دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی: مصوبات ما درباره هنرهای نمایشی غلط است

دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت:«ما درباره هنرهای نمایشی مصوبات قطعه‌قطعه و ناموزونی در این شورا مصوب کردیم که غلط است. باید یک سند جامع در راستای دغدغه‌های متفاوت هنرمندان همچون شغل، آموزش، دانشگاه، بیمه، محتوا، زیرساخت‌ها و سایر موارد با حضور استادان هنرهای نمایشی با توجه به خط قرمزهای قانون اساسی نوشته شود.»

به گزارش گروه خبر سایت خانه تئاتر مدیرکل هنرهای نمایشی به همراه جمعی از هنرمندان و مدیران تئاتر، روز دوشنبه هشتم آبان با حجت‌الاسلام عبدالحسین خسروپناه، دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی در ساختمان شورای عالی انقلاب فرهنگی دیدار کردند.

 

کاظم نظری، (مدیرکل هنرهای نمایشی)، محمدحسین ایمانی خوشخو (دبیر شورای هنر)، محمد حسین ساعی (عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی)، علی ایزدی (معاون هماهنگی و برنامه‌ریزی اداره کل هنرهای نمایشی)، هوشنگ توکلی (بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون)، ایرج راد (رییس هیئت مدیره خانه تئاتر)، قطب الدین صادقی (بازیگر و کارگردان تئاتر)، فرهاد قائمیان (بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون)، سیدمحمد جواد طاهری (مدیریت مجموعه تئاترشهر)، غلامرضا نعمتی (معاون اجرایی اداره‌کل هنرهای نمایشی)، ولی‌الله شالی (مدرس دانشگاه و عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی) در این نشست حضور داشتند.

 

کاظم نظری، مدیرکل هنرهای نمایشی در ابتدای این نشست با ارائه گزارشی از شرایط تئاتر و هنرمندان گفت: «بعد از همه‌گیری ویروس کرونا با کاهش حمایت‌ها از تئاتر روبه‌رو شدیم که با همراهی صندوق اعتباری هنر، کارهایی برای کمک‌های حداقلی به هنرمندان تلاش‌هایی انجام شد و از فروردین سال ۱۴۰۱ آرام‌آرام گروه‌های تئاتری به ادامه فعالیت پرداختند اما از اواسط همان سال با شروع نابه‌سامانی‌های اجتماعی مجدداً با کاهش تولیدات نمایشی و مخاطب روبه‌رو شدیم؛ که با حضور هنرمندان برای تقویت حوزه نمایش تلاش کردیم.»

 

این مدیر هنری افزود: «تئاتر با مسائلی مختلفی در بخش‌های مختلف چون ایجاد صنوف، بخش تئاتر حرفه‌ای، تشکیل سازمان و نهاد تئاتر، وضعیت تئاتر در شهرستان‌های کشور و… روبه‌رو است که قطعاً همراهی دیگر نهادها با وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در راستای مرتفع کردن این مسائل کمک‌کننده خواهد بود.»

 

کاظم نظری با بیان این‌که رشد تئاتر عامل ارتقا و رشد سینما و تلویزیون است، توضیح داد: «در سال‌های گذشته رهبر انقلاب بر ضعف فیلم‌نامه‌های سینمایی و تلویزیونی تأکید داشتند. این ضعف با توجه کردن به تئاتر در عرصه‌های نگارش، کارگردانی، بازیگری و جنبه‌های زیباشناسی رفع خواهد شد.»

 

مدیرکل هنرهای نمایشی در ادامه سخنانش با اشاره به قابل‌مقایسه نبودن بودجه تئاتر با دیگر هنرها بر لزوم توجه بیشتر به این هنر تأکید کرد.

 

در ادامه، علی ایزدی، معاون هماهنگی و برنامه ریزی اداره کل هنرهای نمایشی به ارائه جزییاتی از وضعیت عرصه هنرهای نمایشی کشور ازجمله بودجه تئاتر، شرایط کاری و بیمه هنرمندان، تولیدات هنری، سالن‌های نمایشی، جشنواره‌های ملی و بین‌المللی و… بر اساس آمار و ارقام پرداخت.

 

هوشنگ توکلی، هنرمند پیشکسوت تئاتر اولین نماینده هنرمندان بود که با اشاره به افزایش تعداد فعالان عرصه هنرهای نمایشی از لزوم توجه به ایجاد شغل و ساخت و تقویت زیرساخت‌ها به‌منظور رفع بیکاری هنرجویان، فارغ‌التحصیلان و فعالان این حوزه سخن گفت.

 

این هنرمند با اشاره بر ضرورت تأسیس و راه‌اندازی سازمان هنرهای نمایشی سخنانش را ادامه داده و تأکید کرد: «امروزه تئاتر به‌عنوان مادر هنرها در سراسر کشور توانا و فعال است، لذا به مدیریت قدرتمندتری احتیاج دارد. این هنر در حوزه تصمیم‌گیری باید شکل سازمانی پیدا کند تا قدرت اجرایی بهتر و بیشتری داشته باشد. تبدیل اداره کل هنرهای نمایشی به سازمان هنرهای نمایشی می‌تواند بخشی از قدرت اجرایی، مدیریتی و معضلات و مشکلات این عرصه را حل کند.»

 

در ادامه ایرج راد، از لزوم شناخته شدن تئاتر به‌عنوان شغل سخن گفت و توضیح داد: «زمانی که تئاتر به‌عنوان شغل شناخته شود، حقوق و مزایایی برای هنرمندان خواهد داشت که با آن به ادامه زندگی و فعالیت خود مشغول باشند.»

 

او با بیان این‌که طبق آمار و ارقام ارائه‌شده، مبلغی که از تخصیص بودجه برای هنرمندان صرف می‌شود، شرم‌آور است، ادامه داد: «تا زمانی که این هنر به‌عنوان شغل شناخته نمی‌شود، پذیرش دانشجویان و فارغ‌التحصیلان تئاتر معنایی به‌جز نابود شدن سرمایه‌های ملی ندارد. اکثر هنرمندان تئاتر مشغول به کار در دیگر حوزه‌ها شدند. بخشی از اعضای خانه تئاتر امکان پرداخت حق عضویت خانه تئاتر را ندارند. این وضعیت نابه‌سامان نیازمند توجه است.»

 

راد گفت: «ایجاد تشکل‌های صنفی تئاتر درخواستی است که طی سال‌های گذشته در برنامه‌های چهارم، پنجم و ششم توسعه مطرح شده و قرار بر اجرایی شدن داشته است اما همچنان در این راستا تصمیم نهایی اخذ نشده و اتفاقی نیفتاده است.»

 

او ادامه داد: «طی سال‌های اخیر از ۱۷ انجمن خانه تئاتر، ۶ انجمن به صنف تبدیل شدند و شناسه ملی و اجازه وزارت کار و رفاه اجتماعی برای بررسی شرایط کاری و حقوق بیکاری برای‌شان موردبررسی قرار گرفت؛ اما درنهایت همه‌چیز متوقف شد. متأسفانه حتی مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی در زمینه تئاتر تاکنون اجرایی نشده است. در رأس این مصوبات نوشته شده «تئاتر مقوم جمهوری اسلامی ایران است» و راهکارها و تعاریف آن هم آماده است اما هنوز هم دلیل بی‌نتیجه ماندن آن در بخش اجرایی نامشخص است.»

 

رئیس هیئت‌مدیره خانه تئاتر، با بیان این‌که ما مصرانه نیازمند راهکار هستیم، گفت: «ما باید پاسخگوی این سؤال‌ها باشیم که آیا تئاتر می‌خواهیم یا نمی‌خواهیم؟ آیا هنر را به‌عنوان شغل می‌شناسیم یا نمی‌شناسیم؟ بزرگانی که دل‌شوره مسائل فرهنگی کشور را دارند، باید به این سؤالات پاسخ دهند و به تئاتر توجه کنند.»

 

راد با انتقاد از عدم همراهی سازمان صداوسیما با هنرمندان تئاتر گفت: «زمانی بود که تنها دو شبکه تلویزیونی داشتیم اما هر هفته به‌صورت منظم از آن‌ها تئاتر پخش می‌شد. اکنون با افزایش شبکه‌های تلویزیونی اگر هر ماه یک تئاتر هم از آن‌ها پخش شود، تأثیرات فرهنگی تئاتر را در جامعه خواهیم دید و هنرمندان شاغل خواهند شد. این اواخر جریانی به نام «سیمرغ» در این راستا راه افتاده است که قطعاً نیازمند تقویت و حمایت است.»

 

ایرج راد سخنانش را با این جمله به پایان رساند که خانواده جهانی تئاتر یک خانواده هستند اما هر کشوری با شناسنامه خودش در این خانواده حضور دارد و برای همراهی با جامعه جهانی باید به هنرمندان توجه شود.

 

دیگر سخنران این نشست، قطب‌الدین صادقی، نویسنده، بازیگر و کارگردان تئاتر بود که به طرح مسائل و دغدغه‌های تئاتر حرفه‌ای پرداخت.

 

صادقی با بیان این‌که ایران به‌جز ادبیات کلاسیک، چهار پرچم فرهنگی و ادبی دیگر نیز در جهان دارد، گفت: «موسیقی، نمایش، معماری و فرش از قرون پیشین، چهار پرچم فرهنگی و هنری کشور ایران بوده و هست. به همین دلیل صحبت از نمایش، صحبت از یکی از اسطوره‌های فرهنگی است. این هنر سرشار از ارزش‌های اخلاقی، اعتقادی و… است.»

 

او با اشاره به این‌که واگذاری تئاتر به بخش خصوصی به دلیل حضور سودجویان، این هنر را به زمین زد، توضیح داد: «دولت در زمانی که بیشترین امکانات را داشت با سپردن تئاتر به بخش خصوصی از خود سلب مسئولیت کرد و به‌جای گسترش زیربناهای تئاتری، توپ را در زمین دیگران انداخت. در چهل سال اخیر فقط دو سالن به سالن‌های نمایشی کشور اضافه شده است. ما زیرساخت‌های مناسبی در این راستا نداریم.»

این هنرمند در ادامه به تشریح وضعیت عرضه و تقاضای دانشجویان هنر و بازار کار پرداخت و گفت: «فاجعه از اینجا آغاز می‌شود که علاوه بر دانشگاه‌ها، مجوز سه‌هزار کلاس آموزشی صادر شده است. کلاس‌هایی که قطعاً فارغ‌التحصیلان آن‌ها مانند دیگر هنرجویان دانشگاهی نیازمند شغل هستند. اکثر تئاترهای خصوصی دارای کمترین امکانات هستند و به دلیل افزایش متقاضیان اجرا در بسیاری از موارد به هنر، محتوا، فرم و زیبایی‌شناسی توجهی ندارند.»

 

او ادامه داد: «طبق آمار ما ۱۵۰ هزار فارغ‌التحصیل داشتیم که ۸۰ هزار نفر به دلیل نبود امکانات کلاً این هنر را رها کردند و از ۷۰ هزار نفر باقی‌مانده تنها ۱۸ هزار نفر توانسته‌اند در کل ایران تنها یک‌بار به‌عنوان بازیگر، کارگردان، طراح و… فعالیت داشته باشند. درواقع اکنون تنها یک‌چهارم نیروی باقی‌مانده فعال است.»

 

این بازیگر و کارگردان تئاتر افزود: «امید و شادمانی دو عنصر اساسی و حیاتی برای جوانان است. اگر خواسته‌‎های آن‌ها در این دو بخش موردتوجه قرار نگیرد به شکل انفجاری در جاهای دیگر بروز پیدا می‌کند.»

 

صادقی گفت: «در سراسر جهان، جامعه فرهنگی با مهندسی و برنامه‌ریزی، گروه‌های حرفه‌ای را در تئاترهای بزرگ مستقر می‌کند، به آن‌ها پول و امکانات می‌دهد تا از زیربناهای فرهنگی و هنری دفاع کنند و سطح ذوق اندیشه و تکنیک را بالا ببرند. آن‌ها دیگر دغدغه مالی ندارند و با تعهد به فرهنگ و هنر کار می‌کنند. در ایران اما یک گروه حرفه‌ای در تئاتر دولتی و خصوصی باز هم ضرر می‌کند.»

 

او با اشاره به لزوم ایجاد یک هسته نیرومند تئاتر حرفه‌ای که در قلب آن تئاتر ملی جای داشته باشد، افزود: «در انگلستان و فرانسه فقط برای دفاع از تئاترشان هزینه می‌کنند تا دنیا را مبهوت فرهنگ خود کنند اما در ایران چیزی به نام تئاتر ملی نداریم. جایگاهی که آثار هنری را به ایرانیان و خارجی‌ها نشان بدهیم، نداریم. ذهن‌ها همه در تبعید است و همه ما نمایش‌های دیگر کشورها را کار می‌کنیم. حتی عناوین آثار ایرانی هم خارجی است. با این شرایط چطور می‌توان از هنر ملی دفاع کرد؟ ما نیازمند یک مرکز هنر ایرانی برای دفاع از خلاقیت‌های ملی هستیم.»

 

این کارگردان با انتقاد از افت شدید سبک و محتوای آثار نمایشی گفت: «تا چندین سال پیش، هنر نمایش در ارتقای ذوق ملی و گشودن فضا و سطح اندیشه نقشی داشت اما الان تفننی و بازاری است. با این زندگی فرهنگی نمی‌توان با دنیا گفت‌وگو کرد. زبان نمایش جهانی‌ترین زبان‌هاست. از خاورمیانه تا فیلیپین یک‌ونیم میلیارد مسلمان هست و ما تنها کشوری هستیم که تراژدی (تعزیه)، کمدی (روحوضی) و ده‌ها نوع نمایشی دیگر داریم. برای اشاعه این فرهنگ هنرمندان نیازمند حمایت مادی و معنوی هستند. قطعاً با تقویت بودجه و ایجاد مراکز حرفه‌ای هنری برای تئاتر ملی باید در راه احیای هنر نمایش بکوشیم.»

 

کاظم نظری، مدیرکل هنرهای نمایشی نیز در ادامه با اشاره به بحث تئاتر ملی گفت: «قطعاً ما نیازمند تشکیلات تئاتر ملی هستیم. تالار سنگلج تنها مرکز نمایش‌های ایرانی است که امکانات لازم برای رسیدن به این هدف بزرگ را ندارد. طبق بررسی‌ها ساختمان کنار این تالار که اکنون در اختیار واحد حقوقی شهرداری است توسط استاد علی نصیریان با پول تئاتر این زمین را خریداری کرده‌اند. اسناد این زمین موجود است اما شهرداری زیر بار این موضوع نمی‌رود. سال ۱۳۸۵ مصوبه‌ای برای تأسیس موزه هنرهای نمایشی تصویب شد که با توجه به نبود مکان، این مصوبه اجرایی نشده است. امیدوارم با پیگیری و همراهی شما بتوانیم در این زمینه نیز اقدام کنیم.»

 

در ادامه، فرهاد قائمیان بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون به‌عنوان نماینده تئاتر شهرستان‌ها توضیح داد: «در جامعه ما شرایطی ایجاد شده که همه از تئاتر می‌ترسند. ما برای گدایی فرهنگی به اینجا نیامده‌ایم. آمده‌ایم تا از فرهنگ غنی خودمان دفاع کنیم.»

 

او در تأکید بر ضرورت ساخت و تجهیز زیرساخت‌های تئاتر در شهرستان‌ها افزود: «هنرمندان شهرستان برای ارائه پتانسیل و توانمندی‌های‌شان سالن ندارند. سالن‌های اندکی هم که هست از آن‌ها اجاره دریافت می‌شود؛ درحالی‌که تئاتر به‌ویژه در شهرستان‌ها درآمد چندانی ندارد و این هنرمندان با محدودیت‌های فراوان، تنها با عشق این هنر را ادامه می‌دهند.»

 

این هنرمند سخنانش را با اشاره به لزوم توجه به فرهنگ و تاریخ کشور ادامه داد و گفت: «ما زیربنایی برای پرداختن به فرهنگ و تاریخ کشورمان نداریم. ما نیازمند اتاق فکرهایی برای مشکلات فرهنگی و تئاتر خودمان هستیم. اهالی تئاتر با تلاش‌های‌شان این هنر را حفظ کرده‌اند. چرا برای تئاتری که زیربنای تفکر ایرانی اسلامی و فرهنگی است، کاری نمی‌کنیم؟»

 

او ادامه داد: «ما باید فرهیختگی را با تئاتر در جامعه گسترش بدهیم نه این‌که با نظارت‌های خیلی سطحی جلوی کار هنرمندان را بگیریم. این نظارت‌ها باعث ارتقای فرهنگ عمومی نیست و همگی بازدارنده‌اند.»

 

قائمیان همچنین در سخنان خود به بحث بودجه تئاتر به‌ویژه برای هنرمندان تئاتر شهرستان، لزوم ایجاد سازمان هنرهای نمایشی به‌منظور تکیه فرهنگ ایرانی، ملی و اسلامی تأکید کرد.

 

در ادامه، نوبت به سیدمحمدجواد طاهری، مدیریت مجموعه تئاتر شهر رسید تا به ارائه دغدغه و مشکلات سالن‌های نمایشی بپردازد.

 

طاهری با بیان این‌که سیاست‌گذاری در حوزه فرهنگ ما همیشه چند گام از فرهنگ سطح جامعه عقب‌تر است، گفت: «ما همیشه منتظریم اتفاقی بیفتد تا درصدد واکنش باشیم. درصورتی‌که اگر پیش‌بینی‌های فرهنگی هنری داشته باشیم، راهکارهای مناسبی در حوزه فرهنگ و هنر خواهیم داشت.»

 

او نیز با اشاره به این‌که نظارت به هر شکل و شیوه‌ای در تمام دنیا حاکم است؛ اما شیوه نظارتی ما خیلی مستقیم است، افزود: «چندین سال پیش در شورای انقلاب فرهنگی در زمینه نظارت و ارزشیابی مصوباتی تصویب شده که بیشتر کلی و قابل تفسیر از سوی کارشناسان شورای نظارت است. در این مورد ما در بسیاری مواقع شاهد تفسیرهای شخصی کارشناسان هستیم؛ و این موضوع باعث بلاتکلیفی هنرمندان برای اجرای آثارشان می‌شود. موضوعی که با جزئی‌نگری در برخی موارد بسیاری از مشکلات را در این زمینه مرتفع خواهیم کرد.»

 

این مدیر هنری در ادامه با بیان این‌که افزایش زیرساخت‌های هنری باعث کاهش مشکلات متقاضیان اجرا می‌شود، گفت: «در تئاتر شهر زیرساخت‌ها ضعیف است، ما در قبال حدود ۲۰۰ متقاضی اجرا در این سالن تنها می‌توانیم میزبان ۲۰ تا ۲۵ اثر باشیم؛درحالی‌که با افزایش زیرساخت‌ها اتفاقات بهتری را شاهد خواهیم بود.»

 

او با اشاره به بحث فضای پیرامون تئاتر شهر ادامه داد: «پس از پیگیری‌های فروان برای پاک‌سازی محیط پیرامون مجموعه تئاتر شهر ما همچنان با این مشکل دست‌وپنجه نرم می‌کنیم. موسسه فرهنگی حضرت ولیعصر، به‌عنوان پارکینگ وسایل دست‌فروش‌ها موردبررسی قرار می‌گیرد؛ درحالی‌که زمین این موسسه متعلق به تئاتر شهر بوده و هنوز برق آن ساختمان به نام تئاتر شهر است. ما در تلاش هستیم تا با توجه به ترافیک چهارراه ولی عصر حداقل از پارکینگ این موسسه برای هنرمندان و مخاطبان استفاده شود که هنوز هم این اتفاق عملی نشده است.»

 

محمد حسین ساعی، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی دیگر سخنران این دیدار نیز گفت: «با چند حرکت می‌توان برخی از مشکلات و دغدغه‌های مطرح‌شده را به فرصت تبدیل کرد. اختصاص برخی از بودجه‌ها برای تولید آثار فاخر نمایشی، استفاده از فارغ‌التحصیلان تئاتر برای حضور در آموزش‌وپرورش به‌عنوان مربیان پرورشی است. این موضوعات نیازمند تغییرات فرهنگی اساسی است.»

 

این عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی ادامه داد: «ما در رشته‌های هنری نیازمند تربیت کارآفرین هستیم. این افراد باید بتوانند تمام حوزه‌های تئاتر را بشناسند، مسائل و مشکلات تئاتری را بدانند و مدیریت کنند.»

 

او با اشاره به این‌که افزایش بودجه تئاتر اتفاق دور از دسترسی برای کشور نیست از امید برای بهبود شرایط گفت.

 

شالی، مدرس دانشگاه و عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد نیز در ادامه با اشاره به طرح مهارت محوری دانشجویان گفت: «مهارت محور شدن و ارتباط بین دانشجویان با محیط حرفه‌ای در تئاتر نیاز به بودجه و ساختار دارد. این موضوع به دانشجویان انگیزه می‌دهد. آن‌ها دارای شغل و درآمد خواهند شد و استادان هم حق‌الزحمه دریافت خواهند کرد و این موضوع در ارتقای کیفی آثار و شغل بودن تئاتر کمک‌کننده است.»

 

غلامرضا نعمتی، معاون اجرایی مدیرکل هنرهای نمایشی نیز در این نشست گفت: «ما برای نیازهای اولیه سالن‌های تئاتری سراسر کشور و تجهیز آن‌ها به حداقل ۷۰۰ میلیارد تومان بودجه نیازمند هستیم و با اختصاص این مبلغ بسیاری از دغدغه‌هایی که اکنون بیان شد، مرتفع خواهد شد.»

 

حجت‌الاسلام عبدالحسین خسروپناه، دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی، در پایان و پس از شنیدن دغدغه مسئولان و هنرمندان حاضر در این نشست گفت: «درست است تئاتر به این شکلی که اکنون به آن پرداخته می‌شود تا حدی وارداتی است اما اصل آن مانند دیگر هنرها مثل موسیقی، خوشنویسی و… ایرانی-اسلامی است. در هنرهای نمایشی، باید توجه به این فرهنگ مورد توجه قرار گیرد، اما الان با آثاری در حوزه‌های نمایشی مانند تئاتر مواجه هستیم که بیننده، بعد از دیدن نمایش، به‌سمت پوچ‌گرایی سوق داده می‌شود و یا متأسفانه برخی ازسریال‌های شبکه نمایش‌ خانگی که ترویج نابودی خانواده را نمایش می‌دهند. مهمترین خط قرمز هنرهای نمایشی باید خانواده باشد که این موضوع متأسفانه در بسیاری از آثار نمایشی دیده نمی‌شود.»

 

او ادامه داد: «تئاتر نیازمند ادبیات، نثر پخته و سخته خود است. اصالت در این هنر بسیار اهمیت دارد.»

 

دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی افزود: «ما با هنر وارداتی مشکلی نداریم؛ اما هنر وارداتی باید با فرهنگ ایرانی عجین شده و بومی‌سازی شود. »

 

خسروپناه با اشاره به حضور بخش خصوصی در تئاتر گفت: «وقتی ما هنرهای نمایشی را به تاجران سپردیم، این هنر فاسد شد. این به معنای نفی تخصیص تئاتر به بخش خصوصی نیست. دولتی شدن صرف هنر، آن را از شکوفایی دور می‌کند. هنر اصول و منطق خودش را داراست و سیاستمدار نمی‌تواند برای آن تصمیم بگیرد.»

 

او با بیان جزئیاتی درباره طرح استاد-شاگردی، توضیح داد: «ما طرح استاد-شاگردی را در شورای عالی انقلاب فرهنگی مصوب کردیم؛ یعنی استادان هنر باید چندین دانشجوی هنر داشته باشند و آن‌ها را برای رسیدن به دکترای این رشته کمک کنند. استادان هنر عمری را طی کرده‌اند و با فرهنگ و عقبه هنری خود می‌توانند دانشجویان را در نظریه‌پردازی و بخش اجرایی همراهی کنند. ما نباید دانشجوها را بدون آزمون و مصاحبه قبول کنیم. هنر نیازمند دانستن ابتدایی‌هایی است که علاقه‌مندان به این حوزه باید به آن توجه داشته باشند.»

 

دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت: «بنای کار من حل شدن مسائل است. من به دنبال یدک کشیدن عناوین نبوده و نیستم. من برای حل چهار مسئله که یکی از آن‌ها مسئله هنر است، تلاش می‌کنم. ما درباره هنرهای نمایشی مصوبات قطعه‌قطعه و ناموزونی در شورای عالی انقلاب فرهنگی مصوب کردیم که غلط است. باید یک سند جامع در راستای دغدغه‌های متفاوت هنرمندان همچون شغل، آموزش، دانشگاه، بیمه، محتوا، زیرساخت‌ها و سایر موارد با حضور استادان هنرهای نمایشی با توجه به خط قرمزهای قانون اساسی نوشته شود.»

 

او ادامه داد: «من معتقد هستم که هنرمندان برای ورود به سینما باید از تئاتر شروع کنند. هنر را نباید عوام‌زده کنیم. حضور هنرمندان از راه تئاتر به سینما باعث پختگی ساختار، بافتار و ادبیات سینما می‌شود. بهتر است به این موضوع هم در ارائه سند توجه شود. دلیل این حرف، استاد علی نصیریان و استادان بزرگی هستند که تاریخ‌مصرف‌شان تمام نمی‌شود و همیشه زنده‌اند و از تئاتر به سینما آمده‌اند.»

 

به گفته دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی با تنوع ژانر و محتواهایی که در عرصه هنرهای نمایشی وجود دارد، تئاتر هم مانند سینما باید سازمان هنرهای نمایشی داشته باشد.

 

خسروپناه در پایان سخنانش با تأکید بر این‌که سند هنرهای نمایشی باید به دست استادان این عرصه نوشته شود، گفت: «برای نگارش این سند عرصه هنرهای نمایشی از نظرات استادانی چون علی نصیریان، حمید جبلی و دیگر بزرگان و متخصصان این حوزه بهره ببرید تا دغدغه هنرمندان به‌خوبی بیان شود.»

 

مدیرکل هنرهای نمایشی در پایان این نشست، از انجام اقدامات اولیه برای نگارش سند ملی حکمرانی هنرهای نمایشی خبر داد و با اهدای تندیس تئاتر به حجت‌الاسلام خسروپناه از همراهی او قدردانی کرد.

پیش‌پرده‌خوانی تاثیرات بسیاری در مردم داشت

زنده‌یاد مرتضی احمدی یکی از شاخص‌ترین پیش‌پرده‌خوانان بود که چند آلبوم پیش‌پرده‌خوانی از او به جا مانده که سند مهمی از این هنر از یاد رفته است.

 

امروز ـ ۱۰ آبان ماه ـ سالروز تولد مرتضی احمدی، هنرمند پیشکسوت کشورمان است. تولد این هنرمند فقید بهانه‌ای شد تا هنرش در کشورمان را بار دیگر مرور کنیم.

 

تهیه ‌شده در واحد سمعی بصری خانه تئاتر. اسفند

1401

زندانی یوسف‌آباد در تالار محراب روی صحنه است

نمایش” زندانی یوسف آباد” به نویسندگی و کارگردانی رضا فوادی در سالن استاد جمشید لایق مجموعه تاتر محراب از 2۵مهر تا 1۵ آبان اجرا خواهد داشت۔

به گزارش گروه خبر سایت خانه تئاتر این نمایش برداشتی آزاد از نمایشنامه “زندانی خیابان دوم” اثر “نیل سایمون” است و عواملی چون: محمد صدری، مبینا کریمی و حسین معتمد در آن به ایفای نقش می پردازند.

نمایش زندانی یوسف آباد به وضعیت  اقتصادی و مشکلاتی چون: بیکاری، محیط زیست، شلوغی شهر و آپارتمان نشینی در شهر های بزرگ می پردازد و آن را مورد نقد قرار می دهد.

علاقمندان به تماشای این اثر از 25 مهر ماه ساعت ۱۹:۳۰ درمجموعه تاتر محراب واقع در خیابان ولیعصر تقاطع امام خمینی (چهاراه سپه سابق)  سالن جمشید لایق مراجعه نمایند.

بازتولید تئاتر به دلیل تورم هزینه بالاتری دارد

شیماه خاسب کارگردان نمایش «شام خداحافظی» که سال گذشته روی صحنه رفت و بازتولید آن از نیمه دوم آبان اجرا می‌شود، معتقد است هزینه‌های بازتولید از تولید یک اثر بالاتر است.

شیماه خاسب که در اولین تجربه کارگردانی تئاتر، مرداد و شهریور سال گذشته نمایش «شام خداحافظی» را روی صحنه برده بود و حال قصد دارد بازتولید این اثر نمایشی را از نیمه دوم آبان سال جاری در تماشاخانه ملک اجرا کند، درباره اجرای این اثر گفت: اجراهای «شام خداحافظی» در سال ۱۴۰۱ بسیار رضایت بخش و میزان استقبال مخاطبان از آن دور از ذهن من بود. نظر مردم از همه چیز برای من مهم‌تر است و مخاطبان از اجرای این نمایش بسیار راضی بودند. متأسفانه با وجود استقبالی که از اجرای «شام خداحافظی» شده بود، به دلیل شرایط اجتماعی نیمه دوم سال ۱۴۰۱، مجبور به تعطیلی اجرا شدیم.

وی درباره انگیزه خود برای بازتولید «شام خداحافظی»، یادآور شد: کلا نمایش «شام خداحافظی» برای اعضای گروه خیلی حال خوبی را به همراه دارد و همه برای موفقیت این کار تلاش می‌کنند. طی یک سال گذشته گروه مایل بود که نمایش را بازتولید کنیم ولی من در این خصوص مردد بودم زیرا شرایط جامعه را برای اجرای اثری کمدی مناسب نمی‌دیدم. طی آخرین جلسه‌ای که با اعضای گروه داشتیم و صحبتی که کردیم، همه معتقد بودند با اجرای این اثر کمدی می‌توانیم حتی برای یک ساعت، حال مردم را خوب کنیم. از سوی دیگر از سال گذشته نیز مخاطبان بسیاری درخواست بازتولید و اجرای مجدد «شام خداحافظی» را داشتند.

خاسب درباره تغییرات اعمال شده در بازتولید «شام خداحافظی»، توضیح داد: دکور و لباس نمایش به طور کلی تغییر کرد و بازی‌ها و کلیت کار هم نسبت به سال گذشته کامل‌تر شده است. در بازتولید «شام خداحافظی» دکور و لباس‌ها نیز ساده و مینی‌مال شده است. در اجرای بازتولید «شام خداحافظی» رنگ روی صحنه کم شده است که این نوع رنگ و دکور در خدمت اجرای اثر است. از آنجایی که قرار است در کنار گروه دیگری اجرا داشته باشیم، دکور متناسب با این وضعیت طراحی و ساخته شده است.

کارگردان «شام خداحافظی» با بیان اینکه در این نمایش امیر غفارمنش و امیر کربلایی‌زاده که بازیگران خوب و توانمندی هستند حضور دارند، اظهار کرد: من بیشتر کنار این بازیگران سعی کردم تا پیشرفت کنم.

وی تأکید کرد: بازتولید «شام خداحافظی» برای من نسبت به تولید این اثر سبک‌تر شده است زیرا سال گذشته به عنوان یک کارگردان کار اولی فشار و استرس زیادی داشتم ولی الان تمرکز بیشتری روی کار دارم.

خاسب درباره هزینه‌های تولید و بازتولید این اثر نمایشی، تصریح کرد: سال گذشته برای تولید نمایش سرمایه‌گذار داشتیم ولی تهیه‌کننده تمامی پول را گرفت و برای نمایش هزینه نکرد. شانس ما این بود که نمایش با فروشی که داشت هزینه‌های خود را تأمین کرد و من از تهیه‌کننده طلب‌کار هستم. امسال به دلیل اینکه سرمایه‌گذار و تهیه‌کننده ندارم، نگران فروش نمایش و تأمین هزینه‌های آن هستم. هزینه بازتولید یک اثر نمایشی نسبت به تولید آن نه تنها کم‌تر نیست بلکه بازتولید به دلیل تورم هزینه بالاتری دارد.

این کارگردان تئاتر با تأکید برای اینکه رضایت مخاطب اولویت اول اوست، گفت: الان وقتی انرژی‌ام پایین می‌آید به سراغ نظرات مخاطبان سال گذشته نمایش می‌روم و با خواندن آن‌ها انرژی می‌گیرم.

نمایش «شام خداحافظی» از ۱۲ آبان در تماشاخانه ملک روی صحنه می‌رود.

حتی عکس روی سنگ قبرش هم می‌خندد!

در همه عرصه‌ها فعال بود؛ هنرمندی که از هر انگشتش به معنای واقعی یک هنر می‌بارید. نویسنده‌ای قَدَر و بازیگری فوق‌العاده، صدای منحصر به فردش از اولین‌های دوبله کشورمان است. مرتضی احمدی، پیشکسوت هنرهای نمایشی سال‌هاست جای خالی‌اش در هنر حس می‌شود. او که متولد پاییز بود، در آخرین روز پاییز سال ۹۳ و همزمان با شب یلدا برای همیشه رفت.

 امروز ـ ۱۰ آبان ماه ـ سالروز تولد مرتضی احمدی، هنرمند پیشکسوت کشورمان است. تولد این هنرمند فقید بهانه‌ای شد تا هنرش در کشورمان را بار دیگر مرور کنیم.

زنده‌یاد احمدی ۹ سال پیش در سن ۹۰ سالگی از دنیا رفت. او آنقدر در همه هنرها قدر و جزو اولین‌ها بود که نمی‌دانیم با چه عنوانی بخوانیمش.

مرتضی احمدی در تئاتر، سینما، تلویزیون، رادیو و دوبله یکی از بهترین‌ها بود.

او یک سال قبل از درگذشتش، مهمان ایسنایی‌ها شد و از تجارب ۹۰ ساله اش گفت. با وجودی که اواخر عمرش به سختی راه می‌رفت اما با مهربانی دعوتمان را پذیرفت و قبول کرد که مهمانمان شود.

گله‌هایش زیاد بود اما مهربان و در شرایط سخت تا پایان عمرش لبخند بر لب داشت. حتی تصویر روی سنگ قبرش هم با خنده است.

او پرسپولیسی متعصبی بود و می‌گفت تلویزیون را فقط به خاطر پخش مسابقات فوتبال و کُشتی‌ است که می‌بیند.

از بین همه هنرهایی که رد پای مرتضی احمدی در آنها دیده می‌شود اما هنر پیش پرده‌خوانی و دوبله برایش چیز دیگری بود و خودش می‌گفت که پیش پرده‌خوانی برایش شهرت زیادی آورد.

او در خاطراتش بیان کرده بود که پیش‌پرده‌خوانی زمینه‌ای برای حضورش در رادیو و تئاتر بود.

به گزارش ایسنا، احمدی درباره علاقه‌اش به هنر دوبله برایمان خاطرات زیادی تعریف می‌کرد و می‌گفت از اولین دوبلورهای این مملکت است.

و اما رادیو در زمان حیات مرتضی احمدی را از خودش رنجانده بود. خودش می‌گفت سال‌هاست که با رادیو قهر کرده و حتی رادیو هم گوش نمی‌کند. او اعتقاد داشت که تلویزیون با رادیو فرق دارد چون در تلویزیون احترام آدم را نگه می دارند اما رادیو نه.

احمدی در سال ۱۳۲۳ به رادیو تهران آمد و از آنجا بود که فعالیتش در رادیو را هم آغاز کرد. او سال‌ها در رادیو کار کرد و طی این سال ها تیپی که به آن مشهور بود به نام «بابا جاهل گریان» بود. این هنرمند در سال ۱۳۵۳ نقش اول سریال پربیننده «هردمبیل» ـ نوشته پرویز خطیبی ـرا بازی کرد و در سال ۱۳۵۶ محبوب‌ترین هنرپیشه رادیو شناخته شد.

مرتضی احمدی در سال ۱۳۲۶ گوینده فیلم‌های خارجی و از اعضای اولیه انجمن گویندگان و سرپرستان گفتار فیلم شد. از ماندگارترین آثار او در دوبله می‌توان به کارتون «پینوکیو»‌ نقش روباه مکار و «سندباد» نقش بابا علاالدین اشاره کرد.

همچنین از کارهای شاخص تلویزیونی این هنرمند می‌توان به «شکرستان» (راوی و صداپیشه)، «تک مضراب»، «چهره‌ها»، «هردمبیل»، «هفت شهر عشق»، «سلطان صاحبقران»، «پنجره‌ها»، «چنگک»، «آرایشگاه زیبا»، «آیینه»، «تهران ۱۱»، «زیر بازارچه»، «دردسر بزرگ»، «خانه پدری» و… اشاره کرد.

سعید ذهنی: مدیران هنری فقط لبخندهای قشنگ می‌زنند

رییس انجمن موسیقی تئاتر با اعلام برپایی دومین کنسرت موسیقی تئاتر از بی‌توجهی به این شاخه هنری ابراز تاسف کرد و گفت: مدیران هنری در پاسخ به پیشنهادها و درخواست‌های ما فقط لبخندهای قشنگ می‌زنند.

سعید ذهنی در گفتگو با ایسنا ادامه داد: دومین کنسرت موسیقی تئاتر را در دو بخش «دِم» و «دوردست» برگزار می‌کنیم و هدف اصلی این کنسرت نیز همچون اولین کنسرت موسیقی تئاتر که چندی پیش برگزار شد، ترویج و ارتقای موسیقیِ تئاتر است.

او ادامه داد: از آنجاکه تئاتر در ایران اجراها و مخاطبان محدودی دارد، موسیقی آثار نمایشی هم کمتر شنیده می‌شود و فرصت محدودی برای ارائه به مخاطبان را پیدا می‌کند. به همین دلیل مارکتینگ موسیقی تئاتر در قیاس با موسیقی فیلم ضعیف‌تر و نیازمند توجه بیشتر است.

این آهنگساز، خط مشی اصلی انجمن موسیقی تئاتر را آشتی مخاطبان با موسیقی تئاتر خواند و تاکید کرد: موسیقی تئاتر با کنسرت تئاتر متفاوت است. در موسیقی تئاتر، آهنگ‌هایی اجرا می‌شود که ویژه آثار نمایشی ساخته شده ولی در موسیقی تئاتر، عموما یک خواننده موسیقی که معمولا هم موسیقی پاپ است، در خلال اجرای یک نمایش به اجرای قطعات موسیقی می‌پردازد.

ذهنی با تشریح برنامه‌های این کنسرت توضیح داد: دومین کنسرت موسیقی تئاتر از دو بخش تشکیل شده است؛ بخش اول موسیقی نمایش «عزیز شنگال» که ساخته مهرداد میرزایی است و سال ۹۳ با کارگردانی دکتر قطب‌الدین صادقی در تالار اصلی تئاتر شهر اجرا شده، با تنظیم مجدد اجرا می‌شود. گروهی از دوستان انجمن بر اساس تم‌های اصلی کار، این قطعات را اجرا می‌کنند. ضمن اینکه پوستر و تصاویری از نمایش هم پخش می‌شود.

او اضافه کرد: در بخش دوم به موسیقی سه تئاتر می‌پردازیم؛ «بانوی آوازخوان» ساخته کیارش اعتماد سیفی. این نمایش به کارگردانی علیرضا کوشک جلالی تابستان سال ۹۸ در سالن قشقایی مجموعه تئاتر شهر روی صحنه رفته است. در ادامه موسیقی نمایش «تبرئه» به آهنگسازی مشترک ارشام مودبیان و کیارش اعتماد سیفی اجرا می‌شود. این نمایش نیز با کارگردانی منیژه محامدی سال ۸۷ در سالن چهارسو تئاتر شهر روی صحنه رفت و موسیقی آن بعدتر منتشر شد.

به گفته او، قرار است در ادامه این برنامه، موسیقی نمایش «تقدیربازان» دیگر ساخته‌ کیارش اعتماد سیفی اجرا بشود. این اثر نمایشی به کارگردانی سیما تیرانداز بهار سال ۹۴ در سالن چهارسو تئاتر شهر روی صحنه رفت.

ذهنی در پاسخ به اینکه چه راهکاری برای مارکتینگ موسیقی تئاتر پیشنهاد می‌کنید، توضیح داد: بارها در دوره‌های گوناگون با مرکز هنرهای نمایشی صحبت کرده‌ایم و همه مدیران مرکز هم قول مساعد داده‌اند ولی تنها پاسخ‌شان یک لبخند زیبا بوده که به نتیجه‌ای نرسیده است. آخرین بار جلسه مشترکی با آقای نظری (مدیر کل هنرهای نمایشی) و آقای الهیاری (مدیر کل دفتر موسیقی) داشتیم و از هر دو عزیز خواستار حمایت شدیم تا بعد از انجام کار کارشناسی، امکانات لازم را که در اختیار دارند، ارائه بدهند و خودشان تهیه‌کننده کار شوند و این فرصت به آهنگسازان تئاتر داده شود تا آثای خود را ضبط کنند.

او تاکید کرد: مرکز هنرهای نمایشی با پخش این آثار در دفترهای استانی هم به حمایت از موسیقی تئاتر می‌پردازد و هم بازاری برای این کار ایجاد می‌کند و خودشان می‌توانند از این مارکتینگ استفاده کنند. این مرکز استودیو دارد و فقط با ارائه همین امکاناتی که در اختیار دارد، می‌تواند از این جریان حمایت کند.

ذهنی خاطرنشان کرد: وضعیت موسیقی تئاتر با سینما و تلویزیون متفاوت است. اغلب موسیقی‌های درخشان رسانه‌های تصویری منتشر شده ولی در تئاتر تلاش‌های ما به نتیجه نرسیده است.

او در پایان با ابراز خرسندی از برگزاری برنامه کنسرت تئاتر در خانه تئاتر گفت: در دوره‌ای که نق زدن معمول و مرسوم شده، خوشحالیم که دست‌کم کاری عملی در جهت تولید اثر هنری انجام می‌دهیم و خوشبختانه در برنامه اول مخاطب هم با خریداری بلیت، حمایت خود را از ما نشان داد.

به گزارش ایسنا، برنامه این کنسرت به شرح زیر است:

بخش اول (پروژه‌ی دِم)

فرشاد فزونی: سازهای الکترونیک

آوا، شروین عباسی: فلوت، فلوت آلتو، سه‌تار

تریفه کریمیان: آوا ( راوی )، فرشاد رضایی: گیتار باس
هادی ثابت: ساکسیفون تنور

بخش دوم: (دوردست)

کیارش اعتمادسیفی: گیتار الکتریک

علیرضا شمس اسکندری: درامز

مهدی محمودخانی: گیتار باس

فرشاد نجاتی: پیانو ، کیبورد

احسان بسی‌خواسته: کمانچه

این کنسرت روزهای از چهارشنبه تا جمعه همین هفته ( ۱۰ تا ۱۲ آبان ماه) راس ساعت ۱۹ در سالن جوانمرد عمارت خانه تئاتر به نشانی خیابان سمیه، بین خیابان حافظ و ویلا برگزار می‌شود.

شکل‌گیری بازیگری در نمایش‌های کمدی /1

صد البتّه اگر بتوانیم اخلاق را مقدم بر روابط تولید- شیوة اقتصاد، پیشرفت تکنولوژی، پیچیدگی انسان معاصر، تأثیر حضور رسانه در عرصه‌ي زندگی بشر و … تصور کنیم می‌توانیم مبانی اخلاق مورد نظرمان را طراحی و به جامعه‌ی پیرامونی خود عرضه نماییم و انتظار داشته باشیم همگان برای رسیدن به رستگاری، ارزش‌ها و ضد ارزش‌ها را رعایت و پاسداری کنند.

امّا آیا اخلاق مقدم بر اقتصاد و روابط تولید است یا شرایط اقتصادی مبنای اخلاق است؟ روابط تولید؛ چگونه اخلاق یک جامعه را می‌سازد؟ بحران اقتصادی؛ انسان معاصر را چگونه از ارزش‌های متعالی دور ساخته است؟

مهاجرت‌های دسته جمعی، روابط اقتصادی ناسالم مشاغل کاذب در حاشیه خیابان‌ها ناشی از کدام پدیده‌ي شوم است؟

نظام سرمایه‌‌داری افسار گسیخته بردگان به زنجیر کشیده‌‌ي‌ خود را در یک سراشیبی تند و هولناک به کدامین سو می‌برد؟ جهت هر چه باشد نظام فرهنگی نیز از آن جدا نیست. انسان معاصر اگر راه‌حلّی برای معضل سرمایه پیدا نکند این سراشیبی روز به روز تند و تندتر خواهد شد و سقوط حتمی‌تر خواهد بود.

در نظام اقتصاد وابسته به سرمایه‌داری جهانی، نظام فرهنگی نیز در همان شیب تند قرار خواهد گرفت بی‌آنکه راه فراری داشته باشد. در این وضعیت هولناک از هنر چه انتظاری می‌توان داشت! در شرایطی که صدای دهشت دار سقوط به دره نیستی گوش جهانیان را کر کرده و مانع شنیدن صدای هنر دانا و متعهّد است. در این آشفته بازار، هنر همسو با کل نظام سرمایه‌داری وابسته راه سقوط می‌پیماید و هنر دانا و متعهّد به انزوا و گوشه‌گیری تن می‌دهد و به اتّفاق مخاطب خاص محدود و معدود، جامه چاک می‌دهد و هر روز کوچک و کوچک‌تر می‌شود.

در این شرایط پند و اندرز و نصایح پدرانه کارساز نیست و دل نوشته‌های پیران مجّرب نیز مؤثر نخواهد بود.

درد دل‌ها و نگرانی‌های آقای نویسنده این کتاب نیز حکایت از همین امور دارد پس به خواندنش می‌‌ارزد تا بدانیم هنر زمان تا کجا سقوط کرده است.

 

                                                                                                                                                                                                                                                                                       مدیر عامل انجمن هنرمندان تئاتر کمدی

                                                                                                                                                                                                                                                                مجید جعفری 1398

یادداشتی از یک دوست

بابک والی در دل نوشته‌هایش همه‌ی کوشش خود را بکار برده تا با جمع‌آوری نظرات مؤلفان و آوردن تعاریف گوناگون از تئاتر و انواع نمایش‌های کمدی، کلیّاتی را برای خواننده طرح و از تجربیّات و خاطرات خود در طول چند دهه استفاده کرده و جزئیاتی را که بیشتر جنبه‌ی تخصصی دارند برای کسانی که حتی سال‌ها عمر خود را بر روی صحنه‌ی این نوع نمایش (کُمدی) گذاشته‌اند، از خود به یادگار بگذارد.

در این بین همانطور که از عنوان کتاب برمی‌آید درد دل‌ها و بهتر است بگویم، گلایه‌ها و دلخوری‌هایش را هم از شرایط موجود- چه مسئولان و چه همکاران- به میان آورده و امیدوار است که روزی- نه چندان دور- همه چیز بر وفق مراد او شود.

اثر مثل خود نگارنده در عین سادگی، عمیق و نشان از مطالعه‌ی همه جانبه و اگر نگویم تعصب علاقه‌ی وافر او به این هنر متعالی است، امیدوارم مطالعه‌ی این اثر – به ویژه توسط آنانی که منظور اصلی اوست- تحولی را در این عرصه- که هم از جانب مخاطبانش و هم متأسفانه دست‌اندکارانش زیاد جدی گرفته نمی‌شود به وجود بیاورد.

                                                                                                                                                                                                                                                                                                   مدیرعامل خانه تئاتر

                                                                                                                                                                                                                                                                                                            اصغر همت

                                                                                                                                                                                                                                                                                                                   97                          

 

 

 

یادداشت مولف

ز آب خرد ماهی خرد خیزد      نهنگ آن به که با دریا ستیزد

سعدی

این دلنوشته ها مجموعه یادداشت‎هایی است که در طول سالیان بازیگری خود (بالغ بر 50 سال) جمع‌آوری نموده و در لابلای آنها مطالعاتی نیز در این زمینه انجام داده‎ام لذا ادعایی در کامل بودن نداشته و ندارم زیرا هر روزه با پیشرفت در تحقیق و پژوهش در این رشته به وسیله هنرمندان به کشفیّات روان‌تر و ساده‌تری دست پیدا کرده تا از پیچیدگی و سخت بودن دنیای بازیگری بکاهند. البتّه باید بگویم که من هرگز قصد انتشار این دلنوشته‌ها را نداشتم. حتی به هنگام تدریس و به اصرار دانشجویان چه آنها که راه خود را جدا کردند و چه آنهایی که جذب این حرفه شدند که متأسّفانه به سلک و عادت ناخوشایند بعضی از اعضاء این صنف قرار گرفتن وقعی ننهاده در نتیجه رضایت مرا جلب نکردند حتی با بی‌شمار نمایش‌هایی‌‌که با گروه‎ها و هنرجویان مختلفی که به صحنه بردم شاید در خیال خود اَبتر و بی‌نتیجه می‌دیدم.

چون در طول این سال ها چشم‌اندازی روشن و اتّفاقات خوشایندی را که آرزو می‎‏کردم با کمال تأسّف هرگز برآورده نشده و ندیده‌ام.

و باید اعتراف کنم که عده ای محافظه کار، آنهایی که بر خلاف راه اصیل تئاتر، یکی به نعل و یکی به میخ می زنند، و نان را به نرخ روز می خورند و گروهی (کهنه پرست) که از گذشتگان تقلید می کنند و خود را کامل دانسته و نیازی به آموزش نمی بینند و حاصل عمر طولانی بی بار و ثمر خویش را ملاک تجربه قرار می دهند و اندک جوانانی تازه آموخته سطحی نگر که نامشان را حرفه ای های مبتذل و مدافعین تئاتر تفریحی می گذارم، همگی ندانم کاری و اشتباهات خود را به نام هنر می زنند.

البته باید اقرار کنم که در دهه‌ي هفتاد چند سالی رو به بهبود می‌رفت ولی هنگام پا گرفتن در انتخابات انجمن تئاتر آزاد با وجود اندک اعضایی که وجود داشتند برای پست و مقام و پیشی گرفتن از یکدیگر و متوسّل شدن به متهم کردن دوستان خود و هم چنین کوته نظریشان باعث شد که تلاش و کوشش و زحمات مسئولین انجمن بی‌نتیجه بماند و متأسّفانه هنوز هم این رویه‌ي نابخردانه ادامه دارد با این که سال‌هاست که با دلسوزی‎ها و راهنمایی‎های مدیر عامل سندیکای صنف تئاتر کمدی (آقای مجید جعفری) آینده‌ای روشن در پیش روی اعضاء گذارده ولی چه بگویم که این تنگ نظری‌ها هنوز هم که هنوز است ‌ادامه دارد.

اما چیزی که مرا وادار به نشر این مجموعه کرد شاهد بودم که تعداد بیشماری از بازیگران نمایش‌های کمدی چه از تازه واردها و چه اندکی از قدیمی‎ها بر باور غلطشان از اجراهای روی صحنه خود بودند و هم چنین اشتباهات فاحشی که در طول سال های دراز از آنها دیدهام و هر از گاهی با آنها صحبتی می‌نمودم و یا در جلسات انجمن صحبت می‎کردند و خود را استاد فن این حرفه می دانستند و ادّعاهایشان که …

اکنون با تمام مشغله‎های ذهنی و نوشته‎های ناتمامی‌که در دست دارم وظیفه‌‌اي این شاگرد تازه آموخته را بر آن داشت که حق هنری خویش را در قبال انجمن تئاتر کمدی تهران که تعداد اندکی از بزرگان این هنر در آن عضویت دارند و این حقیر هم یکی از کوچکترین اعضای آن صنف می‎باشم همّتی نموده و این پارینه نوشته‎ها را در اختیار اعضاء آن انجمن قرار دهم.  باشد که این کوچک یادگار هرچند مختصر مورد قبول واقع شود.

 

                                                                                                                                                                                                                                                                                                                   والعاقبة للمتّقین

                                                                                                                                                                                                                                                                                                                         بابک والی

                                                                                                                                                                                                                                                                                                                 تهران ‌(نامجو)  1390

 

مقدمه

آب دریا را اگر نتوان کشید                         هم به قدر تشنگی باید چشید

مولوی

قبل از شروع می‌خواهم مشکل اساسی در مورد بسیاری از بازیگران علی‌الخصوص نقش‌های کمدی را بیان کنم و آن عبارت از این است که آنها قسمت‌ها و یا بخش‌هایی که هیچ ربطی به نمایشنامه ندارد را به طور مصنوعی و صرفاً بخاطر این که تماشاچی را به خنده بیشتری ‌وادار کنند، به روی صحنه می‌آورند. این بازیگران روی برداشت غلط و انتخاب نادرستی که از محتوای نمایشنامه دارند مرتکب این اشتباه می‌شوند و البتّه نتیجة نهایی این عمل جز این نیست که از حقیقت و منطق اثر به دور می‌مانند.

بگذارید مثالی از نمایشنامة «هملت» اثر شاعر و نویسنده‌ي نامدار انگلیسی «ویلیام شکسپیر» که در پردة سوم صحنه‌ي دوم این نمایشنامه رخ می‌دهد بیاورم.

موضوع از این قرار است که «هملت» قصد دارد به وسیله‌ي اجرای نمایشی که خود مبتکر و طرّاح آن است پرده از فجایع عموی خود «کلادیوس» و ملکه‌‌‌‌‌ي بی‌وفا «گرترود» مادرش، بردارد. هملت در صحنه‌ي دوم این پرده دستوراتی به این مضمون به بازیگران می‌دهد.

هملت: خواهش می‌کنم همان قطعه شعری را که برای‌تان خواندم روان و بی‌تکلّف بخوانید اما اگر مثل بسیاری از بازیگران با حرکات تصنّعی آن ‌را بیان کنید من ترجیح می‌دهم جارچی شهر اشعار مرا بخواند.

هوا را هم با دست خود ارّه نکنید. بلکه بسیار ملایم حرکت دهید. در گرداب هیجان، باید حدّ اعتدال را رعایت کنید تا حرکات را نرمی ‌بخشد. چقدر روح مرا آزار می‌دهد وقتی هنرپیشه‌ي جنجالگری را می‌بینم که کله‌ي پوک خود را با کلاه گیس پوشانده و شور و هیجان خود را مانند پارچه‌ي ژنده و کهنه، پاره می‌کند و با نعره‌ي خود که به نشانه‌ي آواز یا هنر خویش است گوش تماشاچی‌هایی را که اغلب مستحقّ همین سر و صدا و حرکات بی‌معنی هستند، می‌آزارد. من اگر فرصت بیابم می‌گویم چنین بازیگری را شلّاق بزنند.

بازیگر اول: قربان ضمانت می‌کنم که دستورهای آن‌ جناب عیناً عمل شود.

هملت: زیاده از اندازه هم رام و بی‌حال نباشید. بگذارید عقل و بصیرت شما راهنمای شما باشد. کردار را با سخن و سخن را با کردار تطبیق دهید. مخصوصاً مراقب باشید که از حدود زیبایی تجاوز نکنید. چون هر آنچه که در آن مبالغه شود برخلاف هدف نمایش است. هدف نمایش- در گذشته و حال- این بوده و هست، که آینه‌ای جلوی طبیعت نگاه داریم و تقوی را در قیافه‌ي خود و پلیدی را به همان صورتی که هست، حوادث ایام و مردم روزگار را، به همان شکل و با همان تأثیری که در بیننده دارد نشان دهیم. حال اگر در توصیف مطلب مبالغه یا سستی شود، یا اینکه ممکن است تماشاچیان بی‌خبر را بخنداند ولی خردمندان را که قضاوتشان، بر سایرین رجحان دارد افسرده و ملول می‌سازد.

بازیگر اول: من امیدوارم که این نقص‌ها را تا حدّی در خودمان اصلاح کرده باشیم.

هملت: کاملاً اصلاح کنید. و آنهایی هم که نقش دلقک (کمدین) را به عهده دارند، نباید بیش از آنچه برای آنها نوشته شده صحبت کنند، چون افرادی از این طبقه هستند. که خودشان می‌خندند تا یک مشت تماشاچی بی‌مغز را بخندانند. در حالی‌که در همان حین، یک موضوع مهم داستان در شُرُف اجراست. این پستی و دنائت بازیگر و یا دلقک را نشان می‌دهد که این به اصطلاح هنرمند ابله، اسیر شهوت نقش و محو خودشیفتگی خویش شده که منجر به خود فروشی بر روی صحنه شده است.

همه‌ی این گفتار از روح بلندپروازانه و اندیشمند شاعر نامی ‌انگلیسی «شکسپیر» است که از زبان هملت بازگو می‌شود.

از دوران شکسپیر تاکنون دو شیوه‌ي بازیگری وجود داشته است:

1- یکی مُتّکی بر حقیقت و تجربه و بیان

2- دیگر مبتنی بر قراردادی و بیرونی

استانیسلاوسکی می‌گفت: بازیگر باید بپرسد ((من در آن موقعیّت چه کار می کردم ؟)) شاگرد او واختانگوف می‌گفت: که بهتر آن است که این سؤال این طور عنوان شود که ((چه کار باید بکنم تا کاری را بکنم که در آن موقعیّت می کردم ؟)) اما دیوید مَمِت می‌گوید: که شما نباید بپرسید که ((من در آن موقعیّت چه می‌کردم؟)) و نه باید بپرسید که ((چه کار باید بکنم تا کاری را بکنم که در آن موقعیّت می‌کردم؟)) بلکه باید به طور کلی ایده‌ی ((موقعیّت)) را رها کنید.

بنابراین یادمان باشد که در هر زمینه‌ای و حرفه‌ای عشق وجود دارد و عشق از اول خلقت تاکنون یک رنگ داشته است ولی هرکسی در ذهن و تخیّلات خویش رنگین کمانی می‌سازد و تو ای خواننده‌ی این مرقومه، هنر یک رنگ بیشتر ندارد و این تویی که هنگام اجرایش به روی صحنه برای مخاطب رنگین‌کمان می‎سازی پس بیهوده خرجش مکن و ارزش والای آن ‌را با بیهوده سازی‌هایت به سُخره مگیر چون هر چه کنی هنر بی‎ارزش نمی‎شود. ولی این تو هستی که با ارائه‌اش بی ارزش و یا به حدّ کمال میرسی.

پارک های تفریحی بزرگ امروزی نه تفریح ، بلکه امکان تفریح را عرضه می کنند. مثل بخت آزمایی که نه پول ، بلکه احتمال آن را ارائه می کند. نمایش هم چنین است؛ باید امکان تفریح را به وجود آورد. تماشاچی هنگام خروج نه تنها سرگرم شده است که در پس ذهن خود به ضعف های روحی و نکات مثبت شخصیّتی اش پی خواهد برد.

تئاتر کلاس درس نیست ولی امکان آموزش را می‌دهد برای همین تماشاچی بعد از اجرا نه تنها تخلیه می شود که به پالودگی روحی می‌رسد و به طریق اُولی  به (پسیکو دراما) تئاتردرمانی می‌رسد. ‎

اگرچه در تئاتر به علت بُعد مسافت، قاعده بر این است که حرکات از حالت طبیعی اغراق‌آمیزتر باشد تا ردیف‎های آخر سالن نمایش هم قادر به رؤیت باشند ولی این بهانه نمی‎شود که در ارائه‌‌‌‌‌‌‌‌ي نقش از حد گذشته و به مضحکه گرفته شود.

در یونان باستان بازیگران به صورت ماسک می‌زدند و به این جهت «میمیک» چهره، در بازی آنان نقشی نداشت، چهره چون مجسمه حالتی غیر قابل تغییر داشت، نه وضع روحی خاصی را بیان می‎کرد و نه خصوصیّات اخلاقی شخصیّت را نشان می‎داد. شکل بازی خیلی ساده بود و از حرکات بدنی هم اثری نبود و به همین دلیل در یونان هنرپیشه‎های معروف وجود نداشت، گاه خود نویسندگان چون (سوفکل و آریستوفان) بازی می‎کردند و گاه مردم شهرنشین که کارشان بازیگری نبود در نمایش‎های تراژدی شرکت می‎جستند و از آن زمان تاکنون قرن‎ها می‎گذرد.

اکنون هنر پانتومیم (میمیک) اعجوبه‎ای در شناخت کاراکتر شده است یا هنر بدن (باله، حرکات فرم، رقص و …) درون شخصیّت کاراکتر را به زیبایی آشکار می‎سازد.

پس بیاییم از این دو نعمت که در جوهره‌ي ذات آدمی ‌نهفته است به شکل بهینه‌تری استفاده کنیم تا مقام بازیگر را هرچه والاتر ارائه نموده و نمایان سازیم. بگذارید لُبّ کلام را در چند جمله خلاصه کنم.

هیچ جا تکنیک نمی‎تواند بیشتر از بازی به چشم بخورد و معلوم باشد و هیچ چیز به بدی و نفرت‌انگیزی بازی‌ایی نیست که در آن اثری از تکنیک دیده شود. به همین دلیل بازیگر از نظر اهمیت، هم درجه نویسنده قرار می‎گیرد.

در حقیقت هنر تئاتر هنر خلاقیت دسته‌جمعی است. هنری که بلا استثناء همه در خدمت یک هدف هنری قرار می‌گیرند.

چیزی که امروز بیشتر بازیگران بر آن تکیه دارند مِتُدهای کهنه‌ی تئاتری را ملاک کار خود قرار داده‌اند. در حالیکه با پیشرفت علمی آن هم در قرن بیست و یکم، خیلی از مراحل گوناگون زندگی و به وجود آمدن مکاتب مختلف هنری و کشف دلایل و چراهای درونی نقش، لازم است با اسلحه مدرنیسم مسلح شوند. و دوش به دوش زمانه پیشرفت کرده تا بوی کهنه گی نداده و همیشه زنده و تازه بماند

برای همین اگر نمایشنامه و بازی هر دو ضعیف باشند نه تنها کارگردان که گروه اجرایی یا فنی تئاتر هیچ کاری برای نجات آن نمی‎توانند انجام ‌دهند.

لذا از نظر من هرکس اندک مطالعه‌‎ ارزشمندی در زمینه بازیگری داشته باشد همین مختصر مقدمه برایش کفایت می‎کند اما به جهت حرفه‌ي کاری لازم است که به جزییات هم بپردازم.

 

                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                بابک والی

 

 

 درامی با محوریت یک مونودرام

نگاهی به  نمایش ترکیبی ” شبیه خون” به نویسندگی “سهراب حسینی”، با طراحی و کارگردانی ” محمد حاتمی”

حسن پارسائی

 

کاربرد و کارکرد “مونولوگ” عمدتا برای برون فکنی‌های فردی و شخصی است  و البته  مهم‌تر از خود  برون‌فکنی، توجه  به علت‌های آن  و  نشان دادن  جزئیات  چنین  حالتی است؛ یعنی روند آن همانند همه حوادث  نمایشنامه‌هاست که بر اساس  پیرنگ (طرح)  و عملأ  مبتنی  بر  روابط علت و معلولی‌اند؛ نهایتأ هم با همین ها ُکل نمایشنامه یا نمایش شکل می گیرد.

در نمایش ترکیبی ” شبیه خون” به قلم ” سهراب حسینی” و با طراحی و کارگردانی ” محمد حاتمی” که هم اکنون  در تالار  “سایه”، از مجموعه سالن های تئاتر شهر اجرا می شود، یک برون‌فکنی شاعرانه، اندیشمندانه و در مقاطعی هم دردناک و کنش‌زا بخش اعظم اجرا را تحت‌الشعاع خود قرارداده است .این برون فکنی که در نمایش محوریت دارد،قابلیت محتوائی آن را داشته که از چارچوب خود  و تک  پرسوناژی  نمایش زیاد فراتر نرود، اما دراجرا با  وارد شدن دو مرحله ای  دو آدم دیگر ( مرحله اول را می توان به  بازخوردی شدن  یک رویای عاشقانه درذهن پرسوناژمرد نسبت داد،اما برای دومی این امکان  وجود ندارد) نمایش از مونودرام  کامل، خارج  و عملأ به ” درامی با محوریت  یک مونودرام ” در می‌آید  که البته  ساختار بسیار متناقض  و پارادوکسیکالی دارد  و اساسأ  “دو جنسه” و “دو جوره” است؛ ضمن آن که یکپارچگی اجرا را هم از بین برده است؛ چنانچه از این ضعف ساختاری مهم بگذریم،آنچه که بر زبان  پرسوناژ مرد بیان می‌شود، بسیار شاعرانه ،اندیشمندانه، پر محتوا، استعاری و  زیباست: ” هر خوابی ببینم از این  زندگی  بهتر است” ، ” تمام  آینه ها  را شکسته اند”،”برگردم به آرامش آینه ها”، برگردم به صبوری ستاره ها” ، ” هوا پر از عطر معاشقه  بود” و ….ضمنأ  یاد  کردن  از شاعرانی  چون ” احمد شاملو” ، ” فروغ فرخزاد”  و ارزش گذاری به  شعرهایشان  با نوع  شخصیت  پرسوناژ مرد، که نسبتأ روشنفکر است، منافاتی ندارد و اساسأ این دو مقوله از سنخیتی همسان و متوازن  برخوردارند.

برخی از دیالوگ های پرسوناژ مرد  گرچه  یک سویه  اجرا می شود،اما خطاب به دیگران است:او ضمن حرف زدن حتا با دست به افرادی درمیان تماشاگران اشاره می کند . خود او هم توسط بلندگو به طور جنبی و تلویحی  مورد خطاب  قرار می گیرد. مونولوگ های  پرسوناژ اصلی حول  یک موضوع  واحد و یکسان نیست ، بلکه ذهنمایه ها و دلمایه هائی شامل دغدغه‌ها، شورآفرینی های فردی  و نیز انتقادات ضمنی و تلویحی انسانی  و اجتماعی است.

طراحی صحنه ، ساده اما قراردادی  و تا حدی  عامدانه  و همزمان ابهام‌آمیزاست: نشستن میان یک سینی پر از آرد ، کاربرد و کارکرد نمایشی خاصی ندارد. دراین نمایش ترکیبی، دو صحنه بسیارزیبا وجود دارد: اول صحنه‌ای که زن جوان قسمت بالائی و متحرک صندلی را درحالی که با یک مخاطب فرضی حرف می‌زند، می‌چرخاند ؛ صحنه  دوم ، رقصیدن  زن  در میان  پرده  توری  مدور، مخروطی شکل و سفیدرنگ است.

بازیگر اصلی  نمایش ” محمد حاتمی” ، طراح  و کارگردان نمایش هم است، بازی او خوب و پذیرفتنی است. زنی که  دو بار بدون مقدمه وارد  صحنه می‌شود  و دو صحنه  زیبا می‌آفریند، ( صدف محسنی )  حضوری  کوتاه ، اما  به  تناسب نقش‌اش بازی زیبائی دارد.

کاربرد نور موضعی ونور رنگی، مؤثر و دریک مورد ( نور قرمز) تأویل دار هم است. کارگردانی نمایش ، صرفنظر از دو گانگی ساختاری متن، به تناسب محوری شدن یک بازیگر عملأ ساده، مناسب و پذیرفتنی است.این نمایش در کُل ارزش یک بار دیدن را دارد.

اجرای مرثیه‌ای برای یک مرده در تالار حافظ

همزمان با اولین روز اجرا از پوستر جدید نمایش «مرثیه‌ای برای یک مرد مرده» با طراحی رسول حق‌جو رونمایی‌ شد.

به گزارش گروه خبر سایت خانه تئاتر،  نمایش «مرثیه‌ای برای یک مرد مرده» به نویسندگی رسول حق‌جو، طراحی و کارگردانی کیانوش ایازی و تهیه‌کنندگی امیرحسین شفیعی که از  شب گذشته هفتم آبان 20:30 در تالار حافظ روی صحنه رفته است، از پوستر جدیدش با طراحی رسول حق‌جو رونمایی کرد.

محمدرضا فرزام، سعید نبوی و آرزو کریمی زند بازیگران این اثر نمایش هستند و محمد کاظم‌تبار (مجری طرح) و توحید معصومی (مشاور کارگردان)، کیانوش ایازی را همراهی می‌کنند.

در خلاصه نمایش‌ آمده است: «تا حالا به این فکر کردین که وقتی فصل شکار خرگوش نیست، شکارچی‌ها چطوری شکار می‌کنند؟»

ساهره سادات خاموشی (مدیر تولید)، پروانه خسروی، فاطمه حسینی فرد (دستیاران کارگردان)، سپیده ناصحی، فرشته زیدی (منشی صحنه)، علیرضا فتاحی، محمد علی سهامی (دستیار تولید)، امیر اردلان (آهنگساز و نوازنده)، کیانوش ایازی (طراح صحنه)، طناز حقیقی (طراح لباس)، مصطفی خدابنده‌لو (طراح پوستر و بروشور)، مجید تیزرو (بازیگر ویدئو)، خدیجه بابادی، محمد رضا صفری، متین اسدی، حامد شکوری (گروه کارگردانی)، علی مسلمی (مدیر اجرا)، مونا سادات یمنی (دستیار صحنه)، امیرحسین نادعلی، سبحان دهقان منشادی (تصویر)، مجتبی رحامیان (عکس و موشن گرافی)، سارا زرگر (عکاس)، امین سلیمانی (روابط عمومی)، مبین آریا، علیرضا افیونی (مدیران صحنه)، کیانوش ایازی، صمد خانی (طراحان نور)، سید مصطفی طباطبایی (ساخت دکور) و ناصر ارباب (مشاور رسانه) دیگر عوامل این اثر نمایشی هستند.

نمایش «مرثیه‌ای برای یک مرد مرده» کاری از گروه نمایش وی (V) است و علاقه‌مندان برای کسب اطلاعات بیشتر و تهیه بلیت می‌توانند به سایت تیوال مراجعه کنند.

اجرای نمایشی درباره زندگی شکسپیر در وست‌اند

نمایش «همنت» به کارگردانی اریکا وایمن در «وست اند»، شهر لندن روی صحنه رفته است.

به گزارش ایران تئاتر، نمایش «همنت» که به زندگی شخصی ویلیام شکسپیر می‌پردازد، در سالن گاریک تیه‌تر به طور محدود در یک فصل اجرا می‌شود و تا هفدهم فوریه 2024 (28 بهمن) روی صحنه است.
این اثر نمایشی، اقتباسی از کتاب «همنت» نوشته مگی اوفارل است که لولیتا چاکرابارتی، نمایشنامه‌نویس و نویسنده مشهور انجام داده است. کتاب «همنت» اولین بار در سال 2020 به چاپ رسید و مورد توجه قرار گرفت.

«همنت» راوی سال‌هایی ویژه از زندگانی درام‌نویس بنام انگلیسی است؛ سال 1582 در واوریکشر، آگنس هتوی با ویلیام شکسپیر، معلم زبان لاتین آشنا می‌شود. آگنس توانایی‌های عجیبی نسبت به درمان بیماری‌ها و اطلاعات زیادی درباره گیاهان و شربت‌های دارویی دارد. آگنس و شکسپیر ازدواج می‌کنند. آگنس نقشی اساسی را در زندگی همسر جوانش ایفا می‌کند؛ مردی که حرفه‌اش در تئاتر لندن، درست زمانی به شکوفایی می‌رسد که پسرشان، «همنت» جانش را به خاطر ابتلا به تبی ناگهانی در یازده سالگی از دست می‌دهد.

در حقیقت داستان «همنت» به زندگی یکی از مشهورترین نویسندگان جهان و حضور مداوم زنی تاثیرگزار در زندگی او می‌پردازد. و «همنت» نامه‌ عاشقانه به تولد، اندوه و جادوی طبیعت و عشق است. در «همنت» نقش ویلیام شکسپیر را تام واری و مدلین منتاک در نقش آگنس هاتاوی ظاهر شده‌اند.