تئاتر و رسانه؛ همزاد دیرین

بیان «واقعیت» (Fact) و انعکاس آن، ریشه هنرها از جمله «تئاتر» (Theater) و نیز رسانه (Media)‌ ست.

حال این واقعیت خاص «هنر» بوده؛ زاده نوعی تفکر خلاق و یا بیان محض رئالیسم (Realism). به هر روی؛ هر دو یعنی «تئاتر» و «رسانه» آیینه‌ای تمام قد در برابر «واقعیت» (Fact) هستند. حتی اگر «تئاتر»؛ «سورئالیسم» (Surrealism) و یا «اکسپرسیونیسم» (Expressionism)باشد؛ باز هم «رسانه» (Media) از واقعیتی صحبت می‌کند که در دل «تئاتر» نهفته است تا «پیام» (Message) و «مبتلا به» مشترکی در قالب نقد، تحلیل، مصاحبه، گزارش و خبر به مخاطبان، منتقل گردد. گواه این مدعا؛ تلاش بشر ابتدایی برای کشیدن دیوارنگاره‌ها و نقوش سفالینه‌هاست. جایی که ایشان می‌خواست با استفاده از ابزار «هنر» (Art) به مثابه یک «رسانه» (Media)؛ به انتقال پیام، تجربة زندگی جمعی، آموزش و سرگرمی حاضران و آیندگان به وسیله بیان «واقعیت» (Fact)؛ دست بزند که جُملگی آن‌ها از کارکردهای «هنر» به ویژه «تئاتر» هستند. در اینجاست که به نظر نگارنده، «هنر» و «رسانه» با هم زاده می‌شوند تا در خدمت بشر، «واقعیت» (Fact) زندگی را بیان کنند.
البته زبان ارتباط متفاوت است. در جهان «هنر» و به ویژه «تئاتر»؛ نشانه‌ها (Icon)، نمادها (Symbol)، تمثیل‌ها (Allegory) و قراردادها؛ «زبان» میان مخاطب و هنرمند است و در دنیای «رسانه» افکار، عقاید و نظرات پیرامون چیزی مثلاً یک اجرای «تئاتر»، پُل ارتباطی‌ست. «تئاتر» و «رسانه»؛ زبان خاص خود را دارند اما فصل اشتراک آن‌ها در پس پیامی‌ست که به مخاطب منتقل می‌کنند. پس وقتی ما یک نقد، تحلیل، مصاحبه، گزارش و خبری از اجرای «تئاتر» می‌خوانیم؛ افکار، عقاید و نظرات پیرامون آن، کمکی از جانب «رسانه» به «تئاتر» است زیرا ما را به «پیام» (Message) و «مبتلا به» مشترکی که در قالب «تئاتر» تصویر شده است؛ رهنمون می‌گردد تا در تجربه‌ای جمعی، شریک شویم.
حال با توجه به آنچه بیان شد؛ باید گفت اگر «رسانه» در خدمت «هنر» به ویژه «تئاتر» باشد، ویترین آن است و «اصحاب رسانه» را باید عوامل اجرایی «تئاتر» دانست آنهم در روزگاری که اولین تجربة روزمره ما، برخورد با            دنیای رسانه و فضای مجازی‌ست. چه بسا از طریق خواندن نقد، تحلیل، مصاحبه، گزارش، خبر و یا تولید یک «تیزر» تبلیغاتی و دیدن برش‌های کوتاه تأثیرگذار آن، خود ترغیب به دیدن «تئاتر» شده‌ایم. از این رو، «تئاتر» به «رسانه» نیاز دارد تا «مخاطب» را جذب و انتقال مفاهیم را، آسان‌تر کند آنهم در روزگاری که اصل جهانی «تئاتر برای همه» یک هدف و ضرورت اجتماعی‌ست و برخی کشورها نظیر کشورمان؛ فاصلة زیادی از آن دارند.
در اینجا بهره‌گیری از «رسانه» به شناخت مخاطب و آگاهی از لزوم حضورش در اجراهای «تئاتر»؛ کمک خواهد کرد تا نخستین گام برای حل بحران؛ برداشته شود. به طور مثال: تعداد بازدیدکنندگان از یک نقد، تحلیل، مصاحبه، گزارش و خبر و یا نظرسنجی؛ که در روزنامه، تلویزیون، رادیو، سایت یا صفحة رسمی خبرگزاری‌ها در رسانه‌های اجتماعی (Social media) همانند «اینستاگرام» (Instagram)؛ منتشر شده است، می‌تواند به شناخت مخاطبان و آگاهی از سلایق و خواسته‌های آنان توسط تولیدکنندگان و دست‌اندرکاران یک اثر نمایشی، کمک نموده و نشانگر سمت و سوی فکری ایشان باشد تا منجر به تولید و آفرینش اثری بهتر و پربیننده‌تر در آینده گردد.
پس اصحاب رسانه، پیامبران مخاطبان و اهالی تئاترند تا با قلم خویش، افکار عمومی را به سوی تجربه‌ای نوین از زندگی، رهنمون شوند تا این دو همزاد دیرین؛ اساس فکری و تحولات پیش‌روی بشری باشند.

 

نویسنده: بابک معماری، عضو انجمن مدرسان خانه تئاتر