معرفی نمایشنامه های جدید

نيكوس كازانتزاكيس نويسنده‌ي بزرگ يوناني از چهره‌هاي برجسته‌ي ادبي و روشنفكري جهان در سده‌ي بيستم است. او در 1883 در شهر كرِت، يونان، متولد شد و در 1957 در فرايبورگ سوئيس درگذشت. كازانتزاكيس انساني سياحت‌گر و نويسنده‌اي چندوجهي بود و در بسياري از محافل فرهنگي و اجتماعي جهان در نيمه‌ي اول سده‌ي بيستم حضوري موثر داشت. او شاعر، رمان‌نويس، درام‌نويس، روزنامه‌نگار و مترجم، و در عين حال جهانگردي نكته‌بين همچون ناصرخسرو بود. نزد هانري برگسون فلسفه آموخت و رساله‌ي دكتراي خود را درباره‌ي نيچه نوشت و از هر دو تاثير پذيرفت. در جنگ‌هاي داخلي اسپانيا شركت كرد؛ در دهمين سالگرد انقلاب روسيه با لنين ديدار كرد؛‌ در ايتالياي فاشيستي حاضر و ناظر بود، و همچنين در مصر و بيت‌المقدس و قبرس و ژاپن و چين و انگلستان گشت‌‌وگذاري روشنفكرانه داشت؛ و در وطن خود، يونان، در ادب و فلسفه و هنر غوطه خورد. برخي از مشاهدات و تاملات او را در كتاب گزارش به خاك يونان كه به شيوه‌ي رمان نوشته مي‌توان بازيافت، كه نشان مي‌دهد زندگي او سلوكي معنوي به سوي عروج از تخته بند تن بوده است. كازانتزاكيس همچنين دوران زندگي پرماجراي خود را در شاهكار خود به‌نام اوديسه به‌صورت نظم تصنيف كرده است كه در واقع آن‌را دنباله‌ي اوديسه‌ي هومر مي‌داند. خود درباره‌ي اين رمان منظوم مي‌گويد: «من بر آنم كه رستگاري من به‌عنوان روشنفكر و متفكر وابسته به همان چيزي است كه قهرمان اوديسه مي‌جويد، اگر او رستگار شود من هم خواهم شد.»
در سال 1349 در روزنامه‌ي لوموند مقاله‌اي به قلم واسيليس الك‌كيس درباره‌ي كازانتزاكيس منتشر شد كه زنده‌ياد محمد قاضي در مقدمه‌ي ترجمه‌ي كتاب مسيح باز مصلوب1 آن را آورده است و در اين‌جا فرازهايي از آن مقاله نقل مي‌شود.
«...سفر اوليس و مسافرت‌هاي نيكوس كازانتزاكيس هر دو به ‌يك منظور و به‌دنبال هدفي واحد است. هر دو در سر راه خود به كساني چون مسيح، بودا و لنين برخورده‌اند و اين رب‌النوع‌ها لحظه‌اي چند آن‌ها را غرق در اميد كرده‌اند اما نتوانسته‌اند آن دو را پايبند كنند. سرانجام دو مسافر باز بر گرداب‌ها شراع كشيده و مسيري را تعقيب كرده‌اند...»
الك كيس همچنين در مقاله‌ي خود آورده است: «فلسفه‌ي كازانتزاكيس را در دو كلمه مي‌توان خلاصه كرد: بدبيني و قهرماني! عاقل آن است كه دست‌ها را صليب‌وار بر سينه بگذارد و فكر كند: هلني در كار نيست! هلن همان نفس مبارزه به‌خاطر هلن است! هلن مردي را كه به‌خاطرش مبارزه مي‌كند به‌شور و هيجان مي‌آورد بي‌آن‌كه پاداشي در كار باشد، و مرد مي‌داند كه در اين سفر عاقبت به كام آبشاري فرو خواهد رفت،‌ و آبشار به ريشش خواهد خنديد...» كولِت ژانيو لوست همسر اول كازانتزاكيس كه شرح كامل احوال او را گرد آورده درباره‌ي شوهرش نوشته است: مسير فكري كازانتزاكيس را نمي‌توان به كمال ترسيم كرد، و هرگز نبايد از پيشروي بازايستاد و گفت : «اين‌جا خوب است، همين‌جا مي‌توان ماند.»2
از اين نويسنده تاكنون رمان‌هاي زورباي يوناني، آزادي يا مرگ، مسيح بازمصلوب، گزارش به خاك يونان و سرگشته‌ي راه حق به زبان فارسي منتشر شده است و كورُس نخستين نمايشنامه‌اي است كه از او منتشر مي‌شود. سير و سلوك در جستجوي خدا را در نمايشنامه‌ي منظوم كورس هم مي‌توان يافت. اما در اين‌جا به پيروي از تراژدي‌هاي يوناني ما مبارزه‌ي انسان در برابر سرنوشت و غلبه بر ضعف‌هاي خود را مي‌بينيم، با اين تفاوت كه اين نمايشنامه تراژدي نيست. كورُس، به‌زبان يوناني به معناي، «مرد جوان» را مي‌توان تجسم «انسان برتر» از نگاه نيچه ارزيابي كرد، كه در آن تسئوس، پهلوان يوناني، پس از غلبه بر نفسِ خود بدل به كورُس مي‌شود.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
‌1. Christ Recrucified، ترجمه‌ي محمد قاضي، خوارزمي، چاپ دوم، 1352.
‌2. همان.


نسخه چاپی
بازگشت
 

معرفي نمایشهای روی صحنه

آيين نامه درجه بندي هنري هنرمندان تئاتر

حقوق و بيمه هنرمندان انجمن نمايش تا كي بايد قطع باشد

گزارش تصويري نمايش هاي روي صحنه در آلبوم عکس

ادامه

 تبليغات

خبرهای تئاتر
(بر گرفته از سايت آفتاب)

All rights reserved. Sefid Graphic
Visitor : 251167