در حال بارگذاری لطفا شکیبا باشید...
دلنوشته های اصغر همت در فراق صادق صفائی و فرزند کاظم هژیر آزاد
■ اخبار » یادداشت ■ شناسه خبر : 11216 ■ دوشنبه 8 شهریور ساعت 17:21
دلنوشته های اصغر همت در فراق صادق صفائی و فرزند کاظم هژیر آزاد

دلنوشته های اصغر همت در فراق صادق صفائی و فرزند کاظم هژیر آزاد


اصغر همت از دلنوشته های خود در فراق صادق صفائی و آرمان هژیر آزاد فرزند کاظم هژیر آزاد گفت.

صادق جان،کهنه دوست ورفیق،همپای دوران سختی های مزید کرونایی،میگفتم چندین ماه، نزدیک یکسال است که تنها ملجاء ومفرم چشم به آخر شب هاست که درکنارت قدم بزنم،ازاین دروآن دربگیم.مسیر وجای جای پارک پرواز برایمان خاطره شد،چه لذتی می بردی آنهنگام که نسیم،بوی عطرشکوفه ها واقاقیاوپیچ امین الدوله رو به مشاممان می رساند وتو انگار مست می شدی،برای رعایت درد زانو ودوری از پستی وبلندی های پارک پرواز،مکان را به سطح مسطح پشت آپارتمانت منتقل کردیم-هرچند تو پارک پرواز را ترک نکردی تا زمانی که پرواز کردی-وآنجا بود که شانس همراهمان ودوست وهمشهری عزیزم شاهرخ تندروصالح همپایمان شد،دوستی شفیق،شایسته،پر شوروحرارت در بحث ها به ویژه درحوزه ی ادبیات،پژوهش ونقدو شعر،وقتی تو آخرین نمایشنامه ات”ربات ورباته”رو به میان آوردی،چه بحث ها که نکردیم،وتو صبورانه ومتواضعانه-آنطورکه در مرام ت بود-شنیدی وشب فردا با نتیجه گیری های تازه می آمدی،افسوس می خورم چرا حداقل بخشی ازحرف هایمان را در حین پیاده روی ضبط نکردم،افسوس می خورم چرا آنهنگام که از کسالتت گفتی اصرار افزون نکردیم که به پزشک مراجعه کنی ومثل خودت کوتاهی کردیم،هرچند با اظهار اینکه این روزهامطب ها وبیمارستانها جای امنی نیست مارا قانع کردی،در احوالپرسی های روزانه ودیدارهای شبانه می گفتی که بهتری،وقتی از دلشوره ام از دیرکردت در دوشب قبل گفتم،اطمینان دادی که خوبی ودرگیرپاسخ به تلفن بودی،دیشب هم که نیامدی گفتیم حتمأکاری برایت پیش آمده،اما طبق معمول نه پیامی گذاشتی ونه پاسخگوی تلفن بودی،شاید علت اصلی بی توجهی مان،حال نامساعد شاهرخ عزیز بود که پس از تزریق واکسن کرونا حال مساعدی نداشت وزودتر به خانه رفت-امان از این کرونای مزید-شب آخر به من گفتی می خواهی یک ترم مرخصی بگیری واستراحت مطلق بکنی وقتی گفتم تواین شرایط مشغول باشی بهتره،گفتی می خوام برم سفر!گفتم چه خوب!از رفتار وبرخوردبعضی از شاگردان سفیه ت خیلی ناراحت بودی،همانها که قدر تورا ندانستند،دیشب وقتی به آپارتمانت آمدم،یادداشت تقاضای مرخصی رو روی میز دیدم واز آن عکس گرفتم.آخرین دستنوشته ات!عجب مرخصی گرفتی!!!صادق جان موافقت شد،برو،بروسفرت بخیر.تویی که بی آزار بودی،تویی که اینهمه محجوب ومهجور بودی وحالا می بینم محبوب هم بودی،تویی که سمبل بی توقعی،متانت وادب بودی،تویی که تواضع ت مثال زدنی بود،تویی که مظلوم واقعی بودی....
چه غریبانه سفر آغاز کردی!تنها! مثل همیشه!برو سفرت بخیر.بازی های اندک اما درخشانت درتئاترو سینما وتلویزیون،نوشته های از دل برآمده ات-اصلأ فکر نمی کردم دراین زمینه هم دستی داری تاچندسال پیش که برنده ی جایزه ی اول نمایشنامه نویسی خانه ی تئاتر شدی در بین خیل نمایشنامه نویسان مدعی-وعکس های ماندگارت که به سنگ ها جان دادی!همه برایمان به یادگار خواهد ماندبه عنوان سوغاتی های قبل از سفر!سوغاتی های سفر بماند برای دیدار.

کاظم عزیز...
کاظم جان لعنت به این روزهای شوم،صبحی نیست که مواجه با از دست دادن عزیزی نشویم،هنوز درغم هجران داماد وپدرطی دوماه گذشته و همین دوسه روزپیش صادق صفایی عزیز هستم که این خبر ناگوار-ازدست دادن فرزند دلبندت-شوکی مکرربرمن هوار کرد،بعداز مصیبتی که برای دوست ورفیق دیرینه ام حمید مظفری ارجمند پیش آمد،آرزوکرده بودم تا وقتی زنده ام کسی از اطرافیان،همسالان ورفقا داغ فرزند نبیند که عظیم مصیبتی ست،اما این آرزو اجابت نشد وامروز دراین صبحگاه مواجه با این خبر بس ناگوار شدم،کاظم جان زبان قاصر است در توصیف این دردورنج سترگ که برشانه هایت سنگینی می کند،چطور می شود ازاین رنج جانفرسا کاست؟واقعأچطور؟!!!نمی دانم،فقط می توانم برایت صبر جمیل وتحمل این فقدان کمرشکن را آرزومند باشم،شک ندارم که تو با روحیه ی شگرف واستواری که داری می توانی بااین مصیبت هم کنار بیایی،چاره ی دیگری نیست!ما آمده ایم که رنج های این دنیا را تحمل کنیم وبرویم!!!!،کاش  رنج ها کمتر بود!کاش رنج ها کمتر شود،کاش ......

 

کلیدواژگان


نظرات

شما اولین نظر دهنده باشید.

نظر شما




شبکه‌های اجتماعی
Sroush Aparat Telegram Tiwtter Instagram


© ۲۰۱۹ TheaterForum. All rights reserved
Developed by : w w w . d o r w e b . i r
اطلاعات تلفن Rss
خانه تئاتر



به ما بپیوندید : Aparat Telegram Tiwtter Instagram