در حال بارگذاری لطفا شکیبا باشید...
تعامل یا تقابل کارگردان با نمایشنامه‌نویس در اجرا
■ اخبار ■ شناسه خبر : 7730 ■ چهارشنبه 16 مرداد ساعت 12:20
با حضور چرم‌شیر و دادگر بررسی شد:

تعامل یا تقابل کارگردان با نمایشنامه‌نویس در اجرا


نخستین نشست از مجموعه «سه‌شنبه‌های پژوهشی تئاتر» عصر سه شنبه ۱۵مرداد با حضور محمد چرم‌شیر و آرش دادگر در تالار مشاهیر تئاتر شهر برگزار شد.

به گزارش روابط عمومی خانه تئاتر به نقل از ایران تئاتر، این برنامه در اولین دور نشست‌های تخصصی دفتر پژوهش و انتشارات اداره کل هنرهای ‌نمایشی پیش بینی شده که به موضوع «تعامل یا تقابل کارگردان با نمایشنامه‌نویس در اجرا» اختصاص دارد.

محمد چرم شیر نمایشنامه نویس شناخته شده در ابتدای این نشست که با موضوع «حقوق معنوی و رابطه هنری کارگردان و نمایشنامه نویس» برگزار شد، بیان کرد: در مقطعی از تاریخ نمایشنامه نویسان در خانه هایشان می نشستند و متن هایشان را خلق می کردند و سپس برای اجرا به کارگردان ها می سپردند. در اینجا نقش نویسنده نسبت به کارگردان به نوعی نقشی بالاتر بود. اما در برهه ای دیگر و با آمدن گروه های تئاتری آرام آرام این موازنه دگرگون شده است. در نیمه های دهه 60 میلادی عملاً با این نکته مواجه هستیم که نویسندگان به علت برآمدن گروه های نمایشی آرام آرام بیرون از صحنه قرار گرفته اند و گروه ها به این نتیجه رسیده اند که بدون حضور نویسنده می توانند از هر چیزی درام بسازند؛ با این شعار که «پنجره ها را باز کنید و بگذارید تئاتر وارد شود». به این ترتیب به زعم گروه های اجرایی روزگار نمایشنامه نویسان به نوعی به پایان رسیده است اما در دهه هشتاد میلادی مشاهده می کنیم که نیاز به نویسندگان مجدداً پدیدار می شود و رابطه جدیدی را میان نویسنده و کارگردان پیشنهاد می کند.

در واقع صحبت امروز ما هم در ارتباط با همین محدوده است؛ محدوده ای که دیگر نویسنده تنها آن کسی نیست که در اتاقش می نشیند و درامی را خلق می کند؛ بلکه اساساً فرآیند نوشتن را در ارتباط با کارگردان و گروه اجرایی پیش می برد. این فرآیند نسل تازه ای از نمایشنامه نویسان را پدید می آورد که همزمان با اینکه درامی را خلق می کنند به شیوه اجرایی آن نیز می اندیشند. در چنین تعاملی طبیعی است که دیگر محاسبه اینکه یک متن نمایشی تا چه اندازه به تفکرات نویسنده، کارگردان یا گروه اجرایی تعلق دارد دشوار خواهد بود. به این ترتیب میان فاز تازه ای از تعامل ها در ارتباط با تولید تئاتر رویه رو می شویم که امروز در صحنه تئاتر ما هم مشاهده می شود؛ هرچند در اینجا هم به نوعی جامانده از مناسبات حرفه ای عمل می کنیم.

آرش دادگر کارگردان مطرح تئاتر در ادامه این نشست اظهار کرد: این عرصه به زعم من بیشتر یک میدان مبارزه است. جنگ کارگردان و درام نویس؛ جنگی که از چیزهایی کوچک شروع می شود تا نقاط مشترکی حاصل شود. این منازعه از دیدگاه ها شروع نمی شود، بلکه مبدا آن علائق، تاریخ، شعر، فلسفه یا اتفاقات روزمره است و به این ترتیب است که همدیگر را پیدا می کنیم. آرام آرام که داریم همدیگر را می شناسیم سعی می کنیم ضربات را به هم وارد کنیم و عکس العمل ها را ببینیم. من معتقد به واکنش هستم و می گویم «من نمی توانم چیزی را بشناسم». چون جستجوگر هستم و هیچ پدیده ای هیچ وقت خودش را بیان نمی کند، پس من باید اختلالی را ایجاد کنم که در پی آن او مجبور به واکنش می شود. من واکنش های او را بررسی و آنالیز می کنم و پردازش داده هایی که حاصل شده من را به تعریفی از شخص یا پدیده مقابلم می رساند. علم این چنین برخورد می کند؛ علم یک مدل می سازد و بعد به این فکر می کند که حرکت این ها چگونه می تواند باشد؛ دایره، ضربدر یا رفت و برگشتی؟ حالا وقتی آگاهی از حرکت پیدا کرد فیلم را جلو می زند و می تواند ببیند که در آینده چه اتفاقی خواهد افتاد. درام برای من به این نحو تشکیل می شود. به عنوان یک کارگردان می گویم که نویسنده جهانی از امور نامرئی را در اختیار من قرار می دهد که به نظر می آید بخشی از آن آشکار است؛ یعنی تکست. تکست کاملاً آشکار است؛ ورود و خرج ها، دستورها و دیالوگ ها که البته ظاهر قضیه است و نه اصل قضیه که هیچوقت به من نمی گوید کیست؛ پس من در آن اختلال ایجاد می کنم. بعضی کارگردان تنها متن ها را اجرا می کنند اما در شکلی دیگر از کارگردانی ما شروع می کنیم به اختلال ایجاد کردن یا کشف کردن مناسبات و روابط. مرحله سومی هم در کارگردانی وجود دارد و آن وقتی است که کارگردان متن را کنار می گذارد و لایه های زیرین متن را پیدا می کند و آنچه را که پنهان است کشف می کند. کارگردان در واقع تئاتر را از هیچ می سازد اما در عین حال نیازمند به متریال یعنی متن هم هست. همانطور که آقای چرمشیر اشاره کردند نویسنده ای که در خانه اش نشسته و با جهان قطع ارتباط کرده و فقط با دانشی که دارد جهانی را خلق می کند، در حقیقت متنی تک ساحتی را به وجود می آورد که چندوجهی نیست. اما نویسنده ای که دائماً در حال مراوده است و دائماً پر و خالی می شود هیچوقت عقب نمی ماند.

محمد چرم شیر در ادامه این نشست مطرح کرد: مسئله این است که ما کشف کردن ایده های اجرایی را از درون متن آغاز نمی کنیم بلکه انگار دینامیت می گذاریم زیر متن نویسنده و منفجرش می کنیم بدون اینکه اساساً به متن توجه کرده باشیم. از انجا که این کنکاش در متن ها را در تجربه های درون گروهی مان تمرین نکرده ایم اولین برخوردمان با متن این است که آن را کنار بگذاریم. در واقع تعاملی که از آن صحبت می کنیم تعامل کارگردان با متن است و نه با نویسنده. ما با متن دعوا و چالش داریم. من می گویم اگر آرش دادگر به عنوان یک کارگردان نوعی کشتی هایش را با متن بگیرد و متن را از ان خود کند بهتر می تواند به ایده های اجرایی خود دست پیدا کند.

آرش دادگر نیز در بخش بعدی این نشست گفت: این ارائه ای که کارگردان ها از متن ها پیش روی ما می گذارند است که باعث می شود تخیل و تجربه شخصی نویسنده تبدیل به تخیل و تجربه عمومی شود. این دستاوردی است که تنها کارگردان می تواند به آن دست پیدا کند. کارگردان است که می تواند ایده نهفته در نمایشنامه را از طریق بدن ها، نور و رنگ به تماشاگر ارائه دهد تا او به جهانی تازه برسد. من چیزهایی در متن پیدا می کنم که نمی توانم توضیح بدم و باید آن ها را به تماشاگر نشان دهم. اما برای نویسنده خیلی سخت است ببیند چیدمانی که انجام داده به هم می ریزد.

محمد چرم شیر در ادامه بیان کرد: کاری که کارگردان انجام می دهد این است که متن را از وضعیت متنی به سمت اجرا هدایت می کند. اما این با تخریب و نابود کردن متن نیست که اتفاق می افتد و با به دست آوردن آنچه هویت واقعی متن است حاصل می شود.

گفتنی است؛ بخش دوم و پایانی این نشست نیز به پرسش و پاسخ میان حاضرین و سخنرانان این نشست اختصاص داشت.   

کلیدواژگان


نظرات

شما اولین نظر دهنده باشید.

نظر شما




عضویت


© ۲۰۱۹ TheaterForum. All rights reserved
Developed by : w w w . d o r w e b . i r
اطلاعات تلفن Rss
خانه تئاتر



به ما بپیوندید : Sroush Aparat Telegram Tiwtter Instagram