دیگر حتی گل‌ها هم حالش را خوب نمی‌کردند

عاشق گل و گیاه بود محمود استادمحمد؛ عاشق نیلوفرهای رونده، گل‌های قهر و آشتی، درختچه‌های چینی. او زاده فصل خزان بود؛ سوم آبان سال ۱۳۲۹ اما در باغچه این هنرمند، همیشه بهار بود.

بچه محله میدان اعدام بود اما هر لحظه زندگی‌اش پر از شور زندگی بود و امروز که زادروز اوست، چه خوب است که ما هم در ایسنا از دلبستگی‌هایش بگوییم که دوستدار صادق هدایت بود و شیفته نصرت رحمانی، دلش برای ادبیات پر می‌زد، تئاتر، بی‌قرارش می کرد، بیژن مفید یگانه مرشد و مرادش بود و خودش، مامنی برای جوانان تئاتری که راه و رسم کارشان با او زمین تا آسمان فاصله داشت ولی دل‌شان بسیار به هم نزدیک بود.

بگذارید نگوییم که از بچگی در آن خانه دوره‌ساز استیجاری، چه بی‌رحمی‌هایی که ندیده بود از مردانی که مغرور زور بازویشان بودند و تن لطیف زنان‌شان را به باد کتک می‌گرفتند؛ از برادری که به خاطر مواد مخدر، دستش به خون برادرش آلوده می‌شد، از مردمانی که بخل و کینه داشتند و دیگری را با بی‌انصافی به قضاوت می‌نشستند، از سفرکرده‌هایی مهاجر که غصه غربت بدجور در دل‌شان پر پر می‌زد ، از جماعتی که دل‌شان به یک بابازار خوش بود و …

چشمان تیزبین او که فقط جستجوگر زیبایی شعر و ادب دوخته نبود ، او همه این تصاویر مشمئزکننده را هم می‌دید و در نمایشنامه‌هایش بازتاب می داد. نمی‌توانست چشم و گوش خود را بر آن همه بی‌رحمی و درد و خشونت ببندد، شد راوی قصه مردمانی که دست‌شان به جایی بند نبود و صدایشان به گوش کسی نمی‌رسید. مردمانی که گاه زندانی بودند با هزاران قصه و گاه به ظاهر آزاد و رها در کوچه پس کوچه‌های تهران یا بندرعباس یا خیابان‌های دور و دراز کانادا و آمریکا. او قصه همه آنان را می‌دید و روایت می‌کرد.

برای همین بود که وقتی از تئاتر سخن می‌گفت، بند بند تنش می‌لرزید، همه لرزش دست و دل او، صدای او از بی‌رحمی جهانی بود که هر روز به نظاره می‌نشست. برای او تئاتر، یک هنر پر زرق و برق تزیینی نبود یا هنری سرگرم کننده یا مفرح. او هرچند نمایشنامه‌هایی با حال خوش‌تر هم داشت، اما برای خود وظیفه‌ای دیگر قائل بود؛ روایت رنج مردمان کشورش و به همین دلیل بود که یکی از طلایه‌داران تئاتر اجتماعی ایران به شمار می‌آمد و در ۲۰ سالگی «آ سید کاظم» را نوشت. خیلی از کارهایش را در همان دوران جوانی به نگارش درآورد. روح حساس او باید به گونه‌ای آرامش می‌یافت و تئاتر تنها مسکنی بود که در این جهان پر ظلم و جور یافته بود. تئاتر و البته گل‌ها و گیاه‌ها.

صحنه تئاتر گاه و بی گاه در اختیار او بود ولی گل‌ها همیشه بودند، حتی زمستان‌ها، او که به طرزی جنون آسا پیگیر خبرهای همه جای جهان بود، برای آن همه خشونتی که از دیدن فجایع دنیا بر سرش آوار می‌شد، تنها یک مامن یافته بود؛ باغچه‌ای بزرگ در حیاطی کوچک، ساعت‌ها می‌نشست و دست نوازش بر سر تمام آن گل‌ها می‌کشید، او که از شنیع‌ترین اعمال انسانی سخن گفته بود، دلش را می‌سپرد به لطافت گل‌ها و چشمانش را که بهت‌زده عمیق‌ترین بی‌رحمی‌های بشر بود، می‌دوخت به آن همه گیاهان رنگ رنگ که در باغچه او چه خوب قد می‌کشیدند، می‌بالیدند و هوای آلوده تهران را به عطر خود می‌آغشتند.

اگر زنده بود، امروز باید هفتاد و سومین سالروز تولدش را به او تبریک می‌گفتیم ولی پسر خدیجه خانوم که سحرگاه ۷۳ سال پیش بدجوری به زهدان مادرش چسبیده بود و به زور پا به این دنیا گذاشته بود، هنوز به ۷۰ سال نرسیده دل از این دنیا کند.

می‌دانست در این عمر نه چندان دور و دراز خود یادگاری‌هایی گران سنگ بر جای گذاشته است؛ «آسید کاظم»، «شب بیست و نهم»، «دیوان تئاترال»، «قصص‌القصر»،«آنها مامور اعدام خود هستند»، «خونیان و خوزیان»،«سیری محتوم»،«چهل پله تا مرگ»،«عکس یادگاری»، «سپنج رنج و شکنج»،«تهرن» و … البته تعدادی ترانه که در نوشته‌های خصوصی‌تر او وجود دارند.

شاید هم با آن همه تجربه‌هایی که در زندگی پر فراز و فرود خود دیده بود، می‌دانست جهانی که در آن زندگی می‌کنیم، هر روز برگ تازه‌ای از یک بی‌رحمی جدید رو می‌کند و دلش دیگر تاب این همه درد را نداشت. حالا که دوباره آتش جنگ به جان جهان افتاده و هر روز خاک زمین به خون مردمانی بیگناه آغشته می‌شود؛ شاید اگر او بود، دیگر حتی گل‌ها هم یارای آن را نداشتند تا مرهمی بر زخم‌های روح شکننده و لطیف او باشند و به قول خودش«چهره‌ام پوشیده، بهتر!»

بازگشت حمید جبلی به تئاتر کودک

رحمت امینی اعلام کرد در حال تدارک تولید نمایشی برای کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به نویسندگی حمید جبلی است و همچنین قرار است نمایش «سوسمار» را نیز در شهرهای مختلف به صحنه ببرد.

رحمت امینی کارگردان تئاتر که اخیراً نمایش «سوسمار» نوشته حمید جبلی را در مجموعه تئاتر شهر روی صحنه برد، درباره برنامه‌ریزی برای تداوم اجرای این اثر نمایشی در سالن‌های دیگر گفت: ترجیح می‌دهم به جای اجرای مجدد نمایش «سوسمار» در شهر تهران، این اثر را برای تماشاگران خارج از پایتخت و در شهرهای دیگر کشور اجرا کنم که البته این امر نیازمند فراهم شدن شرایط اقامت و رفت و برگشت گروه است.

وی درباره شهرهای مدنظر برای اجرای «سوسمار»، اظهار کرد: به احتمال زیاد این نمایش را اواخر آبان در شهر کرمان روی صحنه ببریم و در حال رایزنی برای تحقق این امر هستیم.

امینی تأکید کرد: با وجود اینکه امکان اجرای مجدد در تهران را داریم، ترجیح می‌دهم تماشاگران تئاتر مقیم شهرستان‌های مختلف که کم‌تر می‌توانند به تماشای رویدادهای تهران بنشینند، از امکان تماشای «سوسمار» بهره‌مند شوند.

وی ادامه داد: پیشنهادهایی از شهرهای رشت، شیراز و اصفهان هم برای اجرای «سوسمار» داریم که باید شرایط برای این امر فراهم شود.

این کارگردان تئاتر درباره فعالیت جدید خود در زمینه تولید و اجرای اثری نمایشی، یادآور شد: احتمالاً برای کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان نمایشی را تولید و اجرا کنیم. در حال حاضر حمید جبلی روی متنی کار می‌کند تا آن را به صحنه ببریم.

امینی با اشاره به اینکه متن نمایش مورد نظر در راستای فانتزی‌های ذهنی حمید جبلی است، درباره زمان مدنظر برای اجرای این اثر گفت: تمام تلاش خود را می‌کنیم که این نمایش ویژه کودک و نوجوان را در سال جاری اجرا کنیم.

مرد بالشی نمایشنامه محبوبی است

کارگردان نمایش «این مرد بالشی یا اون مرد بالشی» درباره اجرای این اثر نمایشی و رویکردی که به متن مارتین مک‌دونا داشته است، توضیحاتی ارایه داد.

علی پیله‌ور که این روزها نمایش «این مرد بالشی یا اون مرد بالشی» را در تماشاخانه مشایخی روی صحنه دارد، درباره اجرا در این تماشاخانه گفت: تماشاخانه مشایخی از قدیمی‌ترین تماشاخانه‌های خصوصی تهران است و ما نیز بر اساس بودجه‌ای که تهیه‌کننده کار داشت و با توجه به فضایی که برای اجرا مورد نیازمان بود این سالن را برای اجرا انتخاب کردیم. تا امروز هم استقبال از کار رضایت بخش بوده و خوشبختانه بازخوردهای خوبی نیز از اجرا گرفتیم.

وی درباره دلایل انتخاب نمایشنامه «مرد بالشی» مارتین مک‌دونا برای اجرا، بیان کرد: «مرد بالشی» تاکنون بارها در کشور اجرا شده و نمایشنامه محبوبی است. محمد یعقوبی و آیدا کیخایی و همچنین علی سرابی در دهه ۹۰ این نمایشنامه را اجرا کردند از این رو تلاش من این بود که این متن را با دراماتورژی جدیدی به صحنه ببرم و دیدگاه خودم را به اجرا برسانم.

کارگردان نمایش «غرب مغموم» با اشاره به رویکردی که به نمایشنامه مک‌دونا داشته است، یادآور شد: تلاشم این بود که یک اجرای تکراری به صحنه نبرم چون معمولا هنرمندانی که این کار را اجرا کردند یا وفادار به متن بودند یا کاراکترهایی به کارشان اضافه کردند اما من تلاش کردم با نگاهی متفاوت به متن و کاراکترها و حتی پایان‌بندی نمایش این اثر را اجرا کنم.

پیله‌ور درباره انتخاب نام نمایش به خبرنگار مهر توضیح داد: انتخاب نام «این مرد بالشی یا اون مرد بالشی» به این دلیل بود که می خواستم به مخاطبان این حق انتخاب را بدهم که بین نمایشنامه مک‌دونا و یا اجراهایی که در گذشته از «مرد بالشی» دیده‌اند و این اجرا کدام را می‌پسندند. در واقع پایان‌بندی این نمایش با اجراهای گذشته متفاوت است و در شخصیت پردازی ها هم تغییراتی داده ام. همچنین در این نمایش به دلیل فضای تیره ای که کار دارد از فضاسازی طنز بیشتری بهره گرفته ایم. در واقع من در این اجرا دوست داشتم یک «مرد بالشی» جدید را برای خودم ثبت کنم.

امیر ‌عبادی، علی ‌پیله‌ور، میثم پیرمحمدی بازیگران نمایش «این مرد بالشی یا اون مرد بالشی» هستند که تا دوم آبان ساعت ۲۰:۳۰ در تماشاخانه مشایخی روی صحنه می‌رود.

در توضیح کارگردان بر این نمایش آمده است: «لطفا در مورد نمایشنامه «مرد بالشی» به نویسندگی مارتین مک‌دونا و اجراهایی که پیشتر توسط گروه‌های دیگر صورت گرفته و به اجرا درآمده، اطلاعات کافی داشته باشید. حال از شما بزرگان خواستار قضاوت و مقایسه هستیم.»

«مرد بالشی» داستان نویسنده‌ای به نام کاتوریان را روایت می‌کند که در اداره پلیس به خاطر محتوای پرخشونت داستان‌های کوتاهش و شباهت آنها به نحوه قتل چند کودک در اداره پلیس تحت بازجویی است.

تقلیدنامه زال و رودابه در سنگلج اجرا می‌شود

نمایش «تقلیدنامه زال و رودابه» نوشته و کارگردانی محمد حاج‌محمدی از جمعه ۵ آبان در تماشاخانه سنگلج روی صحنه می‌رود.

به گزارش گروه خبر سایت خانه تئاتر به نقل از روابط‌عمومی تماشاخانه سنگلج، نمایش «تقلیدنامه زال و رودابه» به نویسندگی و کارگردانی محمد حاج‌محمدی که در بیست‌ویکمین جشنواره نمایش‌های آیینی و سنتی حضور داشت، اجرای عمومی خود را از پایان هفته جاری (جمعه 5 آبان) در تماشاخانه سنگلج آغاز خواهد کرد.

در این نمایش بازیگرانی همچون علی صابر، بهاره سیجانی، زینب دلی‌لر، هلیا وهاب، ریحانه یزدان‌یار، محمد حاج‌محمدی، محمد امیری، علیرضا داننده‌فرد، هادی ملکیان، پدرام عزیزی و مصطفی پیروزی به ایفای نقش می‌پردازند.

دستیار کارگردان این نمایش مصطفی پیروزی و منشی صحنه زینب دلی‌لر هستند.

در گروه نوازندگان؛ (تنبک، دف، ضرب زورخانه) امیرحسین زارع‌زاده، (تار و سه تار) سلمان اوجانی، (کمانچه) آرین شوقی، (نی و ترومپت) بدیع تحقیقی و (سای‌درام) امیرعباس رازی می‌نوازند.

مصطفی خدابنده‌لو (طراح پوستر و بروشور)، علی گلکار (تیزر)، سهیلا جوادی (طراح چهره‌پردازی)، حسین کاظم رودباری (طراح نور) و زهرا نصرالله (عکاس) دیگر عوامل این اثر نمایشی هستند.

اجرای «تقلیدنامه زال و رودابه» برای ساعت 17:30 هر روز غیر از شنبه‌ها برنامه‌ریزی شده است.

 

آواز عاشقانه دختر دیوانه از هفتم آبان در تالار اصلی شنیده می‌شود

نمایش «آواز عاشقانه دختر دیوانه» به کارگردانی مشترک آروند دشت‌آرای و مارین ون‌هولک از ۷ آبان در مجموعه تئاتر شهر روی صحنه می‌رود.

به گزارش گروه خبر سایت خانه تئاتر به نقل از روابط عمومی کمپانی فیلم و هنرهای اجرایی ویرگول، نمایش «آواز عاشقانه دختر دیوانه» نوشته طلا معتضدی و کارگردانی مشترک آروند دشت‌آرای و مارین ون‌هولک از ۷ آبان‌ با اجرای محدود روی صحنه سالن اصلی تئاتر شهر می‌رود.

در این نمایش که با حمایت شرکت می‌ماس اجرا می‌شود؛ الناز شاکردوست، نوید پورفرج، خسرو پسیانی و مارین ون‌هولک به عنوان بازیگر ایفای نقش می‌کنند. همچنین گلناز گلشن به عنوان طراح لباس، آروند دشت‌آرای و شایلان عشایری به عنوان طراحان صحنه،‌ مرتضی نجفی به عنوان طراح نور، مونا جعفری به عنوان طراح گریم و علی کیانیان به عنوان آهنگساز و طراح صدای این اثر هستند.

نمایش «آواز عاشقانه دختر دیوانه» بر اساس رمان «ریش آبی» نوشته آمیلی نوتوم و ترجمه ویدا سامعی توسط طلا معتضدی نوشته شده است و از ۷ آبان‌ ساعت ۲۰:۳۰ با مدت زمان ۹۰ دقیقه و قیمت بلیت ۱۰۰ تا ۲۵۰ هزار تومان به صحنه می‌رود.

عکس از کیارش مسیبی است.

اجرای یک نمایش اقتباسی در تالار حافظ

نمایش «ساسیزم» نوشته و به کارگردانی عماد سالکی از پنجشنبه ۴ آبان روی صحنه تالار حافظ می‌رود.

به گزارش گروه خبر سایت خانه تئاتر به نقل از روابط عمومی گروه تئاتر سولو، نمایش «ساسیزم» به نویسندگی، طراحی و کارگردانی عماد سالکی اجراهای خود را از ساعت ١٨: ٣٠ روز پنجشنبه ۴ آبان ١۴٠٢ در تالار حافظ شروع می‌کند.

بابک قادری، مهناز نوروزی، میلاد تاجیک، پانته‌آ مرزبانیان، بابک بینش، ساناز اقتصادراد، علی صحراگرد، بهداد قادری، رز ایزدی، امیرحسین ذوالقدر، علی تیمور فامیان، محمد صدیق، هلیا کوشکی، روژین فاطوری فر، فاطمه مصباحی، مائده کریم سرابی، روژین بشیری، امیررضا مرادی فرد بازیگرانی هستند که نقش‌های «ساسیزم» را به ترتیب حضور بر صحنه ایفا می‌کنند.

«ساسیزم» عنوان نمایشنامه‌ای است که عماد سالکی با اقتباس از رمان «تجاوز قانونی» اثر کوبو آبه نوشته و کارگردانی کرده است. «ساسیزم» داستان شهری را روایت می‌کند که مردم آن شهر به هجوم ساس‌ها دچار شده‌اند ….

این نمایش ارائه جدیدی از آکادمی هنرهای نمایشی سولو به عنوان مجری طرح است که در آن امیرکاوه آهنین‌جان سرپرست گروه و نادیا حسام مدیر آکادمی سولو در مقام مشاوران کارگردان در این نمایش حضور دارند.

سایر عوامل نمایش عبارتند از طراح صحنه، لباس و گریم: نادیا حسام، طراح نور: نیلوفر ساداتی، دستیار کارگردان: نازنین دستگردی، طراحی پوستر: نقاشی‌های رز ایزدی، مشاور رسانه‌ای: محمد وفایی، مدیر تبلیغات: پیام احمدی کاشانی، عکاس: شهریار اکبریه، ساخت تیزر و صدابردار: علی توکلی.

این نمایش آبان و آذر ١۴٠٢ هر روز به جز شنبه‌ها ساعت ١٨: ٣٠ به مدت ٧٠ دقیقه در تالار حافظ روی صحنه می‌رود.

کشف داود رشیدی، همچنان جذابیت دارد

ول بار داود رشیدی بود که نمایشنامه «در انتظار گودو» را به هموطنان خود معرفی کرد، حالا حدود ۵۵ سال از آن دوره می‌گذرد و این نمایشنامه همچنان روی صحنه تئاتر ما جان می‌گیرد.

به گزارش ایسنا، به تازگی دو اجرای گوناگون از نمایشنامه «در انتظار گودو» روی صحنه رفته است؛ مازیار لرستانی بعد از ۱۷ سال دوری از تئاتر، یکی از کارگردان‌هایی است که اخیرا اجرایی از این نمایشنامه را روی صحنه برده است.

او چندی پیش همین نمایشنامه را در تالار چهارسو مجموعه تئاتر شهر روی صحنه برد که پایان زودهنگام آن سبب شد دوباره آن را در خانه نمایش دا اجرا کند. او حالا آخرین اجراهای این نمایش را با بازی افسر اسدی، امیرعباس توفیقی، آبتین جاوید، محمد ‌آقامحمدی، مصطفی ‌فرهادمهر، مهرزاد عسکری روی صحنه می‌برد.

همزمان با او، اجرایی دیگر از همین نمایشنامه در قالبی کاری دانشجویی با کارگردانی علیرضا حاجی بابایی در تالار اصلی مرکز تئاتر مولوی روی صحنه رفت.

این گروه درباره محتوای نمایش خود چنین توضیح داده است:

«در انتظار گودو معرف همه است. اما زمانی که وارد مباحث روانشناسی و فلسفی می‌شود، ماجرا از آنچه بوده فراتر می‌رود. این اجرا آنیما و آنیموس است‌. انسانی که منتظر گودویی است که گودویش او را به انتظاراتش سوق می‌دهد. انسان ناخودآگاه از انفعال انتظار خارج شده و از درون برای بقاء مبارزه ‌می‌کند.»

اجرای همزمان این دو نمایش سبب شد تا مروری بر اجراهای پیشین این نمایشنامه در کشورمان داشته باشیم.

دهه ۴۰ داود رشیدی، یکی از دانش‌آموختگان علوم سیاسی و تئاتر از فرنگ به ایران بازگشت و مشغول به تدریس در دانشگاه و اجرای نمایش شد.

او که به دلیل حضور طولانی مدت خود در کشورهای دیگر، با تئاتر جهان ارتباطی تنگاتنگ داشت، یکی از نمایشنامه‌های درخشان جهان را برای اجرا انتخاب کرد؛ «در انتظار گودو»، نوشته ساموئل بکت که یکی از سردمداران تئاتر ابزورد به شمار می‌آمد.

رشیدی سال ۴۶ و با همراهی پرویز صیاد این نمایشنامه را ترجمه کرد و یک سال بعد آن را روی صحنه برد.

«در انتظار گودو» تلاشی است برای بازنمایی شرایط اروپاییان در سال‌های بعد از جنگ جهانی و شگفت اینکه این نمایشنامه هنوز هم مورد اقبال هنرمندان در جهان است و در دنیای امروز ما همچنان کاربرد دارد.

رشیدی این نمایش را با بازی خودش، پرویز صیاد، سیروس افهمی و پرویز کاردان روی صحنه برد.

آنان ابتدا نمایش را در انجمن ایران امریکا روی صحنه بردند و بعد هم به پیشنهاد  نجف دریابندری و موافقت احمد شاملو و دوستانش، نمایش به مدت ۳ شب در برنامه «شب‌های شعر» مجله «خوشه» اجرا شد که در اجرای آن ۱۲۰ شاعر معاصر ایران نظیر هوشنگ ابتهاج، فریدون مشیری و محمدعلی سپانلو حضور داشتند.

این نمایش در آن دوران با نقدها و نقطه نظرات مثبتی از سوی چهره‌های فرهنگی و هنری نظیر رضا براهنی و جلال آل احمد همراه شد و بزرگترهای تئاتر که این اجرا را دیده‌اند، می‌گویند همچنان آوانگاردترین اجرایی بوده که از اثر بکت در ایران روی صحنه رفته و نقطه عطفی در تاریخ تئاتر مدرن ایران بوده است.

تا مدت‌ها خبری از «در انتظار گودو» نبود تا اینکه حدود ۳۰ سال بعد یعنی نیمه دوم دهه هفتاد، اجرایی دیگر از  این نمایشنامه روی صحنه رفت.

اواخر سال ۱۳۷۷ وحید رهبانی، یکی از بازیگران جوان آن مقطع که هنوز ۲۰ سالی نداشت، این نمایش را بر اساس ترجمه نجف دریابندری در مجموعه تئاتر شهر روی صحنه برد.

در این اجرا رضا مولایی، سید مجتبی طباطبایی بصیر، مهدی حسینی بجستانی، محمدرضا جوزی، مریم داوری به ایفای نقش پرداختند.

اما به فاصله چند سال بعد، تابستان سال ۱۳۸۳ علی اکبر علیزاد، کارگردان و مدرس تئاتر نیز اجرایی دیگر از این نمایش را روی صحنه برد.

او برای این اجرا خودش متن نمایشنامه بکت را ترجمه کرد که ترجمه او از سوی نشر «بیدگل» منتشر شد. از آنجاکه علیزاد در آن مقطع با گروه تئاتر «لیو» همکاری داشت، این نمایش را به عنوان کاری از این گروه با بازی رضا بهبودی، سعید چنگیزیان، خسرو محمودی، محمدحسن معجونی در تالار اصلی مولوی روی صحنه برد.

این نمایش اجرایی طنزآمیز داشت.

همایون غنی‌زاده، دیگر کارگردانی است که علاقه‌ای خاص به این متن بکت دارد. او تاکنون دو بار نمایشنامه « در انتظار گودو» را اجرا کرده است.

غنی‌زاده که به گفته خودش با خواندن این نمایشنامه تصمیم می‌گیرد به دانشکده هنر برود و در رشته تئاتر درس بخواند، اولین بار سال ۱۳۸۲ این نمایشنامه را در تالار خانه خورشید مجموعه تئاتر شهر اجرا کرد.

این نمایش در آن مقطع با بازی جواد نمکی، هومن شباهنگ، حمیدرضا میرلطیفی، همایون غنی زاده روی صحنه رفت اما «گودو» دست از سر این کارگردان جوان بر نداشت و وسوسه اجرای دوباره آن همچنان با او ماند تا اینکه بعد از گذشت بیش از ۱۰ سال بعد یعنی زمستان سال ۹۲ بار دیگر این نمایش را اجرا کرد. این اجرا هم در مجموعه تئاتر شهر روی صحنه رفت منتها در تالار اصلی این مجموعه و با بازی پیمان معادی، علی سرابی، رضا بهبودی و رامین سیاردشتی.

در گرماگرم دوران سخت کرونا و در شرایطی که هنرمندان حرفه‌ای انگشت شماری، دست به اجرای نمایش می‌زدند، امیررضا کوهستانی، یکی دیگر از کارگردانان خوش فکر تئاتر «در انتظار گودو» را برای اجرا انتخاب کرد.

هرچند در نمایشنامه اصلی همه کارکترها مرد هستند، او اما این نمایش را بازی بازیگران زن اجرا کرد.

کوهستانی تابستان سال ۱۳۹۹ نمایش خود را در فضای باز باغ کتاب و با بازی لیلی رشیدی، الهام کردا، مهین صدری، مونا احمدی و خزر معصومی اجرا کرد.

نکته جالب در اجرای این نمایش این بود که لیلی رشیدی نقشی را در این نمایش اجرا کرد که ۵۳ سال پیش پدرش که داود رشیدی ان را ایفا کرده بود. هر دو آنان در این نمایش نقش «دی‌دی» را بازی کردند.

این گزارش نگاهی داشت به بخشی از اجراهای «در انتظار گودو» در ایران که در فضاهای حرفه‌ای روی صحنه رفته است. در کنار اینها شمار زیادی از دانشجویان تئاتر نیز این نمایش را در رویدادهای دانشجویی اجرا کرده‌اند که در این گزارش به آن پرداخته نشده است.

تصمیم‌گیری درباره مجمع عمومی و انتخابات در هیات مدیره انجمن موسیقی

جلسه‌ی هیات مدیره انجمن موسیقی تئاتر ۳۰ مهر  از ساعت ۱۵ تا ۱۸ در عمارت تئاتر برگزار شد.

به گزارش گروه خبر سایت خانه تئاتر، هیات مدیره در زمینه‌ی برگزاری مجمع عمومی عادی و انتخابات، همچنین برگزاری کنسرت دوم موسیقی تئاتر به بحث و تبادل نظر پرداختند.

در این جلسه تصمیم بر این شد که در این زمینه‌ها هماهنگی‌های لازم انجام گیرد .

چهارمین نشست صدای نمایش‌نامه‌نویس برگزار می‌شود

چهارمین نشست «صدای نمایش‌نامه‌نویس» با حضور و نمایش‌نامه‌خوانیِ علی عابدی توسط کانون نمایش‌نامه‌نویسان و مترجمان تئاتر ایران برگزار می‌شود.

به گزارش گروه خبر سایت خانه تئاتر به نقل از روابط عمومی کانون نمایش‌نامه‌نویسان و مترجمان تئاتر ایران، در چهارمین نشست «صدای نمایش‌نامه‌نویس»، دور جدید از سلسله‌ نشست‌های نمایش‌نامه‌خوانی این کانون، نمایش‌نامه‌ی «مَردخوار» نوشته‌ی علی عابدی با حضور اصغر همت، رؤیا بختیاری و علی عابدی، ساعت ۱۸ روز شنبه ۶ آبان‌ماه ۱۴۰۲، در تماشاخانه‌ی استاد جوانمرد نمایش‌نامه‌خوانی می‌شود.

بر اساس این گزارش، در این رویداد فرهنگی‌هنری، نمایش‌نامه‌ها توسط خودِ نمایش‌نامه‌نویس یا مترجم، نمایش‌نامه‌خوانی و ضبط تصویری می‌شود و در نشست‌های پیشین «صدای نمایش‌نامه‌نویس»، نمایش‌نامه‌های «مجلس شبیه در ذکر مصائب استاد نوید ماکان و همسرش رُخشید فرزین» نوشته‌ی استاد بهرام بیضایی و «هیچ‌کس به ما سلامی نکرد» نوشته‌ی قطب‌الدین صادقی و «امپراطور و آشور» نوشته‌ی فرناندو آرابال نمایش‌نامه‌خوانی شده بود.

علاقه‌مندان برای شرکت در این نشستِ نمایش‌نامه‌خوانی می‌توانند در تاریخ یادشده به تماشاخانه‌ی استاد جوانمرد واقع در عمارت خانه‌ی‌ تئاتر به نشانیِ خیابانِ استاد نجات‌اللهی، خیابانِ سمیه، پلاک ۲۶۰ مراجعه کنند.
سلسله‌ نشست‌های نمایش‌نامه‌خوانی«صدای نمایش‌نامه‌نویس» توسط کانون نمایش‌نامه‌نویسان و مترجمان تئاتر ایران، در نخستین شنبه‌ی هر ماه در خانه‌ی تئاتر برگزار می‌شود.

اجرائی اتوودیک و عاری از یک داستان کنش‌مند نمایشی

نگاهی به اجرای اتوودیک ” لهجه ها” به نویسندگی و کارگردانی ” مهیا مهدی زاده”

حسن پارسائی

 

آنچه روی صحنه می آید برآیند نوع نگرش نویسنده و مخصوصأ نوع  نگاه  کارگردان به مدیوم تئاتر است؛ میزان شناخت او رابطه مستقیمی با کیفیت اجرا و میزان تأویل آمیزی و رمز و راز نمایش دارد.کارگردان ممکن است نگاهی حداقلی به مقوله  تئاتر داشته باشد؛ در چنین حالتی او همیشه در صدد هرچه  خلاصه تر و  کوتاه تر کردن اجراست و چنانچه نگرشش حداکثری باشد، عملا اجراهای زیبا  و با کیفیت تری ، که  از پس زمینه های فلسفی،اجتماعی و  روانشناختی عمیقی برخوردار باشند، ارائه می دهد:او با این کار درعمل،ارزش های محتوائی و اجرائی تئاتر را گسترش می دهد.

اجرای ” لهجه ها” به نویسندگی و کاردانی ” مهیا مهدی زاده” که هم اکنون در سالن ” دا” از مجموعه سالن های تئاتر آزاد کشور اجرا می شود،نمایش تئاتری نیست، بلکه یک موقعیت  کوتاه  طراحی شده است که در آن موازین و قواعد پردازش موضوعی داستانی مهم  در بین نیست. قتلی اتقاق افتاده  و موضوع  تحقیق  به  شیوه ای  بسیار معمولی و غیردراماتیک فقط از طریق  پرسش  و پاسخ بازخوردی می شود.بازجو( فرهاد پلنگیان) لباس نظامی خاصی به تن ندارد،پشت به تماشاگران روی چارپایه ای نشسته وبه احتمالی یک کاراگاه پلیس است. بازجو شونده  یا متهم یا شاهد، یک زن است که دراجرا به طور نیابتی با چند لهجه، به جای خود و چند نفردیگر پاسخ می دهد: این  ثابت می کند که شاهدان یا متهمان چند نفرند و یکی نقش همه را بازی می کند.

پاسخ های زن جوان الزامأ باید در ارتباط با پرسش های بازجو باشد،اما چنین نیست: زن جوان اغلب با  وسواس خاطره گوئی می کند  و  گاهی هم با همان  لحن  روائی  داستان زندگی خود و دیگران را به صورت پاره پاره  و گاه  مفصل بیان می کند: این زیاده گوئی های  روائی  و خاطره وار اساسأ  در شیوه  بازجویی رایج نیست و هیچ ربطی هم به جریان قتل و مقتول ندارد. پاسخگویی دقیقأ به شکل  یک مونولوگ ادامه دار اما منقطع  و چند پاره است. ضمنأ  زن جوان  مدتی طولانی  با  یک میزانسن ثابت و خسته کننده حرف می زند. یک  جسد  خون آلود هم  در کاوری  پارچه ای جلو پای او (بین او و بازجو) روی زمین افتاده  است.دکور و طراحی صحنه شاخصی نیست.همه چیزبه طورنظری وکاملأ دلبخواهی انجام شده است: اجرا به یک “اتوود نمایشی طولانی” شباهت دارد. هیچ حادثه و داستان مهم و دراماتیکی وجود ندارد:حادثه قتل یا خودکشی هم عملأ به گونه ای دراماتیک  که عینأ روی صحنه اتفاق بیافتد، نشان داده نمی شود و موضوع  آن به حاشیه رانده شده است. خاطره ها  و روایاتی هم  که زن بیان می کند، بسیار شخصی است و جزو داستان  این اجرای اتوودیک نیست.

عنوان اجرا ( لهجه ها ) اساسأ نمایشی نیست  و به زبان و زبان شناسی ربط دارد. در مورد  کارگردانی هم  باید گفت که کار مهمی انجام نشده و میزانسن های تأویل دار ، شاکله مند، متنوع  و گوناگونی در اجرا  وجود  ندارد: فقط میزانسن محوری اجرا درپایان کمی تغییر می کند و درهمان مدت کوتاه صحنه به کمک یک موسیقی مناسب    تا اندازه ای شاکله ای نمایشی به خود می گیرد.

این اجرا را صرفأ باید تمرینی برای مونولوگ نویسی و شیوه بیان به حساب آورد.