در حال بارگذاری لطفا شکیبا باشید...

نهراسید، از مخاطب بپرسید چه می‌خواهد


■ اخبار » مقاله ■ شناسه خبر : ۴۱۲۴ ■ شنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۷ ساعت ۱۳:۲۰
نویسنده: لین گاردنر
برگردان: حسین شاکری

یکی از ارکان بسیار مهم تئاتر مخاطب است زیرا که اجرای نمایش برای هیچ‌کس هم‌چون سخن گفتن با دیوار است. و نیز یکی از دلایل برگزاری جشن تئاتر به مناسبت روز جهانی آن شاید این باشد که مردم بیشتری با این هنر آشنا شده و مخاطبان بیشتری نیز جذب شوند؛ هرچند به طور سنتی این هنرمند تئاتر است که برای مخاطبان خود مواد لازم را تهیه و بر روی صحنه به نمایش می‌گذارد اما امروزه بسیاری بر این باور هستند که این هنر بدون مخاطب فعال و پویا همانند همان اجرای نمایش برای هیچ‌کس خواهد بود.

در همین ارتباط «لین گاردنر»، منتقد صفحات تئاتر نشریه «گاردین» در یادداشتی به اهمیت این موضوع پرداخته و نوشته است: در یک نشست فرهنگی در منچستر، ـویکی هی‌وود»، مدیر اجرایی پیشین کمپانی سلطنتی شکسپیر انگلستان گفت برنامه‌ای را ترتیب داده است تا او و دیگران دورهمی را با نخاطبان این کمپانی تئاتری داشته باشند و از آن‌ها بپرسند که چه می‌خواهند. چنین گردهمایی تا آن زمان سابقه نداشت زیرا همگان از چنین اختلاطی میان اجرا کننده و مخاطب واهمه داشتند. به‌راستی چه می‌شود اگر مردم چیزی را بخواهند که دست‌اندکاران کمپانی شکسپیر آن را نخواهند؟ کمی ترسناک به‌نظر می‌رسد.

نگاه و رویکردی قدیمی وجود دارد که بر مبنای آن مخاطب به عنوان چیزی شبیه مشکلی نگریسته می‌شود که باید آن را حل کرد. تئاتر نیازمند مخاطب است و زمان بسیار زیادی را صرف می‌کند تا بتواندند داده‌هایی را از آن‌ها به‌دست آورد (داده‌هایی که به شما می‌گوید آن‌ها در گذشته چه کاری انجام داده‌اند اما الزاما انجام آن در آینده ممکن است خوب نباشد). با این وجود رابطه‌ای وجود دارد که اغلب پر است از دردسر و مشکلات؛ پر از بدگمانی‌ها و فقدان اعتماد. در حقیقت برخی اوقات اصلا شبیه یک رابطه نیست.

برخی چون «هوارد بیکر»، نمایش‌نامه‌نویس معاصر انگلیسی اصلا اهمیتی نمی‌دهند که مخاطب تئاتر به نمایش گوش بدهد یا نه؛ در مقابل «کسانی چون «دیوید ممت» (پیش از آن‌که تئاتر را رها و لباس منتقد را بر تن کند) این نکته را مطرح می‌کند که برای یک هنرمند تئاتری، مخاطب تنها داور ممکن است. اگر مخاطبان نخندند، نمایش شما مفرح نیست؛ اگر نفس‌شان به شماره نیافتد، نمایش شگفتی‌برانگیز نخواهد بود؛ اگر سیخ بر صندلی میخکوب نشوند، نمایش تعلیق لازم را نداشته است.

بدون درنظر گرفتند نوع و گونه تئاتری که اجرا می‌شود، اگر مخاطبان در زمان اجرای یک نمایش در یک شب خاص به تماشا نیایند، آیا به این معنی است که آن‌ها به دیدن کاری که انجام می‌دهیم تمایلی نداردندو برایشان جالب نیست؟ و یا آیا ممکن است به تدریج به آن علاقه‌مند شوند؟ هیچ‌کس این حق را ندارد مخاطب را سرزنش کند: آن‌ها را باید بسیار علاقه‌مند کرد و به آنان احترام گذاشت. اغلب در تئاتر این‌گونه احساس می‌شود که انگار ما مخاطب را می‌خواهیم اما با شرایط و در چارچوب نگاه خودمان. شاید زمان آن فرا رسیده است که به جای خشمگین شدن از این‌که از خواسته‌های آن‌ها، لازم باشد بیشتر به آن‌ها اعتماد کنیم. شاید آن هنگام رسیده باشد که آن‌ها را فقط به‌شکل مخاطب نببینیم بلکه تماشگر را به‌عنوان شریک و یاور در اثر هنری‌مان بپذیریم.

ممکن است این قائل شدن تمایز میان هنرمندان تئاتر و مخاطبانی که می‌پنداریم مسبب مشکلات هستند نادرست و خطا بوده باشد. شاید نگاه به هنرمند به گونه‌ای که انگار موجود غریبی است جدای از نژاد بشر اشتباه باشد. بسیاری از هنرمندان بر این باور هستند که برچسب‌گذاری کاملا نادرست است زیرا مردم برخی اوقات در جایگاه مخاطب می‌نشینند و برخی اوقات دیگر در هیبت هنرمند ظاهر می‌شوند.

بنابراین برگزاری نشست‌هایی با مخاطبان و مطرح کردن این پرسش که آن‌ها چه می‌خواهند با ود این‌که ایده ترسناکی به‌نظر می‌رسد، راه‌کار خوبی است؛ خودش یک نمایش و حتی یک بازی دست‌جمعی محسوب می‌شود. در حقیقت شنیدن صدای مخاطب و درک آن‌چه آن‌ها می‌خواهند برای تئاتر بسیار حیاتی است. بسیاری از گروه‌های تئاتری مطرح دریافته‌اند که لازم است به سوی اجرای نمایش‌هایی حرکت کنند که مخاطب می‌خواهد؛ بنابراین به‌نظر می‌رسد خط‌کشی میان مخاطب و هنرمند دیگر توجیهی نداشته باشد. به عنوان نمونه در منچستر مخاطبان تئاترها که به طور عمده جوانان را تشکیل می‌دهند، برنامه‌ریزان خود را دارند و در آن‌جا مخاطب این قدرت را دارد که نه تنها بگوید چه می‌خواهد بلکه آن را به‌دست آورد. این روش به کلی سیستم قدیمی نگاه یک سویه از بالا به پایین توسط یک هنرمند و یا کارگردان را دگرگون خواهد کرد.

بنابراین از طرح این پرسش که مخاطبان چه می‌خواهند نهراسید. اگر واقعا گوش فرادهیم، شاید به رایگان به توافقی بزرگ رسیده و دست‌آورد خوبی داشته باشیم. پس، روزی که واقعا به یک‌دیگر اعتماد کنیم، می‌توانیم بیشتر پیشرفت داشته باشیم.



نظرات

شما اولین نظر دهنده باشید.

نظر شما




Sroush Aparat Telegram Tiwtter Instagram