در حال بارگذاری لطفا شکیبا باشید...
تعداد منتقدان فعال یا پرکار به تعداد انگشتان دو دست هم نمی‌رسد
■ اخبار » یادداشت ■ شناسه خبر : 7825 ■ شنبه 6 مهر ساعت 15:21
شهرام خرازی‌ها، کارشناس ارشد مدیریت رسانه و منتقد تئاتر در یادداشتی بیان کرد:

تعداد منتقدان فعال یا پرکار به تعداد انگشتان دو دست هم نمی‌رسد


پیشینه نقد تئاتر در ایران روشن و واضح نیست. اولین نقدها به شکل بدوی از جانب تماشاگران ابراز می‌شد. آن‌ها آئین‌های نمایشی و نمایش‌ها را می‌دیدند و درباره آن اظهارنظر نموده و دیگران را به تماشا تشویق می‌کردند یا از تماشا باز می‌داشتند. نقدها شفاهی و گذرا بودند.

با ظهور صنعت چاپ و به میدان آمدن رسانه‌ها، نقد شفاهی جای خود را به نقد چاپی و کتبی داد و از ماندگاری بیشتری برخوردار شد. نخستین روزنامه هنری چاپ شده در ایران، روزنامه «تیاتر» بود که محتوایش بیشتر جنبه انتقادی داشت و این انتقادها در قالب «نمایشنامه» و نه در قالب «نقد تئاتر» به چاپ می‌رسید. ریشه‌های نقد تئاتر در ایران را می‌توان در عقاید و نگرش میرزا فتحعلی آخوندزاده (آخوندوف)، نخستین نمایشنامه‌نویس ایرانی و آثارش جست‌وجو کرد. روحیه انتقادی او که در نمایشنامه‌هایش بازتاب مشهودی داشت، بیشتر متوجه سیاست و جامعه بود. اولین نمایش‌ها در ایران به‌صورت رسمی نقد نمی‌شدند. بازتاب رسانه‌ای نمایش‌ها اعم از رادیویی، تلویزیونی (تله تئاتر)، محیطی(مثل تعزیه) و صحنه‌ای عمدتا منحصر به اطلاع‌رسانی می‌شد و اگر هم اظهارنظری می‌شد، مختصر و نابسنده بود.

با رشد و گسترش هنر تئاتر در ایران، نقد نمایش‌های نخبه‌گرا به تدریج به رسانه‌ها بالاخص محافل، گعده‌ها و نشست‌های کافه‌ای و نشریات روشنفکری راه یافت. دانشجویان و روشنفکران مخاطب اصلی این نقدها بودند و مردم همان‌گونه که از تئاتر استقبال در خور توجهی نمی‌کردند در پی خواندن نقد تئاتر هم نبودند. تئاتر همان‌طور که دغدغه مردم نبود برای رسانه‌ها هم هنری به حاشیه رانده شده بود و آن‌قدر که سینما و فیلم مورد توجه قرار می‌گرفت، تئاتر زیر ذره‌بین و در کانون توجه نبود و برخلاف سینما که وجهه عمومی داشت، از وجهه خصوصی و محفلی برخوردار بود. همگام با افزایش دانش عمومی و ارتقای فرهنگی جامعه، جذب دانشجو برای رشته‌های هنری به ویژه رشته تئاتر و رو به تزاید گذاشتن دانشگاه‌ها و محافل آکادمیک، نقد تئاتر کجدار و مریز به حیات خود ادامه داد و مخاطب بیشتری از گذشته یافت.

همزمان با برگزاری فستیوال‌ها (مثلا جشن هنر شیراز) و رپرتوارها، نقد تئاتر موقتا از پیله سکوت و خمودگی خارج شده و مورد توجه بیشتری قرار می‌گرفت. سفر گروه‌های تئاتر خارجی به ایران نیز گاه زمینه‌های توجه به نقد تئاتر را به‌طور موقت فراهم می‌آورد. همچنین تاثیر تاسیس و تداوم فعالیت تشکل‌ها و گروه‌های تئاتر بالاخص «کارگاه نمایش» را بر روند نقدنویسی در تئاتر ایران، نمی‌توان انکار کرد. آن‌چه در مطبوعات و جنگ‌های دهه‌های چهل و پنجاه به چاپ می‌رسید گاه حکم ریویو (مرور) را داشت و مشتمل بر شاخص‌های نقد تئاتر بطور کامل نبود از این رو نمی‌توان به آن نوشته‌ها با اطمینان عنوان «نقد تئاتر» را داد. این نوشته‌ها بیشتر حاوی شناسنامه‌نمایش (مشخصات عوامل) و گاه چند جمله درباره سابقه کار نمایشنامه‌نویس و نمایشنامه بودند.

نقدها عمدتا «نقد نمایشنامه» بودند نه نقد اجرا؛ اگر منتقدی به اجرا می‌پرداخت باز هم در نهایت قلمش متوجه محتوا بود و کمتر به فرم می‌پرداخت. این معضل همچنان پس از سال‌ها گریبانگیر نقد تئاتر در ایران است؛ هنوز که هنوزه کانسپت و داستان نمایش بیش از اجرای نمایش، نقد می‌شود. منتقدین به علل مختلف از نقد فرم و اجرا گریزانند و به جای نمایش، نمایشنامه را نقد می‌کنند. چه بسیارند مطالبی که با عنوان «نقد تئاتر» منتشر می‌شوند اما در اصل «نقد نمایشنامه» محسوب می‌گردند. بخش دیگری از ریشه‌های نقد تئاتر را باید در بروشورهایی که برای معرفی نمایش‌ها تدارک دیده و به دست تماشاگران هنگام ورود به سالن داده می‌شد، پی گرفت. یادداشت‌های کوتاه مندرج در بروشورها گاه هدف یا اهداف نمایشنامه‌نویس و کارگردان از عرضه نمایشنامه و نمایش را بازتاب می‌داد و داستان و پیام متن و اجرا را برای مخاطب تا حدودی قابل درک می‌کرد. مجموعه‌ای هر چند نه کامل از نقدهای تئاتر قبل از انقلاب در قالب چند کتاب گردآوری شده و قابل دسترسی هستند. از طریق این کتب می‌توان تا حدودی به فضای نقد تئاتر در ایران قبل از انقلاب پی برد. در دهه شصت؛ نقد تئاتر به حیات خود ادامه داد. در کنار نقدهای خوبی که در نشریات به چاپ می‌رسید، نقدهایی هم منتشر می‌شد که راجع به تنها چیزی که درباره آن سخنی گفته نشده بود، خود نمایش بود. نقدهای زرد بیشتر حکم رفع تکلیف و پر کردن صفحه را داشتند. امروز که برخی از آن نقدهای زرد را می‌خوانیم اصلا متوجه حضور منتقد در سالن نمایش نمی‌شویم گویی منتقد، نمایش را ندیده نقد کرده است! در دهه شصت، تلویزیون هم به کمک مطبوعات آمد و با به روی آنتن فرستادن برنامه «جنگ هنر هفته» هر هفته یکی از نمایش‌های صحنه‌ای را نقد می‌کرد.

این برنامه با همه نواقصش نقد تئاتر را به خانه‌های مردم می‌برد و فرهنگ نقد را رواج می‌داد. تجربه جنگ هنر هفته با توقف این برنامه تا سال‌ها ابتر ماند و تئاتر و طبعا نقد تئاتر در تلویزیون به حاشیه رانده شد. بعدها در دهه نود با عنایت شبکه چهار سیما به رخدادهای نمایشی، تئاتر دوباره در دستور کار متولیان امر قرار گرفت و نقد تئاتر به عنوان بخش مهمی از برنامه زنده «مجله تئاتر» جایگاه از دست رفته خود را تا حدودی بازیافت. در برنامه‌های دیگر سیما نیز گاه به تئاتر و نقد تئاتر میدان داده می‌شد. رادیو هم برنامه ثابت تئاتر داشت که همچنان ادامه دارد.

ظهور اینترنت، پیدایش رسانه‌های دیجیتال و تولد و گسترش فضای مجازی شیوه‌های نوینی از نقد تئاتر را معرفی و رواج داد. نقدهای ساندویچ شده و کپسوله با حداقل کلمات، کاربران را در جریان نمایش‌های روی صحنه قرار می‌دادند. این نوشته‌ها از سوی تماشاگران حرفه‌ای (افرادی که نه می‌شود به آنها منتقد تئاتر گفت و نه تماشاگر عادی محسوب‌شان کرد) منتشر می‌شد. این روند تا کنون که فضای مجازی از قابلیت‌های بیشتری برخوردار شده است، همچنان ادامه دارد. تماشاگران عادی نیز این امکان را دارند تا با درج نظرات خود در سایت‌های فروش بلیط، به اظهار نظر بپردازند. با وجود حضور فعالانه تماشاگران عادی و تماشاگران حرفه ای در فضای مجازی برای نگارش و انتشار یادداشت تئاتر، منتقدان تئاتر نیز در سطح بالاتر و حرفه ای‌تری در رسانه‌های مختلف و فضای مجازی به نگارش و انتشار آثار خود مشغولند. باعث تاسف است که با وجود دو انجمن نقد تئاتر در ایران تحت عناوین : «کانون ملی منتقدان تئاتر ایران» و «انجمن منتقدان،نویسندگان و پژوهشگران خانه تئاتر»، بیشتر رسانه‌های داخلی به ویژه روزنامه‌ها به نقد تئاتر مجال عرضه و انتشار نمی‌دهند، بسیاری از مردم حتی شمار قابل توجهی از اهالی تئاتر، منتقدان تئاتر را نمی‌شناسند و مطالبه‌گری برای نقد تئاتر چندان محسوس نیست.

در شرایط فعلی بیشتر منتقدان تئاتر، تعداد اندکی نقد در طول سال می‌نویسند و تعداد منتقدان فعال یا پرکار به تعداد انگشتان دو دست هم نمی‌رسد. همه این‌ها در شرایطی اتفاق افتاده و می‌افتد که ما در مملکت‌مان تا حدودی بسترهای مناسب برای رواج و تاثیرگذاری نقد تئاتر از جمله: دو تشکل صنفی، نشریات تخصصی هنرهای نمایشی، فضای مجازی، دانشکده‌های هنری و.... را در اختیار داریم. این نوشته را با طرح این پرسش به اتمام می‌برم : بالفرض که همه شرایط هم برای شناخت، نفوذ، گسترش، رواج و نهادینه شدن نقد تئاتر در ایران فراهم آمد، آیا نقد تئاتر و منتقدان وطنی تاثیری بر افکار عمومی، انتخاب نمایش‌ها از جانب مردم و گیشه نمایش‌های روی صحنه خواهند داشت؟

کلیدواژگان


نظرات

شما اولین نظر دهنده باشید.

نظر شما




عضویت
کارگاه تخصصی کار بازیگر روی نقش


© ۲۰۱۹ TheaterForum. All rights reserved
Developed by : w w w . d o r w e b . i r
اطلاعات تلفن Rss
خانه تئاتر



به ما بپیوندید : Aparat Telegram Tiwtter Instagram