشاخانه به طور اعم و کسی که نقش اصلی و مثبت را در فیلم‌ها بر عهده دارد به طور اخص به کار می‌رود. اصطلاح آرتیس شکل دیگری است از همین اصطلاح.
  2. در اصطلاح عامیانه‌ی فارسی، خواننده یا رقاصه‌ی کاباره آرتیست خوانده می‌شود. در این حالت، این اصطلاح معادل مطرب است.

بازیگر

کسی که در تماشاخانه خود را به جای شخصیّتی در نمایش جا می‌زند و او را بازی یا روایت می‌کند. هنر بازیگری در یونان کهن حرفه‌ای قابل احترام بود. مسابقه‌هایی همه ساله بین نمایشنامه نویسان ترتیب می‌یافت تا بهترین نمایش انتخاب شود. نقش شخصیّت‌های بازی در این نمایش‌ها به عهده‌ی نویسندگان نمایشنامه‌ها بود. در آغاز، در این نمایش‌ها، نویسنده‌ی نمایش به تنهایی همه‌ی نقش‌ها را بازی می‌کرد. رفته‌رفته بازیگران دو، سه و سرانجام بیشتر شدند. بزرگان این هنر از نظر یرژی گروتفسکی بازیگر: کشیشی است که یک مناجات دراماتیک می آفریند.

اورلی هولتن در کتاب «مقدمه بر تئاتر آینه طبیعت» بازیگر را این گونه تعریف می کند: اصطلاح بازی کردن، چیزی بیشتر از معنایی است که در اصطلاح عام از آن استنباط می شود. این اصطلاح بیشتر از نمایاندن،‌ وانمود کردن و تجسم بخشیدن است. بازیگر بنا به سنت وانمود می کند که کسی دیگر است و نقش های خیالی معینی را ایفا می کند.

در فرهنگ معین چنین آمده است: بازیگر، بازی کننده ای است که در تماشاخانه یا فیلم بازی می کند و به او هنرپیشه هم می گویند.

پیتر بروک می گوید: بازیگر در تئاتر باید مجموعه عجیبی از عناصر گوناگون را به مخاطب منتقل کند.

در صورتی که بازیگر تنها به منظور انجام دادن کارها و حرکات روزمره پا به صحنه ‌گذارد، نمی‌توان به تئاتر امیدوار بود.

روح هر آهنگ با کیفیت ارتعاش آن در ارتباط است نه با ملودی آن.

تئاتر عرصه تجربه کردن در میدانی است که در آن دائماً با معما و راز روبرو می‌شویم و ما باید به مواجهه با این سختی‌ها ادامه ‌دهیم.

پیتر بروک چند سؤال درباره بازیگر و بازیگری دارد:

بازیگر کیست؟ بازیگری چیست؟

آیا بازیگری با رفتار طبیعی فرق دارد؟

تفاوت میان بازیگر و نابازیگر در چیست؟

چگونه است که بازیگر بی آن که آموزشی در حوزه روان شناسی دیده باشد می تواند مستقیم سازوکار روان انسان را درک کند؟

ماهیت جسمانی به اصطلاح شهود او چیست؟

آیا شناسایی دقیق این استعداد می تواند به کسانی که بازیگر نیستند هم کمک کند؟

آیا مطالعه دقیق بر روی سازوکار بازیگری می تواند در شناخت بخش های ناشناخته ذهن انسان به ما کمک کند؟

او می گوید: میلیون ها قالب وجود دارد که برخی بی مصرف و دور ریختنی و برخی نیز عالی هستند و آن چه در این میان مهم است محتوای درون این فرم هاست و قالب به خودی خود معنا ندارد. فرم فقط یک وسیله است. تئاتر بنا به طبیعتش بر پایه بده بستان بنا شده است. زندگی چون مجموعه ای ناخالص است تئاتر هم به همان میزان ناخالص می باشد.

 

بازیگری

پایه ریزی تکنیک بازیگری دست کم یک سال طول می کشد

                                                                                     (بولسلاوسکی)

بنا بر تعریف هفتمین جلد فرهنگ وبستر (بازیگری) عبارت است از نمایش یا اجرا توسط عمل به ویژه روی صحنه، تظاهر کردن، باز آفریدن، تجسم بخشیدن، بازی کردن نقش، وانمود کردن، مثلاً در یک نمایش رفتار کردن به شیوه مناسب یا رفتار کردن به شیوه اجرا بر روی صحنه.

(احمد دامود) در کتاب بازیگری متد، بازیگری را چنین تعریف می کند:

بازیگری پاسخ خلاق و آکنده از پویایی به محرک ها، در شرایط یک زندگی فرضی است که به شیوه زندگیِ شخصیت و محیط او (زمان و مکانی که در آن زندگی می کند) به گونه ای که افکار و عواطف مورد نظر را به تماشاگر منتقل کند، وفادار است.

به عقیده ریچارد بولسلاوسکی کارگردان شهیر لهستانی «بازیگری زندگی روح انسان است که از طریق هنر متولد می شود».

از این چند تعریف به این نکته دست می یابیم که برای بازیگر و بازیگری، وجوه تخیل، تمرکز، عمل و عواطف، حائز اهمیت است.

 

 

شناخت فُکاهه، طنز، هجو، هزل

در شروع از کتاب (فن شعر) –بوطیقای- ارسطو جمله‌ای می‌آورم. وی می‌گوید:

آنچه موجب ریشخند و استهزاء می‌شود امری است که در آن عیب و زشتی است. یادآور می‌شوم در کتاب (فن نمایشنامه نویسی کمدی) که در حال تدوین می‌باشم تفاوت‌های طنز و هزل و هجو و فُکاهه را مفصل توضیح و شرح داده‌‌ام و در این‌جا وظیفه‌ی خود می‌دانم مختصری از آنها را بیاورم.

هدف طنز، خنده نیست بلکه نیشخند است، خنداندن نیست بلکه در واقع گریاندن است. نیشخند طنز، کنایه‌آمیز است و توأم با خشم و قهری است که با خودداری حکیمانه‌ای آمیخته است. عده‌ای از طنزپردازان و طنزنویسان آن ‌را با هزل در آمیخته و راه را به خطا پیموده‌اند. بهتر است این دو را تفکیک نموده و بشناسیم. طنز با نوعی شرم و تملّک نفس توأم است، ولی هزل دریده است و خودداری نمی‌شناسد. هزل صریح است و طنز در پرده، هزل وقیح است و طنز متین، هزل قصد خنداندن دارد ولی طنز در پی خنده، قصدش عبرت است و با ناروایی می‌ستیزد، هزل بی‌رگ است و طنز متعصّب، هزل به ناهنجاری موجود فقط می‌خندد ولی طنز به ناهنجاری موجود کینه می‌ورزد و می‌خواهد که آن‌ را از میان بردارد. یک اثر نمایش طنزآلود می‌تواند در تغییر وضع موجود مؤثر باشد. طنز از روح صاف و صادقی سرچشمه می‌گیرد.

طنز حکیمانه طعنه می‌زند و مهمتر اینکه آنچه طنز را ظرافت و لطافت می‌بخشد، طبع حساس و شاعرانه است که متأسّفانه بسیاری از نمایش‌های طنزآمیز ما عاری از آن است.

 

 یادداشت‌هایی از علی‌‌اکبر کسمایی

به هرحال، طنز کلامی ‌است گزنده، هشداردهنده و در لباس ادب که دارای پنج شرط می‌باشد:

۱- باید جنبه اجتماعی داشته باشد نه خصوصی.

۲- لحنش انتقادی باشد.

۳- هدفش اصلاح امور باشد.

۴- دارای نوعی ابهام باشد.

۵- کلمات رکیک در آن به کار برده نشده باشد.

و به گفته «گل‌آقا» کیومرث فومنی، طنز ادای یک تکلیف اجتماعی است. لذا سیلی محکمی ‌است که به صورت یک مسموم می‌زنند تا خوابش نبرد.

عقلم به طنز گفت که اُنظر اِلی الإبل   که اَندر اِبل عجایب صُنع خدا بسی است

سلمان ساوجی

 

 

برای خسرو خورشیدی که زادروزش را به نام طراحی صحنه نامیدند

پنجم آذر ماه (روز تولد خسرو خورشیدی) را روز طراحی صحنه نام نهادند. او استاد پیشکسوت طراحی صحنه است و بیراه نیست اگر او را پدر طراحی صحنه ایران بنامیم.

خسرو خورشیدی متولد  ۵ آذر ۱۳۱۱ در همدان، پدرش میرزا شفیع از نخستین فارغ‌التحصیلان مدرسه عالی دارالفنون در دوره قاجار بوده است. وی پس از انجام تحصیلات عالیه در آکادمی شبانه سنت جاکامو در رشته‌های معماری و ترمیم و بازسازی خانه‌های قدیمی با حفظ بافت اصلی و برای کسب تجارب بیشتر در زمینه‌های تحصیلی خود به کارآموزی و دستیاری در سینما، تئاتر و تلویزیون و اپراهای ایتالیایی و نزد معماران و طراحان و کارگران به نامِ علم و هنر ایتالیا مشغول شد و تجربیات خوب و ارزنده‌ای در این زمینه به دست آورد.

به گزارش گروه خبر سایت خانه تئاتر،‌خورشیدی سرانجام با اندوخته علمی و هنری بسیار ارزنده به ایران مراجعت کرد و از بدو ورود، در دانشکده‌ هنرهای دراماتیک تهران از سال تحصیلی ۴۹-۱۳۴۸ به تدریس مشغول شد و همچنین مدیریت گروه این رشته تحصیلی را برعهده داشت و می‌توان گفت ایشان از پایه‌گذاران این رشته تحصیلی دانشگاهی در ایران می‌باشد. وی از سال تحصیلی ۵۱-۱۳۵۰ در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران نیز تدریس رشته طراحی صحنه را برعهده داشت.

 

خورشیدی در سال ۵۸-۱۳۵۷ به دعوت اپرای متروپولیتن نیویورک و جهت مطالعات دانشگاهی به آمریکا رفت و در اپرای متروپولیتن نیویورک و کندی سنتر و دیگر مراکز هنری نیویورک و واشنگتن در کنار بزرگان اپرای نیویورک مانند مینگ چولی، دیوید راپا، استانلی کامپیلو و دیگر بزرگان و معماران آن دیار به همکاری پرداخت و پس از برگشت به کشور در پاییز سال ۱۳۵۸ به تدریس و همکاری‌های هنری خود ادامه داد و بالاخره پس از سال‌ها امکان اجرای نخستین تجربه سینمایی برای او فراهم شد. خورشیدی طراحی صحنه یکی از برجسته‌ترین سریال‌های تلویزیون ایران را عهده‌دار شد. اغلب مردم طراحی درخشان او را در مجموعه «سربدران» به یاد دارند. طراحی صحنه فیلم‌های«مجسمه»، «هبوط»،  «تابلویی برای عشق» و نمایش «بینوایان» از دیگر آثار معروف و به یاد ماندنی او در این عرصه هنری است.

وی از پاییز سال ۱۳۷۱ تا کنون طراحی صحنه و لباس نمایش‌های زیادی را در داخل ایران انجام داده است.تا کنون نمایشگاهی از طراحی‌ها، نقاشی‌ها و مجسمه‌های او در گالری تهران در دانشگاه تهران، فرهنگسرای بهمن، خانه هنرمندان ایران و گالری مهروا  برگزار شده است.

خورشیدی در گفت‌‌وگویی درباره بنای تئاتر شهر به انتقاد از معماری این بنا پرداخت و گفت: «من فکر می‌کنم که تئاتر شهر دارای معماری زیبایی است ولی تئاتری نیست. آن زمانی که داشتند تئاتر شهر را می‌ساختند که البته ساخت آن از سال چهل و هفت شروع شد، با باغ آلبالو در سال پنجاه و یک افتتاح شد، هرگز از یک طراح صحنه جهت این صحنه‌ها استفاده نشد. شما باور بفرمایید که تئاتر شهر انگشت کوچک تئاتر سعدی نمی‌شد، منظورم از نظر تکنیک صحنه، ابعاد و جایی خاص برای دکور ساختن است. در آن زمان چرا از این آدم کمک نگرفتند؟ اگر این آدم نبود چرا از کسانی که سال ها در اپرا و تئاتر دنیا رفتند و دیدند استفاده نشد؟ معمار آن چرا یک در برای ورود و خروج نگذاشته است؟ در کوچک ترین سالن‌های تئاتر اروپا و امریکا اگر در خروجی با علامت اگزیت وجود نداشته باشد اصلاً اجازهٔ افتتاح آن را نمی‌دهند. شما از یک در وارد می‌شوید و از یک در هم باید خارج شوید. معمار این بنا آن را مانند پانتئون گرد ساخته است. این گرد بودن تا کی می‌خواهد کاربرد داشته باشد. شاید شما که طراح هستید وقتی کار من را می‌بینید متوجه شوید که من چقدر زحمت کشیده‌ام که تماشاگر بتواند دو طرف صحنه را ببینید. صحنه‌های طراحی شده در همه سالن‌های تئاتر ایران اشتباه است و حتی از نظر ایمنی مشکل دارد. تنها سالنی که صحنه آن خوب و اصولی طراحی و ساخته ‌شده تالار وحدت است.»

پروانه معصومی درگذشت

پروانه معصومی ـ بازیگر سینما و تلویزیون ـ امروز دوشنبه ـ ششم آذر ماه ـ در بیمارستانی در گیلان درگذشت. او یک بار  هم تجربه بازی در نمایش علی رفیعی در تئاتر را داشت.

نعیمه نظام‌دوست از همکاران این بازیگر در گفت‌وگویی با ایسنا خبر درگذشت پروانه معصومی را تایید کرد.

به گفته وی پروانه معصومی چند روزی در بیمارستان به دلیل عارضه پارگی روده بستری بود و امروز بر اثر عفونت ریوی به آی سی یو منتقل شد و ساعتی پیش از دنیا رفت.

سکینه کبودرآهنگی با نام هنری پروانه معصومی، متولد ۱۱ اسفند ماه ۱۳۲۳ بود. او تحصیلاتش را در دانشکده زبان‌های خارجی دانشگاه ملی ایران به پایان رساند. او نخستین بار در سال ۱۳۵۰ در فیلم بی‌تا نقش کوتاهی گرفت و سال بعد در رگبار ساختهٔ بهرام بیضایی نقش اوّل زن را بازی کرد. او سال ۱۳۵۶ در نمایش «جنایت و مکافات» به کارگردانی علی رفیعی بازی کرده بود.

معصومی برای نقش‌آفرینی در «گل‌های داوودی» (۱۳۶۳)، «جهیزیه‌ای برای رباب» و «شکوه زندگی» (هر دو در ۱۳۶۶) برندهٔ سیمرغ بلورین بهترین بازیگر زن جشنواره فیلم فجر شده بود.

معصومی نخستین بار سال ۱۳۶۳ در سریال «کوچک جنگلی» به کارگردانی بهروز افخمی در قاب تلویزیون حاضر شد و بعدها در سریال‌هایی چون «امام علی (ع)»، «مسافر ری»، «پلیس جوان»، «یوسف پیامبر (ع)» و «مثل هیچکس» بازی کرد.

آخرین حضور پروانه معصومی در قاب تصویر سریال «در کنار پروانه‌ها» به کارگردانی داریوش یاری بود.

خواندن شعر محبوب فهیمه راستکار توسط دوبلور پیشکسوت

مراسم بزرگداشت فهمیه راستکار همزمان با سالروز درگذشت‌ این هنرمند به کوشش انجمن بازیگران خانه تئاتر دوم آذر ۱۴۰۲ در سالن جوانمرد خانه تئاتر برگزار شد.

فهمیه راستکار دوستی عمیقی با سیمین بهبهانی داشت. یکی از اشعار محبوب این شاعر برای دوست قدیمی‌اش،‌ عروسی فیگارو بود که استاد ابوالحسن تهامی به درخواست مریم رحیمی این قطعه شعر را اجرا کرد

زنده‌یاد فهیمه راستکار: در دوبلاژ زندگی سخت اما صمیمانه‌ای داشتیم

مراسم بزرگداشت فهمیه راستکار همزمان با سالروز درگذشت‌ این هنرمند به کوشش انجمن بازیگران خانه تئاتر سوم آذر ۱۴۰۲ در سالن جوانمرد خانه تئاتر برگزار شد.

این ویدئو با کوشش مریم رحیمی با تدوین درسا جهانگیری ساخته شده است.

مصاحبه توسط مسعود آقاامینی با جستجو از آرشیو رادیو به دست آمده، عکس‌های این ویدئو هم با همکاری اختر تاجیک، ابراهیم حسینی،‌ شهراد بانکی جمع‌آوری شده است.

 

تک اجرای عطر آدم در سینماتئاتر کانون

سرود-نمایشِ « عطرِ آدم »با ترانه‌سرایی و کارگردانی مهدی فرشیدی سپهر یک اجرا در سینما تئاتر کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان خواهد داشت. 

 

در خلاصه داستان این نمایش آمده است: اقشار گوناگون مردم در کنار هم سرود می‌خوانند. بدون سفارش و اجبار، سرودهایی که تا به حال نشنیده‌ایم. سرود هایی راجع به شما می‌خوانند.

این تک اجرا پنجشنبه ۹ آذرماهساعت ۱۹ در سینماتئاتر کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان  در خیابان وزرا بالاتر از سینما آزادی روی صحنه خواهد رفت. 

 

علاقمندان برای خرید بلیت این سرود- نمایش  به آدرس  https://www.tiwall.com/p/atre.adam     مراجعه کرده و یا  با تلفن رزرو : ۰۹۰۳۴۱۴۲۶۱۲ تماس بگیرند .

تبریک انجمن گریم به مناسبت زادروز استاد پیشکسوت

ای خطه ایران مهین ای وطن من ای گشته به مهر تو عجین جان و تن من “ (ملک الشعرا بهار)

استاد مهین میهن، متولد ۵ آذرماه ۱۳۲۰  است. تحصیلات خود را در زمینه زیباشناسی (چهره) گریم برای صحنه شامل: تئاتر، اپرا، باله و گریم برای دوربین شامل: سینما، تلویزیون، عکاسی (پرتره) مانکن، ساخت انواع ماسک را در کشور فرانسه گذراند، مدت هشت سال تحصیل و کار در پاریس فعالیت داشته است. پس از آمدن به ایران از سال ۱۳۵۵ سرپرستی واحد گریم و ماسک اداره تئاتر رابرعهده گرفت. 

مدت دو سال برای اپرا و باله در سازمان ملی باله ایران (بنیاد رودکی) کنونی  کار کرد ، از سال۱۳۵۷ همکاری خودرا بشکل ویژه با گروه‌های تئاتر آغاز و دراین زمان ده‌ها نمایش را طراحی گریم و ماسک کرده است. غیر ازدوره های گریم وزارت فرهنگ وهنر بیش از ۲۴  سال  مدرس این رشته درکارشناسی و کارشناسی ارشد دانشکده‌های: هنرهای زیبا (پردیس) گروه تئاتر دانشگاه تهران، دانشکده سینما و تئاتر، فرهنگسرای نیاوران، دانشگاه هنر، و بسیاری مراکز فرهنگی وهنری  بوده است. ایشان دارای نشان درجه یک فرهنگ و هنر معادل (دکترا) و ملقب به ” مادرگریم تئاتر ایران ” هستند.

” سایه مهرآفرین ایشان پر دوام و زادروزشان خجسته باد” 

دبیرپیوندهمگانی انجمن گریم و ماسک