واکنش سه عضو هیات مدیره خانه تئاتر به تجاوز نیروهای متخاصم علیه میهن
سه عضو هیات مدیره خانه تئاتر در واکنش به حملات آمریکایی اسرائیلی علیه ایران، بر حفظ وحدت و نگهداری از تمامیت ارضی کشور تاکید کردند.
به گزارش روابط عمومی خانه تئاتر، بهرام ابراهیمی، سید جواد روشن و مهدی موسی خانی نسبت به این تجاوز آشکار واکنش نشان دادند.
هیچکس جنگ را دوست ندارد
بهرام ابراهیمی، در این باره گفت: هیچکس جنگ را دوست ندارد اما این جمله به معنای عدم دفاع ملت ایران از خود در برابر دشمنان نیست.
او تاکید کرد: «من از جنگ به هر شکلی متنفرم البته به شرط آن که ما شروعکننده و آغازگر جنگ نباشیم. آنچه تاریخ هزار سال اخیر ایران به عنوان تاریخی که با ثبت جزئیات بیشتری میتوان به آن استناد کرد؛ روایت میکند این است که ما هیچوقت به هیچ کشوری حمله نکردهایم.»
این هنرمند باور دارد که جنگ نفرتانگیز است و نتیجه آن چیزی جز ویرانی، کشتار آدمها و از بین رفتن سرمایههای ملی نیست.
بهرام ابراهیمی با تاکید بر اینکه ایران آغازگر جنگ نبوده است؛ افزود: «ما این جنگ را شروع نکردیم اما صبوری آدمها نسبت به شرایط جنگی به مرور زمان اندک میشود. از چندسال پیش ترور دانشمندان، نظامیان و… در ایران شروع شد و هیچکس هم در مقابل این موضوع عکسالعمل جدی نشان نداد. ما برای اولین بار، قبل از جنگ ۱۲ روزه با حمله موشکی وعده صادق یک نسبت به ترور و کشتار کشورهای بیگانه در میهنمان واکنش نشان دادیم. تاکید میکنم که جنگ را دوست ندارم اما این جمله به این معنا نیست که ملت ما نباید از خود در مقابل حملات آمریکایی _صهیونی دفاع کند.»
این بازیگر در واکنش به خوشحالی برخی افراد نسبت به وقوع جنگ و حمله متجاوزان به ایران، گفت: «خوشحالی احمقانه برخی افراد که فکر نمیکنم تا کنون از کنار گوششان حتی یک سنگ و تیروکمان رد شده باشد، برایم غیرقابل باور است. نمیفهمم اینها چه موجوداتی هستند که از کشته شدن دیگران لذت میبرند؟ ما هشت سال با موجودی ابله به نام صدام حسین جنگیدیم، او آدم منفوری بود اما زمانی که میخواستند او را اعدام کنند؛ من حاضر نشدم حتی لحظه مجازاتش را ببینم. چطور برخی افراد دلشان میآید، دیگران کشته شوند و از کشته شدن بچههای بیگناه یک مدرسه و دیگر قربانیان این جنگ خوشحال باشند؟!»
او ادامه داد: «من نمیتوانم تحمل کنم که کسی به مملکت و سیستم مرکزی حکومت کشور من حمله کند، مردم و بچههای بیگناه را بکشد و با خوشحالی این حرکت غیرانسانی خود را توجیه کند، این موضوع اصلا برای من قابل درک نیست.»
ابراهیمی درباره تلاش دشمنان برای تجزیه کشورمان، افزود: «ما در منطقهای زندگی میکنیم که یک دیوانه گرچه مرز مشترکی هم با ما ندارد؛ تلاش میکند ما را نابود کرده و کشورمان را تکه تکه کند. این نسخهای است که سالهای قبل برای یوگسلاوی پیچیدند و آن کشور را تجزیه کردند؛ اکنون نیز در تلاش هستند؛ این نسخه را برای ما بپیچنند.»
این هنرمند در بخش دیگر سخنانش بر اهمیت سرپا نگه داشتن هنر، بر فعالیت تئاتر و سینما در شرایط بحرانی حال حاضر تاکید کرد و گفت: «هنر تئاتر و سینما را باید در هر شرایطی حفظ کرد. این باور شخصی من است و با وجود شرایط جنگی به محض اینکه تمرینهای تئاتر یا زمان فیلمبرداری آثاری که در آنها حضور دارم، مشخص شود، قطعا با گروه همراه خواهم شد.»
به گفته او، اگر چه دشمن به سالنهای سینما و تئاتر هم رحم نمیکند اما باید هنرهای نمایشی را زنده نگه داشت. در دوره هشت سال دفاع مقدس گروههای تئاتری حتی در پناهگاهها هم اجرا داشتند و به همت گروههای نمایش خیابانی اکنون نیز در شهرها و مکانهای مختلف هنر نمایش زنده است.
راه نجات میهن در دفاع و اتحاد ملی است
سیدجواد روشن نیز در این در یادداشتی نوشت: آنچه امروز در تجاوز به خاک میهن عزیزمان شاهد آن هستیم، نقض آشکار قوانین بینالمللی و دخالت در سرنوشت ملت و تمدنی پُر افتخار و کهن است که همواره بر استقلال و آزادی پافشاری کرده و سربازان و مدافعان وطن در طول سالیان مختلف جانهای با ارزششان را برای تحقق آن فدا کردهاند. تجاوز به ایران، تجاوز به استقلال، امنیت و تمامیت ارضی کشور است. مگر میتوان در مقابل تجاوز به خاک وطن سکوت کرد. مگر میشود برای خونها و جانهای فرزندان بیگناه و سربازان و مدافعان ایران نَگِریست؟ مگر میشود در قبال جنگ و تجاوز شادی کرد؟
من یک شهروند سادهام. یک شهروند 47 ساله که بخش زیادی از عمرش را در راه فرهنگ و هنر سپری کرده و با همۀ دغدغههای یک شهروند ساده آشنایم؛ شهروندی که وقتی پدر شد، زندگی برایش رنگ دیگری گرفت و مسئولیت تعریفی دوباره پیدا کرد. این شهروند حالا میفهمد درد از دست دادن فرزند یعنی چی. میفهمد دل نگران بودن یعنی چی. این شهروند حال پدران و مادران میناب را میفهمد.
این شهروند ساده هر وقت مسئولیتی گرفت، دل نگران شهروندان ساده دیگری مثل خودش بود. چون حال آنها را خوب میفهمید. این شهروند هیچوقت به هر قیمتی به دنبال جلب توجه و رضایت مدیران نبوده، چون معتقدم مسئولیت امانتی است که همیشگی نیست و ما باید در قبال وجدان، اخلاق و پروردگار پاسخگو باشیم. مگر بالاتر از بندگی مقامی هست؟ مگر بالاتر از رضایت پروردگار و کمک به مردم و رعایت انصاف و حقالناس کاری هست؟ این شهروند ساده، تبعیض، گرانی و بیتوجهی را لمس کرده. خیلی وقتها صدایش شنیده نشده. حذف شده. نادیده گرفته شده است.
این شهروند متولد 57، صدایش از جای گرم و نرم بلند نمیشود؛ اما هرچه دارد از ایران دارد و حرفش را، نقدش را و دل نگرانیهایش را در همین جا میگوید. این شهروند ساده امروز دل نگران وطن است و باور دارد راه نجات امروز در دفاع و اتحاد ملی است.
در ذهن و قلب این شهروند جایی برای جنگ طلبان، متجاوزان و حامیان آنها نیست. باور دارم استقلال و آزادی چیزی نیست که دیگران برای ما به ارمغان بیاورند. تصمیم برای ایران در داخل ایران گرفته خواهد شد؛ توسط مردم و توسط دلسوزان ایران. متجاوزان و فراریان جایی در ایران نخواهند داشت. ایران متعلق به فرزندان این خاک است؛ فرزندانی که هرچند سخت ولی با عشق و امید بزرگ شدهاند. رهبر شهید، جانش را فدای وطن کرد، فدای ایران. در طول هشت سال نبرد نابرابر و جنگ تحمیلی نیز جوانان و سربازان رفتند تا ایران بماند. این شهروند ساده نیز فقط یک جان دارد. این جان تقدیم به وطن است. تقدیم به ایران.
در برابر این حجم از بیرحمی سکوت نمیکنیم
مهدی موسی خانی نیز در این باره نوشت: قلبم از خشونت و جنایتِ سازمانیافته علیه کودکان، به شدت جریحهدار و دردمند است. حمله به تالار هنر کودکان، نه یک حادثه، بلکه محکومیتِ آشکارِ بربریت و عملی مذموم است که یادآورِ تاریخِ سیاه و سابقه انکارناپذیرِ کودککشی توسط رژیمِ صهیونیستی و حامیانِ آمریکایی آن است. این حمله، یادآورِ فاجعه جانگدازِ مدرسه دخترانه میناب و تمامِ کودکانی است که در این سالها قربانیِ سیاستهایِ ویرانگرِ آنها شدهاند.
هنرِ کودک، پناهگاهِ امنِ رؤیاها و شادیهاست؛ نه بازتابی از کابوس و ویرانی. ما در کنار هنرمندانی که عمرشان را وقفِ خلقِ لبخند بر لبانِ کودکان کردهاند، امروز در برابرِ این حجم از بیرحمی و خشونتِ سیستماتیک، سکوت نخواهیم کرد. تقبیحِ قاطعِ این جنایات، وظیفهی انسانی و هنری ماست. فریادِ ما، پژواکِ دردِ تمامِ کودکانی است که از حقِ نفس کشیدن و خندیدن محروم ماندهاند و دعوتی است به وجدانِ بیدارِ جهانیان برای توقفِ این چرخهِ خونین.