در حال بارگذاری لطفا شکیبا باشید...
نشان خانه تئاتر برای ژان کلود کریر
■ اخبار » خبر ■ شناسه خبر : 6505 ■ چهارشنبه 10 بهمن ساعت 11:48
ژان کلودکریر: در بطن داستان‌های ایرانی کارهای جدید خلق کنید

نشان خانه تئاتر برای ژان کلود کریر


نشست تخصصی دیالوگ بدون مرز با موضوع رابطه متقابل تئاتر ایران و فرانسه به همت انجمن منتقدان، نویسندگان و پژوهشگران و همکاری خانه تئاتر و کمیسیون ملی یونسکو در ایران برگزار شد.


به گزارش روابط عمومی خانه تئاتر، نشست تخصصی «دیالوگ بدون مرز» با موضوع رابطه متقابل تئاتر ایران و فرانسه در حالی در خانه تئاتر برگزار شد که ژان کلود کریر به دلیل بیماری ناگهانی نتوانست در این نشست حضور پیدا کند و پیامی ویدئویی برای این نشست ارسال کرد.

ابتدا مراسم، امین عظیمی، منتقد تئاتر و عضو انجمن منتقدان و نویسندگان و پژوهشگران تئاتر که گرداننده این برنامه بود، توضیحاتی راجع به برنامه ارائه کرد و از سخنران اصلی برنامه دعوت به سخنرانی کرد. محمدرضا خاکی، استاد دانشگاه و کارگردانی که تاکنون دو نمایشنامه از ژان کلود کریر را به روی صحنه برده است، سخنران نخست این نشست بود که در خصوص رابطه تئاتر متقابل تئاتر ایران و فرانسه سخن گفت. او نخست به شرایط دیپلماتیک ایران و فرانسه در دوران استعمار اشاره کرد و آشنایی فرانسوی‌ها بافرهنگ ایران را مربوط به لشکرکشی ناپلئون به مصر و یافتن راهی برای ورود به هند دانست و افزود: ایران در آن زمان در مسیری قرار داشت که از نظر سیاسی برای دول دیگر اهمیت زیادی داشت و توجه آن‌ها را به خود جلب کرد؛ و همین مسئله موجب برقراری رابطه ایران و فرانسه شد و آشنایی آن‌ها با فرهنگ و تئاتر ایران را رقم زد.

او در ادامه مهم‌ترین دوره تاریخی نمایشی ایران را مربوط به دوره قاجار دانست و گفت: در همین زمان است که با حضور تعداد زیادی سفر نامه‌نویس خارجی در ایران روبرو می‌شویم و ستایش‌های محققان و پژوهشگران و نویسندگان فرانسوی از تعزیه را شاهد هستیم که توسط آن‌ها به مخاطب فرانسوی معرفی‌شده است.

خاکی در ادامه سخنانش به نقش مجید رضوانی در فرانسه برای معرفی پیشینه تاریخی تئاتر ایران تا به امروز اشاره کرد و گفت: بعدازآن وارد عرصه جدید می‌شویم و تا اجرای نمایش «بلبل سرگشته» علی نصیریان در فرانسه خبری از ارتباط تئاتر ایران و فرانسه نیست. این آغاز اجرای نمایشی از ایران به‌طور رسمی در فرانسه است. پس از انقلاب نیز آثار تعزیه، زورخانه و موسیقی نیز در آوینیون به اجرا درآمده است.

کارگردان نمایش‌های کریر، سفر ناصرالدین‌شاه و مظفرالدین شاه به اروپا را دو عامل بسیار تأثیرگذار بر تئاتر ایران دانست و افزود: ساخت تکیه دولت و حتی شکل ظاهری آن‌هم متأثر از این سفرها بوده است؛ اما تئاتر به شکل مدرن آن با تأسیس دارالفنون اتفاق می‌افتد که برای اولین بار نمایشنامه‌های مولیر توسط بازیگران فرانسوی و به زبان فرانسه در آن اجرا می‌شود و این شروع تئاتر به در ایران به آن مفهومی است که مدنظر ما است.

سپس این محقق تئاتر در پاسخ به سؤال امین عظیمی در خصوص اینکه صورت‌های شاعرانه فرهنگ ایران برای فرانسوی‌ها جذاب بوده و در نگاه ژان کلود کریر نیز این نگاه رمز و رازگونه و شاعرانه به چشم می‌آید، آیا تعامل تئاتر ایران و فرانسه همواره در این حوزه صورت‌بندی می‌شود؟ پاسخ گفت: بخش ارزشمند تمدن ایران شعر است و شاعران ارزشمند ما همواره موردمطالعه بوده و هستند و همه‌کسانی که به ایران آمده‌اند، متأثر از همین اشعار و علاقه‌مندی مردم ایران به شعر بوده‌اند. چراکه همیشه شعر در ایران متعلق به توده مردم بوده است نه طبقه نخبه و خاص.

خاکی آشنایی ایران با تئاتر غرب را مربوط به یک بزنگاه تاریخی دانست که در بحران سیاسی و اجتماعی انقلاب مشروطیت اتفاق افتاد و افزود: بنابراین شرایط و ضرورت جامعه آن روز طبیعی است که تئاتر می‌توانست نقد کند و آموزش دهد و شاید اگر در وضعیت دیگری بودیم سرنوشت تئاتر ما طور دیگری رقم می‌خورد. نباید فراموش کرد که زبان فرهنگی آن دوره نیز فرانسه بود و همین موضوع نیز می‌تواند دلیل دیگری بر ارتباط فرهنگی زیاد ایران و فرانسه باشد.

او سپس به عبدالحسین نوشین اشاره کرد که تحصیلات تئاتری در فرانسه نداشت و داشته‌هایش مربوط به مشاهده‌هایش از تئاترهایی بود که در مدرسه آزادی دیده بود و افزود: ماحصل دیده‌های نوشین برای ما که در آن دوره هیچ‌چیز نداشتیم بسیار اثرگذار بود.

او بابیان اینکه ما خیلی علاقه‌مند به تحقیق و پژوهش نداشتیم و نظریات زیادی را ندیدیم، گفت: همین الآن هم بسیار عقب هستیم. باید همه کارکنیم که ببینیم این فاصله را چطور می‌توانیم پرکنیم. تئاتر ما حاصل تلاش‌های فردی و علاقه‌مندی‌های شخصی بوده؛ اما الآن فضا فرق کرده و باید سعی کنیم این خلأ را پرکنیم.

 

خاکی در پایان سخنان خود بر لزوم تحقیق و پژوهش در تئاتر ایران و جهان تأکید کرد و گفت: او با بیان اینکه ما خیلی علاقه‌مند به تحقیق و پژوهش نداشتیم و نظریات زیادی را ندیدیم، گفت: ما الآن هم بسیار عقب هستیم و باید ببینیم این فاصله را چطور می‌توانیم پرکنیم. تئاتر ما حاصل تلاش‌های فردی و علاقه‌مندی‌های شخصی است و باید سعی کنیم با تحقیق و پژوهش این خلأ را پرکنیم.

در ادامه مراسم قطب الدین صادقی کارگردان و استاد دانشگاه نیز علاوه بر تعزیه بر تئاتر روحوضی اشاره کرد و گفت: ما در ایران ذخایر نمایشی بسیاری داریم؛ اما آنچه مهم است این است که در زمان قاجار ما تئاتر مداخله‌گر و منتقد نداشته‌ایم که بتواند فساد قاجار و نظام حاکم را افشا کند و به همین دلیل به‌سوی تئاتر مدرن رفتیم.

صادقی افزود: ما در دیالوگ دنبال شبیه شدن نمی‌گردیم بلکه دنبال «ضد» هستیم و از انتقاد و دیالوگی که از تئاتر فرانسه و دیگر کشورها کسب کرده‌ایم دور شده‌ایم. در دیالوگ باید چیزی به دست بیاوریم نه اینکه چهارنعل شبیه آن‌ها شویم.

در ادامه ویدئویی از ژان کلود کریر پخش شد که در بیمارستان ضبط‌شده و برای این نشست فرستاده شده بود او در این پیام آمده بود:

امروز باید در حضور اصحاب تئاتر و در حضور شما صحبت می‌کردم اما باید در بیمارستان به مدت سه روز بستری باشم؛ اما مایل بودم چند کلامی با شما صحبت کنم البته فارسی بلد نیستم و کسی آن را ترجمه می‌کند بسیار خرسندم در کشوری هستم که سال‌های زیادی است آن را به دلایل متعددی می‌شناسم اول اینکه با نهال تجدد زنی ایرانی و فرهیخته بزرگ ازدواج کردم.

اکنون می‌خواهم درباره کشوری که سال‌هاست توجهم را به خود معطوف کرده حرف بزنم و در این زمینه باید درباره عطار حرف بزنم که به فرانسه ترجمه‌شده است. از این متن شاعرانه به درخواست پیتر بروک که سی‌وپنج سال با او کارکردم نمایشنامه «مجمع پرندگان» را سال 1979 و برای او نوشتم که در کشورهای زیادی ازجمله ایران کار شد و به زبان فرانسه هم ترجمه شد. من با این متن رابطه شخصی و عمیق و عاطفی برقرار کرده و بارها به آن رجوع کردم و این‌یکی از دلایل وابستگی من به ایران بود. وابستگی دیگری به کشور هندوستآن‌هم داشتم که در مورد آن بسیار کار کردم.

همچنین مایلم راجع به شیوه‌ای صحبت کنیم که در خصوص متن عطار کار کردم. چراکه متنی بود که می‌شناختیم اما هیچ‌گاه تصور اینکه نمایشنامه‌ای از آن بسازیم را در ذهن نداشتیم. شعری بود که از ایده رفتن و به سیمرغ پیوستن جمعی از پرندگان سخن می‌گفت که پرنده‌ای فرمانرواست و جایی در کوه قاف زندگی می‌کند. پرنده‌ای شجاع و اهل عمل که تمام تلاشش را می‌کند که آن‌ها را هدایت کند. ما این متن را می‌شناختیم و از آن استفاده می‌کنیم تا به بازیگران جزئیات آوایی و تمرین‌های بدنی بدهیم. مثل شبیه‌سازی پرواز پرندگان خیلی برایمان مفید و کاربردی بود.

روزی در سال ۱۹۷۹ در فستیوال آوینیون فرانسه امکان اجرای نمایش را پیدا کردیم. نمایشنامه کامل را نداشتیم. در ماه ژانویه بودیم و باید برای ماه ژوئیه اجرا می‌کردیم. تقریبا به فاصله شش ماه. پیتر بروک از من پرسید که آیا فکر می‌کنی بتوانی نمایشنامه‌ای بر مبنای اثر عطار بنویسی که نمایشنامه هم نیست و من کارگردانی آن را هم زمان به عهده بگیرم؟ به او پاسخ مثبت دادم و در طی چهار الی پنج ماه به شدت کار کردیم.

قبل از اجرای این نمایشنامه (که به موفقیت چشم‌گیری رسید و همچنآن‌هم موفق است) و بعد از اجرای آن، این اثر عطار همواره با ما بود. به این معنی که برای ما اروپاییان این متن اولین گام به سمت فرهنگ‌های دیگر، اندیشه‌های دیگر، احساسات دیگر و شیوه‌های متفاوت نگاه به دنیا بود و از آن زمان به بعد به سمت هندوستان گرایش پیدا کردیم و از اثر مشهور مهاراجات هندی و شعر حماسی که پایه و اساس ادبیات هندوستان را تشکیل می داد، اقتباسی انجام دادیم؛ اما دائما به مجمع پرندگان برمی‌گشتیم چراکه اولا متن کوتاهی بود و نمایشنامه در یک ساعت و ۲۰ دقیقه اجرا می‌شد و چندبار هم پیش آمد که من و همسرم این نمایشنامه را در روستاهای کوچک جنوب فرانسه به همراه موزیسینی که در نهایت سه نفر می‌شدیم به دو زبان آن را اجرا می‌کردیم و همیشه مبهوت از موفقیت آن بودیم. با درون مایه و موضوع عمیقی که داشت، این سفر طولانی با تمام خستگی‌ها و خطراتش که در نهایت تو را در مقابل خودت قرار می‌داد. همانطور که مولانا بعدا با خلاصه کردن ایده عطار گفت که سفری طولانی را انجام می‌دهیم تا به خود مسافر برسیم. جمله‌ای که برای ما اساسی بود و سعی کردیم آن را حفظ کنیم. بزرگترین تغییری که در متن عطار انجام دادم برای اینکه به جمع پرندگانی که از آن صحبت می‌کند برسیم این بود که پرندگان داستان‌هایی را مطرح می‌کنند که تداعی‌گر شخصیت‌های مختلفی در ذهن بودند و در یک لحظه تصمیم به حرکت می‌گیرند. با موافقت پیتر بروک از آن‌جایی که بی‌تحرکی و سکون طولانی مدت وجود داشت تصمیم گرفتیم که پرندگان را زودتر به حرکت درآوریم. در نهایت حرکت زودتر آغاز شد و داستان‌هایی که تعریف می‌شد در حین سفر اما در نهایت قبل از رسیدن به دره سیمرغ بازگو می‌شد.

این بزرگترین تغییر بود. غیر از اینکه خب نمایشنامه ابتدا به زبان فرانسه و بعد به زبان انگلیسی و سپس اسپانیایی و فکر می‌کنم در نهایت به ۱۵ زبان اجرا شد و حتی یک نسخه به زبان کره‌ای از آن به صحنه رفت؛ بنابراین این متن تا مدت‌ها با ما بود. هفته پیش پیتر بروک را دیدم و باز در موردش با ایشان صحبت کردم. چراکه برای ما تجربه‌ای بسیار قوی و تأثیرگذار بود و خیلی خوشحال شدم که شنیدم نمایشنامه به فارسی هم ترجمه و استقبال خوبی از آن شده است.

دوست داشتم در مورد همه اینها در این جمع صحبت کنم اما در این وضعیتی که در بیمارستان هستم نمی‌توانم بیشتر سخن بگویم؛ اما می‌خواستم مساله‌ای مهم را بازگو کنم؛ اینکه تئاتر قدیمی‌ترین شیوه هنرهای نمایشی است. چراکه تنها نیاز به یک موجود زنده در برابر گروهی دیگر دارد و قبل از تمامی هنرها وجود داشته است و به همین خاطر زنده‌ترین نوع هنرهاست. چیزی که تعجب‌آور است این بوده که تئاتر نه تنها نمرده بلکه امروز به طرز شگفت‌آوری مبدع و غیر منتظره است و مثل موجودات زنده مثل خود ما در تمامی جهان حرکت می‌کند و این اتفاق از ابتدای قرن ۲۰ رخ داده است. چرا؟ در این باره با پیتر بروک خیلی حرف زدیم و فکر می‌کنم دلیل این است که تئاتر دست از رئالیست بودن کشیده است. تئاتر قرن ۱۹ سعی بر این داشت که دقیقا چیزی را روی صحنه نمایش دهد که در دنیای واقعی، خارج از صحنه هم وجود داشته. می توانیم بگوییم که بورژآی فرانسوی مثلا سالن غذاخوری خود را روی صحنه تئاتر تماشا می کردند؛ اما از زمانی که سینما در اواخر قرن ۱۹ پدید آمد و برآمده از دنیای واقعی بود و نمی‌توانست چیزی غیر از آن را نشان دهد ناگهان تئاتر با حضور استانیسلاوسکی و خصوصا با حضور آنتوان در فرانسه خودش را از قید و بند رها کرد و از قید لزوم نمایش به مو به مو رئالیستی بودن وقایع به هزاران جهت رفت و هم اکنون هم به همین صورت است. این را می‌دانم و می‌گویم چون بیست سال است که مدیر یک جشنواره تئاتر در فرانسه هستم. مواردی که دیدم خیلی تعجب‌آور بود و می‌خواستم امروز با مثال برای شما شرح دهم اما متاسفانه بیماری، کهولت سن و خستگی، فصل دیگری را رقم زد. در نهایت می‌توانم به شما بگویم به شمایی که تصمیم گرفتید در حوزه تئاتر کار کنید که شما در شکلی از نمایش هستید که قدیمی‌ترین و در عن حال جدیدترین نوع نمایش است. شکلی که نه تنها به گفته پیتر بروک اجازه نشان دادن را می‌دهد بلکه تداعی‌گر نیز هست. با چند ژست چند رنگ و حتی چند کلمه می توانیم گاهی در فضایی محدود دنیایی را تداعی کنیم.

برایتان آرزوی موفقیت می‌کنم. خیلی به نمایشنامه‌های گذشته رجوع نکنید؛ باید آن‌ها را شناخت به خصوص نمایشنامه های بزرگ کلاسیک و نمایشنامه‌های یونانی را اما سعی کنید که در بطن داستان‌های سنتی و اساطیری ایرانی کارهای جدید خلق کنید.برایتان صمیمانه آرزوی موفقیت می‌کنم.

حجت‌الله ایوبی دبیر کمیسیون ملی یونسکو در ایران نیز در ادامه با اشاره به اینکه هفده سال است که با ژان کلود کریر دوست است گفت: ایشان علیرغم بیماری بسیار، علاقه مند بود که در این برنامه شرکت داشته باشد اما وضعیت ایشان موجب شد که پزشکان این اجازه را به ایشان ندهند.

او افزود: کریر علاقه فراوانی به ایران دارد با اینکه دسترسی به کریر برای فرانسوی‌ها هم دشوار است اما تاکنون هرکجا پرچم و فرهنگ ایران مطرح بوده در آن حضور پیدا کرده است. حتی چند سال پیش می‌گفت بگذارید من با مدیران فرهنگی ایران صحبت و قانع‌شان کنم تئاتر و سینما خطری برای هیچ حکومتی نیست! ایشان معتقد است تئاتر و سینمایی می‌تواند به همه جای دنیا سر بزند که از یک جایی آمده و اصالت داشته باشد.

ایوبی در پایان گفت: من از طرف آقای ژان کلود کریر ماموریت دارم از حاضران در این برنامه قدردانی کنم.

در پایان مراسم نیز شهرام گیل آبادی مدیرعامل خانه تئاتر از اهداء نشان عالی خانه تئاتر به ژان کلود کریر خبر داد که پس از برنامه توسط او، ایرج راد و بهزاد فراهانی به نمایندگی از اعضای خانه تئاتر در بیمارستان گاندی به این هنرمند پیشکسوت و نمایشنامه نویس بزرگ فراسوی اهدا شد.

 

 

گفتنی است در این برنامه ایرج راد، بهزاد فراهانی، اصغر همت، مسعود دلخواه، منصور خلج، رویا تیموریان، آتیلا پسیانی، صدرالدین زاهد، مریم کاظمی، محمد ساربان، اصغر دشتی، فیلیپی بن تژراه، نماینده سفارت فرانسه و بسیاری از اعضاء هیئت مدیره های انجمن های خانه تئاتر و علاقمندان حضور داشتند.

 


 


 


 


 

کلیدواژگان


نظرات

شما اولین نظر دهنده باشید.

نظر شما




عضویت


© ۲۰۱۹ TheaterForum. All rights reserved
Developed by : w w w . d o r w e b . i r
اطلاعات تلفن Rss
خانه تئاتر



به ما بپیوندید : Sroush Aparat Telegram Tiwtter Instagram