در حال بارگذاری لطفا شکیبا باشید...

تئاتر اجتماعی، منتقد گزنده سازنده اما بی‌خطر


■ اخبار » مقاله ■ شناسه خبر : ۴۱۲۳ ■ شنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۷ ساعت ۱۳:۲۱
نویسنده: تارا براکو، بازیگر عرصه تئاتر ایرلند
برگردان: حسین شاکری

یکی از مهمترین و شاخص‌ترین ویژگی تئاتر کارکرد اجتماعی آن است که کم‌وبیش در تمامی گونه‌های آن دیده می‌شود؛ اما این ویژگی در گونه‌ای با نام خاص «تئاتر اجتماعی» بسیار پررنگ نمود پیدا می‌کند؛ این گونه هنر نمایشی با وجود تاکید بر بیان مشکلات و معضلات اجتماعی از آن رو که در بسیاری مواقع ممکن است به موضوعات سیاسی نزدیک شده و اشتباه گرفته شود از سوی دولت‌ها در تمامی کشورها با دیده شک و تردید نگریسته می‌شود؛  درحالی که واقعیت به گونه‌ای دیگر است و تئاتر اجتماعی نه‌تنها خطرناک نیست بلکه سازنده نیز هست و این نکته‌ای که کم‌وبیش در پیام‌های روز جهانی تئاتر منعکس شده و رگه‌هایی از این نوع نگاه را در لایه‌ها پنهان و آشکار آن می‌توان یافت.

به باور بسیاری از هنرمندان تئاتر خلق و تولید یک اثر نمایشی با محوریت مسائل و مشکلات اجتماعی می‌تواند رویکردی رهبرمآبانه داشته باشد. هنرمند وادی تئاتری درباره معضلات اجتماعی خود را به خطر می‌اندازد زیرا چیزی را از درون جامعه، چه نیک و چه بد، در معرض دید مردمی قرار می‌دهد که نمی‌خواهند آن را ببینند؛ آن‌ها آیینه‌ای را برای بازتابش واقعیات در برابر مخاطب قرار می‌دهند. هنرمندان این گونه نمایشی کسانی هستند که تصمیم می‌گیرند چه داستانی را برای شنیده و دیده شدن توسط مردم ارائه دهند. آنان به‌طور پویا و فعال با به‌کارگیری تئاتر همچون گیرنده آگاهی‌های سیاسی اجتماعی مردم، پیرامون فرهنگی جامعه را شکل می‌دهند.

«پیتر ها» کارگردان مطرح انگلیسی در کتاب «تئاتر مورد نیاز» خود می‌نویسد: «تئاتر در هر جامعه‌ای برنده‌ترین ابزار برای ایجاد گفتمان زندگی با خود است. اگر مبارزه نکند، برانگیزنده و روشن‌گر نباشد کارکرد خود را به خوبی به انجام نرسانده است.»

ارزشمندترین کارکرد یک اثر نمایشی این است که تفکر را برانگیزاند، باب گفت‌وگو را بگشاید و مخاطبان را وادارد تا ساعت‌ها و حتی شاید سال‌ها بعد، درباره نمایش سخن بگویند. نمایش‌نامه‌نویسان بزرگی چون شکسپیر، برتولد برشت، آرتور میلر و ... همه‌گی نمایش‌های اجتماعی – سیاسی را خلق کرده‌اند که مخاطب را تکان می‌دهد. آثار نمایشی اجتماعی هم‌چنان تداوم خود را بر صحنه ادامه می‌دهند زیرا تئاتر مکانی ایده‌آل است برای بیان داستان‌هایی باورپذیر درباره پیچیدگی‌های جهانی که در آن زندگی می‌کنیم.

برخلاف فیلم یا تلویزیون که بسیار ساده می‌توانیم با یک دگمه آن را خاموش کنیم، مخاطب تئاتر راه زیادی را می‌پیماید تا رودر رو با شخصیت‌ها قرار بگیرد. هنر نمایش ژرفای شخصیت‌ها، موقعیت‌ها و آن‌چه که آن‌ها را برمی‌انگیزاند تا رفتاری خاص از خود بروز دهند را به نمایش می‌گذارد. شاید ما نتوانیم چرایی بسیاری از درگیری‌های سیاسی و اجتماعی جهان را بهتر درک کنیم مگر آن‌که نمایشی درباره آن را دیده و یا خوانده باشیم. کتاب‌های تاریخی و مستند تنها به گفتن رویدادها و نتایج آن بسنده کرده‌اند در حالی که یک اثر نمایشی نمایان‌گر کنش‌های انسانی است که این درگیری‌ها را به وجود آورده و یا استمرار بخشیده است.

با وجود نگاه سیاهی که تئاتر اجتماعی ارائه می‌دهد، اشتباه فاحشی است که فکر کنیم این گونه نمایشی ذاتا بد است؛ زیرا تئاتر اجتماعی برجسته کننده تجربیات مشترک بشر است و این مهمترین ویژگی است که مخاطب را درگیر می‌کند؛ و این زمانی امکان‌پذیر است که نمایش از ساختار قوی برخوردار باشد و از شعارزدگی اجتناب کند.

روایت‌ها چه تخیلی و چه واقعی در بیان اطلاعات اجتماعی و تحت‌تاثیر قرار دادن مخاطب بسیار کوثر هستند. اینم روایت‌ها هستند که حتی در سخنرانی‌ها و منپین‌های تبلیغاتی کارایی دارند. هم «دروو وستن»، روانشناس و هم «جورج لاکوف»، زبان‌شناس در کتاب‌های خود «خرد سیاسی: نقش احساس در تصمیم‌گیری سرنوشت یک ملت» و «گفتمان ارزش‌ها و چشم‌انداز امریکای ما» بر قدرت روایت تاکید می‌کنند. «وستن» 10 جزء ضروری را برای خلق یک داستان اجتماعی – سیاسی را برمی‌شمرد که برای هر نمایش‌نامه‌نویسی لازم است تا مبنای کار قرار گیرد؛ ساختار باید ساده باشد تا به‌درستی فهمیده شود؛ باید یک شخصیت محوری منفی و یکی مثبت وجود داشته باشد؛ و بایسته است خاطره‌انگیز و بیادماندی باشد. به همین صورت، «لاکف» می‌نویسد: «... روایت‌ها بحث را در گذری می‌اندازند که هم مخاطب را درگیر می‌کند و هم فهم آن‌ها را به سوی خودشان رهنمون می‌سازد.»

اما درحالی که مسئولین جامعه روایت را به‌کار می‌گیرند تا احساسات مردم را برانگیزند و امتیازات خود را رخ بنمایانند، نمایش‌نامه‌نویس از داستان‌های روایی برای به بیرون پرتاب کردن مخاطب از جایگاه آرام و راحت خود استفاده می‌کند. «هوارد زین»، تاریخ‌شناس و فعال اجتماعی مطرح تاکید می‌کند، هنرمندی که اثر داستانی را می‌نویسد، انعطاف‌پذیری بسیار زیادی برای خلق محتوایی درباره چالش‌های وضع موجود دارد. او در کتاب «هنرمندان دوران جنگ» می‌گوید: «هنرمندان تئاتر می‌توانند به نکاتی اشاره کنند که شما را از تفکرات سنتی جدا کند زیرا شما با یک داستان سروکار دارید.» به‌طور کلی، مردم نمایش را هم‌چون ابزاری می‌بینند که جریان‌های اصلی را مورد پرسش قرار می‌دهد در حالی که ریسک‌پذیری کمتری نسبت به یک مقاله غیرداستان با همان موضوع را دارا است.



نظرات

شما اولین نظر دهنده باشید.

نظر شما




Sroush Aparat Telegram Tiwtter Instagram