در حال بارگذاری لطفا شکیبا باشید...
حسین مرگ را تسلیم خود کرد
■ اخبار » یادداشت ■ شناسه خبر : 6487 ■ چهارشنبه 26 دی ساعت 10:57

حسین مرگ را تسلیم خود کرد


دل نوشته شهرام گیل آبادی در فراغ حسین محب اهری

 

خنده و درد را باهم داشت. مبارزه کرد تا نفسش به شماره افتاد.ماند تا به ما بیاموزد زندگی جای رزمی شریف برای ماندن است.رنجوری را به سخره گرفت تا چشم انداز تمام زیستن ها باشد.می گفت :باید زندگی کرد.باید کنار هم شادی درون داشت.می گفت :زندگی را باید زندگی کرد.کنار هم بودن را به ما آموخت.تا سه نشمارده بودیم بوی صمیمیت کلامش عالم را عطر آگین می کرد.عمری ماند و بود تا بیاموزیم بودن را در کنار هم باید تجربه کنیم .حسین محب اهری رفاقت را با مردم با خنده هایش قسمت می کرد تا بگوید هنرمند مثل کف دست صاف است.رفیق رفته ،ماجامنده ایم.تو مانده ای ما رفته ایم .قاب نگاه و خنده هایت روی دیوار دل مردم حک شده است.رفیقم اندوه ما بلند است که جاماندنمان را به رخ می کشد.یادت هست شادی را اکسیر گم شده دلهای امروز می دانستی؛یادت هست می خندیدی تا دنیا لبخندش را به همه نشان دهد.عزیز دل با این اندوه چه باید کرد؟این دنیا برای تو کوچک بود می دانم.اندوه تو برای ما بزرگ است.حسین جان هیچ می دانی دلم قد یک دنیا برایت تنگ می شود؟حسین محب اهری مرگ را تسلیم خود کرد.مرگ زندگی را به من آموخت .صحنه زیبای زندگیت را با لبخند ترک کردی دوست جان عزیز ؛حتما در صحنه انسانیت همیشه بازیگر اصلی دلهای مردم می ماند

کلیدواژگان


نظرات

شما اولین نظر دهنده باشید.

نظر شما




عضویت


© ۲۰۱۹ TheaterForum. All rights reserved
Developed by : w w w . d o r w e b . i r
اطلاعات تلفن Rss
خانه تئاتر



به ما بپیوندید : Sroush Aparat Telegram Tiwtter Instagram